بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 9

مقدمه

کتاب حاضر ، مشتمل بر سلسله مقالاتی است از متفکر شهید استاد مرتضی‌ مطهری که در حدود سال 1353 به طور مسلسل در مجله " مکتب اسلام " درج‌ می‌گردید و در زمان حیات استاد توسط یکی از ناشران غیر متعهد ، بدون اطلاع‌ ایشان به صورت رساله‌ای کوچک - به همین صورت که مشاهده می‌گردد - منتشر گردید ، و البته موجب آزردگی خاطر استاد شد چرا که مقالاتی که در یک‌ مجله و با فواصل زمانی چاپ می‌شوند ، برای آنکه به صورت کتاب منتشر شوند نیاز به یک بازبینی دارند ، و به علاوه ظاهرا استاد شهید این بحث‌ را به عنوان


صفحه 10

بحثی مرتبط با مسئله " نظام حقوق زن در اسلام " در نظر گرفته بودند و خود برای انتشار آن طرحی داشتند . ولی در عین حال ایشان از انتشار این‌ رساله جلوگیری به عمل نیاوردند ، و علت اینکه کتاب حاضر فاقد مقدمه‌ای‌ از استاد شهید می‌باشد همین امر است . امید است این اثر همچون دیگر آثار گرانقدر آن عالم جاودان در تبیین‌ حقایق اسلامی مفید و مؤثر افتد . شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهید مرتضی مطهری


صفحه 11

علاقه جنسی یا گناه ذاتی

برای ما مسلمانان که علاقه دو همسر را بیکدیگر یکی از نشانه‌های بارز وجود خداوند می‌دانیم[1]و نکاح را " سنت " و تجرد را یکنوع " شر " حساب می‌کنیم هنگامیکه می‌خوانیم یا می‌شنویم بعضی از آئین‌ها علاقه جنسی‌ را ذاتا پلید ، و آمیزش جنسی را ( ولو با همسر شرعی و قانونی ) موجب‌ تباهی و سقوط می‌دانند دچار تعجب[1]و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها وجعل‌

بینکم موده و رحمه "- سوره روم آیه 21 - یعنی یکی از نشانه‌های او این‌ است که خود شما برای شما همسر آفرید تا با او آرام گیرید و میان شما مهر و محبت قرار داد .


صفحه 12

می‌شویم . عجب‌تر آنکه می‌گویند : دنیای قدیم عموما گرفتار این وهم بوده است . برتراند راسل فیلسوف اجتماعی مشهور معاصر می‌گوید : " عوامل و عقاید مخالف جنسیت در اعصار خیلی قدیم وجود داشته و بخصوص در هر جا که‌ مسیحیت و دین بودا پیروز شد عقیده مزبور نیز تفوق یافت و سر تارک‌ مثالهائی از این فکر عجیب مبنی بر اینکه چیز ناپاک و تباهی در روابط جنسی وجود دارد ذکر می‌نماید . در آن نقاط دنیا نیز که دور از تأثیر مذهب بودا و مسیح بوده است‌ ادیان و راهبانی بوده‌اند که طرفداری از تجرد می‌کرده‌اند ، مانند " اسنیت‌ها " در میان یهودیان و بدین طریق یک نهضت عمومی ریاضت در دنیای قدیم ایجاد شد . در یونان و روم متمدن نیز طریقه کلبیون جای طریقه‌ اپیکور را گرفت . افلاطونیان نو نیز باندازه کلبیون ریاضت طلب بوده‌اند. از ایران ، این عقیده ( دکترین ) بسمت باختر پخش شد که ماده عین‌ تباهی است و به همراه آن این اعتقاد به وجود آمد که هر گونه رابطه جنسی‌ ناپاک است و این عقیده با جزئی اصلاح ، اعتقاد


صفحه 13

کلیسای مسیحیت محسوب گردید "[1].
این عقیده قرنها وجدان انبوه عظیمی از افراد بشر را تحت نفوذ ترس آور و نفرت‌انگیز خود قرار داده و به عقیده روانکاوان نفوذ این عقیده ، اختلالات روانی و بیماریهای روحی فراوانی را موجب شده است که از این‌ جهت مانند ندارد .
منشأ پیدایش اینگونه افکار و عقاید چیست ؟ چه چیز سبب می‌شود که بشر به علاقه و میل طبیعی خود به چشم بدبینی بنگرد و در حقیقت جزئی از وجود خود را محکوم کند ؟ مطلبی است که مورد تفسیر متفکرین قرار گرفته است و ما اکنون در صدد کاوش در آن نیستیم ، مثلا علل گوناگونی می‌توانند در گرایش بشر به این گونه افکار و آراء دخیل باشند .
ظاهرا علت اینکه فکر پلیدی " علاقه و آمیزش جنسی " در میان مسیحیان‌ تا این حد اوج گرفت ، تفسیری بود که از بدو تشکیل کلیسا ، از طرف کلیسا برای مجرد زیستن حضرت عیسی مسیح ، صورت گرفت . گفته شد علت اینکه‌ مسیح تا آخر مجرد زیست پلیدی ذاتی این عمل است و به همین جهت روحانیین‌ و[1]کتاب زناشوئی و اخلاق صفحه 25 و 26


صفحه 14

مقدسین مسیحی شرط وصول به مقامات روحانی را آلوده نشدن به زن در تمام‌ مدت عمر دانستند و " پاپ " از میان اینچنین افرادی انتخاب می‌شود .
به عقیده ارباب کلیسا تقوا ایجاب می‌کند که انسان از ازدواج خودداری کند ، راسل می‌گوید : " در رسالات قدیسین به دو یا سه توصیف زیبا از ازدواج‌ برمی‌خوریم ، ولی در سایر موارد ، پدران کلیسا از ازدواج به زشت‌ترین‌ صورت یاد کرده‌اند .
هدف ریاضت این بوده که مردان را متقی سازد بنابراین ، ازدواج که عمل‌ پستی شمرده می‌شد بایستی منعدم شود . " با تبر بکارت درخت زناشوئی را فرو اندازید " این عقیده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است "[1].
کلیسا ازدواج را به نیت تولید نسل جایز می‌شمارد . اما این ضرورت ، پلیدی ذاتی این کار را از نظر کلیسا از میان نمی‌برد ، علت دیگر جواز ازدواج ، دفع افسد به فساد است یعنی به این وسیله از آمیزشهای بی قید و بند مردان و زنان جلوگیری می‌شود .
راسل می‌گوید : " طبق نظریه سن پول ، مسئله تولید نسل هدف فرعی بوده و هدف اصلی ازدواج همان جلوگیری از فسق بوده است ،[1]زناشوئی و اخلاق صفحه 30


صفحه 15

این نقش اساسی ازدواج است که در حقیقت دفع افسد به فاسد شمرده است "[1]کلیسا ازدواج را غیر قابل فسخ ، و طلاق را ممنوع می‌شمارد ، گفته‌ می‌شود کلیسا خواسته است بدین وسیله ازدواج را تقدیس و از تحقیر آن‌ بکاهد . ممکن است علت ممنوعیت طلاق و غیر قابل فسخ بودن ازدواج از نظر کلیسا این باشد که خواسته است برای کسانی که از بهشت تجرد رانده شده‌اند جریمه و مجازاتی قائل باشد .
چنانکه می‌دانیم عقاید تحقیر آمیز راجع به خود زن در میان ملل و اقوام‌ قدیم مبنی بر این که زن انسان کامل نیست ، برزخی است میان انسان و حیوان ، زن دارای نفس ناطقه نیست ، زن به بهشت هرگز راه نخواهد یافت‌ ! و امثال اینها زیاد وجود داشته است ، این عقاید و آراء تا آنجا که از حدود ارزیابی زن تجاوز نمی‌کند اثر روانی ، غیر از احساس غرور در مرد و احساس حقارت در زن ندارد . اما عقیده پلیدی علاقه و آمیزش جنسی مطلقا روح زن و مرد را متساویا آشفته می‌سازد و کشمکش جانکاهی میان غریزه طبیعی‌ از یک طرف و عقیده مذهبی از طرف دیگر به وجود می‌آورد . ناراحتی‌های‌ روحی که عواقب وخیمی بار می‌آورد همواره از کشمکش میان تمایلات طبیعی و[1]زناشوئی و اخلاق صفحه 31


صفحه 16

تلقینات مخالف اجتماعی پیدا می‌شود . از این جهت است که این مسئله فوق‌ العاده مورد توجه محافل روانشناسی و روانکاوی قرار گرفته است . با توجه به نکات فوق منطق عالی اسلام فوق العاده جلب توجه می‌کند ، در اسلام کوچکترین اشاره‌ای به پلیدی علاقه جنسی و آثار ناشی از آن نشده است ، اسلام مساعی خود را برای تنظیم این علاقه بکار برده است . از نظر اسلام روابط جنسی را فقط مصالح اجتماعی حاضر یا نسل آینده محدود می‌کند و در این زمینه تدابیری اتخاذ کرده است که منجر به احساس‌ محرومیت و ناکامی و سرکوب شدن این غریزه نگردد . متأسفانه دانشمندانی امثال برتراند راسل که از عقاید مسیحیت و بودائی‌ و غیره در این زمینه انتقاد می‌کنند ، درباره اسلام سکوت می‌نمایند . راسل‌ در کتاب زناشوئی و اخلاق همین قدر می‌گوید : " کلیه بانیان مذاهب‌ باستثناء محمد ( ص ) و کنفوسیوس ، اگر بتوان مسلک او ( کنفوسیوس ) را مذهب نامید ، توجهی به اصول سیاسی و