حفظ حرمت
از ديگر وظايف اخلاقى كه رعايت آن در همه موارد زندگى بخصوص در زندگى مشترك لازم است، حفظ حرمت خويش است.
منظور از حفظ حرمت، پرهيز كردن از رفتار و گفتارى است كه موجب فروريختن شخصيت انسان در محيط خانواده مىشود و از ارزش و اعتبار او نزد افراد خانواده مىكاهد.
گرچه ديگران وظيفه دارند حرمت انسان مؤمن را حفظ كنند، اما در مرحله اوّل خود او بايد حرمت خويش را نگه دارد و در حفظ آن بكوشد. مؤمن به هيچ بهانهاى نبايد حيثيّت خود را در خانواده و جامعه خدشهدار كند. امام صادق7مىفرمايد:
«إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ الَى الْمُؤْمِنِ امْرَهُ كُلَّهُ وَ لَمْ يُفَوِّض الَيْهِ انْ يَكُونَ ذَليلًا اما تَسْمَعُ يَقُولُ عَزَّوَجَلَّ: «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ»[1]فَالْمُؤْمِنُ يَكُونُ عَزيزاً وَ لا يَكُونُ ذَليلًا»[2]
بدرستى كه خداوند تمام امور مؤمن را به خودش واگذارده، ولى به او اجازه نداده است كه خود را ذليل سازد؛ آيا شنيدهاى كه خداوند مىفرمايد: «عزت از آن خدا و رسول و مؤمنان است» پس مؤمن عزيز است و ذليل نيست.
بطور معمول، افراد در محيط اجتماع، متوجّه اين موضوع بوده و در حدّ امكان حرمت و عزّت خويش را حفظ مىكنند، اما در محيطهاى دوستانه و خانواده به علّت انس و يگانگى بيشتر، زمينه زيادى براى پايمال شدن آن پيدا مىشود و در نتيجه حرمت زن و شوهر نزد يكديگر خدشهدار شده، از اين طريق، سلامت زندگى خانوادگى به خطر مىافتد.
اهميّت حفظ حرمت
حفظ حرمت و پاسدارى هر يك از زن و شوهر از حريم شخصيّت خود در محيط خانواده از اهميّت و ضرورت خاصّى برخوردار است، ليكن اين پاسدارى در مورد
[1]- منافقون( 63)، آيه 8
[2]- بحارالانوار، ج 97، ص 93
شوهر از ضرورت بيشترى برخوردار است، زيرا او سرپرست خانواده است و لازمه سرپرستى و اداره منزل، حرمت داشتن نزد همسر و فرزندان است. مردى كه نزد اعضاى خانوادهاش از احترام لازم برخوردار نباشد، در انجام وظايف سرپرستى خانواده عاجز خواهد ماند و توانايى اداره خانواده را از دست خواهد داد، براى اينكه لازمه سرپرستى، اطاعت و پذيرش افراد خانواده است و اين مسأله، هنگامى جامه عمل مىپوشد كه افراد خانواده از صميم دل به سرپرست خانواده احترام بگذارند.
جهت ديگرى كه لزوم حفظ حرمت خويش را در خانواده روشن مىسازد، آثار تربيتى آن روى فرزندان است. كودك بيش از هر چيز، از رفتار پدر و مادر الگو مىگيرد و اگر ببيند آنان در خانواده از حرمتى برخوردار نيستند، آثار تخريبى شديدى بر شخصيّت او خواهد گذاشت و بىشخصيّت و فرومايه بار خواهد آمد.
موجبات حفظ حرمت خويش
عوامل بسيارى در حفظ حرمت انسان مؤثّر است. بعضى از اين عوامل به شرايط و موقعيتهاى مختلفى كه در آن قرار دارد، مربوط مىشود و برخى ديگر، به رفتارهاى انسان بستگى دارد كه مىتواند موجب حفظ يا هتك حرمت او گردد.
از آنجا كه رفتار انسان از صفات اخلاقى او ريشه مىگيرد، مىتوان عوامل اصلى حفظ حرمت انسان را در صفات روحى و اخلاقى او جستجو كرد. صفات پسنديدهاى چون عزّت نفس، سخاوت، مناعت طبع، انصاف، گذشت، شجاعت، قناعت و متانت موجب حفظ حرمت و عزت انسان و صفاتى چون بخل، تندخويى، ناجوانمردى، شوخيهاى ركيك و رعايت نكردن آداب اسلامى و ديگر صفات ناپسند موجب هتك حرمت انسان در محيط خانواده مىشود. اينك به سه عامل حفظ حرمت مىپردازيم:
1- پرهيز از درگيريهاى بيهوده
در زندگى خانوادگى، مواردى پيش مىآيد كه زمينهساز مشاجره و درگيريهاى لفظى است و در اين موارد اگر انسان جلوى زبان خود را نگيرد و براى اثبات اشتباه همسر يا توجيه خطاى خويش با او به مجادله و بگو مگو بپردازد، بتدريج حرمت خويش را خدشهدار مىسازد. در مواقعى كه انسان مىداند سخن گفتن به مشاجره لفظى مىانجامد
و به جاى اثر نيك، عوارض منفى در پى دارد، بايد از آن پرهيز كند و در فرصتهاى مناسب به گفتگو بپردازد. امير مؤمنان7مىفرمايد:
«حُسْنُ خُلْقِ الْمُؤْمِنِ مِنَ التَّواضُعِ وَ عِزُّهُ تَرْكُ الْقالِ وَالْقيلِ»[1]
خوش اخلاقى مؤمن از تواضع است و عزّتش در ترك بگو مگو است.
. 2- خويشتندارى
چه بسا در سخنان و رفتار همسر، مواردى مشاهده شود كه مورد پسند انسان نباشد؛ در اين موارد اگر انسان بسرعت واكنش تند و خشم آلودى نشان دهد و همواره اين شيوه را تكرار كند، در دراز مدت بازتاب منفى چنين رفتارى موجب هتك حرمت او خواهد شد، اما اگر خويشتندارى كند و با بزرگوارى و تغافل از موارد ناهموار درگذرد، موجب افزايش عزّت و حفظ حرمت او شده، بتدريج رفتار ناپسند همسر خويش را نيز اصلاح خواهد كرد. امير مؤمنان7فرمود:
«لا عِزَّ ارْفَعُ مِنَ الْحِلْمِ»[2]
هيچ عزّتى بلندتر از خويشتندارى نيست.
. 3- قطع وابستگى
وابستگى به همسر در برآوردن احتياجات معمولى، و توقّع خدمت بسيار از او بتدريج منجر به اظهار ناراحتى او و خدشهدار شدن عزّت و حرمت انسان خواهد شد، ولى با قطع اين وابستگى و انجام كارهاى شخصى به دست خود و همچنين با كم كردن انتظارات از همسر، هم مىتوان محبّت و خدمت او را بهتر احساس كرد و هم از آفت شكسته شدن حرمت خويش، به جهت توقعات گزاف، در امان ماند. امير مؤمنان على7مىفرمايد:
«الْعِزُّ مَعَ الْيَأْسِ»[3]
عزّت همراه نااميدى (از ديگران) است.
[1]- بحارالانوار، ج 74، ص 267
[2]- شرح غررالحكم، ج 6، ص 380
[3]- همان، ج 1، ص 120
خلاصه
رونق و مداراى با همسر از اصول مهمّ زندگى مشترك محسوب مىشود و ضرورت رعايت آن بيشتر متوجّه مرد است. روحيّه خاص زن، رفق و مداراى بيشترى از شوهر مىطلبد. عدم مداراى با همسر و تحميل فشار بيش از حدّ بر او، آثار تخريبى فراوانى در زندگى خانوادگى مىگذارد. پيامبر اسلام6در آخرين وصيّتش، مردم را به مراعات حقوق زنان توصيه كرد.
رفق و مدارا چه در زندگى اجتماعى و چه در زندگى خانوادگى آثار پربركتى دارد. سلامت زندگى و درامان ماندن آن از درگيريهاى مكرّر و فرساينده، اوّلين اثر ارزنده مداراى با همسر است. رفق و مداراى با همسر، بتدريج در محيط خانواده، صميميت و دوستى ايجاد مىكند و مزه زندگى مشترك را به كام انسان شيرين مىگرداند.
وظيفه اخلاقى ديگر زن و مرد، حفظ حرمت خويش است، به اين معنا كه هر كس بايد از گفتار و رفتارى كه منجر به هتك حرمت او در محيط خانواده مىشود، خوددارى كند. حرمت انسان در همه حال بايد محفوظ بماند و صميميت و يگانگى در كانون خانواده نبايد موجب شكسته شدن حرمت افراد شود. حفظ حرمت مرد در خانواده به خاطر سمت سرپرستى، ضرورت بيشترى دارد. فضايل اخلاقى در حفظ حرمت انسان تأثير زيادى دارد.
پرسش
1- منظور از رفق و مداراى با همسر چيست؟
2- اهميت مداراى با همسر را بيان كنيد.
3- آثار مداراى با همسر كدام است؟
4- منظور از حفظ حرمت خويش چيست؟
5- عوامل حفظ حرمت خويش را بنويسيد.
درس سيزدهم وظايف متقابل همسران (4)
عفّت و پاكدامنى
«عفّت» به معناى خويشتندارى از محرّمات، دورى از كارهاى زشت و حالتى است كه از غلبه شهوت جلوگيرى مىكند.[1]منظور ما از عفّت در اينجا خوددارى از انجام خواستههاى غير عاقلانه، نادرست و نامشروع جنسى است. امام على7مىفرمايد:
«الصَّبْرُ عَنِ الشَّهْوَةِ عِفَّةٌ»[2]
عفّت، پايدارى در برابر شهوت است.
اهميّت عفّت
عفّت يكى از ارزشهاى والاى معنوى است و در روايات اسلامى نسبت به حفظ عفّت بسيار سفارش شده و از آن به عنوان يكى از بهترين عبادتها ياد شده است. امير مؤمنان صلواتاللهعليه فرمود:
«عَلَيْكَ بِالْعَفافِ، فَانَّهُ افْضَلُ شِيَمِ الْاشْرافِ»[3]
بر تو باد به پاكدامنى كه برترين ويژگى اخلاقى انسانهاى شريف است.
امام باقر7نيز مىفرمايد:
[1]- مجمع البحرين، ج 5، واژه عفت؛ مفردات القرآن، راغب اصفهانى، مادّه« عَفَّ»
[2]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 82
[3]- همان، ج 4، ص 293
«ما مِنْ عِبادَةٍ افْضَلُ عِنْدَاللَّهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ»[1]
هيچ عبادتى در پيشگاه خداوند برتر از پاكى شكم و عفّت در امور جنسى نيست.
تلاش در راه حفظ پاكدامنى، جهادى پيگير با نفس امّاره است و انسان را در رديف مجاهدان شهيد در راه خدا و فرشتگان الهى قرار مىدهد. امام على7در اين باره مىفرمايد:
«مَا الُمجاهِدُ الشَّهيدُ فى سَبيلِ اللَّهِ بِاعْظَمَ اجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ، لَكادَ الْعَفيفُ انْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلائِكَةِ»[2]
پاداش مجاهد شهيد در راه خدا از كسى كه قدرت [بر حرام و گناه] دارد، ولى عفّت مىورزد، بيشتر نيست. نزديك است كه انسان پاكدامن، فرشتهاى از فرشتگان [الهى] باشد.
عوامل حفظ عفّت
بعضى از عوامل مؤثّر در حفظ پاكدامنى عبارتند از:
1- ايمان
ايمان از جمله عوامل بازدارنده انسان از ورود به محرّمات الهى است و او را در حفظ عفّت يارى مىكند. مؤمنان در قرآن كريم و روايات اسلامى به برخوردارى از صفت پاكدامنى ستوده شدهاند.
قرآن كريم مىفرمايد:
«قَدْ افْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ... وَالَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ»[3]
مؤمنان رستگار شدند ... و آنها كه دامان خود را (از آلوده شدن به بىعفّتى) حفظ مىكنند.
امام على7نيز مىفرمايد:
[1]- اصول كافى، ج 2، ص 80
[2]- نهج البلاغه، حكمت 466، ص 1303
[3]- مؤمنون( 23)، آيات 1 و 5
«الْمُؤْمِنُ عَفيفٌ مُقْتَنِعٌ مُتَنَزِّهٌ مُتَوَرِّعٌ»[1]
مؤمن، پاكدامن، قناعت پيشه، پاك سرشت و خويشتندار است.
. 2- غيرت
غيرت و جوانمردى نيز در پاكدامنى انسان نقش مؤثّرى دارد و باعث مىشود انسان هرگز تن به بىعفتى ندهد. غيرت رابطه مستقيمى با پاكدامنى دارد؛ انسان به همان مقدار كه از صفت غيرت و جوانمردى بهرهمند است، در حفظ پاكدامنى خود مىكوشد. امير مؤمنان صلواتاللهعليه فرمود:
«قَدْرُ الرِّجُلِ عَلى قَدْرِ هِمَّتِهِ ... وَ عِفَّتُهُ عَلى قَدْرِ غَيْرَتِهِ»[2]
ارزش مرد به اندازه همّت او ... و پاكدامنىاش به اندازه غيرت اوست.
افراد غيرتمند هرگز به كارهاى نامشروع جنسى تن نمىدهند و ارزش خود را با هوسرانيهاى زودگذر ضايع نمىكنند. امام على7در سخنى ديگر مىفرمايد:
«ما زَنى غَيُورٌ قَطُّ»[3]
[انسان] غيرتمند هرگز زنا نمىكند.
. 3- تأمين نيازهاى جنسى
كسى كه در محيط خانه و از طريق مشروع، نيازهاى جنسى خود را تأمين مىكند، زمينه بسيار كمترى براى آلودگى به بىعفّتى دارد. از اين رو، هر كس براى حفظ پاكدامنى خود و همسرش بايد در حد لازم، نيازهاى جنسى خود و همسرش را تأمين كند، تا در لغزشگاههاى جنسى نلغزند و از آلودگى و فساد ايمن گردند.
. 4- آراستگى همسر
آراستگى ظاهر، نظافت و استعمال بوى خوش نيز نقش مهمّى در حفظ پاكدامنى
[1]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 35
[2]- بحارالانوار، ج 70، ص 4
[3]- شرح غررالحكم، ج 6، ص 54
همسر دارد. هر كس بر اساس فطرت خويش از آراستگى و زيبايى لذّت برده و از زشتى، ژوليدگى و مراعات نكردن نظافت متنفّر است. از اين رو، در احاديث اسلامى به مردان متأهّل سفارش شده كه با آراستگى خود موجبات پاكدامنى زنان خويش را فراهم سازند.
رسول خدا6مىفرمايد:
«اغْسِلُوا ثِيابَكُمْ، وَ خُذُوا مِنْ شُعُورِكُمْ، وَاسْتاكُوا، وَ تَزَيَّنُوا، وَ تَنَظَّفُوا؛ فَانَّ بَنى اسْرائيلَ لَمْ يَكُونُوا يَفْعَلوُنَ ذلِكَ، فَزَنَتْ نِساؤُهُمْ»[1]
لباسهاى خود را بشوييد، موهاى خود را اصلاح كنيد، مسواك بزنيد، آراسته و پاكيزه باشيد، زيرا بنىاسرائيل چنين نكردند و زنانشان زناكار شدند.
امام رضا7فرمود:
«انَّ التَّهِيَّةَ مِمَّا يَزيدُ فى عِفَّةِ النِّساءِ، وَ لَقَدْ تَرَكَ النِّساءُ الْعِفَّةَ بِتَرْكِ ازواجِهِنَّ التَّهِيَّةَ»[2]
آمادگى [و آراستگى مردان] بر پاكدامنى زنان [آنان] مىافزايد، گروهى از زنان، پاكدامنى خود را رها كردند، زيرا شوهرانشان خود را براى نيازهاى آنها آماده نمىكردند.
به زنان نيز سفارش شده كه خود را براى همسران خود بيارايند و آنها را در حفظ پاكدامنى يارى رسانند. امام صادق7مىفرمايد:
«لا يَنْبَغى لِلْمَرْأَةِ انْ تُعَطِّلَ نَفْسَها وَ لَوْ انْ تُعَلِّقَ فى عُنُقِها قِلادَةً، وَ لا يَنْبَغى لَها انْ تَدَعَ يَدَها مِنَ الْخِضابِ وَ لَوْ انْ تَمْسَحَها بِالْحَنَّاءِ مَسْحاً وَ انْ كانَتْ مُسِّنَّةً»[3]شايسته نيست كه زن خود را [بدون آرايش] معطّل گذارد، گر چه در گردن خودگردنبندى بياويزد. و شايسته او نيست كه دستش را بدون خضاب بگذارد، اگر چه با كمى حنا باشد. هر چند آن زن سالخورده باشد.
[1]- نهج الفصاحه، ص 72
[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 183
[3]- همان، ج 1، ص 410