سخن گفتن است تا از آن براى بيان مقاصد و رفع نيازهاى خود يارى بگيرد. اين توانايى نيز مانند ديگر توانايىهاى بشرى، هم مىتواند در مسير صحيح به كار گرفته شود و هم در مسير باطل. در قرآن كريم بر استفاده صحيح از زبان و سخنان نيكو گفتن بسيار تأكيد شده است.
خداوند به مؤمنان توصيه مىكند با نزديكان، يتيمان و نيازمندان به نيكى سخن بگويند:
وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُوْلُواْ الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفاً؛[1]و هر گاه، خويشاوندان يتيمان و مستمندان در تقسيم [ارث] حاضر شدند، [چيزى] از آن را به ايشان ارزانى داريد و با آنان سخنى پسنديده گوييد.
در آيهاى ديگر، خداوند به فرزندان دستور مىدهد با والدين پير خود بزرگوارانه سخن بگويند و از تندى با آنها بپرهيزند:
وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيماً؛[2]و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر [خود] احسان كنيد. اگر يكى از آن دو يا هر دو، در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى.
و در آيهاى ديگر به همه بندگان خود دستور مىدهد با يكديگر به نيكى سخن بگويند:
وَ قُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبِيناً؛[3]و به بندگانم بگو: «آنچه را كه بهتر است بگويند»، كه شيطان ميانشان را به هم مىزند، زيرا شيطان همواره براى انسان دشمنى آشكار است.
در روايات نيز مؤمنان به سخن نيكو گفتن امر شدهاند. در روايتى از پيامبراكرم صلى الله عليه و آله آمده است:
سوگند به آنكه جانم در دست اوست! مردم هزينهاى محبوبتر از سخن خير نمىكنند.[4]
[1]- نساء( 4): 8
[2]- اسراء( 17): 23
[3]- اسراء( 17): 53
[4]- محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج 3، ص 2742
در روايت ديگرى آمده است مردى از پيامبر صلى الله عليه و آله درباره برترين اعمال پرسيد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اطعام كردن و پاكيزه سخن گفتن.»[1]
اميرالمؤمنين عليه السلام نيز مىفرمايد:
سه چيز از درهاى نيكى است: سخاوت و سخن پاكيزه و صبر بر اذيت.[2]
به خودت اجازه نده مرتكب سخن يا رفتار زشت شوى.[3]
امامصادق عليه السلام نيز در روايتى شيعيان را بهشدت از سخن زشت و بيهوده برحذر داشته است:
اى شيعيان! مايه زينت ما باشيد، نه مايه ننگ ما. با مردم به نيكى سخن بگوييد و زبان خود را نگهداريد و آن را از سخنان بيهوده و زياده بازداريد.[4]
مفهوم سخن نيكو
براى اينكه بدانيم چه سخنى نيكوست، خداوند در قرآن معيارى براى تشخيص سخن نيك از بد بيان كرده است:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا؛[5]اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا پروا داريد و سخنى استوار گوييد.
علامه طباطبايى درباره اين آيه مىفرمايد:
سديد از سَداد به معناى درستى و راهيافتگى است. پس قول سديد آن است كه اولًا مطابق با واقع است؛ ثانياً بيهوده نيست و ثالثاً پيامد نامناسب ندارد.[6]
[1]- همان
[2]- همان
[3]- همان، ج 3، ص 2743
[4]- همان، ص 2742
[5]- احزاب( 33): 70
[6]- محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج 16، ص 347
بر پايه اين آيه، سخن نيك، سخن راستى است كه نه بيهوده است و نه پيامدى منفى در پى دارد.
امامباقر عليه السلام نيز در تفسير آيه «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً.»[1]مىفرمايد:
بهترين سخنى را كه دوست داريد به شما بگويند، به مردم بگوييد.[2]
در اين روايت نيز معيار ديگرى براى تشخيص سخن نيك از بد بيان شده كه البته با آنچه در قرآن آمده، تعارضى ندارد، بلكه ابزارى براى تشخيص مصداقهاى قاعده قرآنى است.
افزون بر اين، در روايات برخى مصداقهاى سخن خوب نيز بيان شده است كه به بعضى از آنها اشاره مىكنيم:
1. سخن از روى علم و آگاهى:در روايات متعددى به اين موضوع اشاره شده كه انسان بايد بر اساس علم و آگاهى سخن بگويد. مثلًا امامباقر عليه السلام فرمود:
خوش ندارم زبان شخص بيش از علم او باشد؛ چنانكه خوش ندارم علم او بيش از عقلش باشد.[3]
در روايت ديگرى آمده است:
آنچه به آن علم ندارى، مگو.[4]
2. بجا سخن گفتن:اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد:
آنچه بدان علم ندارى، مگو و هر چه را نيز مىدانى، مگو كه خداوند بر اعضاى تو واجباتى
مقرر كرده و در روز قيامت به آنها بر تو احتجاج مىكند.[5]
[1]- بقره( 2): 83
[2]- محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج 3، ص 2742
[3]- همان، ص 2737
[4]- همان، ص 2739
[5]- همان
از اين روايت بهروشنى برمىآيد كه سخن راست را نيز بايد در جاى خود گفت و نبايد به اين دليل كه سخنى راست است، آنرا در هر جايى بيان كرد.
3. به اندازه سخن گفتن:در برخى روايات آمده است كه در سخن گفتن نبايد زيادهروى يا كوتاهى كرد. اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد:
سخن ميان دو دوست بد گرفتار است: زيادهروى و كمگويى. زيادهگويى بيهودهگويى است و كمگويى عجز و ناتوانى.[1]
4. نداشتن پيامدهاى سوئى چون شرمندگى، سرزنش و پشيمانى:در رواياتى از اميرالمؤمنين على عليه السلام آمده است:
سكوتى كه مايه وقار تو باشد، بهتر از كلامى است كه مايه ننگ توست.[2]
سكوتى كه سلامت تو را در پى داشته باشد، بهتر از سخنى است كه سرزنش در پى بياورد.[3]
سكوتى كه مايه كرامت تو باشد، بهتر از گفتارى است كه موجب پشيمانى باشد.[4]
از آنچه گفتيم، روشن شد كه سخن نيكو سخنى است استوار و محكم كه راست و سودمند باشد. يكى از راههاى تشخيص سخن استوار از غيراستوار ملاحظه آن است كه آيا دوست داريم كسى آن سخن را به ما بگويد، همين نشانه استوار بودن آن است. راههاى ديگر نيز توجه به معيارهايى است كه در روايات بيان شده؛ مانند عالمانه بودن، بجا بودن، به اندازه بودن و نداشتن پيامد سوء.
آثار سخن نيكو
[1]- همان
[2]- همان، ص 2741
[3]- همان
[4]- همان
يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيماً؛[1]اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا پروا داريد و سخنى استوار گوييد؛ تا اعمال شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بر شما ببخشايد، و هر كس خدا و پيامبرش را فرمان بَرَد قطعاً به رستگارى بزرگى نايل آمده است.
بر پايه اين آيه، سخن استوار و نيكو دو اثر بسيار مهم دارد: اصلاح رفتارهاى آدمى و بخشوده شدن گناهان. علامه طباطبايى مىگويد:
هرگاه آدمى خود را ملزم به سخن استوار و محكم كند، از سخنان دروغ و لغو و كلامى كه پيامدهاى سوء دارد، بازمىماند و با رسوخ اين صفت در وى، از رفتارهاى زشت و نادرست و بيهوده نيز دست برمىدارد و از [آنها] ... پشيمان مىشود و توبه مىكند.[2]
بدين ترتيب سخن نيكو، هم رفتار را اصلاح مىكند و هم موجب بخشوده شدن گناهان پيشين مىگردد.
در سوره اسراء نيز به يكى ديگر از آثار سخن نيكو اشاره شده است:
وَ قُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبِيناً؛[3]و به بندگانم بگو: «آنچه را كه بهتر است بگويند»، كه شيطان ميانشان را به هم مىزند، زيرا شيطان همواره براى انسان دشمنى آشكار است.
بر اساس اين آيه، خداوند به مؤمنان فرمان مىدهد سخن نيكو بگويند تا ميان آنان اختلاف نيفتد. بنابراين يكى ديگر از آثار سخن نيكو، جلوگيرى از ايجاد فتنه و اختلاف ميان مردم است.
در سخنان معصومان عليهم السلام نيز به برخى از آثار سخن نيكو اشاره شده است. امامعلى عليه السلام مىفرمايد:
مردم را بهخوبى مخاطب قرار دهيد و با آنان بهخوبى سخن بگوييد تا پاسخى زيبا بشنويد.[4]
[1]- احزاب( 33): 70 و 71
[2]- محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج 16، ص 347
[3]- اسراء( 17): 53
[4]- محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج 3، ص 2743
كسى كه نيكو سخن بگويد، هميشه پيروز است.[1]
كسى كه زبانش شيرين است، دوستانش بسيار است.[2]
زبانت را به نيكو سخن گفتن عادت ده تا از سرزنش شدن در امان باشى.[3]
زبانت را به نرمگويى و سلام كردن عادت ده تا دوستداران تو افزون و دشمنان تو كمگردند.[4]
امامباقر عليه السلام نيز در روايتى مىفرمايد:
سخن نيكو مال را افزون مىكند؛ روزى را رشد مىدهد؛ اجل را به تأخير مىاندازد؛ شخص را محبوب خانواده و خويشانش مىسازد و او را وارد بهشت مىكند.[5]
از همين روست كه اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد:
سخن زشت مگو، هر چند از پاسخ دادن عاجز باشى.[6]
راه نيكو سخن گفتن
زبان عضوى است كه استفاده كردن از آن بسيار آسان و قلمرو آن بسيار وسيع است. ديگر اعضاى انسان مانند چشم، گوش و حسِ لامسه، تنها در امورى خاص كاربرد دارند، اما زبان را مىتوان درباره همه موجودات مادى و معنوى، دنيايى و اخروى، گذشته، حال و آينده بهكار برد. از ديگر سو، هر سخنى كه از زبان صادر شود، بر همه اعضاى آدمى تأثير مىگذارد.
از اين روست كه پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
هنگامى كه صبح مىشود، همه اعضا به زبان مىگويند از خدا بترس و متعرض ما نشو كه
[1]- همان
[2]- همان
[3]- همان
[4]- همان
[5]- همان
[6]- همان، ص 2735
اگر تو در مسير صحيح حركت كنى، ما نيز در مسير صحيح خواهيم بود و اگر منحرف شوى، ما نيز منحرف خواهيم شد.[1]
حال بايد پرسيد چگونه مىتوان زبان را مهار كرد؟ مهمترين و كارآمدترين شيوه براى مهار زبان آن است كه پيش از سخن گفتن بايد درباره آن انديشيد تا روشن شود آيا سخن موردنظر نيكوست، يا اينكه پيامد زيانبارى دارد. در روايتى از اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است:
زبان عاقل پشت قلب او، و قلب احمق پشت زبان اوست.[2]
مراد امام عليه السلام اين است كه عاقل پيش از آنكه سخنى بگويد، آن را از صافى عقل خود مىگذراند تا اگر سخن نيكو و مناسب بود، آن را بر زبان آورد و يا از بيان آن خوددارى كند. بهعكس، نادان نخست سخن مىگويد، آنگاه درباره درستى يا نادرستى آن انديشه مىكند. از اين رو، عاقل از بيان سخنان زشت در امان است و نادان پيوسته گرفتار لغزشهاى زبان.
مطلب ديگرى كه چهبسا غفلت از آن موجب بىتوجهى به زبان و مهار آن مىشود، اين است كه معمولًا آدمى سخن را بخشى از عمل و رفتار خود به شمار نمىآورد. پيامبر صلى الله عليه و آله در روايتى مىفرمايد:
كسى كه گفتارش را [بخشى] از رفتارش بداند، گفتارش كم مىشود، مگر در موارد نياز.[3]
بنابراين راه ديگر براى مهار زبان اين است كه بدانيم سخن گفتن نيز بخشى از اعمال و رفتار ماست و در مقابل آن مسئول هستيم.
7. عفو و گذشت
عفو و گذشت يكى از مكارم اخلاقى است كه در منابع دينى به آن بسيار سفارش شده است.
[1]- همان، ج 4، ص 2778
[2]- همان
[3]- همان، ج 3، ص 2738
خداوند در قرآنكريم پيامبر صلى الله عليه و آله را به گذشت از آزارها و كارشكنىهاى اهلكتاب فرامىخواند:
وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛[1]بسيارى از اهل كتاب- پس از اينكه حق برايشان آشكار شد- از روى حسدى كه در وجودشان بود، آرزو مىكردند كه شما را، بعد از ايمانتان، كافر گردانند. پس عفو كنيد و درگذريد، تا خدا فرمان خويش را بياورد، كه خدا بر هر كارى تواناست.
چنين خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مىدهد:
خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ؛[2]گذشت پيشه كن، و به [كار] پسنديده فرمان ده، و از نادانان رُخ برتاب.
خداوند در قرآن به كرّات مؤمنان را با ويژگى عفو و گذشت وصف مىكند:
الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِى السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ؛[3]همانان كه در فراخى و تنگى انفاق مىكنند؛ و خشم خود را فرو مىبرند؛ و از مردم در مىگذرند؛ و خداوند نكوكاران را دوست دارد.
در برخى آيات نيز بهصراحت مؤمنان را به عفو و گذشت امر مىكند:
وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ؛[4]بايد عفو كنند و گذشت نمايند. مگر دوست نداريد كه خدا بر شما ببخشايد؟ و خدا آمرزنده مهربان است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛[5]اى كسانى كه ايمان آوردهايد، در حقيقت برخى از همسران
[1]- بقره( 2): 109
[2]- اعراف( 7): 199
[3]- آل عمران( 3): 134
[4]- نور( 24): 22
[5]- تغابن( 64): 14