درس چهاردهم: وظايف متقابل همسران (5)
درك همسر
يكى از انتظاراتى كه هر كس از همسر خود دارد، اين است كه او را درك كند، با وى تفاهم داشته باشد، نسبت به مشكلات او همدلى و همكارى داشته باشد و در حلّ آن بكوشد. اين انتظار در زندگى مشترك خانوادگى امرى طبيعى است؛ اما بايد توجّه داشت كه اين مسأله دو جانبه است؛ يعنى همانطور كه مرد از همسر خود توقّع دارد كه او را درك كند، او نيز بايد همسرش را درك كند. بدين گونه درك همسر وظيفهاى است كه هر يك از زن و شوهر بايد در طول زندگى مشترك زناشويى به آن توجّه داشته باشند.
نقش درك همسر در زندگى
اساس زندگى خانوادگى كه بر همدلى و همكارى زن و مرد بنا شده، بدون تفاهم با همسر، ميسّر نيست.
ريشه بسيارى از اختلافات خانوادگى در عدم درك همسر نهفته است. همسرانى كه با يكديگر تفاهم ندارند. به مشكلات و گرفتاريهاى همسر خود توجّهى ندارند؛ در نتيجه نه تنها براى حل آن نمىكوشند، بلكه با توقّعات ناروا و بيجاى خود، مشكل تازهاى بر مشكلات همسر مىافزايند.
درك موقعيّت و مشكلات همسر موجب مىشود كه انسان به نيكيهاى همسر توجّه بيشترى كرده، قدردان زحمات او باشد. بر عكس، كسى كه همسر خود را درك نمىكند، تمام تلاشهاى او را ناديده مىگيرد و عيبها و كاستيهاى همسر در نظرش بسيار جلوه
مىكند و نه تنها قدردان و مشوّق همسرش نيست، بلكه با زخم زبانهاى خود، نشاط زندگى را از او سلب مىكند. چنين شخصى هم همسر خويش را نااميد و دلسرد مىكند و هم اعمال خود را تباه مىسازد. امام صادق7مىفرمايد:
«ايُّمَا امْرَأَةٍ قالَتْ لِزَوْجِها ما رَأَيْتُ قَطُّ مِنْ وَجْهِكَ خَيْراً فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُها»[1]هر زنى كه به شوهرش بگويد هرگز از تو خيرى نديدهام، براستى كه اعمالش شده است.
عواملِ مؤثر در دركِ همسر
درك همسر نيازمند عوامل متعددى است كه به بيان دو عامل آن بسنده مىكنيم.
1- رها شدن از خودبينى
اولين شرط درك همسر، رها شدن از خودبينى و خودخواهى جاهلانه است. انسان بطور معمول به علّت حسّ خود خواهى كه دارد، خود را از عيبها و خطاها منزه مىداند و همين صفت منفى، سرچشمه بسيارى از لغزشهاى او مىشود. شخص خود پسند هيچ گاه عيبهاى خود را نمىبيند، در نتيجه به فكر اصلاح خود نمىافتد و تيرگيها و زشتيها بتدريج سراسر وجودش را فرا مىگيرد. امير مؤمنان على7فرمود:
«مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ ظَهَرَتْ عَلَيْهِ الْمَعايِبُ»[2]
هر كس از خود راضى باشد، عيبها بر او چيره مىشود.
شخص خودپسند، به علّت بىتوجّهى به عيبهاى خود، همواره تقصير را به گردن ديگران مىاندازد و خود را از خطاها بركنار مىداند، به همين جهت ديگران از او ناراضى هستند؛ همان حضرت مىفرمايد:
«إِيَّاكَ انْ تَرْضى عَنْ نَفْسِكَ فَيَكْثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْكَ»[3]
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 115
[2]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 374
[3]- همان، ج 2، ص 290
از خودپسندى بپرهيز كه ناراضيانت فزون خواهند شد.
شخص خودبين فقط به فكر خواستهها و منافع خويش است و همسر را نيز به منظور ارضاى تمايلات و برآوردن خواستهها و نيازهاى خود مىخواهد و از اين نكته غفلت دارد كه همسر او هم نيازها، مشكلات و خواستههايى دارد كه بايد تأمين شود.
بنابراين، خودبينى مانع اساسى درك همسر است و تا اين مانع بزرگ از بين نرود، انسان قادر به تفاهم با همسر خويش نخواهد بود. پس ضرورى است كه انسان خود را به جاى همسر قرار دهد تا بيابد كه همسرش از نظر روحى و اخلاقى و مشكلات فردى و خانوادگى و اجتماعى در چه وضعيّتى قرار دارد. بدين گونه، زمينه درك همسر فراهم مىشود.
. 2- شناخت روحيات و مشكلات همسر
لازمه آشنايى با روحيّات ديگران اين است كه انسان بخوبى از حالات روحى خود، آگاهى داشته باشد تا بتواند دركى صحيح از روحيّات ديگران پيدا كند. كسى كه شناخت درستى از خود نداشته باشد، از شناخت ديگران نيز عاجز خواهد بود. امير مؤمنان7مىفرمايد:
«كَيْفَ يَعْرِفُ غَيْرَهُ مَنْ يَجْهَلُ نَفْسَهُ»[1]
آن كس كه خود را نمىشناسد، چگونه ديگرى را بشناسد؟
همچنين فرمود:
«مَنْ جَهِلَ نَفْسَهُ كانَ بِغَيْرِ نَفْسِهِ اجْهَلُ»[2]
كسى كه خود را نشناسد، نسبت به ديگرى جاهلتر است.
گذشته از مشتركات روحى افراد كه تكيه گاهى براى شناخت آنهاست، هر كس
[1]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 565
[2]- همان، ج 5، ص 334
داراى روحيات و اخلاق خاصّى است كه با شناخت آن، مىتوان تصوير دقيقترى از شخصيّت او ترسيم كرد؛ از اين رو، شناخت روحيّات همسر، راهگشاى درك اوست.
مرحله ديگر، شناخت مشكلات و گرفتاريهاى همسر است. هر انسانى در زندگى درگير مشكلات متعدّدى است كه فشارهاى روحى بر او وارد مىكند و درك او بدون شناخت آنها، ميسّر نيست. هر كدام از زن و مرد براى خود مشكلاتى دارند كه ديگرى بايد آن را درك كند. زن بايد بداند كه همسرش براى تأمين مخارج زندگى با سختيها و گرفتاريهاى فراوان رو به روست و ممكن است بعضى مواقع به علّت فشار زياد زندگى، كنترل رفتار خود را از دست داده، با او بداخلاقى كند؛ مرد نيز بايد مشكلات زن را در اداره امور داخلى منزل در نظر بگيرد و زحمات و كوششهاى او را كوچك نشمارد، چرا كه انجام وظايف خانه، گرچه به نظر ساده مىآيد، امّا محتاج حوصله فراوان، كوشش بسيار و تلاشى پيگير است و چه بسا از توان معمولى مرد خارج باشد. توجّه جدّى و دلسوزانه به مشكلات همسر، موجب همدلى و تفاهم بيشتر و درك بهتر يكديگر خواهد شد.
فوايد درك همسر
تفاهم با همسر در ايجاد سعادت خانوادگى و از بين بردن ريشه اختلافات و نابسامانيهاى زندگى، نقش اساسى دارد. سه اثر ارزنده آن به قرار زير است:
1- كم شدن توقعات
اوّلين اثر درك همسر، واقع بينى انسان نسبت به اوست. انسان قبل از درك مشكلات و مسائل همسر، چه بسا انتظارات غير واقع بينانهاى از او داشته باشد و چون انتظاراتش برآورده نمىشود، كشمكشها و اختلافات خانوادگى شروع مىشود، اما با درك همسر و شناخت وضعيّت او، توقّعات انسان از همسرش با توان او تنظيم مىشود و بدين گونه محيط خانه به دور از هرگونه توقّع بيجا به سلامت و آرامش، مزيّن مىشود.
. 2- همكارى بيشتر با همسر
اگر انسان همسر خود را درك كند و مشكلات و گرفتاريهاى او را با تمام وجود، لمس
نمايد، به اندازه توان خود، در يارى رساندن به او تلاش خواهد كرد. بطور مثال: اگر زن، شوهر خود را درك كند، نه تنها سعى مىكند، در رفع مشكلات به او كمك نمايد، بلكه با تقويت روحيه او و از بين بردن ناراحتى همسر، بزرگترين پشتيبان روحى او خواهد بود.
مردى خدمت پيامبر اكرم6آمد و عرض كرد: همسرى دارم كه هرگاه وارد خانه مىشوم، به استقبالم مىآيد و چون خارج مىشوم، بدرقهام مىكند و زمانى كه مرا اندوهگين مىبيند، مىگويد: اگر براى روزى غصّهاى مىخورى، بدان كه ديگرى آن را به عهده گرفته است و اگر براى آخرت غصّه مىخورى، خدا اندوهت را زياد كند. رسول خدا6فرمود:
«خداوند كارگزارانى دارد و چنين زنى از كارگزاران خداست و نصف اجر شهيد را دارد.[1]
زنى كه با شوهر خود تفاهم دارد، نه تنها خدمت به همسر را با تكلّف و زحمت انجام نمىدهد، بلكه با ميل خود در رسيدگى به همسر مىكوشد، بدين گونه هم در تأمين سعادت خانوادگى خود مىكوشد، بدين گونه هم در تأمين سعادت خانوداگى خود مىكوشد و هم از اجر معنوى و پاداش اخروى آن بهرهمند مىشود؛ امام صادق7فرمود:
«ما مِنِامْرَأَةٍ تَسْقى زَوْجَها شَرْبَةٍ مِنْ ماءٍ الَّا كانَ خَيْراً لَها مِنْ عِبادةٍ سژنژةٍ صِيامٍ نَهارُها وَ قِيامٍ لَيْلُها وَ يَبْنِى اللَّهُ بِكُلِّ شَرْبَةٍ تَسْقى زَوْجَها مَدينَةً فِىالْجَنِّة وَ غَفَرَ لَها سِتّينَ خَطيئَةً»[2]
هر زنى كه يك بار به شوهرش آب دهد، از عبادت يك سال كه روزش به روزه و شبش به نماز بگذرد، برايش بهتر است و خداوند در ازاى هر آب دادن، شهرى در بهشت برايش مىسازد و شصت جرمش را مىبخشد.
رسول خدا6پيرامون كمك مرد به همسرش در منزل فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 17
[2]- همان، ص 123
«يا عَلِىُّ مَنْ لَمْ يَأْنِفْ مِنْ خِدْمَةِ الْعَيالِ فَهُوَ كَفَّارَةُ الْكَبائِرِ وَ يُطْفِىءُ غَضَبَ الرَّبِّ»[1]
اى على! هر كس از خدمت به خانوادهاش ننگ نداشته باشد، اين موجب بخشش گناهان بزرگ است و [آتش] غضب الهى را خاموش مىكند.
و نيز فرمود:
«لا يَخْدِمُ الْعَيالَ الَّا صِدّيقٌ اوْ شَهيدٌ اوْ رَجُلٌ يُريدُ اللَّهُ بِهِ خَيْرَ الدُّنْيا وَ الْاخِرَةِ»[2]
به خانوادهاش خدمت نمىكند، مگر صدّيق يا شهيد يا مردى كه خداوند خير دنيا و آخرت او را بخواهد.
. 3- همدلى و هماهنگى در زندگى
اثر ديگر درك همسر، ايجاد همدلى و هماهنگى در زندگى مشترك است؛ همسرانى كه با يكديگر تفاهم نمىكنند، هر كدام بىتوجّه به مشكلات، مسائل و علاقههاى همسر، و بدون هماهنگى و همدلى با او، زندگى خود را تنظيم مىكنند و اين امر موجب بروز پارهاى از اختلافات در زندگى مىشود، در حالى كه با درك شرايط و موقعيّت همسر و نيز شناخت روحيات او، مىتوان به همدلى و هماهنگى بيشترى دست يافت. چنين همسرانى در زندگى پشتيبان يكديگر و در مشكلات غمخوار همديگرند.
روزى رسول خدا6به خانه على7وارد شد. او و فاطمه سلاماللهعليها را ديد كه با كمك يكديگر با آسياب دستى غلّه آرد مىكنند. پيامبر6فرمود: كداميك خستهتريد؟ على7عرض كرد: فاطمه خستهتر است. پيامبر اكرم6به فاطمه سلامالله عليها فرمود: دخترم برخيز، او برخواست و پيامبر اكرم6به جاى او نشست و به على7در آرد كردن غلّه كمك كرد.[3]
[1]- بحارالانوار، ج 104، ص 132
[2]- همان
[3]- همان، ج 43، ص 50
تحمّل همسر
از ديگر وظايف اخلاقى همسران، تحمّل يكديگر و صبر در مقابل آزارها و رفتار و گفتار ناپسند يكديگر است. البتّه هر انسانى بايد سعى كند كه رفتار و اخلاق نامطلوب همسرش را اصلاح كند، اما نمىتوان تمام اخلاق او را تغيير داد و ممكن است بعضى از حالات همسر، مايه ناراحتى و آزار انسان باشد، در اين موارد چارهاى جز تحمّل رفتار نامطلوب همسر نيست، زيرا اين، بهترين راه براى پيشگيرى از آشفتگى زندگى مشترك است.
براى مصون ماندن از درگيريهاى مستمرّ خانوادگى، بايد شخصيّت همسر را آن گونه كه هست، پذيرفت و با صبورى به زندگى با او ادامه داد، چرا كه بسيارى از ناراحتيها و ناملايمات زندگى كه در نظر انسان ناپسند است، به مصلحت انسان بوده، موجبات سعادت و ترقّى او را فراهم مىسازد. در زندگى خانوادگى نيز ممكن است بعضى از خصوصيات همسر نامطلوب باشد، اما در نهايت به خير و صلاح انسان باشد. قرآن كريم مىفرمايد:
«وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَانْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى انْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلُ اللَّهُ فيهِ خَيْراً كِثيراً»[1]
با زنان به شايستگى رفتار كنيد، و اگر از آنها، (به جهتى) كراهت داشتيد، (زود تصميم به جدايى نگيريد) چه بسا چيزى خوشايند شما نباشد، و خداوند خير فراوانى در آن قرار دهد.
تأثير ايمان در تحمّل همسر
مهمترين عاملى كه موجب تقويت صبر و تحمّل انسان در قبال رفتارهاى آزاردهنده همسر مىشود، ايمان اوست. صبر و ايمان از هم جدا نيستند؛ انسان مؤمن بدون داشتن صبر، نمىتواند ايمان خود را حفظ كند. امام صادق7صبر را منشأ ايمان دانسته، فرمود:
[1]- نساء( 4)، آيه 19
«الصَّبْرُ رَأْسُ الْايمانِ»[1]
انسان مؤمن در محيط خانواده همواره اين نكته را در نظر دارد و با تحمّل اذيّت همسر و رفتار ناشايست او، درصدد ايجاد محيطى سالم است و با صبرى زيبا و بدون شكوه از همسر، به زندگى خانوادگى ادامه مىدهد. امام صادق7در جواب كسى كه از «صبر جميل» سؤال كرد، فرمود:
«ذلِكَ صَبْرٌ لَيْسَ فيهِ شَكْوى الَى النَّاسِ»[2]
صبر زيبا صبرى است كه در آن اظهار ناراحتى به مردم نباشد.
نتايج تحمّل همسر
تحمّل رفتار ناشايست همسر، نتايج اخلاقى و اجتماعى فراوانى دارد كه بعضى از آنها به شرح زير است:
1- جلوگيرى از فروپاشى خانواده
حفظ كانون خانواده از خطر فروپاشى يكى از وظايف خطير همسران است و تمام تمهيدات اخلاقى خانواده به منظور سعادت زندگى مشترك و در نهايت، جلوگيرى از جدايى زن و شوهر در نظر گرفته شده است. طلاق و جدايى، منشأ آفات فراوان در زندگى فردى و اجتماعى افراد و موجب ضايع شدن تربيت كودكان و پيدايش نابسامانيهاى بسيار است و اجراى آن از نظر اسلام به عنوان آخرين راه حلّ است، يعنى فقط بعد از نااميد شدن از اصلاح زندگى مشترك و پايان دادن به درگيريها و اختلافات مداوم، مىتوان آن را طرح كرد و تا زمانى كه اميد اصلاح و امكان تحمّل هست، بايد از آن پرهيز شود.
انديشه جدايى معمولًا به دليل اختلافات فراوان و به اميد ازدواج موفّق ديگرى پيدا مىشود، اما بايد دانست كه اين وسوسهاى بيش نيست. كسى كه نتواند با همسر خود
[1]- اصول كافى، ج 2، ص 71
[2]- بحارالانوار، ج 71، ص 83