بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 134

از اين روايت به‌روشنى برمى‌آيد كه سخن راست را نيز بايد در جاى خود گفت و نبايد به اين دليل كه سخنى راست است، آن‌را در هر جايى بيان كرد.

3. به اندازه سخن گفتن:در برخى روايات آمده است كه در سخن گفتن نبايد زياده‌روى يا كوتاهى كرد. اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌فرمايد:

سخن ميان دو دوست بد گرفتار است: زياده‌روى و كم‌گويى. زياده‌گويى بيهوده‌گويى است و كم‌گويى عجز و ناتوانى.[1]

4. نداشتن پيامدهاى سوئى چون شرمندگى، سرزنش و پشيمانى:در رواياتى از اميرالمؤمنين على عليه السلام آمده است:

سكوتى كه مايه وقار تو باشد، بهتر از كلامى است كه مايه ننگ توست.[2]

سكوتى كه سلامت تو را در پى داشته باشد، بهتر از سخنى است كه سرزنش در پى بياورد.[3]

سكوتى كه مايه كرامت تو باشد، بهتر از گفتارى است كه موجب پشيمانى باشد.[4]

از آنچه گفتيم، روشن شد كه سخن نيكو سخنى است استوار و محكم كه راست و سودمند باشد. يكى از راه‌هاى تشخيص سخن استوار از غيراستوار ملاحظه آن است كه آيا دوست داريم كسى آن سخن را به ما بگويد، همين نشانه استوار بودن آن است. راه‌هاى ديگر نيز توجه به معيارهايى است كه در روايات بيان شده؛ مانند عالمانه بودن، بجا بودن، به اندازه بودن و نداشتن پيامد سوء.

آثار سخن نيكو

[1]- همان

[2]- همان، ص 2741

[3]- همان

[4]- همان


صفحه 135

يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيماً؛[1]اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از خدا پروا داريد و سخنى استوار گوييد؛ تا اعمال شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بر شما ببخشايد، و هر كس خدا و پيامبرش را فرمان بَرَد قطعاً به رستگارى بزرگى نايل آمده است.

بر پايه اين آيه، سخن استوار و نيكو دو اثر بسيار مهم دارد: اصلاح رفتارهاى آدمى و بخشوده شدن گناهان. علامه طباطبايى مى‌گويد:

هرگاه آدمى خود را ملزم به سخن استوار و محكم كند، از سخنان دروغ و لغو و كلامى كه پيامدهاى سوء دارد، بازمى‌ماند و با رسوخ اين صفت در وى، از رفتارهاى زشت و نادرست و بيهوده نيز دست برمى‌دارد و از [آنها] ... پشيمان مى‌شود و توبه مى‌كند.[2]

بدين ترتيب سخن نيكو، هم رفتار را اصلاح مى‌كند و هم موجب بخشوده شدن گناهان پيشين مى‌گردد.

در سوره اسراء نيز به يكى ديگر از آثار سخن نيكو اشاره شده است:

وَ قُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبِيناً؛[3]و به بندگانم بگو: «آنچه را كه بهتر است بگويند»، كه شيطان ميانشان را به هم مى‌زند، زيرا شيطان همواره براى انسان دشمنى آشكار است.

بر اساس اين آيه، خداوند به مؤمنان فرمان مى‌دهد سخن نيكو بگويند تا ميان آنان اختلاف نيفتد. بنابراين يكى ديگر از آثار سخن نيكو، جلوگيرى از ايجاد فتنه و اختلاف ميان مردم است.

در سخنان معصومان عليهم السلام نيز به برخى از آثار سخن نيكو اشاره شده است. امام‌على عليه السلام مى‌فرمايد:

مردم را به‌خوبى مخاطب قرار دهيد و با آنان به‌خوبى سخن بگوييد تا پاسخى زيبا بشنويد.[4]

[1]- احزاب( 33): 70 و 71

[2]- محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج 16، ص 347

[3]- اسراء( 17): 53

[4]- محمد محمدى رى‌شهرى، ميزان الحكمة، ج 3، ص 2743


صفحه 136

كسى كه نيكو سخن بگويد، هميشه پيروز است.[1]

كسى كه زبانش شيرين است، دوستانش بسيار است.[2]

زبانت را به نيكو سخن گفتن عادت ده تا از سرزنش شدن در امان باشى.[3]

زبانت را به نرم‌گويى و سلام كردن عادت ده تا دوستداران تو افزون و دشمنان تو كم‌گردند.[4]

امام‌باقر عليه السلام نيز در روايتى مى‌فرمايد:

سخن نيكو مال را افزون مى‌كند؛ روزى را رشد مى‌دهد؛ اجل را به تأخير مى‌اندازد؛ شخص را محبوب خانواده و خويشانش مى‌سازد و او را وارد بهشت مى‌كند.[5]

از همين روست كه اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌فرمايد:

سخن زشت مگو، هر چند از پاسخ دادن عاجز باشى.[6]

راه نيكو سخن گفتن‌

زبان عضوى است كه استفاده كردن از آن بسيار آسان و قلمرو آن بسيار وسيع است. ديگر اعضاى انسان مانند چشم، گوش و حسِ لامسه، تنها در امورى خاص كاربرد دارند، اما زبان را مى‌توان درباره همه موجودات مادى و معنوى، دنيايى و اخروى، گذشته، حال و آينده به‌كار برد. از ديگر سو، هر سخنى كه از زبان صادر شود، بر همه اعضاى آدمى تأثير مى‌گذارد.

از اين روست كه پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

هنگامى كه صبح مى‌شود، همه اعضا به زبان مى‌گويند از خدا بترس و متعرض ما نشو كه

[1]- همان

[2]- همان

[3]- همان

[4]- همان

[5]- همان

[6]- همان، ص 2735


صفحه 137

اگر تو در مسير صحيح حركت كنى، ما نيز در مسير صحيح خواهيم بود و اگر منحرف شوى، ما نيز منحرف خواهيم شد.[1]

حال بايد پرسيد چگونه مى‌توان زبان را مهار كرد؟ مهم‌ترين و كارآمدترين شيوه براى مهار زبان آن است كه پيش از سخن گفتن بايد درباره آن انديشيد تا روشن شود آيا سخن موردنظر نيكوست، يا اينكه پيامد زيانبارى دارد. در روايتى از اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است:

زبان عاقل پشت قلب او، و قلب احمق پشت زبان اوست.[2]

مراد امام عليه السلام اين است كه عاقل پيش از آنكه سخنى بگويد، آن را از صافى عقل خود مى‌گذراند تا اگر سخن نيكو و مناسب بود، آن را بر زبان آورد و يا از بيان آن خوددارى كند. به‌عكس، نادان نخست سخن مى‌گويد، آن‌گاه درباره درستى يا نادرستى آن انديشه مى‌كند. از اين رو، عاقل از بيان سخنان زشت در امان است و نادان پيوسته گرفتار لغزش‌هاى زبان.

مطلب ديگرى كه چه‌بسا غفلت از آن موجب بى‌توجهى به زبان و مهار آن مى‌شود، اين است كه معمولًا آدمى سخن را بخشى از عمل و رفتار خود به شمار نمى‌آورد. پيامبر صلى الله عليه و آله در روايتى مى‌فرمايد:

كسى كه گفتارش را [بخشى‌] از رفتارش بداند، گفتارش كم مى‌شود، مگر در موارد نياز.[3]

بنابراين راه ديگر براى مهار زبان اين است كه بدانيم سخن گفتن نيز بخشى از اعمال و رفتار ماست و در مقابل آن مسئول هستيم.

7. عفو و گذشت‌

عفو و گذشت يكى از مكارم اخلاقى است كه در منابع دينى به آن بسيار سفارش شده است.

[1]- همان، ج 4، ص 2778

[2]- همان

[3]- همان، ج 3، ص 2738


صفحه 138

خداوند در قرآن‌كريم پيامبر صلى الله عليه و آله را به گذشت از آزارها و كارشكنى‌هاى اهل‌كتاب فرامى‌خواند:

وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ؛[1]بسيارى از اهل كتاب- پس از اينكه حق برايشان آشكار شد- از روى حسدى كه در وجودشان بود، آرزو مى‌كردند كه شما را، بعد از ايمانتان، كافر گردانند. پس عفو كنيد و درگذريد، تا خدا فرمان خويش را بياورد، كه خدا بر هر كارى تواناست.

چنين خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مى‌دهد:

خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ؛[2]گذشت پيشه كن، و به [كار] پسنديده فرمان ده، و از نادانان رُخ برتاب.

خداوند در قرآن به كرّات مؤمنان را با ويژگى عفو و گذشت وصف مى‌كند:

الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِى السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ؛[3]همانان كه در فراخى و تنگى انفاق مى‌كنند؛ و خشم خود را فرو مى‌برند؛ و از مردم در مى‌گذرند؛ و خداوند نكوكاران را دوست دارد.

در برخى آيات نيز به‌صراحت مؤمنان را به عفو و گذشت امر مى‌كند:

وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ؛[4]بايد عفو كنند و گذشت نمايند. مگر دوست نداريد كه خدا بر شما ببخشايد؟ و خدا آمرزنده مهربان است.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛[5]اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، در حقيقت برخى از همسران‌

[1]- بقره( 2): 109

[2]- اعراف( 7): 199

[3]- آل عمران( 3): 134

[4]- نور( 24): 22

[5]- تغابن( 64): 14


صفحه 139

شما و فرزندان شما دشمن شمايند، از آنان بر حذر باشيد، و اگر ببخشاييد و درگذريد و بيامرزيد، به راستى خدا آمرزنده مهربان است.

وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ؛[1]و جزاى بدى، مانند آن، بدى است. پس هر كه درگذرد و نيكوكارى كند، پاداش او بر [عهده‌] خداست. به راستى او ستمگران را دوست نمى‌دارد.

در سخنان معصومان عليهم السلام نيز اين صفت بسيار ستوده شده است. پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

به مكارم اخلاق توجه كنيد كه خداوند عزوجل مرا براى آنها برانگيخت و برخى از مكارم اخلاق آن است كه آدمى كسى را كه به او ستمى كرده است، ببخشايد؛ به كسى كه از او دريغ كرده، اعطا كند؛ با كسى كه رابطه‌اش را با او قطع كرده، رابطه برقرار كند و آن را كه از او عيادت نكرده عيادت كند.[2]

اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌فرمايد:

عفو تاج مكارم اخلاق است.[3]

امام‌صادق عليه السلام نيز در روايتى مى‌فرمايد:

براى خداوند جرعه‌اى محبوب‌تر از جرعه‌اى خشم نيست كه شخص آن را به صبر يا به حلم فروبرد.[4]

مفهوم عفو و گذشت‌

عفو، صفح، غفران، حلم و كظم‌غيظ واژه‌هايى هستند با معانى نزديك به هم. عفو به معناى بخشيدن خطاى خطاكار و تنبيه نكردن او و معادل گذشت‌كردن در زبان فارسى است. در قرآن

[1]- شورى( 42): 40

[2]- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 86، ص 420

[3]- محمد محمدى رى‌شهرى، ميزان الحكمة، ج 3، ص 2012

[4]- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 86، ص 413


صفحه 140

گاه واژه صفح و غفران نيز در اين معنا به كار رفته است. صفح در لغت به معناى صرف‌نظر كردن و مترادف با عفو است.[1]

اما برخى مفسران گفته‌اند عفو به معناى تنبيه نكردن و بخشيدن خطاكار و صفح نيز به معناى بخشيدن خطاكار بدون سرزنش كردن اوست. در روايتى از امام‌سجاد عليه السلام آمده است:

«صفح به معناى عفو و گذشت بدون سرزنش است.»[2]بنابراين صفح، برتر از عفو است كه در برخى آيات مؤمنان بدان سفارش شده‌اند.

غفران نيز به معناى پوشاندن است. از اين رو غفران گناه به معناى پوشاندن گناه و گذشتن از آن است در سوره آل‌عمران، فروبردن خشم مقدم بر عفو آمده است؛ زيرا فروبردن خشم و واكنش نشان ندادن به‌تنهايى دلالتى بر پاكى درون از قصد انتقام و كينه ندارد. به بيان ديگر، اين تقدم بيانگر آن است كه متقين نه‌تنها خشم خود را فرومى‌برند، بلكه از خطاى خطاكار نيز مى‌گذرند. حلم نيز به معناى شتاب نكردن در تنبيه و مهار كردن خشم است كه از نظر معنا، با فروبردن خشم نزديكىِ بسيار دارد.

از آنچه بيان شد، روشن مى‌شود كه مورد عفو و فروبردن خشم و حلم جايى است كه كسى در حق شخصى مرتكب رفتارى زشت شود. بنابراين مؤمنان در برابر رفتار يا سخن زشت ديگران، نخست حلم پيشه مى‌كنند و خشم خود را فرومى‌خورند و سپس وى را مى‌بخشند و از تنبيه وى- با اينكه توانايى آن را دارند- صرف‌نظر مى‌كنند.

البته، بايد دانست كه عفو و گذشت در جايى نيكوست كه خطاكار در حق ديگرى كار زشتى را مرتكب شده باشد (حق الناس)، اما اگر خطاى او تخلف از قانون الهى است (حق الله)، عفو و گذشت امرى پسنديده نيست.[3]از اين رو در روايتى آمده است:

پيامبر هيچ‌گاه از كسى براى تضييع حق خودش انتقام نگرفت، بلكه عفو و صرف‌نظر مى‌كرد.[4]

[1]- ملامحسن فيض كاشانى، صافى، ج 1، ص 162

[2]- محمد محمدى رى‌شهرى، ميزان الحكمة، ج 3، ص 2014

[3]- ملامحسن فيض كاشانى، صافى، ج 1، ص 162

[4]- محمدحسين طباطبايى، سنن النبى صلى الله عليه و آله، ص 122


صفحه 141

افزون بر اين، عفو و گذشت در صورتى پسنديده است كه موجب جرى شدن خطاكار و رواج خطا نشود. در روايتى از اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است:

عفو و گذشت موجب فساد شخص پست مى‌شود، چنان‌كه موجب اصلاح شخص بزرگوار مى‌شود.[1]

آثار عفو و گذشت‌

1. اجر و پاداش الهى:پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

هرگاه خشم، شما را تحت فشار قرار داد، با عفو و گذشت آن را دفع كنيد. در روز قيامت منادى ندا مى‌دهد: «هر كه پاداش او برعهده خداوند است برخيزد.» [و] جز عفوكنندگان برنخيزند. آيا سخن خداوند [در قرآن‌] را نشنيده‌ايد [كه‌] «فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ.»[2]

2. از ميان رفتن كينه‌ها:از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده است:

عفو و گذشت كنيد تا كينه‌هاى ميان شما از ميان برود.[3]

3. عزت و سرافرازى:در روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است:

عفو و گذشت داشته باشيد كه عفو و گذشت جز بر عزت شخص نمى‌افزايد. پس يكديگر را عفو كنيد تا خداوند شما را عزيز كند.[4]

4. طول عمر:در روايتى ديگر از پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم:

كسى كه عفو و گذشتش زياد باشد، عمرش طولانى خواهد بود.[5]

[1]- محمد محمدى رى‌شهرى، ميزان الحكمة، ج 3، ص 2015

[2]- همان، ص 2012

[3]- همان

[4]- همان، ص 2013

[5]- همان