بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 49

فصل سوم:

فضيلت‌هاى اخلاقى ايمانى‌

در اين فصل مى‌كوشيم نخست دورنمايى از فضايل و رذايل اخلاقى را در متون اسلامى يعنى قرآن و روايات ارائه دهيم و سپس فضيلت‌هاى اخلاقى ايمانى را بيان كنيم. از اين رو ابتدا بايد صفت‌هاى اخلاقى بيان‌شده در قرآن و روايات را استخراج و دسته‌بندى نماييم تا تصورى نسبتاً جامع و كامل از اخلاق اسلامى به‌دست آوريم و از ميان صفت‌هاى اخلاقى به صفاتى بپردازيم كه بيشتر با آن روبه‌رو هستيم.

دورنمايى از فضايل و رذايل اخلاقى در قرآن و روايات‌

صفات اخلاقى بيان‌شده در قرآن و روايات، به فضايل اخلاقى عام، ايمانى و اجتماعى تقسيم‌بندى مى‌شود. در اين تقسيم، فضايل فردى- فضايل اخلاقى در رابطه شخص با خود- حذف شده است؛ زيرا بسيارى از آنها تنها جنبه فردى ندارند، بلكه در رابطه فرد با ديگران و با خدا نيز مطرح هستند. برخى از فضايل نيز به قسم خاصى اختصاص ندارند و در همه ارتباطهاى انسان با خود، با خدا و با ديگران مطرح مى‌باشند، از اين رو آنها را تحت عنوان فضايل عام مطرح مى‌كنيم.

رذايل اخلاقى نقطه مقابل فضايل هستند و به همين جهت نبايد عنوان جداگانه‌اى براى آنها در نظر گرفته شود، اما از آنجا كه در متون اسلامى و كتاب‌هاى اخلاقى بر دورى و مبارزه با برخى از رذايل بسيار تأكيد شده است- چنان‌كه غزالى و فيض كاشانى در كتاب‌هاى خود بخش خاصى را به رذايل اختصاص داده‌اند- و تقسيم رذايل برحسب رابطه چهارگانه نيز صحيح نيست؛ چرا كه رذايل بر تمام روابط انسان تأثير مى‌گذارد، ما نيز بخشى را به رذايل اختصاص داده و برخى از مهمترين رذايل اخلاقى را در آن مطرح نموده‌ايم.


صفحه 50

در هر حال، فضايل و رذايل اخلاقى مطرح‌شده در قرآن و روايات به شرح ذيل است:

فضايل اخلاقى عام‌: تعقل و تفكر، پيروى از دليل و منطق، حق‌گرايى، صبر و استقامت، ترجيح‌دادن دنيا بر آخرت و فريفته دنيا نشدن و نيز يكرنگى و عدم‌نفاق.

فضايل اخلاقى ايمانى‌: يقين، انقياد در برابر خدا (طاعت و تقوا، دورى از محارم و اداى فرايض)، عبادت خدا، اخلاص، مقدم بودن محبت خدا بر ديگر چيزها و نيز دوستى و دشمنى در راه خدا، توكل، بيم و اميد، سپاسگزارى زبانى و عملى، تعظيم شعاير الهى، ياد خدا، توبه و استغفار بعد از هر خطا، رضا به قضاى الهى، حسن‌ظن به خدا، اعتراف به تقصير، انقياد در برابر پيامبر و امامان عليهم السلام، محبت به پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت او عليهم السلام و نيز احترام به پيامبر صلى الله عليه و آله.

فضايل اخلاقى اجتماعى‌: احسان به والدين، خويشان، يتيمان، بينوايان و ...، اعتدال در استفاده از دنيا (اسراف و تبذير نكردن، زهد، قناعت و كفاف)، اصلاح ميان مردم، رعايت عدل و انصاف، دعوت به نيكى‌ها و بازداشتن از بدى‌ها، اهتمام به امور مسلمانان و خيرخواهى آنان، حيا و عفت، وفاى به عهد، به نيكى سخن گفتن، عفو و گذشت، دفع بدى به نيكى، حلم و فروبردن خشم، نزاع نكردن، اعراض از جاهلان، كريمانه گذشتن از لغويات، نرمى و رفق و مدارا و خوشرفتارى با مردم، اداى امانت، هميارى در كارهاى نيك و نيز رعايت حقوق برادران ايمانى.

رذايل‌: ارتكاب گناهان به‌ويژه گناهان كبيره، ريا، پيروى از هواى نفس، رياست‌طلبى، غضب، طمع، حسد، تعصب، عجب، تكبر و تفاخر، سفاهت، قساوت، همنشينى با اهل معصيت، آزار مسلمانان، مكر و خدعه، دروغ، جستجوى عيوب مؤمنان، سرزنش كردن، غيبت، بدگمانى و تهمت، سخن‌چينى، تهديد مؤمن و نيز افشاى اسرار.

ازآنجاكه نمى‌توان به‌تفصيل به همه اين صفات پرداخت، به‌ناچار بايد برخى از مهم‌ترين آنها را كه عمومى‌ترند و بيشتر با آنها مواجه هستيم، مورد بررسى قرار داد. از اين رو در اين فصل به فضايل اخلاقى ايمانى، و در فصل‌هاى بعد به فضيلت‌هاى اخلاقى اجتماعى و رذايل اخلاقى مى‌پردازيم.

فضيلت‌هاى اخلاقى ايمانى‌

اين فضيلت‌ها از آن رو كه پايه ديگر صفات اخلاقى را تشكيل مى‌دهند، از اهميت بيشترى‌


صفحه 51

برخوردارند. فضيلت‌هاى اخلاقى ايمانى صفاتى هستند كه با ايمان اسلامى ارتباط وثيقى دارند؛ به‌گونه‌اى كه بدون ايمان به خداوند طرح آنها نيز بى‌معنا خواهد بود.

چنان‌كه گفته شد، فضيلت‌هاى اخلاقى ايمانى متعددند، از اين رو تنها برخى از مهم‌ترين آنها را بيان كنيم. در بيان هر يك از اين فضيلت‌ها- جز در مواردى خاص- نخست جايگاه و اهميت فضيلت مورد نظر را در نظام اخلاقى اسلام بررسى مى‌كنيم و سپس مفهوم و مصداق‌هاى آن، منشأ و علت‌ها، آثار و پيامدها و در پايان نيز راه دستيابى به آن صفت را بيان مى‌نماييم.

1. محبت خدا، پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت عليهم السلام‌

اين صفت در آيات و روايات متعددى مطرح شده است. خداوند از مؤمنان انتظار دارد كه او و پيامبر صلى الله عليه و آله را از نزديكان خود و از مال و ثروت و حتى از جان خود بيشتر دوست بدارند:

قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِى سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ؛[1]بگو: «اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالى كه گرد آورده‌ايد و تجارتى كه از كسادش بيمناكيد و سراهايى را كه خوش مى‌داريد، نزد شما از خدا و پيامبرش و جهاد در راه وى دوست‌داشتنى‌تر است، پس منتظر باشيد تا خدا فرمانش را [به اجرا در] آورد.» و خداوند گروه فاسقان را راهنمايى نمى‌كند.

در آيه‌اى ديگر آمده است:

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حباً لِلّهِ؛[2]و برخى از مردم، در برابر خدا، همانندهايى [براى او] برمى‌گزينند، و آنها را چون دوستى خدا، دوست مى‌دارند؛ ولى كسانى كه ايمان آورده‌اند، به خدا محبت بيشترى دارند.

[1]- توبه( 9): 24

[2]- بقره( 2): 165


صفحه 52

البته محبت مؤمن به خدا يك‌سويه نيست، بلكه خداوند نيز مؤمنان را دوست مى‌دارد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِى اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِى سَبِيلِ اللّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ؛[1]اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، هر كس از شما از دين خود برگردد، به زودى خدا گروهى [ديگر] را مى‌آورد كه آنان را دوست مى‌دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند. [اينان‌] با مؤمنان، فروتن، [و] بر كافران سرفرازند. در راه خدا جهاد مى‌كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى‌ترسند. اين فضل خداست. آن را به هر كه بخواهد مى‌دهد، و خدا گشايشگر داناست.

بر اساس اين آيه، خداوند نيز مؤمنان را دوست دارد و اين دوستى متقابل، فضلى از جانب خداست.

آيات بيان شده در محبت مؤمنان به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله است. در باب محبت به اهل‌بيت عليهم السلام خداوند در آيه‌اى از قرآن محبت و دوستى اهل‌بيت عليهم السلام را مزد رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله بيان مى‌كند:

قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى؛[2]بگو: «به ازاى آن [رسالت‌] پاداشى از شما خواستار نيستم، مگر دوستى درباره خويشاوندان.»

در روايتى امام‌كاظم عليه السلام در پاسخ به اين پرسش كه برترين چيزى كه با آن به خداوند تقرب مى‌يابيم، چيست؟ فرمود:

پيروى از خداوند و پيروى از پيامبر صلى الله عليه و آله و محبت خداوند متعال و محبت رسول او.[3]

همچنين نقل شده است: جابربن عبدالله انصارى در كوچه‌هاى مدينه مى‌گشت و مى‌گفت:

على بهترينِ مردم است و هر كه از پذيرش او سر باز زند، كافر است. اى انصار! فرزندان خود را بر محبت على عليه السلام تربيت كنيد.[4]

[1]- مائده( 5): 54

[2]- شورى( 42): 23

[3]- ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسايل، ج 11، ص 258

[4]- ابوجعفر محمد صدوق، من لايحضر الفقيه، ج 3، ص 493


صفحه 53

در روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است:

محبت على‌بن ابى‌طالب زشتى‌ها را نابود مى‌كند، چنان‌كه آتشْ هيزم را.[1]

همچنين ايشان فرمود:

سوگند به آن‌كه مرا به حق برانگيخت! خداوند از هيچ بنده‌اى كار نيكى را نمى‌پذيرد تا از او درباره محبت على‌بن ابى‌طالب بپرسد.[2]

اكنون كه جايگاه محبت خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت عليهم السلام در اسلام آشكار شد، بهتر آن است كه اندكى از مفهوم محبت نيز سخن بگوييم.

مفهوم محبت‌

محبت در لغت به معناى دوستى و علاقه است كه مى‌توان آن را به طور كلى به محبت خود و محبت ديگران تقسيم كرد. دوستى ديگران از يك‌سو محبت به پدر و مادر و همسر و فرزند و از سوى ديگر محبت به هم‌وطنان و همنوعان را دربرمى‌گيرد. اما آنچه از ويژگى‌هاى مؤمن به شمار مى‌آيد و در متون دينى بر آن تأكيد شده، محبت به خداوند و پس از آن محبت به پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت عليهم السلام است. البته اين بدان معنا نيست كه مؤمن به ديگران محبتى ندارد، بلكه آنان را دوست دارد و اين محبت در طول محبت وى به خداست. به ديگر سخن، زبان حال مؤمن اين است: «عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از او است.»[3]

[1]- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 27، ص 136

[2]- همان، ص 311

[3]- مولوى عشق به خدا را با ديگر عشق‌ها و محبت‌ها مقايسه مى‌كند و عشق خدا را بر آنها ترجيح مى‌دهد؛ چرا كه محبت‌هاى ديگر فانى و زوال‌پذيرند:

سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً

و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ‌

فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى‌

برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)


صفحه 54

منشأ محبت‌

علماى اخلاق معتقدند منشأ همه محبت‌ها، فطرت كمال‌جوى آدمى است. به سخن ديگر، خداوند گوهر وجود انسان را چنان سرشته كه دوستدار كمال و دشمن نقص است. بدين رو، هر انسانى صرف‌نظر از دين و جهان‌بينى مقبول خود و نژاد و زمان و مكانى كه در آن مى‌زيد، دوستدار كمال است. انسان، زيبايى، توانايى و دانايى را دوست دارد؛ زيرا هر يك از اينها كمال است و از جهل، زشتى، ضعف و مانند آن نيز بيزار است.

بر پايه جهان‌بينى اسلامى خداوند كمال مطلق است و هيچ ضعف و نقصى در او راه ندارد.

همه كمال‌هاى موجود در اين جهان نيز جلوه‌اى از كمال خداوند است. بدين سبب، اگر كسى خداوند را چنان‌كه بايد، بشناسد و بداند او داراى همه صفات كمالى است و همه كمالات ديگر موجودات پرتويى از كمال الهى‌اند، خودبه‌خود شيفته و دوستدار او خواهد شد.[1]

پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت عليهم السلام نيز بر پايه جهان‌بينى اسلامى، از همه مردمان برتر و كامل‌ترند.

در روايات مختلفى به اين مطلب اشاره شده كه اين بزرگان مقرب‌ترين مردمان نزد خداوند هستند و كلماتى كه آدم از پروردگار آموخت و با توسل به آنها از خدا آمرزش خواست و خداوند نيز آن را اجابت كرد، جز نام مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت عليهم السلام نبود. افزون بر اين، در روايات اسلامى تصريح شده كه هدف از آفرينش آسمان و زمين و جهان هستى، فراهم آمدن زمينه براى آفرينش پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت عليهم السلام است.[2]بدين ترتيب، اگر كسى خداوند و پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت عليهم السلام او را به‌درستى بشناسد و با صفت‌هاى كمالى آنها آشنا شود، خودبه‌خود محبت آنان در دل او جاى مى‌گيرد.

[1]- اين مطلب در ادبيات اسلامى نيز بازتابى گسترده دارد:

سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً

و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ‌

فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى‌

برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)

[2]- بنگريد به: محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 15، ص 12 و ج 24، ص 2


صفحه 55

در روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است: شعيب چنان به سبب محبت به خدا گريست كه چشمانش كور شد. خداوند چشمانش را به او بازگرداند، اما شعيب باز چنان گريه كرد تا كور شد.

بار چهارم خداوند به او وحى كرد تا چه زمانى چنين خواهى كرد؟ اگر اين گريه از ترس عذاب جهنم است، تو را از آن نجات دادم و اگر براى شوق به بهشت است، آن را در اختيار تو نهادم.

شعيب در پاسخ گفت:

خدايا! تو مى‌دانى كه گريه من نه براى ترس از جهنم است و نه براى شوق به بهشت، بلكه تنها به سبب محبت توست.[1]

محبت به پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت عليهم السلام نيز نمونه‌هاى بسيارى دارد: هنگامى كه در ابتداى بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله بلال حبشى به او ايمان آورد، ارباب بلال او را به بيابان‌هاى اطراف مكه مى‌برد و برهنه بر روى شن‌هاى تفتيده مى‌خوابانيد و سنگى بزرگ بر سينه او مى‌گذاشت و از او مى‌خواست تا از پيامبر صلى الله عليه و آله و دين او بيزارى جويد. اما هر چه بلال را بيشتر شكنجه مى‌داد، او در عقيده و محبت خود به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله راسخ‌تر مى‌شد.[2]

حال‌كه منشأ محبت به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت عليهم السلام معلوم گرديد، بايد دانست اين محبت چه آثار و پيامدهايى دارد؟

آثار و پيامدهاى محبت‌

در روايتى از اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است:

محبت خدا آتشى است كه بر چيزى نمى‌افتد، مگر اينكه آن را مى‌سوزاند و نورى الهى است كه بر چيزى نمى‌تابد، مگر اينكه آن را روشن مى‌كند و نسيمى الهى است كه بر چيزى نمى‌وزد، مگر اينكه آن را به حركت در مى‌آورد و آبى الهى است كه هر چيزى را حيات مى‌بخشد و زمينى الهى است كه هر چيزى در آن مى‌رويد.[3]

[1]- همان، ج 16، ص 380

[2]- جعفر سبحانى، فروغ ابديت، ج 1، ص 231

[3]- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 67، ص 23


صفحه 56

در روايتى ديگر آمده است:

مردى از پيامبر صلى الله عليه و آله راجع به [زمان برپايى‌] قيامت پرسيد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: براى آن روز چه آماده كرده‌اى؟ مرد گفت: محبت خدا و رسولش را. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: با همان كه دوستش مى‌دارى، محشور مى‌شوى.[1]

بر اساس اين روايات محبت به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت عليهم السلام كاستى‌هاى محبان را مى‌زدايد و صفت‌هاى كمالى را در آنان ايجاد مى‌كند. به ديگر سخن، محبت خدا و اولياى الهى افزون بر اينكه خود صفتى مطلوب است، به‌وجودآورنده ديگر فضيلت‌ها و نابودكننده رذيلت‌ها نيز مى‌باشد. البته بايد دانست تنها محبت واقعى اين آثار را درپى دارد. از اين رو در منابع دينى براى محبت واقعى خداوند و اولياى او نشانه‌هايى را برشمرده‌اند؛ مانند علاقه به ذكر خدا[2]و عمل به دستورهاى خدا و پيامبر:

قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛[3]بگو:

«اگر خدا را دوست داريد، از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد، و خداوند آمرزنده مهربان است.»

برپايه اين آيه، محبت خدا مستلزم پيروى از پيامبر صلى الله عليه و آله است؛ چرا كه پيروى از او خواسته خداست. بنابراين اگر كسى مدعى محبت به خدا باشد، ولى از خدا و رسول او پيروى نكند، در واقع از محبت خدا بى‌بهره است.

حال اين پرسش مطرح است كه چگونه مى‌توان خود را بدين فضيلت آراست؟

راه رسيدن به محبت خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت عليهم السلام‌

همان‌گونه كه پيش‌تر گفتيم، محبت به كمال، ريشه در فطرت آدمى دارد، از اين رو به هر نوع كمالى عشق مى‌ورزد. اما به فعليت رسيدن اين ويژگى فطرى نيازمند شناخت كمال و صاحبان كمال است و هر اندازه اين شناخت دقيق‌تر و عميق‌تر باشد، محبت نيز ريشه‌دارتر خواهد بود.

[1]- همان، ج 27، ص 85

[2]- ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسايل، ج 5، ص 786

[3]- آل‌عمران( 3): 31