بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 19


بالجمله ، احاديث شريفه دربارهء اين نحو از طمأنينه و آثار آن بسيار است . و قرآن شريف أمر به ترتيل قرآن فرموده و در احاديث شريفه است كه « كسى كه نسيان كند سوره اى از قرآن را ، متمثّل شود آن سوره در بهشت براى او در صورتى كه به آن خوبى صورتى نيست . پس وقتى آن را مىبيند ، مىگويد به آن كه تو چه هستى چقدر نيكوئى كاش تو از من بودى . جواب مىدهد : آيا تو مرا نمىشناسى ؟ من فلان سوره هستم ، اگر مرا فراموش نكرده بودى تو را به اين درجهء رفيعه مىرساندم . »[1]و در حديث است كه « كسى كه قرآن را در جوانى بخواند ، قرآن با گوشت و خونش مختلط شود . »[2]و نكتهء آن آن است كه در جوانى اشتغال قلب و كدورت آن كمتر است ، از اين جهت قلب از آن بيشتر و زودتر متأثر شود و اثر آن نيز بيشتر باقى ماند .
و در اين باب احاديث بسيارى است كه ما در باب « قرائت » يادى از آنها مىكنيم ان شاء اللَّه . و در حديث شريف است كه « هيچ چيز پيش خداى تعالى محبوبتر نيست از عملى كه مداومت بر آن شود گرچه آن عمل كم باشد . »[3]و شايد نكتهء بزرگ آن آن باشد كه عمل صورت باطنيّه قلب شود ، چنانچه ذكر شد .
فصل پنجم در بيان محافظت عبادت از تصرف شيطان است يكى از مهمّات آداب قلبيّهء نماز و ساير عبادات كه از امّهات آداب قلبيّه است و قيام به آن از عظائم امور و مشكلات دقايق است ، محافظت آن است


[1]- اصول كافى ، ج 4 ، ص 410 ، « كتاب فضل القرآن » ، « باب من حفظ القرآن ثم نسيه » ، حديث 2 . .
[2]- اصول كافى ، ج 4 ، ص 405 ، « كتاب فضل القرآن » ، « باب فضل حامل القرآن » ، حديث 4 . .
[3]- اصول كافى ، ج 3 ، ص 137 ، « كتاب الايمان و الكفر » ، « باب الاقتصاد في العبادة » ، حديث 2 . .


صفحه 20


از تصرّفات شيطانى ، و شايد آيهء شريفه كه فرمايد در وصف مؤمنين : الَّذينَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ يُحافِظُون 23 : 9[1]اشاره به جميع مراتب حفظ باشد كه يكى از آن مراتب ، بلكه اهمّ مراتب آن ، حفظ از تصرّف شيطان است .
و تفصيل اين اجمال آن است كه پيش اصحاب معرفت و ارباب قلوب واضح است كه چنانچه ابدان را غذائى است جسمانى كه بدان تغذّى كنند و بايد آن غذا مناسب حال و موافق نشئهء آنها باشد تا بدان تربيت جسمانى و نموّ نباتى دست دهد ، همينطور قلوب و ارواح را غذائى است كه هر يك به فرا خور حال و مناسب نشئهء آنها بايد باشد كه بدن تربيت شوند و تغذّى نمايند و نموّ معنوى و ترقّى باطنى حاصل آيد . و غذاى مناسب با نشئهء ارواح معارف الهيّه از مبدا مبادى وجود تا منتهى النهايهء نظام هستى است ، چنانچه در تعريف فلسفه اعاظم ارباب صناعت فرمودند : هي صيرورة الانسان عالما عقليّا مضاهيا للعالم العينىّ في صورته و كماله .[2]و اين اشاره است به همين تغذّى معنوى ، چنانچه تغذّى قلوب از فضايل نفسانيّه و مناسك الهيّه است .
و بايد دانست كه هر يك از اين غذاها اگر از تصرّف شيطان خالص باشد و با دست ولايت مآبى رسول ختمى و ولىّ اللَّه اعظم صلوات اللَّه عليهما و آلهما فراهم آمده باشد ، روح و قلب از آن تغذّى كنند و به كمال لايق انسانيّت و معراج قرب إلى اللَّه نائل شوند . و خلوص از تصرّف شيطان ، كه مقدّمهء اخلاص است ، به حقيقت حاصل نشود مگر آن كه سالك در سلوكش خدا خواه شود و خودخواهى و خود پرستى را ، كه منشأ تمام مفاسد و امّ الأمراض باطن است ، زير پا نهد ، و اين به تمام معنى در غير انسان كامل و به تبع او در خلَّص أولياء عليهم السلام در ديگر اشخاص ميسور نيست . ولى سالك نبايد مأيوس از الطاف باطنهء حق باشد كه يأس از روح اللَّه سر آمد همه سرديها و


[1]- « آنان كه بر نمازهايشان محافظت دارند . » ( معارج - 34 ، مؤمنون - 9 ) .
[2]- « فلسفه گشتن انسان است به قالب جهانى عقلى ( چنانكه در صورت و كمال ) همانند جهان خارج گردد » . . ملا صدرا و اتباع او اين عبارت را در تعريف فلسفه آورده‌اند و قيد « فى صورة و كماله » را برخى بر آن افزوده‌اند . .


صفحه 21


سستيها است و از اعظم كبائر است ، و آنچه از براى صنف رعايا نيز ممكن است قرّة العين اهل معرفت است .
پس ، بر سالك طريق آخرت لازم و حتم است كه با هر جدّيّتى هست معارف و مناسك خود را از تصرّف شيطان و نفس امّاره تخليص كند و با كمال دقّت و تفتيش در حركات و سكنات و طلب و مطلوب خود غور كند و غايت سير و تحصيل و مبادى حركات باطنيّه و تغذّيات روحيّه را به دست آورد و از حيله هاى نفس و شيطان غفلت نكند و از دامهاى نفس امّاره و ابليس غافل نشود ، و در جميع حركات و افعال سوء ظنّ كامل به خود داشته باشد و هيچ گاه آن را سر خود و رها نكند ، چه بسا باشد كه با اندك مسامحه اى انسان را مغلوب كند و به زمين زند و سوق به هلاكت و فنا دهد ، زيرا كه اگر غذاهاى روحانى از تصرّف شيطان خالص نباشد و دست او در فراهم آمدن آنها دخيل باشد ، علاوه بر آنكه ارواح و قلوب با آنها تربيت نشوند و به كمال لايق خود نرسند ، نقصان فاحش براى آنها دست دهد و شايد صاحب خود را در سلك شياطين يا بهائم و سباع منسلك نمايد و آنچه كه مايهء سعادت و رأس المال كمال انسانيّت و وصول به مدارج عاليه است نتيجهء منعكسه دهد و انسان را به هاويهء مظلمهء شقاوت سوق دهد ، چنانچه در بعض اهل عرفان اصطلاحى ديديم اشخاصى را كه اين اصطلاحات و غور در آن آنها را به ضلالت منتهى نموده و قلوب آنها را منكوس و باطن آنها را ظلمانى نموده و ممارست در معارف موجب قوّت انانيّت و انّيّت آنها شده و دعاوى ناشايسته و شطحيّات ناهنجار از آنها صادر گرديده . و نيز در ارباب رياضات و سلوك اشخاصى هستند كه رياضت و اشتغال آنها به تصفيهء نفس قلوب آنها را منكدرتر و باطن آنها را ظلمانىتر نموده . و اينها از آن است كه بر سلوك معنوى الهى و مهاجرت الهى اللَّه محافظت ننمودند و سلوك علمى و ارتياضى آنها با تصرّف شيطان و نفس به سوى شيطان و نفس بوده . و همينطور در طلاب علوم نقليّهء شرعيّه اشخاصى را ديديم كه علم در آنها تأثير سوء بخشيده و بر مفاسد اخلاقى آنها افزوده ، و علم كه موجب فلاح و رستگارى آنها بايد باشد باعث هلاكت آنها شده و آنها


صفحه 22


را به جهل و ممارات و استطاله و ختل كشانده . و همينطور در بين اهل عبادت و مناسك و مواظبين به آداب و سنن كسانى هستند كه عبادت و نسك ، كه سرمايهء اصلاح احوال و نفوس است ، قلوب آنها را كدر و ظلمانى نموده و آنها را به عجب و خودبينى و كبر و تدلَّل و تغمّز و سوء خلق و سوء ظنّ به بندگان خدا وادار نموده . و اينها نيز از عدم مواظبت بر اين معاجين الهيّه است .
البته معجونى كه با دست ديو پليد و تصرّف نفس سركش فراهم آمد ، جز خلق شيطانى از آن زاييده نشود ، و چون قلب در هر حال از آنها تغذّى مىنمايد و آنها صورت باطنيّهء نفس شوند ، پس بعد از چندى مداومت انسان يكى از وليده هاى شيطان شود كه با دست تربيت و در تحت تصرّف او نشو و نما نموده ، و چون چشم ملكى بسته شود و چشم ملكوتى باز گردد خود را يكى از شياطين مىبيند و در آن حال جز خسران نتيجه اى نبرد و حسرتها و افسوسها به حالش سودى نبخشد .
پس ، سالك طريق آخرت در هر رشته از رشته هاى دينى و طريقه اى از طريقه هاى الهى هست اوّلا بايد با كمال مواظبت و دقّت ، چون طبيبى با محبت و پرستارى پر شفقت ، از حال خود مواظبت نمايد و عيوب سير و سلوك خود را تفتيش و مداقّه كند . و ثانيا در خلال آن از پناه بردن به ذات مقدّس حقّ جلّ و علا در خلوات و تضرّع و زارى به درگاه اقدس ذو الجلال غفلت نورزد .
خداوندا ، تو خود حال ضعيف و بيچارگى ما را آگاهى ، مىدانى كه ما بى دستگيرى ذات مقدّس تو از دست دشمنى به اين قوّت و قدرت كه طمع به انبياء عظام و كمّل اولياء والا مقام بسته راه گريزى نداريم و اگر بارقهء لطف و رحمت تو نباشد ، ما را اين دشمن قوى پنجه به خاك هلاكت افكند و به تيه ظلمت و شقاوت گرفتار كند . تو را به خاصان درگاهت و محرمان بارگاهت قسم مىدهم كه از ما متحيّران وادى ضلالت و افتادگان بيابان غوايت دستگيرى فرما و قلوب ما را از غلّ و غشّ و شرك و شكّ پاك فرما ، انّك ولىّ الهداية .


صفحه 23


فصل ششم در بيان نشاط و بهجت است و ديگر از آداب قلبيّهء نماز ، و ساير عبادات ، كه موجب نتايج نيكويى است ، بلكه باعث فتح بعضى از ابواب و كشف بعضى از اسرار عبادات است ، آن است كه سالك جدّيّت كند كه عبادت را از روى نشاط و بهجت قلب و فرح و انبساط خاطر بجا آورد و از كسالت و ادبار نفس در وقت عبادت احتراز شديد كند . پس ، وقتى را كه براى عبادت انتخاب مىكند وقتى باشد كه نفس را به عبادت اقبال است و داراى نشاط و تازگى است و خستگى و فتور ندارد ، زيرا كه اگر نفس را در اوقات كسالت و خستگى وادار به عبادت كند ممكن است آثار بدى به آن مترتّب شود كه از جملهء آنها آن است كه انسان از عبادت منضجر شود و تكلَّف و تعسّف آن زياد گردد و كم كم باعث تنفّر طباع نفوس شود . و اين علاوه بر آن كه ممكن است انسان را بكلَّى از ذكر حق منصرف كند و روح را از مقام عبوديّت كه منشأ همهء سعادات است برنجاند ، از چنين عبادتى نورانيّت قلبيّه حاصل نگردد و باطن نفس از آن منفعل نگردد و صورت عبوديّت صورت باطن قلب نشود . و پيش از اين ذكر شد كه مطلوب در عبادات آن است كه باطن نفس صورت عبوديّت شود .
و اكنون چنين گوييم كه يكى از اسرار و نتايج عبادات و رياضات آن است كه ارادهء نفس در ملك بدن نافذ گردد و مملكت يكسره در تحت كبرياء نفس منقهر و مضمحلّ گردد و قواى منبثّه و جنود منتشرهء در ملك بدن از عصيان و سركشى و انانيّت و خود سرى باز مانند و تسليم ملكوت باطن قلب شوند ، بلكه كم كم تمام قوا فانى شوند در ملكوت ، و امر ملكوت در ملك جارى و نافذ شود و ارادهء نفس قوّت گيرد و زمام مملكت را از دست شيطان و نفس امّاره بگيرد و جنود نفس از ايمان به تسليم و از تسليم به رضا و از رضا به فنا سوق شوند . و در اين حال شمّه اى از اسرار عبادات را نفس دريابد و از تجلَّيات


صفحه 24


فعليّه شمّه اى حاصل گردد . و آنچه ذكر شد تحقّق پيدا نكند مگر آن كه عبادات از روى نشاط و بهجت بجا آورده شود و از تكلَّف و تعسّف و كسالت بكلَّى احتراز شود تا حال محبّت و عشق به ذكر حق و مقام عبوديّت رخ دهد و انس و تمكَّن حاصل آيد . و انس به حقّ و ذكر او از اعظم مهمّاتى است كه اهل معرفت را به آن عنايت شديد است و اصحاب سير و سلوك براى آن تنافس كنند . و چنانچه اطبّا را عقيده آن است كه اگر غذا را از روى سرور و بهجت ميل كنند زودتر هضم شود ، همينطور طبّ روحانى اقتضا مىكند كه اگر انسان غذاهاى روحانى را از روى بهجت و اشتياق تناول كند و از كسالت و تكلَّف احتراز كند ، آثار آن در قلب زودتر واقع شود و باطن قلب با آن زودتر تصفيه شود .
و اشاره به اين ادب در كتاب كريم الهى و صحيفهء قويم ربوبى شده است آن جا كه در تكذيب كفّار و منافقين فرمايد : لا يَأْتُونَ الصَّلوةَ الا وَهُمْ كُسالى وَلا يُنْفِقُونَ الا وَهُمْ كارِهُون 9 : 54[1]و آيهء شريفهء لا تَقْرَبُوا الصَّلوةَ وَانْتُمْ سُكارى 4 : 43[2]در حديثى به كسالت تفسير شده . و در روايات اشاره به اين ادب نموده‌اند و ما به ذكر بعضى از آن اين اوراق را مفتخر مىنماييم :
محمّد بن يعقوب باسناده عن أبي عبد اللَّه عليه السلام قال : لا تكرهوا الى انفسكم العبادة .[3].
و عن أبي عبد اللَّه ( ع ) قال : قال رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله : يا علىّ ، انّ هذا الدّين متين ، فاوغل فيه برفق و لا تبغّض إلى نفسك عبادة ربّك .[4]


[1]- « نماز نمىگزارند جز در حال ملال و كسالت ، و انفاق نمىكنند مگر به كراهت و ناخوشايندى » . . ( توبه - 54 ) .
[2]- « در حال مستى به نماز نزديك مشويد . » ( نساء - 43 ) .
[3]- « خود را به اكراه به عبادت وادار مسازيد . » اصول كافى ، ج 3 ، ص 129 ، « كتاب الايمان و الكفر » ، « باب استواء العمل و المداومة عليه » ، حديث 3 . .
[4]- « اى على ، اين دين متين و استوار است ، با رفق و مدارا در آن گام نه و پرستش پروردگارت را مبغوض خود مكن . » اصول كافى ، ج 3 ، ص 138 ، « كتاب الايمان و الكفر » ، « باب الاقتصاد في العبادة » ، حديث 6 . .


صفحه 25


و در حديث است از حضرت عسكرى سلام اللَّه عليه : اذا نشطت القلوب فاودعوها ، و اذا نفرت فودّعوها .[1]و اين دستور جامعى است كه فرموده‌اند كه در هنگام نشاط و بهجت قلوب وديعه به آنها بسپاريد ، و در وقت نفار و گريز آنها را راحت بگذاريد ، پس در كسب معارف و علوم نيز اين ادب را بايد منظور داشت و قلوب را با كراهت و تنفر وادار به كسب نكرد .
و از اين احاديث و احاديث ديگر استفادهء ادب ديگر شود كه آن نيز از مهمّات باب رياضت است . و آن عبارت از « مراعات » است . و آن ، چنان است كه سالك در هر مرتبه كه هست ، چه در رياضات و مجاهدات علميّه يا نفسانيّه يا عمليّه ، مراعات حال خود را بكند و با رفق و مدارا با نفس رفتار نمايد و زايد بر طاقت و حالت خود تحميل آن نكند ، خصوصا براى جوانها و تازه كارها اين مطلب از مهمّات است كه ممكن است اگر جوانها با رفق و مدارا با نفس رفتار نكنند و حظوظ طبيعت را به اندازهء احتياج آن از طرق محلَّله ادا نكنند ، گرفتار خطر عظيمى شوند كه جبران آن را نتوانند كرد ، و آن خطر آن است كه گاه نفس به واسطهء سخت گيرى فوق العاده و عنان گيرى بىاندازه عنان گسيخته شود و زمام اختيار را از دست بگيرد و اقتضاءات طبيعت كه متراكم شد و آتش تيز شهوت كه در تحت فشار بى اندازهء رياضت واقع شود ، ناچار محترق شود و مملكت را بسوزاند . و اگر خداى نخواسته سالكى عنان گسيخته شود يا زاهدى بى اختيار شود ، چنان در پرتگاه افتد كه روى نجات را هرگز نبيند و به طريق سعادت و رستگارى هيچ گاه عود نكند .
پس ، سالك چون طبيب حاذقى بايد نبض خود را در ايّام سلوك بگيرد و از روى اقتضاءات احوال و ايّام سلوك با نفس رفتار كند ، و در ايّام اشتعال شهوت كه غرور جوانى است طبيعت را بكلَّى منع از حظوظش ننمايد و با


[1]- هنگامى كه قلوب نشاط و بهجت دارند به آنها امانت بسپاريد ، و وقتى كه گريزاناند آنها را واگذاريد » . . بحار الانوار ، ج 75 ، ص 377 ، « كتاب الرّوضه » ، باب 29 ، حديث 3 . .


صفحه 26


طرق مشروعه آتش شهوت را فرو نشاند كه فرو نشاندن شهوت به طريق امر الهى اعانت كامل در سلوك راه حق كند . پس ، نكاح و زواج كند كه از سنن بزرگ الهى است كه علاوه بر آن كه مبدأ بقاء نوع انسانى است در سلوك راه آخرت نيز مدخليّت بسزا دارد . و از اين جهت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمودند : « كسى كه تزويج كند ، نصف دينش را احراز نموده . »[1]و در حديث ديگر است كه « كسى كه دوست دارد ملاقات كند خدا را پاك و پاكيزه ، ملاقات كند او را با زوجه . »[2]و از رسول اكرم نيز منقول است كه « اكثر اهل آتش عزبها هستند . »[3]و در حديث است كه حضرت امير مؤمنان سلام اللَّه عليه فرمودند : « جماعتى از اصحاب بر خود حرام كردند زنها را و افطار در روز و خواب در شب را . امّ سلمه خبر داد به حضرت رسول اكرم . آن سرور تشريف آوردند نزد آنها فرمودند : آيا شما اعراض مىكنيد از زنها ؟ همانا من نزد زنها مىروم و روز تناول مىكنم و شب خواب مىروم ، و كسى كه از سنّت من اعراض كند از من نيست و خداى تعالى فرو فرستاد : لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما احَلَّ الله لَكُمْ وَلا تَعْتَدُوا انَّ الله لا يُحِبُّ الْمُعْتَدينَ ، وَكُلُوا مِمّا رَزَقَكُمُ الله حَلالا طَيِّبا وَاتَّقُوا الله الَّذى انْتُمْ بِه مُؤمِنُون . 5 : 87 - 88[4]بالجمله ، بر سالك راه آخرت « مراعات » احوال ادبار و اقبال نفس لازم است ، و چنانچه از حظوظ نبايد مطلقا جلوگيرى كند كه منشأ مفاسد عظيم است ، نبايد در سلوك از جهت عبادات و رياضات عمليّه به نفس سخت گيرى كند و آن را در تحت فشار قرار دهد ، خصوصا در ايّام جوانى و ابتدا سلوك كه


[1]- بحار الانوار ، ج 100 ، ص 220 ، « كتاب العقود و الايقاعات » ، « أبواب النّكاح » ، باب 1 ، حديث 14 . به نقل از امالى شيخ طوسى ، ج 2 ، ص 132 . .
[2]- منبع سابق ، حديث 18 و 35 . به نقل از روضة الواعظين ، ص 373 . و نوادر راوندى ، ص 12 . .
[3]- وسائل الشيعة ، ص 15 ، « كتاب النكاح » ، باب 2 ، حديث 6 . .
[4]- « آنچه را كه خدا بر شما حلال فرموده حرام مكنيد و ستم مكنيد كه خدا ستمكاران را دوست نمىدارد . و بخوريد از آنچه خدا روزى شما كرده حلال و پاكيزه و از خدا بپرهيزيد ، خدايى كه شما به او ايمان آورده‌ايد . » ( مائده - 87 ) منبع پيشين ، حديث 8 . .