تأييد و حول و قوّهء آن ذات مقدّس بداند و بشمارد . و حقايق اين امور را به سرّ قلب برساند و سرّ اين لطايف را به ذائقهء دل بچشاند تا قلب به ذكر حق زنده شود و دل حياة جاويد به حق پيدا كند .
و چون صبح افتتاح اشتغال به كثرات و ورود در دنيا است و با مخاطرهء اشتغال به خلق و غفلت از حق انسان مواجه است ، خوب است انسان سالك بيدار در اين موقع باريك براى ورود در اين ظلمتكدهء تاريك به حق تعالى متوسّل شود و به حضرتش منقطع گردد . و چون خود را در آن محضر شريف آبرومند نمىبيند ، به اولياء امر و خفراى زمان و شفعاء انس و جان ، يعنى رسول ختمى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم و ائمّهء معصومين عليهم السلام ، متوسّل گردد و آن ذوات شريفه را شفيع و واسطه قرار دهد . و چون براى هر روزى خفير و مجيرى است ، پس روز شنبه به وجود مبارك رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ، و روز يكشنبه به حضرت امير المؤمنين عليه السلام ، و روز دوشنبه به امامان همامان سبطان عليهما السّلام ، و روز سه شنبه به حضرات سجّاد و باقر و صادق عليهم السلام ، و روز چهار شنبه به حضرات كاظم و رضا و تقى و نقى عليهم السلام ، و روز پنجشنبه به حضرت عسكرى عليه السلام ، و روز جمعه به ولىّ امر عجّل اللَّه فرجه الشّريف ، متعلَّق است ،[1]مناسب آن است كه در تعقيب نماز صبح براى ورود در اين بحر مهلك ظلمانى و دامگاه مهيب شيطانى ، متوسّل به خفراى آن روز شود ، و با شفاعت آنها ، كه مقرّبان بارگاه قدس و محرمان سرا پردهء انسند ، از حق تعالى رفع شرّ شيطان و نفس امّارهء بالسّوء را طلب كند ، و در اتمام و قبول عبادات ناقصه و مناسك غير لايقه ، آن بزرگان را واسطه قرار دهد . البته حق تعالى شانهء چنانچه محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله و دودمان او را وسايط هدايت و راه نماهاى ما مقرّر فرموده و به بركات آنها امّت را از ضلالت و جهل نجات مرحمت فرموده ، به وسيله و شفاعت آنها قصور ما را ترميم و نقص ما را تتميم فرمايد و اطاعات و عبادات
[1]- بحار الانوار ، ج 24 ، ص 239 . از الخصال ، ج 2 ، ص 394 ، باب 7 . .
ناقابل ما را قبول مىفرمايد . انّه ولىّ الفضل و الانعام . و تعقيبات مأثوره در كتب أدعيه مذكور ، و هر كس مناسب با حال خود انتخابى كند و اين سفر شريف را به خير و سعادت به اتمام رساند .
ختم و دعاء مناسب بود كه ما اين رساله را تتميم كنيم به ذكر موانع معنويّهء صلوة از قبيل ريا و عجب و امثال آن ، لكن به واسطهء آن كه در كتاب اربعين[1]در شرح بعض احاديث ، در اين موضوعات شرحى مذكور داشتيم ، و اينك به واسطهء كثرت اشتغال و تشتّت قواى فكريّه معذور از اين خدمت مىباشم ، لهذا اين اوراق را با اعتراف به نقص و تقصير ختم ، و از ارباب نظر پاك عفو خطا مىطلبم ، و به دعاى خير آنان و نفس كريم آنها نيازمندم .
بار خداوندا كه ما بندگان ضعيف را بى سابقهء خدمت و طاعتى يا احتياج به بندگى و عبادتى با تفضّل و عنايت و محض رحمت و كرامت لباس هستى پوشانيدى ، و به انواع نعمتهاى روحانى و جسمانى و اصناف رحمتهاى باطنى و ظاهرى مفتخر فرمودى ، بى آن كه از نبود ما خللى در قدرت و قوّت تو راه يابد ، يا از بود ما به عظمت و حشمت تو چيزى افزايد ، اكنون كه سرچشمهء رحمانيّت تو جوشيد و چشم خورشيد جمال جميل تو درخشيد و ما را به بحار رحمت مستغرق و به انوار جمال منوّر فرمود ، نقايص و خطيئات و گناهان و تقصيرات ما را نيز به نور توفيق باطنى و دستگيرى و هدايت سرّى جبران فرما ، و دل سر تا پا تعلَّق ما را از تعلَّقات دنياويّه برهان و به تعلَّق به عزّ قدس خود آراسته نما .
بار الها ، از طاعت ما ناچيزان بسطى در ملك تو حاصل نشود ، و از سر پيچى ما نقصى در مملكت راه نيابد ، و از عذاب و شكنجهء گناهكاران نفعى به تو عايد نگردد ، و از بخشش و رحمت افتادگان نقصانى در قدرت تو
[1]- پاورقى 61 . .
حاصل نشود ، عين ثابت خطاكاران طالب رحمت است و فطرت ناقصان طلبكار تماميّت ، تو خود با لطف عميم با ما رفتار فرما و به سوء استعداد ما نظر نفرما .
الهى ، ان كنت غير مستأهل لرحمتك ، فانت اهل ان تجود علىّ بفضل سعتك . الهى ، قد سترت علىّ ذنوبا في الدّنيا ، و انا احوج إلى سترها علىّ منك في الاخرى . الهى ، هب لي كمال الانقطاع إليك ، و انر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتّى تخرق ابصار القلوب حجب النّور ، فتصل إلى معدن العظمة .[1]تا اين جا به تقدير الهى جلّ و علا كلام ما ختم شد ، حامدا شاكرا على نعمائه ، مصلَّيا على محمّد و آله الطَّاهرين . به تاريخ روز دوشنبه دوم ربيع الثانى هزار و سيصد و شصت و يك ( 1361 ) قمرى . ( 2 )
[1]- « خداى من ، اگر من شايستهء رحمت تو نيستم تو اهل آن هستى كه با فضل شاملت بر من كرم نمايى . . خداى من ، در دنيا گناهانى از من پوشانيدى و من نيازمندترم به اينكه در آخرت آن گناهان را بپوشانى . . . » . پاورقى 1 . . ( 2 ) - مطابق با 30 فروردين 1321 هجرى شمسى . .