بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 196

حضرت در بيانى ديگر مى‌فرمايد:

از نشانه‌هاى خوشبختى، استوارى سخنان و رفتارهاى همراه با رفق و مداراست.[1]

در روايتى از امام زين‌العابدين عليه السلام آمده است:

هر بامداد، زبان انسان به همه اعضاى او رو مى‌كند و مى‌گويد: حالتان چطور است؟

مى‌گويند: خوبيم، به شرط آنكه تو ما را به حال خود بگذارى. سپس او را به خدا سوگند مى‌دهند كه مراعات حال ما را بكن كه ما به سبب تو پاداش مى‌گيريم و عذاب مى‌شويم.[2]

بدين سبب، معصومان عليهم السلام پيروان خود را به حفظ و مراقبت از زبان بسيار سفارش مى‌كردند. در روايتى مى‌خوانيم: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: اى رسول‌خدا! مرا سفارشى كن. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: زبانت را نگهدار. وى اين سؤال را سه بار تكرار كرد و همان جواب را شنيد. پيامبر صلى الله عليه و آله در مرتبه آخر فرمود: واى بر تو! آيا مردم را جز درويده‌هاى زبانشان به رو در آتش جهنم مى‌افكند؟[3]

مفهوم لجام‌گسيختگى زبان‌

اگر اعضاى جامعه هر سخنى را كه مطابق ميل و خواسته آنهاست، بر زبان آورند و به‌ناحق هر كسى را متهم به كارهاى ناكرده كنند، همدلى و سازگارى اعضاى جامعه به اختلاف و دشمنى تبديل شده، نظام جامعه از ميان مى‌رود و جامعه به‌تدريج دچار فروپاشى مى‌شود. بنابراين در هر جامعه‌اى انسان ناچار است محدوديت‌هايى را بر رفتار و گفتار خود اعمال كند.

در نظام اخلاقى اسلام، قواعد و هنجارهاى سخن گفتن همان هنجارهايى است كه در قرآن و روايات بيان شده است. در اسلام غيبت كردن، دروغ گفتن، چاپلوسى، مسخره كردن،

افشاى اسرار، تهمت زدن و مانند آنها حرام است. بنابراين، از نظر اسلام زبان لجام‌گسيخته زبانى است كه در مقام سخن گفتن، معيارها و محدوديت‌هاى دينى را ناديده مى‌گيرد.

[1]- همان

[2]- محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج 2، ص 115

[3]- همان


صفحه 197

برخى از اين محدوديت‌ها عبارتند از:

1. اشاعه ندادن كارهاى زشت:مسلمان نبايد كارهاى زشت ديگران را بيان كند؛ زيرا اين كار سبب مى‌شود قبح و زشتى آن به‌تدريج از ميان برود و ديگران نيز به آن اقدام كنند.

خداوند مى‌فرمايد:

إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِى الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِى الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ؛[1]كسانى كه دوست دارند كه زشتكارى در ميان آنان كه ايمان آورده‌اند، شيوع پيدا كند، براى آنان در دنيا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود، و خدا [ست كه‌] مى‌داند و شما نمى‌دانيد.

2. مسخره كردن؛

3. ديگران را با نام‌هاى زشت خواندن؛

4. عيبجويى كردن و تجسس كردن از مردم؛

5. غيبت كردن:چنان‌كه خداوند مى‌فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ^ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضاً؛[2]اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند، شايد آنها از اينها بهتر باشند، و نبايد زنانى زنانِ [ديگر] را [ريشخند كنند] شايد آنها از اينها بهتر باشند، و از يكديگر عيب مگيريد، و به همديگر لقبهاى زشت مدهيد؛ چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان. و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پاره‌اى از گمانها گناه است، و جاسوسى مكنيد، و بعضى از شما غيبت بعضى نكند؛ آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ از آن كراهت داريد. [پس‌] از خدا بترسيد، كه خدا توبه‌پذير مهربان است.

[1]- نور( 24): 19

[2]- حجرات( 49): 11 و 12


صفحه 198

6. دوزبانى:امام‌صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

كسى كه دورو و دو زبان باشد، روز قيامت با دو زبان آتشين به صحنه محشر وارد مى‌شود.[1]

7. بددهنى و فحاشى:امام‌صادق عليه السلام فرمود:

يكى از نشانه‌هاى ترديدناپذير دخالت و شراكت شيطان [در انعقاد نطفه فرد] اين است كه فحاش باشد و ابايى نداشته باشد از اينكه هر سخنى را بگويد و هر سخنى را درباره او بگويند.[2]

8. دروغ:امام‌باقر عليه السلام به نقل از امام زين‌العابدين عليه السلام مى‌فرمايد:

از دروغ بپرهيزيد، خواه كوچك باشد يا بزرگ، شوخى باشد يا جدى؛ زيرا كسى كه دروغ كوچك مى‌گويد، جرئت گفتن دروغ‌هاى بزرگ را نيز پيدا مى‌كند. مگر نمى‌دانيد كه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «بنده‌اى پيوسته راست مى‌گويد، تا جايى كه خداوند وى را جزو صديقان مى‌نويسد، و بنده‌اى پيوسته دروغ مى‌گويد تا جايى كه خداوند نام وى را در فهرست دروغگويان مى‌نويسد.»[3]

9. تهمت:امام‌صادق عليه السلام فرمود:

هرگاه مؤمن برادر مؤمنش را متهم كند، ايمان قلبى او از ميان مى‌رود، چنان‌كه نمك در آب از ميان مى‌رود.[4]

10. سخن‌چينى:پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به مسلمانان فرمود:

آيا مى‌خواهيد بگويم بدترين شما كيست؟ گفتند: آرى، اى رسول‌خدا! ايشان فرمود:

كسانى‌اند كه سخن‌چينى مى‌كنند و دوستان را از يكديگر جدا مى‌كنند و به افراد بى‌گناه عيب‌هايى نسبت مى‌دهند.[5]

[1]- محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج 2، ص 343

[2]- همان، ص 323

[3]- همان، ص 338

[4]- همان، ص 361

[5]- همان، ص 369


صفحه 199

11. افشاى اسرار:امام‌صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

خداوند گروه‌هايى از مردم را به سبب افشاى اسرار در اين آيه‌ «وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ اْلأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ؛[1]و هرگاه از مسئله‌اى امنيتى مطلع مى‌شوند، آن را منتشر مى‌كنند» سرزنش كرده است. بنابراين از افشاى اسرار بپرهيزيد.[2]

آثار لجام‌گسيختگى زبان‌

تجربيات هر شخص در زندگى روزمره نشان مى‌دهد آزاد گذاردن زبان و بيان هر سخن بدون توجه به ارزش‌ها و هنجارهاى اسلامى، پيامدهاى خطرناكى درپى دارد و چه‌بسا بر زبان آوردن يك سخن، موجب كشته شدن كسى گردد. در منابع اسلامى نيز به برخى از آثار لجام‌گسيختگى زبان اشاره شده است كه مهم‌ترين آنها را به‌اختصار بيان مى‌كنيم:

1. قساوت قلب:بسيار سخن گفتن و هر سخنى را بر زبان آوردن قلب انسان را سخت و نفوذناپذير مى‌كند و درنتيجه سخن حق نمى‌تواند در آن راه يابد. امام‌صادق عليه السلام از قول حضرت مسيح عليه السلام مى‌فرمايد:

سخن بسيار در غير ياد خدا نگوييد؛ زيرا كسانى كه بسيار در غير ياد خدا سخن مى‌گويند، قسىّ‌القلب هستند، ولى خودشان نمى‌دانند.[3]

2. مسلط شدن مردم و در نتيجه خوار گرديدن:كسى كه هر سخنى را در هر زمان و مكانى بر زبان مى‌آورد، ديگران را بر خود مسلط مى‌كند و اين نتيجه‌اى جز ذلت و خوارى ندارد؛ زيرا او براى ساكت كردن آنها مى‌بايد خواسته‌هايشان را برآورده كند. ابوعلى جوانى از ياران امام‌صادق عليه السلام مى‌گويد: در خدمت امام‌صادق عليه السلام بودم كه به آزادشده خود

[1]- نساء( 4): 83

[2]- همان، ص 370

[3]- همان، ص 114


صفحه 200

سالم- درحالى‌كه دست خود را بر لب‌هايش گذاشته بود- مى‌فرمود: اى سالم! زبانت را نگهدار تا سالم بمانى و مردم را بر ما مسلط مكن.[1]

عثمان‌بن عيسى از ياران امام‌كاظم عليه السلام مى‌گويد: در محضر امام‌كاظم عليه السلام بودم كه مردى به او عرض كرد: مرا سفارشى كن. امام عليه السلام فرمود: «زبانت را نگهدار تا عزيز باشى و مردم را بر خودت مسلط نكن تا خوار شوى.»[2]

3. ارتكاب گناهان و مشمول عذاب الهى شدن:چنان‌كه در بحث مفهوم لجام‌گسيختگى زبان گذشت، كسى كه زبان خود را كنترل نمى‌كند، سخنانى مى‌گويد كه هر يك مصداق گناهى هستند. چنين شخصى ممكن است دروغ بگويد، تهمت بزند، آبروى مردم را ببرد و هزاران گناه ديگر را مرتكب شود و بدين سبب مستوجب سخت‌ترين عذاب‌هاى الهى گردد.

امام‌صادق عليه السلام به نقل از رسول‌خدا صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

خداوند زبان را عذابى كند كه هيچ يك از ديگر اعضا را چنان عذاب نكرده باشد. زبان مى‌گويد: خدايا! مرا چنان عذابى كردى كه هيچ يك از ديگر اعضا را نكرده‌اى؟ گفته مى‌شود: از تو سخنى صادر شد كه به مشرق و مغرب زمين رسيد و به سبب آن خون‌هايى به‌ناحق ريخته شد؛ مال‌هايى به ناحق غارت شد و ناموس‌هايى به‌ناحق هتك شد. به عزت و جلالم سوگند! تو را عذابى كنم كه هيچ يك از اعضا و جوارح انسان را چنان عذاب نكرده باشم.[3]

5. برانگيختن فتنه‌ها و نابود كردن انسان:چه‌بسا سخنى نابجا يا نادرست كه فتنه‌اى بزرگ ميان مردم ايجاد كند و حتى خود گوينده را به كشتن دهد. اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌فرمايد:

چه بسيار فتنه‌ها كه سخن آنها را برمى‌انگيزد.[4]

[1]- همان، ص 113

[2]- همان

[3]- همان، ص 3

[4]- تميمى آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ص 213


صفحه 201

چه بسيار خون‌هايى كه با دهان ريخته شده است.[1]

6. پاسخ‌هاى درشت شنيدن:كسى كه در سخن گفتن با ديگران احترام و ادب را رعايت نمى‌كند و هر سخنى را مى‌گويد، بايد آماده درشت‌گويى ديگران نيز باشد. اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌فرمايد:

آن‌كه سخنان ناشايست بر زبان مى‌آورد، سخنانى ناخوشايند مى‌شنود.[2]

عوامل لجام‌گسيختگى زبان و راه‌هاى مهار كردن آن‌

بى‌ترديد لجام‌گسيختگى زبان در سرشت آدمى قرار داده نشده است. بنابراين عواملى دركارند كه اين صفت را به‌وجود مى‌آورند. در منابع اسلامى برخى از اين علت‌ها بيان شده كه در ادامه به پاره‌اى از آنها مى‌پردازيم:

1. سخن را جزء عمل ندانستن:بر پايه برخى روايات، يكى از علت‌هاى كنترل نكردن زبان اين است كه شخص سخن را جزئى از عمل و رفتار خود نمى‌داند و بدين جهت گمان مى‌كند خداوند انسان را براى سخنانى كه گفته است، مؤاخذه نمى‌كند. پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

كسى كه مقام سخن را مقام عمل بداند، سخنش- جز در موارد لازم- كم مى‌شود.[3]

اميرالمؤمنين عليه السلام نيز مى‌فرمايد:

سخن تو نگهدارى مى‌شود و در نامه عمل تو براى هميشه مى‌ماند. پس سخنانى بگو كه تو را به خدا نزديك كند و از سخنانى كه تو را در نزد خدا زشت و منفور مى‌كند، بپرهيز.[4]

[1]- همان

[2]- همان، ص 213

[3]- محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج 2، ص 116

[4]- تميمى آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ص 209


صفحه 202

در روايتى از امام‌صادق عليه السلام آمده است:

كسى كه سخنش را از عملش به شمار نياورد، لغزش‌هايش بسيار و عذابش نزديك خواهد شد.[1]

2. بى‌انديشه سخن گفتن:كسى كه پيش از سخن نينديشد، دچار لغزش‌ها و خطاها و گناهان بسيارى خواهد شد. اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌فرمايد:

انديشه كردن در سخن [پيش از بر زبان آوردن آن‌] انسان را از لغزش در امان نگه مى‌دارد.[2]

قلب احمق در پسِ زبان او و زبان عاقل در پسِ قلب اوست.[3]

از اين روست كه عاقل برخلاف احمق، سخنان ناشايست بر زبان نمى‌آورد.

3. پرگويى:بسيار سخن گفتن نيز يكى ديگر از علت‌هاى از دست دادن كنترل زبان است.

اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌فرمايد:

كسى كه زياد سخن بگويد، دچار لغزش مى‌شود.[4]

4. عادت‌هاى نادرست:كسى كه عادت دارد عيب‌هاى ديگران را بيان كند، دروغ بگويد و ...

در اين امور كنترلى بر زبان خود نخواهد داشت. از اين رو على عليه السلام مى‌فرمايد:

زبانت همان را مى‌طلبد كه به آن عادت كرده است.[5]

با توجه به مطالبى كه بيان شد، راه‌هاى مبارزه با لجام‌گسيختگى زبان نيز روشن مى‌شود.

گام اول در مهار كردن زبان اين است كه فرد در آثار و پيامدهاى عنان‌گسيختگى زبان تأمل‌

كند تا انگيزه‌اى قوى براى كنترل آن به‌وجود آيد و گام دوم اينكه بايد از پرگويى دورى كند و بكوشد سخن گفتن را به موارد ضرورى و مورد نياز محدود كند. گام سوم آن است كه خود را ملزم سازد

[1]- محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج 2، ص 115

[2]- تميمى آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ص 210

[3]- همان

[4]- همان، ص 212

[5]- همان، ص 213


صفحه 203

پيش از آنكه سخنى بر زبان آورد، درباره آن انديشه كند تا اگر درست بود، بر زبان آورد و اگر نادرست بود، بر زبان نراند. گام چهارم اينكه اگر عادت‌هاى نادرستى در سخن گفتن دارد، آنها را به‌تدريج كنار بگذارد كه اين نيز جز با ترك رفتارهاى متناسب با آن عادت‌ها و انجام دادن رفتارهايى متناسب با عادت‌هايى ضد آنها، به‌دست نمى‌آيد.

پرسش‌

1. گناه چيست و چه آثارى درپى دارد؟

2. انواع گناهان را بيان كنيد.

3. سرچشمه ارتكاب گناهان كدام است و چگونه مى‌توان از گناهان دورى كرد؟

4. هواى نفس چيست و پيروى از آن چه آثارى دارد؟

5. منشأ پيروى از هواهاى آن و راه مبارزه‌كردن با آن را بيان كنيد.

6. حدود خشم را بيان كرده، آثار آن را با استناد به روايات توضيح دهيد.

7. راه مبارزه با خشم را به‌اختصار بيان كنيد.

براى پژوهش‌

روانشناسى و علوم تربيتى امروزه نقش مهمى در جهت‌دهى و اصلاح رفتار انسان ايفا مى‌كنند.

يكى از زمينه‌هايى كه مى‌توان از اين دو علم استفاده كرد، اخلاق و تربيت اخلاقى است. به نظر شما چگونه مى‌توان از اين دو علم و يافته‌هاى آنها در اين زمينه استفاده كرد؟

براى مطالعه بيشتر

ابوحامد محمد غزالى، كيمياى سعادت، ج 2.

امام خمينى قدس سره، چهل حديث، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى قدس سره.

سيدعبدالحسين دستغيب، گناهان كبيره.

محمدرضا مهدوى كنى، نقطه‌هاى آغاز در اخلاق عملى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى.