بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 155

فصل پنجم:

آشنايى با برخى رذايل اخلاقى‌

در اين فصل برخى از مهم‌ترين رذيلت‌هاى اخلاقى را به‌اختصار بررسى مى‌كنيم. در اين فصل نخست جايگاه و سپس مفهوم، آثار، سرچشمه‌ها و راه مبارزه با رذيلت‌ها را باز خواهيم گفت.

1. ارتكاب گناه‌

ارتكاب گناه و خارج شدن از قلمرو اطاعت الهى از رذيلت‌هايى است كه در آيات متعدد مذمت شده است. خداوند در سوره نساء پس از بيان برخى دستورهاى الهى مى‌فرمايد:

تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ وَ مَن يُطِعِ اللّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ^ وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ؛[1]اينها احكام الهى است، و هر كس از خدا و پيامبر او اطاعت كند، وى را به باغ‌هايى درآورد كه از زير [درختانِ‌] آن نهرها روان است. در آن جاودانه‌اند، و اين همان كاميابى بزرگ است؛ و هر كس از خدا و پيامبر او نافرمانى كند و از حدود مقرر او تجاوز نمايد، وى را در آتشى درآورد كه همواره در آن خواهد بود و براى او عذابى خفّت‌آور است.

در آيه‌اى ديگر آمده است:

لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بنى‌اسرائيل عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ؛[2]از ميان فرزندان اسرائيل، آنان كه كفر ورزيدند، به زبان داوود و عيسى‌بن مريم‌

[1]- نساء( 14): 13 و 14

[2]- مائده( 5): 78


صفحه 156

مورد لعنت قرار گرفتند. اين [كيفر] به خاطر آن بود كه عصيان ورزيده و [از فرمان خدا] تجاوز مى‌كردند.

خداوند در سوره انعام نيز به مردم هشدار مى‌دهد:

أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِى الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَيْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ؛[1]آيا نديده‌اند كه پيش از آنان چه بسيار امّت‌ها را هلاك كرديم؟ [امّت‌هايى كه‌] در زمين به آنان امكاناتى داديم كه براى شما آن امكانات را فراهم نكرده‌ايم، و [باران‌هاى‌] آسمان را پى در پى بر آنان فرو فرستاديم، و رودبارها از زير [شهرهاى‌] آنان روان ساختيم.

پس ايشان را به [سزاى‌] گناهانشان هلاك كرديم، و پس از آنان نسل‌هاى ديگرى پديد آورديم.

در سخنان معصومان عليهم السلام نيز ارتكاب گناهان از مهلكات عظيم به شمار آمده و بدين رو، بر دورى از گناهان بسيار تأكيد شده است. در رواياتى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است:

عابدترين مردم كسى است كه واجبات را برپا دارد و كوشاترين مردم آن است كه از گناهان دورى كند.[2]

دوستم جبرائيل گفت: مثَل اين دين مثَل درختى استوار است كه بنياد آن ايمان، و رگ و ريشه آن نماز، و آب آن زكات، و شاخه آن خوشخويى و ميوه آن دورى از محرمات الهى است. پس چنان‌كه درخت جز با ميوه‌اش كامل نمى‌شود، ايمان نيز جز با بازداشتن نفس از محرمات كامل نمى‌شود.[3]

عجب دارم از كسى كه به سبب ترس از بيمارى، از غذا پرهيز مى‌كند؛ چگونه از گناهان به‌سبب ترس از آتش جهنم پرهيز نمى‌كند؟![4]

[1]- انعام( 6): 6

[2]- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 68، ص 206

[3]- همان، ج 70، ص 352

[4]- همان، ص 347


صفحه 157

مفهوم گناه‌

گناه معادل ذَنب در زبان عربى است. ذنب در اصل به معناى دنباله است و از اين رو چنين نام گرفته كه اگر كسى مرتكب آن شد، مذمت و كيفر نيز به دنبال آن خواهد آمد.[1]بدين ترتيب، گناه عملى است كه دو چيز را درپى‌دارد: سرزنش مردم و كيفر.

اكنون بايد پرسيد در اسلام چه رفتارهايى گناه است؟ از نظر اسلام هرگونه تجاوز از مرزهاى الهى و سرپيچى از دستورهاى خداوند و پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام گناه است و سرزنش و كيفر الهى را درپى‌دارد. گواه اين ادعا، روايات و آيات متعددى است كه تخلف از دستورهاى الهى و زير پانهادن آنها را رفتارى ناشايست و سزاوار كيفر دانسته‌اند:

قُلْ إِنِّى أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّى عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ؛[2]بگو: «من اگر به پروردگارم عصيان ورزم، از عذاب روزى هولناك مى‌ترسم.»

قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّى وَآتَانِى مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِى مِنَ اللّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِى غَيْرَ تَخْسِيرٍ؛[3]گفت: «اى قوم من، چه بينيد، اگر [در اين دعوا] بر حجتى روشن از پروردگار خود باشم و او از جانب خود رحمتى به من داده باشد، پس اگر او را نافرمانى كنم چه كسى در برابر خدا مرا يارى مى‌كند؟ در نتيجه، شما جز بر زيان من نمى‌افزاييد.»

آثار گناه‌

در متون اسلامى آثار و پيامدهاى گناه به‌تفصيل بيان شده است. در اينجا برخى از آنها را به‌اختصار بررسى مى‌كنيم:

1. فاسد شدن قلب:در روايات متعددى بيان شده كه گناه نورانيت را از قلب مى‌گيرد و درنتيجه انسان را از رحمت الهى دور مى‌سازد. امام‌صادق عليه السلام به نقل از امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد:

چيزى بيش از گناه قلبْ انسان را فاسد نمى‌كند. قلبْ گناهى مرتكب مى‌شود و اين گناه در آن باقى مى‌ماند تا بر سراسر آن گسترش مى‌يابد و آن را سرنگون مى‌كند.[4]

[1]- بنگريد به: فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج 1، ص 412

[2]- زمر( 39): 13

[3]- هود( 11): 63

[4]- محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج 2، ص 269


صفحه 158

امام عليه السلام در روايتى ديگر مى‌فرمايد:

هرگاه كسى مرتكب گناهى شود، در قلب او نقطه‌اى سياه ظاهر مى‌شود. اگر توبه كند، نقطه سياه پاك مى‌شود و اگر بر گناه خويش بيفزايد، آن نقطه افزايش مى‌يابد تا سراسر قلب را فرامى‌گيرد. در اين صورت، هيچ‌گاه رستگار نخواهد شد.[1]

2. دچار شدن به گرفتارى و مصيبت:گاه انسان در زندگى دچار گرفتارى‌هايى مى‌شود كه زندگى را بر او تلخ و تحمل‌ناپذير مى‌كند؛ كه نتيجه گناهانى است كه خود را به آنها آلوده است:

وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ؛[2]و هر [گونه‌] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست، و [خدا] از بسيارى درمى‌گذرد.

در رواياتى متعدد از اين مطلب سخن رفته است. امام‌صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

بدانيد كه هيچ رگى از انسان زده نمى‌شود و به هيچ درد و نكبت و سردرد و بيمارى جز به سبب گناه مبتلا نمى‌شود. دليل اين مطلب سخن خداوند در قرآن است: «هر مصيبتى كه به شما مى‌رسد، به سبب كارهايى است كه انجام داده‌ايد؛ [درحالى‌كه خداوند] بسيارى از آنها را مى‌بخشد.» و آنچه خداوند مى‌بخشد، بيش از آنهايى است كه بر آنها مؤاخذه مى‌كند.[3]

سلب نعمت از انسان، محروميت از روزى و مستجاب نشدن دعا برخى از اين مصيبت‌هاست.

3. حبط عمل:حبط يعنى نابود شدن و حبط عمل به معناى بر باد رفتن كارهاى نيك آدمى است كه اين موضوع در روايات متعددى بيان شده است. براى نمونه، سليمان‌بن خالد مى‌گويد:

از امام‌صادق عليه السلام درباره آيه «و به رفتارهايى كه انجام داده‌اند روى آورده و آنها را نابود مى‌كنيم»، پرسيدم. امام عليه السلام فرمود: «به خدا سوگند! اگر رفتارهاى آنها

[1]- همان، ص 271

[2]- شورى( 42): 30

[3]- محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج 2، ص 273


صفحه 159

سفيدتر از پارچه‌هاى مصرى باشد [خداوند آنها را نابود مى‌كند]؛ زيرا هرگاه حرامى به آنها عرضه مى‌شد از آن دورى نمى‌كردند.»[1]

4. كفر به خداوند:ارتكاب گناهان به‌تدريج انسان را به جايى مى‌رساند كه منكر خدا و پيامبر و معاد مى‌شود:

ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِؤُون؛[2]آنگاه فرجام كسانى كه بدى كردند [بسى‌] بدتر بود، [چرا] كه آيات خدا را تكذيب كردند و آنها را به ريشخند مى‌گرفتند.

در اين آيه خداوند ارتكاب گناهان را سبب كفر مى‌داند. در روايات نيز به اين موضوع اشاره شده است. پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

اى بندگان خدا! از فرورفتن در گناهان و خوار شمردن آنها بپرهيزيد كه گناهان، خوارى را بر گناهكار چيره مى‌كند تا او را در انكار ولايت وصى پيامبرخدا صلى الله عليه و آله وارد كند و پيوسته در اين حالت خواهد بود تا او را وادار به رد يگانگى خدا و كفر به دين او كند.[3]

انواع گناهان‌

گناهان به دو دسته كبيره و صغيره تقسيم مى‌شود. گناهان كبيره كيفرشان آتش جهنم است و گناهان صغيره نيز كيفرشان چيزى كمتر از آتش جهنم. امام‌صادق عليه السلام در تفسير آيه «اگر از منهيات الهى بزرگ دورى كنيد، كارهاى زشت شما را مى‌پوشانيم.» مى‌فرمايد:

گناهان كبيره آنهايى هستند كه خداوند بر مرتكب آنها آتش جهنم را واجب كرده است.[4]

در برخى روايات گناهان كبيره شمارش شده‌اند؛ كشتن انسان بى‌گناه، عاق والدين، رباخوارى، تهمت زدن به زنان پاكدامن، خوردن مال يتيم، فرار از جنگ، ترك نماز بدون دليل‌

[1]- همان، ج 2، ص 81

[2]- روم( 30): 10

[3]- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 70، ص 360

[4]- محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج 2، ص 276


صفحه 160

موجه، شرك به خدا، ايمن دانستن خود از مكر خداوند، نااميدى از رحمت خداوند، شراب‌خوارى، زنا، قطع رحم، خيانت و مكر و فريب، شهادت دروغ، كتمان شهادت، پيمان‌شكنى و ... كه مرتكب آنها مستحق آتش جهنم است.[1]

البته بايد دانست صغيره بودن يك گناه بدين معنا نيست كه مى‌توانيم آن را كوچك شمريم و از ارتكاب آن ابايى نداشته باشيم. امام‌صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

پيامبر صلى الله عليه و آله در مسافرتى با ياران خود در سرزمينى خشك و بى‌آب و علف فرود آمدند. براى تهيه و تدارك غذا نياز به هيزم براى برافروختن آتش داشتند. پيامبر صلى الله عليه و آله رو به ياران كردند و فرمودند: هيزم بياوريد. آنان در جواب گفتند: يا رسول‌اللّه! در اين بيابان بى‌آب و علف هيزمى يافت نمى‌شود. حضرت فرمود: هر اندازه هيزم يافتيد، بياوريد. هريك از اصحاب اندكى هيزم جمع كردند و در جايى انباشتند. پس از مدتى هيزم زيادى جمع شد. در اين هنگام پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: گناهان نيز چنين انباشته مى‌شوند. از گناهان كوچك بپرهيزيد كه هر چيزى طالبى دارد. بدانيد كه خداوند آنچه قبلًا انجام داده‌ايد و آنچه بعداً انجام خواهيد داد، ثبت و ضبط مى‌كند.[2]

سرچشمه‌هاى گناه‌

دانشمندان اخلاق، شهوت و غضب را دو عامل اصلى روى‌آوردن انسان به گناهان مى‌دانند.[3]در برخى آيات نيز پيروى از هواى نفس منشأ گناه شمرده شده است:

وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ؛[4]و كيست گمراه‌تر از آنكه بى‌راهنمايى خدا از هوسش پيروى كند؟ بى‌ترديد خدا مردم ستمگر را راهنمايى نمى‌كند.

آيه‌اى ديگر، رستگارى و ورود به بهشت را در گرو دورى از هواى نفس دانسته است:

وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى^ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى؛[5]و امّا كسى كه

[1]- بنگريد به: محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج 2، ص 276 و 286؛ سيد عبدالحسين دستغيب، گناهان كبيره

[2]- محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج 2، ص 288

[3]- براى آگاهى بيشتر بنگريد به: ابوحامد محمد غزالى، احياء علوم الدين، باب مهلكات؛ ملامحسن فيض كاشانى، حقايق، مقاله دوم

[4]- قصص( 28): 50

[5]- نازعات( 79): 40 و 41


صفحه 161

ازايستادن در برابر پروردگارش هراسيد، و نفس [خود] را از هوس باز داشت؛ پس جايگاه او همان بهشت است.

در برخى ديگر از آيات افراط در دنياخواهى و فريفتگى دنيا و نعمت‌هاى آن و فريب خوردن از شيطان منشأ گناهان به شمار آمده است:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْماً لَّا يَجْزِى وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئاً إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ؛[1]اى مردم، از پروردگارتان پروا بداريد، و بترسيد از روزى كه هيچ پدرى به كار فرزندش نمى‌آيد، و هيچ فرزندى [نيز] به كار پدرش نخواهد آمد. آرى، وعده خدا حقّ است. زنهار تا اين زندگى دنيا شما را نفريبد، و زنهار تا شيطان شما را مغرور نسازد.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِى السِّلْمِ كَآفَّةً وَلَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ؛[2]اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، همگى به اطاعت [خدا] درآييد، و گام‌هاى شيطان را دنبال مكنيد كه او براى شما دشمنى آشكار است.

غفلت از خدا و فراموش كردن خويشتنِ خويش نيز از عوامل ارتكاب گناه است. خداوند در قرآن مى‌فرمايد:

وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ؛[3]و چون كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند و او [نيز] آنان را دچار خودفراموشى كرد؛ آنان همان نافرمانانند.

بدين ترتيب فراموش كردن خدا منشأ خودفراموشى و اين دو منشأ فسق و بيرون رفتن از ساحت عبوديت و اطاعت الهى است.

راه دورى از گناه‌

با توجه به آثار و پيامدهاى زيانبار گناه و وعده‌هاى متعدد خدا مبنى بر كيفر گنهكاران، هر مؤمنى

[1]- لقمان( 31): 33

[2]- بقره( 2): 208

[3]- حشر( 59): 19


صفحه 162

مى‌بايد خود را از گناهان بازدارد. بر اساس برخى سخنان معصومان عليهم السلام حتى اگر خداوند ما را به پيروى از دستورهاى خود فرانمى‌خواند و گناهكاران را به مجازات نمى‌رساند، باز هم دورى از گناهان امرى ضرورى بود. اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌فرمايد:

اگر خداوند معصيت‌كاران را تهديد به مجازات هم نكرده بود، لازم بود براى اداى شكر خدا از نافرمانى او دست بردارند.[1]

امام‌رضا عليه السلام نيز چنين مى‌فرمايد:

اگر خداوند مردم را وعده بهشت نمى‌داد و از جهنم نمى‌ترسانيد، باز هم بر آنان ضرورى بود از خداوند پيروى كنند و گناه نكنند؛ زيرا خداوند بر مردم تفضل و نيكى كرده و نعمت‌هايى به آنها عطا كرده كه سزاوار آن نبودند.[2]

بنابراين دورى از گناهان يكى از وظايف و ويژگى‌هاى ترديدناپذير مؤمن است. اما پرسش اين است كه مؤمن چگونه مى‌تواند با وجود همه عوامل زمينه‌ساز گناه، خود را از گناهان بازدارد و اساساً آيا چنين كارى شدنى است؟

مطالعه اجمالى تاريخ و سرگذشت زندگى مؤمنان راستين نشان مى‌دهد دورى و اجتناب از گناه ممكن است. آسيه، همسر فرعون، با اينكه در كاخ فرعون مى‌زيست، توانست خود را از كفر و گناه برهاند. نگاهى گذرا به زندگى افرادى چون فضيل عياض و بِشر حافى نيز بيانگر آن است كه آدمى هرچند غرق در گناه باشد، مى‌تواند خود را از گناه پاك كند.

برخى از مهم‌ترين راه‌هاى دورى از گناه- كه در متون اسلامى آمده- عبارت است از:

1. ياد خدا و توجه به او:ذكر خدا و حاضر و ناظر دانستن او در همه جا و همه حال، يكى از راه‌هاى بسيار مؤثر براى دورى از گناهان است. اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌فرمايد:

از گناه و نافرمانى خدا در خلوت نيز بپرهيزيد كه شاهد و گواه گناه همان داور است.[3]

[1]- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 70، ص 364

[2]- همان، ص 353

[3]- همان، ص 352