بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 137

اگر تو در مسير صحيح حركت كنى، ما نيز در مسير صحيح خواهيم بود و اگر منحرف شوى، ما نيز منحرف خواهيم شد.[1]

حال بايد پرسيد چگونه مى‌توان زبان را مهار كرد؟ مهم‌ترين و كارآمدترين شيوه براى مهار زبان آن است كه پيش از سخن گفتن بايد درباره آن انديشيد تا روشن شود آيا سخن موردنظر نيكوست، يا اينكه پيامد زيانبارى دارد. در روايتى از اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است:

زبان عاقل پشت قلب او، و قلب احمق پشت زبان اوست.[2]

مراد امام عليه السلام اين است كه عاقل پيش از آنكه سخنى بگويد، آن را از صافى عقل خود مى‌گذراند تا اگر سخن نيكو و مناسب بود، آن را بر زبان آورد و يا از بيان آن خوددارى كند. به‌عكس، نادان نخست سخن مى‌گويد، آن‌گاه درباره درستى يا نادرستى آن انديشه مى‌كند. از اين رو، عاقل از بيان سخنان زشت در امان است و نادان پيوسته گرفتار لغزش‌هاى زبان.

مطلب ديگرى كه چه‌بسا غفلت از آن موجب بى‌توجهى به زبان و مهار آن مى‌شود، اين است كه معمولًا آدمى سخن را بخشى از عمل و رفتار خود به شمار نمى‌آورد. پيامبر صلى الله عليه و آله در روايتى مى‌فرمايد:

كسى كه گفتارش را [بخشى‌] از رفتارش بداند، گفتارش كم مى‌شود، مگر در موارد نياز.[3]

بنابراين راه ديگر براى مهار زبان اين است كه بدانيم سخن گفتن نيز بخشى از اعمال و رفتار ماست و در مقابل آن مسئول هستيم.

7. عفو و گذشت‌

عفو و گذشت يكى از مكارم اخلاقى است كه در منابع دينى به آن بسيار سفارش شده است.

[1]- همان، ج 4، ص 2778

[2]- همان

[3]- همان، ج 3، ص 2738


صفحه 138

خداوند در قرآن‌كريم پيامبر صلى الله عليه و آله را به گذشت از آزارها و كارشكنى‌هاى اهل‌كتاب فرامى‌خواند:

وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ؛[1]بسيارى از اهل كتاب- پس از اينكه حق برايشان آشكار شد- از روى حسدى كه در وجودشان بود، آرزو مى‌كردند كه شما را، بعد از ايمانتان، كافر گردانند. پس عفو كنيد و درگذريد، تا خدا فرمان خويش را بياورد، كه خدا بر هر كارى تواناست.

چنين خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مى‌دهد:

خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ؛[2]گذشت پيشه كن، و به [كار] پسنديده فرمان ده، و از نادانان رُخ برتاب.

خداوند در قرآن به كرّات مؤمنان را با ويژگى عفو و گذشت وصف مى‌كند:

الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِى السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ؛[3]همانان كه در فراخى و تنگى انفاق مى‌كنند؛ و خشم خود را فرو مى‌برند؛ و از مردم در مى‌گذرند؛ و خداوند نكوكاران را دوست دارد.

در برخى آيات نيز به‌صراحت مؤمنان را به عفو و گذشت امر مى‌كند:

وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ؛[4]بايد عفو كنند و گذشت نمايند. مگر دوست نداريد كه خدا بر شما ببخشايد؟ و خدا آمرزنده مهربان است.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛[5]اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، در حقيقت برخى از همسران‌

[1]- بقره( 2): 109

[2]- اعراف( 7): 199

[3]- آل عمران( 3): 134

[4]- نور( 24): 22

[5]- تغابن( 64): 14


صفحه 139

شما و فرزندان شما دشمن شمايند، از آنان بر حذر باشيد، و اگر ببخشاييد و درگذريد و بيامرزيد، به راستى خدا آمرزنده مهربان است.

وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ؛[1]و جزاى بدى، مانند آن، بدى است. پس هر كه درگذرد و نيكوكارى كند، پاداش او بر [عهده‌] خداست. به راستى او ستمگران را دوست نمى‌دارد.

در سخنان معصومان عليهم السلام نيز اين صفت بسيار ستوده شده است. پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

به مكارم اخلاق توجه كنيد كه خداوند عزوجل مرا براى آنها برانگيخت و برخى از مكارم اخلاق آن است كه آدمى كسى را كه به او ستمى كرده است، ببخشايد؛ به كسى كه از او دريغ كرده، اعطا كند؛ با كسى كه رابطه‌اش را با او قطع كرده، رابطه برقرار كند و آن را كه از او عيادت نكرده عيادت كند.[2]

اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌فرمايد:

عفو تاج مكارم اخلاق است.[3]

امام‌صادق عليه السلام نيز در روايتى مى‌فرمايد:

براى خداوند جرعه‌اى محبوب‌تر از جرعه‌اى خشم نيست كه شخص آن را به صبر يا به حلم فروبرد.[4]

مفهوم عفو و گذشت‌

عفو، صفح، غفران، حلم و كظم‌غيظ واژه‌هايى هستند با معانى نزديك به هم. عفو به معناى بخشيدن خطاى خطاكار و تنبيه نكردن او و معادل گذشت‌كردن در زبان فارسى است. در قرآن

[1]- شورى( 42): 40

[2]- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 86، ص 420

[3]- محمد محمدى رى‌شهرى، ميزان الحكمة، ج 3، ص 2012

[4]- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 86، ص 413


صفحه 140

گاه واژه صفح و غفران نيز در اين معنا به كار رفته است. صفح در لغت به معناى صرف‌نظر كردن و مترادف با عفو است.[1]

اما برخى مفسران گفته‌اند عفو به معناى تنبيه نكردن و بخشيدن خطاكار و صفح نيز به معناى بخشيدن خطاكار بدون سرزنش كردن اوست. در روايتى از امام‌سجاد عليه السلام آمده است:

«صفح به معناى عفو و گذشت بدون سرزنش است.»[2]بنابراين صفح، برتر از عفو است كه در برخى آيات مؤمنان بدان سفارش شده‌اند.

غفران نيز به معناى پوشاندن است. از اين رو غفران گناه به معناى پوشاندن گناه و گذشتن از آن است در سوره آل‌عمران، فروبردن خشم مقدم بر عفو آمده است؛ زيرا فروبردن خشم و واكنش نشان ندادن به‌تنهايى دلالتى بر پاكى درون از قصد انتقام و كينه ندارد. به بيان ديگر، اين تقدم بيانگر آن است كه متقين نه‌تنها خشم خود را فرومى‌برند، بلكه از خطاى خطاكار نيز مى‌گذرند. حلم نيز به معناى شتاب نكردن در تنبيه و مهار كردن خشم است كه از نظر معنا، با فروبردن خشم نزديكىِ بسيار دارد.

از آنچه بيان شد، روشن مى‌شود كه مورد عفو و فروبردن خشم و حلم جايى است كه كسى در حق شخصى مرتكب رفتارى زشت شود. بنابراين مؤمنان در برابر رفتار يا سخن زشت ديگران، نخست حلم پيشه مى‌كنند و خشم خود را فرومى‌خورند و سپس وى را مى‌بخشند و از تنبيه وى- با اينكه توانايى آن را دارند- صرف‌نظر مى‌كنند.

البته، بايد دانست كه عفو و گذشت در جايى نيكوست كه خطاكار در حق ديگرى كار زشتى را مرتكب شده باشد (حق الناس)، اما اگر خطاى او تخلف از قانون الهى است (حق الله)، عفو و گذشت امرى پسنديده نيست.[3]از اين رو در روايتى آمده است:

پيامبر هيچ‌گاه از كسى براى تضييع حق خودش انتقام نگرفت، بلكه عفو و صرف‌نظر مى‌كرد.[4]

[1]- ملامحسن فيض كاشانى، صافى، ج 1، ص 162

[2]- محمد محمدى رى‌شهرى، ميزان الحكمة، ج 3، ص 2014

[3]- ملامحسن فيض كاشانى، صافى، ج 1، ص 162

[4]- محمدحسين طباطبايى، سنن النبى صلى الله عليه و آله، ص 122


صفحه 141

افزون بر اين، عفو و گذشت در صورتى پسنديده است كه موجب جرى شدن خطاكار و رواج خطا نشود. در روايتى از اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است:

عفو و گذشت موجب فساد شخص پست مى‌شود، چنان‌كه موجب اصلاح شخص بزرگوار مى‌شود.[1]

آثار عفو و گذشت‌

1. اجر و پاداش الهى:پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

هرگاه خشم، شما را تحت فشار قرار داد، با عفو و گذشت آن را دفع كنيد. در روز قيامت منادى ندا مى‌دهد: «هر كه پاداش او برعهده خداوند است برخيزد.» [و] جز عفوكنندگان برنخيزند. آيا سخن خداوند [در قرآن‌] را نشنيده‌ايد [كه‌] «فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ.»[2]

2. از ميان رفتن كينه‌ها:از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده است:

عفو و گذشت كنيد تا كينه‌هاى ميان شما از ميان برود.[3]

3. عزت و سرافرازى:در روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است:

عفو و گذشت داشته باشيد كه عفو و گذشت جز بر عزت شخص نمى‌افزايد. پس يكديگر را عفو كنيد تا خداوند شما را عزيز كند.[4]

4. طول عمر:در روايتى ديگر از پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم:

كسى كه عفو و گذشتش زياد باشد، عمرش طولانى خواهد بود.[5]

[1]- محمد محمدى رى‌شهرى، ميزان الحكمة، ج 3، ص 2015

[2]- همان، ص 2012

[3]- همان

[4]- همان، ص 2013

[5]- همان


صفحه 142

5. جذب مردم و اصلاح آنان:در روايتى آمده است: مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و از خدمتكاران خود گله‌داشت. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آنها را عفو كن و از خطاهايشان بگذر تا قلب‌هايشان اصلاح شود. مرد عرض كرد: اى رسول‌خدا! آنان در بى‌ادبى با يكديگر تفاوت دارند. حضرت فرمود: از آنها بگذر.[1]

6. جلب حمايت مردم:عفو و گذشت موجب مى‌شود مردم از عفوكننده، به هنگام رويارويى با جاهلان حمايت كنند. در روايتى اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌فرمايد:

نخستين عوضى كه شخص بردبار از اين ويژگى خود به‌دست مى‌آورد، اين است كه مردم در مقابله با جاهل، طرفدار وى خواهند بود.[2]

منشأ عفو و گذشت و راه رسيدن به آن‌

انسان به صورت طبيعى بدى را به بدى پاسخ مى‌دهد و نيكى را به نيكى؛ همان‌گونه كه خداوند در قرآن مى‌فرمايد:

هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ؛[3]مگر پاداش احسان جز احسان است؟

وَالَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيِّئَاتِ جَزَاء سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا؛[4]و كسانى كه مرتكب بدى‌ها شده‌اند، [بدانند كه‌] جزاى [هر] بدى مانند آن است.

اكنون اين پرسش مطرح مى‌شود كه چرا اسلام برخلاف اين قاعده و رويه طبيعى، ما را به عفو و گذشت فرامى‌خواند؟ پاسخ اين پرسش تا حدى در مباحث مطرح‌شده در آثار عفو و گذشت روشن شد. با اين همه، در برخى آيات و روايات نيز چرايى عفو و گذشت بيان شده است:

وَلَا يَأْتَلِ أُوْلُوا الْفَضْلِ مِنكُمْ وَالسَّعَةِ أَن يُؤْتُوا أُوْلِى الْقُرْبَى وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛[5]و سرمايه‌داران و

[1]- همان، ص 2015

[2]- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 86، ص 425

[3]- الرحمن( 55): 60

[4]- يونس( 10): 27

[5]- نور( 24): 22


صفحه 143

فراخ‌دولتان شما نبايد از دادنِ [مال‌] به خويشاوندان و تهيدستان و مهاجران راه خدا دريغ ورزند، و بايد عفو كنند و گذشت نمايند. مگر دوست نداريد كه خدا بر شما ببخشايد؟ و خدا آمرزنده مهربان است.

اين آيه به‌طور ضمنى يكى از علل عفو و گذشت را دستيابى به عفو و رحمت الهى مى‌داند.

در آيه‌اى ديگر، خداوند اعتقاد به معاد را عامل عفو و گذشت مى‌شمرد:

وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَةَ لآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ؛[1]و ما آسمان‌ها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است جز به حق نيافريده‌ايم، و يقيناً قيامت فرا خواهد رسيد. پس به خوبى صرف‌نظر كن.

علامه طباطبايى در تفسير اين آيه مى‌نويسد:

خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: «از آزار مشركان دلتنگ مباش كه ما اين جهان را بيهوده نيافريده‌ايم و آنان در روز قيامت به سزاى اعمالشان خواهند رسيد. پس از آنها درگذر و عفوشان كن.»[2]

بدين‌ترتيب، اين آيه نيز يكى از دلايل عفو و گذشت را بيان مى‌كند و آن اينكه خداوند در روز قيامت سزاى رفتارهاى زشت‌كاران را خواهد داد. به سخن ديگر، از آنجا كه مؤمن معتقد به خداوند و عدالت اوست و ايمان دارد كه هر كسى سزاى عملش را در اين سرا يا سراى آخرت خواهد ديد، از خطاى خطاكار مى‌گذرد.

در نامه اميرالمؤمنين عليه السلام به مالك‌اشتر نيز مطلبى آمده است كه يكى ديگر از دلايل لزوم عفو و گذشت را بيان مى‌دارد:

و بر مردم همچون درنده‌اى زيان‌رسان مباش كه خوردن آنان را غنيمت مى‌شمارد، كه آنان دو دسته‌اند: يا برادر دينى تو هستند يا همنوع تو. خطاهايى از آنها سرخواهد زد و علت‌هايى بر آنها عارض خواهد شد و به‌عمد يا خطا دچار لغزش خواهند شد. پس چنان

[1]- حجر( 15): 85

[2]- بنگريد به: محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج 12، ص 199


صفحه 144

عفو و گذشت خود را شامل حال آنان كن كه دوست دارى خداوند عفو و گذشت خود را شامل حال تو كند.[1]

امام عليه السلام در اين نامه منشأ عفو و گذشت را دو چيز مى‌داند:

1. مردم يا برادران دينى يكديگرند يا همنوع، و همين اقتضا دارد تا جايى كه ممكن است از خطاهاى يكديگر چشم پوشند.

2. انسان همواره در معرض لغزش و خطاست. به همان‌سان كه خداوند از خطاهاى ما مى‌گذرد، بندگان او نيز بايد از خطاهاى يكديگر درگذرند.

پس از اين توضيحات، حال بايد پرسيد چگونه مى‌توان خود را به اين فضيلت آراست؟

پاسخ اين است كه، انديشيدن در آثار نيكوى عفو و گذشت و وعده‌هاى نيكويى كه خداوند به عفوكنندگان داده و نيز تمرين مهار كردن خشم و از سويى تكرار عفو و گذشت، موجب مى‌شود شخص به‌تدريج به اين رفتار عادت كند و اندك اندك اين فضيلت در او تثبيت گردد.

8. هميارى در كارهاى نيك و ناهميارى در كارهاى ناپسند

يكى ديگر از ويژگى‌هاى اخلاق اجتماعى كه در قرآن و روايات بر آن تأكيد شده، هميارى در نيكى‌ها و هميارى نكردن در زشتى‌ها است. خداوند در قرآن خطاب به مؤمنان مى‌فرمايد:

وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتقوا وَلَا تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ؛[2]و چون از احرام بيرون آمديد [مى‌توانيد] شكار كنيد، و البتّه نبايد كينه‌توزى گروهى كه شما را از مسجد الحرام باز داشتند، شما را به تعدّى وادارد. و در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد، و در گناه و تعدّى دستيار هم نشويد، و از خدا پروا كنيد كه خدا سخت‌كيفر است.

در اين آيه به‌صراحت به اين موضوع پرداخته شده است. برخى مفسران گفته‌اند هميارى در كارهاى نيك و هميارى نكردن در گناه و تعدى، اساس سنت اسلامى است.[3]

[1]- محمد محمدى رى‌شهرى، ميزان الحكمة، ج 3، ص 2013

[2]- مائده( 5): 2

[3]- بنگريد به: محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج 5، ص 172؛ ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ج 4، ص 249