بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 119

تحمّل همسر

از ديگر وظايف اخلاقى همسران، تحمّل يكديگر و صبر در مقابل آزارها و رفتار و گفتار ناپسند يكديگر است. البتّه هر انسانى بايد سعى كند كه رفتار و اخلاق نامطلوب همسرش را اصلاح كند، اما نمى‌توان تمام اخلاق او را تغيير داد و ممكن است بعضى از حالات همسر، مايه ناراحتى و آزار انسان باشد، در اين موارد چاره‌اى جز تحمّل رفتار نامطلوب همسر نيست، زيرا اين، بهترين راه براى پيشگيرى از آشفتگى زندگى مشترك است.

براى مصون ماندن از درگيريهاى مستمرّ خانوادگى، بايد شخصيّت همسر را آن گونه كه هست، پذيرفت و با صبورى به زندگى با او ادامه داد، چرا كه بسيارى از ناراحتيها و ناملايمات زندگى كه در نظر انسان ناپسند است، به مصلحت انسان بوده، موجبات سعادت و ترقّى او را فراهم مى‌سازد. در زندگى خانوادگى نيز ممكن است بعضى از خصوصيات همسر نامطلوب باشد، اما در نهايت به خير و صلاح انسان باشد. قرآن كريم مى‌فرمايد:

«وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَانْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‌ انْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلُ اللَّهُ فيهِ خَيْراً كِثيراً»[1]

با زنان به شايستگى رفتار كنيد، و اگر از آنها، (به جهتى) كراهت داشتيد، (زود تصميم به جدايى نگيريد) چه بسا چيزى خوشايند شما نباشد، و خداوند خير فراوانى در آن قرار دهد.

تأثير ايمان در تحمّل همسر

مهمترين عاملى كه موجب تقويت صبر و تحمّل انسان در قبال رفتارهاى آزاردهنده همسر مى‌شود، ايمان اوست. صبر و ايمان از هم جدا نيستند؛ انسان مؤمن بدون داشتن صبر، نمى‌تواند ايمان خود را حفظ كند. امام صادق7صبر را منشأ ايمان دانسته، فرمود:

[1]- نساء( 4)، آيه 19


صفحه 120

«الصَّبْرُ رَأْسُ الْايمانِ»[1]

انسان مؤمن در محيط خانواده همواره اين نكته را در نظر دارد و با تحمّل اذيّت همسر و رفتار ناشايست او، درصدد ايجاد محيطى سالم است و با صبرى زيبا و بدون شكوه از همسر، به زندگى خانوادگى ادامه مى‌دهد. امام صادق7در جواب كسى كه از «صبر جميل» سؤال كرد، فرمود:

«ذلِكَ صَبْرٌ لَيْسَ فيهِ شَكْوى‌ الَى النَّاسِ»[2]

صبر زيبا صبرى است كه در آن اظهار ناراحتى به مردم نباشد.

نتايج تحمّل همسر

تحمّل رفتار ناشايست همسر، نتايج اخلاقى و اجتماعى فراوانى دارد كه بعضى از آنها به شرح زير است:

1- جلوگيرى از فروپاشى خانواده‌

حفظ كانون خانواده از خطر فروپاشى يكى از وظايف خطير همسران است و تمام تمهيدات اخلاقى خانواده به منظور سعادت زندگى مشترك و در نهايت، جلوگيرى از جدايى زن و شوهر در نظر گرفته شده است. طلاق و جدايى، منشأ آفات فراوان در زندگى فردى و اجتماعى افراد و موجب ضايع شدن تربيت كودكان و پيدايش نابسامانيهاى بسيار است و اجراى آن از نظر اسلام به عنوان آخرين راه حلّ است، يعنى فقط بعد از نااميد شدن از اصلاح زندگى مشترك و پايان دادن به درگيريها و اختلافات مداوم، مى‌توان آن را طرح كرد و تا زمانى كه اميد اصلاح و امكان تحمّل هست، بايد از آن پرهيز شود.

انديشه جدايى معمولًا به دليل اختلافات فراوان و به اميد ازدواج موفّق ديگرى پيدا مى‌شود، اما بايد دانست كه اين وسوسه‌اى بيش نيست. كسى كه نتواند با همسر خود

[1]- اصول كافى، ج 2، ص 71

[2]- بحارالانوار، ج 71، ص 83


صفحه 121

بسازد، در ازدواج جديد نيز همين گرفتارى را خواهد داشت.

. 2- قرب الهى‌

اثر ديگر تحمّل آزار و بداخلاقى همسر، تكامل روحى و معنوى انسان است. صبر در مقابل اذيّت همسر، موجب تقويت صفات عالى اخلاقى چون صبر و خويشتندارى و نيز موجب پاداش اخروى و قرب الهى مى‌شود. پيامبر گرامى اسلام6فرمود:

«مَنْ صَبَرَ عَلى‌ سُوءِ خُلْقِ امْرَأَتِهِ اعْطاهُ اللَّهُ مِنَ الْاجْرِ مِثْلَ ما اعْطى‌ ايُّوبَ عَلى‌ بَلائِهِ وَ مَنْ صَبَرَتْ عَلى‌ سُوءِ خُلْقِ زَوْجِها اعْطاهَا اللَّهُ مِثْلَ ثَوابَ اسِيَةَ امْرَأَةِ فِرْعَوْنَ»[1]

هر كس بر بداخلاقى زنش صبر كند، خداوند اجر صبر ايّوب را به او عطا مى‌كند و هر كس بر بداخلاقى شوهرش صبر كند، خداوند پاداش آسيه همسر فرعون را به او مى‌دهد.

[1]- محجة البيضا، ج 3، ص 97


صفحه 122

خلاصه‌

درك همسر و به عبارت ديگر تفاهم با همسر يكى از وظايف متقابل همسران است و هر يك از زن و مرد چنين انتظارى را از همسر خود دارد. نقش تفاهم با همسر در سعادت زندگى خانوادگى، اساسى و پراهميت است. شرط درك روحيه همسر، رها شدن از خود بينى و توجّه به خواسته‌ها و نيازهاى اوست. شناخت روحيات و مشكلات همسر نيز موجب درك بيشتر وى مى‌شود. درك همسر موجب تعديل توقّعات و واقع بينى همسران نسبت به يكديگر است. اثر ديگر آن، همكارى بيشتر با همسر و حمايت معنوى و روحى از اوست. هماهنگى همسران در زندگى نيز از ديگر نتايج تفاهم با همسر است.

تحمّل همسر وظيفه ديگر در زندگى مشترك است كه موجب پيشگيرى از آشفتگى زندگى خانوادگى مى‌شود و از فروپاشى كانون خانواده جلوگيرى مى‌كند. پاداش الهى نيز نتيجه ديگر تحمل آزار همسر است.

پرسش‌

1- نقش درك همسر در زندگى مشترك چيست؟

2- عوامل تفاهم با همسر را بيان كنيد.

3- درك همسر چه فوايدى دارد؟

4- شناخت مشكلات همسر چه تأثيرى در زندگى خانوادگى دارد؟

5- نتايج تحمّل رفتار ناشايست همسر را بنويسيد.


صفحه 123

درس پانزدهم: وظايف اختصاصى همسران‌

زن و شوهر گذشته از وظايف متقابلى كه نسبت به يكديگر دارند، هركدام وظايفى اختصاصى نيز برعهده دارند كه به بيان بعضى از آنها مى‌پردازيم.

وظايف مرد

وظايف خطيرى كه مرد در مقابل همسر و فرزندانش به عهده دارد، عبارتند از:

1- سرپرستى و مديريّت‌

مرد به حكم عقل و شرع، سمت سرپرستى خانواده را به عهده دارد، زيرا او در بُعد جسمى و عقلى بر زن برترى داشته، براى اداره خانواده توانايى بيشترى دارد؛ علاوه بر اين، تأمين هزينه زندگى نيز بر عهده او گذاشته شده است. قرآن كريم مى‌فرمايد:

«الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ وَ بِما انْفَقُوا مِنْ امْوالِهِمْ»[1]

مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به خاطر برتريهايى كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و به خاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مى‌كنند.

علت سرپرستى مرد، برترى روحى، عقلى و جسمى او بر زن است، چرا كه به جهت قدرت كنترل عواطف، توانايى بيشترى براى مديريّت خانواده دارد؛ گر چه زن نيز از

[1]- نساء( 4)، آيه 34


صفحه 124

جهت عاطفى بر مرد غلبه دارد و هيچ كدام از اين برتريها، نشانگر نقص وجودى نيست، بلكه هر يك متناسب با جنسيّت خود، تواناييهاى خاص دارند و هماهنگ كردن اين تواناييها با مسؤوليتها سعادت خانوادگى زن و مرد را تأمين مى‌كند.

زن، مانند گل، ظريف و لطيف است، همان گونه كه گل تحمّل آفتاب سوزان و باد و طوفان را ندارد، زن نيز توان تحمّل مسؤوليتهاى سنگين و طاقت فرساى زندگى را ندارد.

امير مؤمنان7به فرزندش- امام حسن مجتبى‌7- چنين اندرز مى‌دهد:

«وَ لا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنْ امْرِها ما جاوَزَ نَفْسَها، فَانَّ الْمَرْأَةَ رَيْحانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمانَةٍ»[1]

به زن بيش از امور شخصى‌اش كارى مسپار كه زن (چون) دسته گل است نه قهرمان.

بايد توجّه داشت كه موفّقيت مرد در مديريت خانواده، تنها با حكومت بر دل زن ميسّر است؛ اگر اعضاى خانواده به مرد، علاقمند بوده و در عمق وجودشان براى او حرمت قائل باشند، او مى‌تواند در اداره خانواده موفّق باشد، و گرنه توسّل به زور و خشونت، نه تنها كارگشا نيست، بلكه بر نابسامانى خانواده مى‌افزايد. البتّه هر فردى بايد از اختيارات خود در جهت مصالح خانواده استفاده كند، نه در جهت تثبيت برترى جويى و خواسته‌هاى خودخواهانه خود. بطور طبيعى، اختيارات سرپرست خانواده، اگر در جهت مصالح آنها به كار گرفته شود، تأثير زيادى در سعادت خانواده خواهد داشت.

مسؤوليّت مرد، تنها در رسيدگى به بعد مادّى خانواده محدود نمى‌شود، بلكه هدايت افراد خانواده، نظارت هميشگى در تربيت آنها، امر به معروف و جلوگيرى از انحرافات اخلاقى آنها نيز از وظايف خطير مرد در محيط خانه است. قرآن كريم مى‌فرمايد:

«يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا قُوا انْفُسَكُمْ وَ اهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ»[2]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد؛ خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و

[1]- نهج البلاغه، نامه 31، ص 939

[2]- تحريم( 66)، آيه 6


صفحه 125

سنگهاست، نگه داريد.

از امام صادق7درباره تفسير اين آيه پرسيدند. آن حضرت فرمود:

«آنها را امر به معروف و نهى از منكر كنيد» گفتند: اين كار را مى‌كنيم، اما آنها قبول نمى‌كنند؛ فرمود: «در اين صورت وظيفه خود را انجام داده‌ايد.»[1]

البتّه اين در صورتى است كه جلوگيرى از گناه، از توان مرد خارج باشد، امّا در صورت توان، بايد با برخوردى شايسته، از وقوع مفاسد و انحرافات، پيشگيرى كند و گرنه مسؤول است.

بى‌تفاوتى مردنسبت به تعهّداتى‌كه در مورد هدايت خانواده و حفظ آن در برابر انحرافات بر عهده اوست، زيانهاى جبران ناپذيرى را در پى خواهد داشت؛ قرآن كريم مى‌فرمايد:

«إِنَّ الْخاسِرينَ الَّذينَ خَسِرُوا انْفُسَهُمْ وَ اهْليهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ الا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبينُ»[2]

زيانكاران واقعى در روز قيامت آنانند كه سرمايه وجود خويش و بستگانشان را از دست داده‌اند! آگاه باشيد كه زيان آشكار همين است!

. 2- تأمين هزينه زندگى‌

از آنجا كه مسؤوليّت تربيت فرزندان و اداره امور داخلى خانواده، بطور معمول بر عهده زن قرار دارد، طبيعى است كه مرد بايد عهده‌دار تأمين هزينه‌هاى زندگى باشد، بدين خاطر نبايد هيچ منّتى بر خانواده خود بگذارد، چرا كه اين وظيفه‌اى است كه به واسطه سرپرستى خانواده بر عهده او قرار گرفته است. رسول گرامى اسلام6در مورد حقوق زن بر مرد مى‌فرمايد:

«يَكْسُوها مِنَ الْعَرى‌ وَ يُطْعِمُها مِنَ الْجُوعِ وَ اذا اذْنَبَتْ غَفَرَ لَها»[3]

[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 127

[2]- زمر( 39)، آيه 15

[3]- وسائل الشّيعه، ج 14، ص 118


صفحه 126

[حقّ زن بر مرد اين است كه‌] او را از برهنگى بپوشاند، از گرسنگى رهايى بخشد و از لغزش او درگذرد.

به هر حال، تمام نيازهاى مادّى زن و فرزندان بر عهده مرد است و بايد بگونه‌اى شايسته به انجام اين وظيفه خانوادگى همّت گمارد.

. 3- توسعه بر خانواده‌

توسعه رفاه و آسايش خانواده و رسيدگى به نيازهاى مختلف اقتصادى آنان، از ديگر وظايف مرد است. افراد خانواده براى تأمين زندگى همراه با رفاه نسبى به سخاوت مرد نياز دارند، و چنانچه از اين ناحيه در تنگنا قرار گيرند، لطمه‌هاى روحى و جسمى فراوانى به آنان وارد خواهد شد.

توسعه بر خانواده به معناى اسراف و تبذير در امور زندگى نيست، بلكه به معناى بخل نورزيدن و سعى در ايجاد رفاه مناسب براى افراد خانواده است. مردى كه با وجود توانايى مالى، همسر و فرزندانش را در ناراحتى و تنگدستى قرار مى‌دهد، خوشى و آسايش آنان را سلب كرده، بر اثر بخل ورزى آنان را از خود بيزار مى‌كند. امام رضا7مى‌فرمايد:

«يَنْبَغى‌ لِلرَّجُلِ انْ يُوَسِّعَ عَلى‌ عَيالِهِ لِئَلَّا يَتَمَنَّوْا مَوْتَهُ»[1]

شايسته است كه مرد بر خانواده خويش توسعه دهد، تا آرزوى مرگ او را نكنند.

گفتنى است كه توسعه بر خانواده بايد متناسب با امكانات و توان اقتصادى مرد باشد و او نبايد به خاطر تأمين اين هدف، بيش از حدّ توان بر خود فشار وارد كند. امام صادق7در اين باره مى‌فرمايد:

«اذا جادَ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى‌ عَلَيْكُمْ فَجُودُوا وَ اذا امْسَكَ عَلَيْكُمْ فَامْسِكُوا»[2]

هرگاه خداوند متعال به شما بخشيد، شما هم ببخشيد، و چون امساك فرمود، شما هم امساك كنيد.

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 249

[2]- همان، ص 259