غفلت نورزند.
امير مؤمنان7خطاب به فرزندش اهميّت دوران كودكى و ضرورت تربيت كودك در اين دوران را گوشزد كرده، مىفرمايد:
«وَ إِنَّما قَلْبُ الْحَدثِ كَالْارْضِ الْخالِيَةِ، ما الْقِىَ فيها مِنْ شَيْىءٍ قَبِلَتْهُ، فَبادَرْتُكَ بِالْادَبِ قَبْلَ انْ يَقْسُوِ قَلْبُكَ، وَ يَشْتَغِلَ لُبُّكَ»[1]
دل نوجوان همچون زمين خالى است (كه در آن تخم نپاشيده باشند)؛ هر تخم كه در آن افشانده شود، مىپذيرد. پيش از آنكه دلت سخت و ذهنت به ديگر مطالب مشغول شود، پرورشت را آغاز كردم.
و همين نتيجه تعليم و تربيت بموقع و حساب شده آن حضرت بود كه تمام استعدادهاى نهانى فرزندان بزرگوارش را در طفوليت به فعليت رساند و آنان رابه عاليترين مدارج انسانيّت رسانيد و همه را با شهامت، آزادگى، عزّت نفس و شرافت بارآورد و اين همه، نتيجه پرورشهاى اصيل و پرمايه خانواده است؛ چنان كه خانوادهاى كه شايسته و پاكدامن نباشد و محيط آن آلوده به گناه باشد، زمينه خوبى براى تربيت و پرورش فرزندان در آن خانه وجود ندارد و كودكان چنين خانوادههايى از ارزشهاى اخلاقى و صفات انسانى بهره چندانى نخواهند داشت و به انحرافات و بزهكاريها تن خواهند داد.
خشك ابرى كه بود، زاب تهى
نايد از وى صفت آب دهى
اينك با روشن شدن نقش خانواده در تربيت كودك به تبيين عوامل رشد كودك مىپردازيم.
عوامل تربيت صحيح كودك
رشد صحيح كودك مرهون عوامل متعدّدى نظير محبت، احترام و رعايت عدالت بين كودكان است كه در طى اين درس و دو درس آينده به آنها مىپردازيم:
[1]- نهج البلاغه، نامه 31، ص 912
الف- محبّت به كودك
اهميّت محبّت به اندازهاى است كه مىتوان آن را ريشه اصلى شجره اخلاق و فضيلت و مايه اصلى سجاياى انسانى دانست.
رسول گرامى اسلام6ايمان به خدا و رسول را مستلزم محبّت و مهربانى با كودكان دانسته است. «روزى آن حضرت با جمعى از مسلمانان در نقطهاى نماز مىگزارد؛ موقعى كه به سجده رفت، امام حسين7كه در آن زمان كودك خردسالى بود، به پشت پيغمبر سوار شده، پاهاى خود را حركت مىداد و «هى هى» مىكرد. وقتى پيغمبر مىخواست سر از سجده بردارد، او را مىگرفت و تا پايان نماز طفل مكرّر به پشت پيغمبر سوار مىشد. يك نفر يهودى ناظر اين جريان بود. پس از نماز به حضرت عرض كرد: «شما با كودكان خود طورى رفتار مىكنيد كه ما هرگز چنين نمىكنيم». پيغمبر اكرم6در جوابش فرمود:
«اما لَوْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ لَرِحِمْتُمُ الصِّبْيانَ»
اگر شماها به خدا و رسول خدا ايمان مىداشتيد، نسبت به كودكان خود مهربان بوديد.
مهر و محبت پيغمبر نسبت به كودك، مرد يهودى را تحت تأثير قرار داد و صميمانه دين اسلام را پذيرفت.[1]
امام صادق7مىفرمايد:
«هَلِ الدّينُ الَّا الْحُبُّ»[2]
آيا حقيقت دين، چيزى جز دوستى و محبّت است؟
محبت يكى از بهترين و مؤثّرترين وسائل و عوامل پرورش صحيح كودكان است، چرا كه مطبوعترين غذاى روان كودك است و همان طور كه كودك به آب و هوا و غذا محتاج است، به محبّت و نوازش نيز نيازمند است.
[1]- بحارالانوار، ج 43، ص 296
[2]- همان، ج 27، ص 95
معروف است كه انسان تشنه محبّت است و كودكان نسبت به آن عطش بيشترى دارند و كانون گرم خانواده و آغوش پرمهر و محبّت پدر و مادر مىتواند اين عطش را رفع كند.
اولياى دين محبّت به كودك را به صورتهاى گوناگون سفارش مىكردند و خود نيز در موارد مختلف نسبت به فرزندانشان عملًا ابراز محبّت نموده و افرادى را كه نسبت به اين مهمّ بىتوجّه بودهاند، نكوهش كردهاند، چرا كه محبّت به كودك، مايه رشد شخصيّت انسانى و تأمين كننده نيازمنديهاى روحى و روانى وى مىگردد و آثار فراوانى بر آن مترتّب مىشود؛ چنانكه بىمهرى به آنها آثار روحى، جسمى، فردى و اجتماعى بسيار نامطلوبى بر جاى مىگذارد. رسول گرامى6مىفرمايد:
«احِبُّوا الصِّبْيانَ وَارْحَمُوهُمْ»[1]
كودكان خود را دوست بداريد و نسبت به آنان مهربان باشيد.
امام صادق7فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ لَيَرْحَمُ الْعَبْدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ»[2]
خداوند به انسان به خاطر شدّت علاقهاش به فرزند، رحم مىكند.
به هر حال، اين محبّت ورزيدن بايد در گفتار و رفتار والدين و مربّيان تربيتى به صورت تبسّم، نوازش، دست بر سر و صورت كودك كشيدن، بوسيدن و در آغوش گرفتن وى تجلّى كند. روش رسول گرامى اسلام6در خانواده اين بود كه:
«اذا اصْبَحَ مَسَحَ عَلى رُؤُوسِ وُلْدِهِ»[3]
همه روزه صبح دست محبّت به سر فرزندان خود مىكشيد.
از رسول خدا6نقل شده كه فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 201
[2]- همان
[3]- بحارالانوار، ج 104، ص 99
«مَنْ قَبَّلَ وَلَدَهُ كَتَبَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ حَسَنَةً وَ مَنْ فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ»[1]
كسى كه فرزند خود را ببوسد، خداوند بزرگ حسنهاى در نامه عملش ثبت مىكند. و آن كس كه فرزند خود را شاد كند، خداوند او را در قيامت شاد مىنمايد.
امام صادق7نيز مىفرمايد:
«اكْثِرُوا مِنْ قُبْلَةِ اوْلادِكُمْ فَانَّ لَكُمْ بِكُلِّ قُبْلَةٍ دَرَجَةً»[2]
فرزندان خود را بسيار ببوسيد، زيرا براى شما در هر بوسهاى درجهاى است.
رسول خدا6حسن و حسين8را بوسيد، شخصى به نام «اقرع بن حابس» عرض كرد: من ده فرزند دارم و هرگز آنها را نبوسيدهام. حضرت در پاسخ وى فرمود.
من چه كنم كه خداوند مهربانى را از تو سلب كرده است.[3]
شخصى نزد رسول خدا6آمد و عرض كرد: هرگز كودكم را نبوسيدهام، وقتى رفت، حضرت فرمود:
«هذا رَجُلٌ عِنْدَنا انَّهُ مِنْ اهْلِ النَّارِ»[4]
اين مرد به نظر ما اهل دوزخ است.
آثار محبّت
محبت گذشته از تأثير در سلامتى جسمى و روانى كودك آثار فراوانى نيز به دنبال دارد كه برخى از آنها عبارتند از:
1- ايجاد شادابى و نشاط
2- شكوفايى ذوق و استعداد
3- رشد عاطفى كودك
[1]- فروع كافى، ج 6، ص 49
[2]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 202
[3]- بحارالانوار، ج 104، ص 92
[4]- همان، ص 99
4- اعتماد به نفس و جلب اطمينان
5- زمينهسازى استقلال و ...
عوارض محروميّت از محبت
محروميت كودك از محبت پدر و مادر، عوارض ناگوارى را در سنين مختلف نصيب او مىسازد كه عقدههاى روانى، اضطراب خاطر، انحراف، خشونت، اختلال در روابط، بدبينى و نارسايى در رشد، از جمله آن عوارض مىباشد.
هشدارهاى تربيتى در به كارگيرى محبت
ابراز محبت نسبت به فرزند، منحصر به دوران طفوليت وى نيست، بلكه انسان هميشه نيازمند به محبت ديگران است. از اين رو، نوجوانان و جوانان نيز بايد از ناحيه والدين مورد عطوفت و مهربانى قرار گيرند.
2- مسلمانان موظّفند نسبت به كودكان يتيم و بىسرپرست همچون فرزندان خود ابراز محبّت نموده و به همان مقدار كه فقر مالى آنها را برطرف مىسازند، فقد محبت آنان را نيز با مهرورزى تأمين كرده و كمبودهاى عاطفى آنان را جبران كنند.
رسول گرامى اسلام6مىفرمايد:
«كُنْ لِلْيَتيمِ كَالْابِ الرَّحيمِ»[1]
نسبت به يتيم مانند پدرى مهربان باش.
امير مؤمنان على7فرمود:
«ما مِنْ مُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ يَضَعُ يَدَهُ عَلى رَأْسِ يَتيمٍ الَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ شَعْرٍ مَرَّتْ يَدُهُ عَلَيْها حَسَنَةً»[2]
هيچ زن و مرد مؤمنى نيست كه دست بر سر يتيم بكشد، مگر آنكه خداوند در مقابل هر مويى كه از زير دستش رد مىشود، ثوابى براى او مىنويسد.
[1]- بحارالانوار، ج 77، ص 173
[2]- همان، ج 75، ص 4
3- محبّت به كودك بايد بگونهاى باشد كه كودك آن را لمس كرده، مزه آن را بچشد و به ارزش آن واقف گردد. از اين رو، محبت نبايد با امورى مانند قلقلك كردن، گاز و نيشگون گرفتن اشتباه شود، چرا كه طفل در محبت بايد احساس سرور و رضايت كند، از اين رو، از امورى كه موجب كسالت و خستگى وى مىشود، بايد پرهيز كرد.
4- در شيوه ابراز محبت، لازم است اظهار آن از دريچه قلب و چشم كودك سنجيده شود و طبعاً محبت كردن پدر و مادر بايد متناسب با سن فرزند باشد؛ روزى با خريد يك شكلات مىتوان محبّت خود را به كودك نشان داد و زمانى با دست دادن به او در جمع و يا رعايت احترام وى نزد دوستان و زمانى با كمك كردن به او.
5- محبّت به كودك بايد متعادل و دور از افراط و تفريط باشد. محبت زياد و بىمورد موجب پرتوقّعى، لوس بارآمدن و از خود راضى بودن كودك مىشود. كودكى كه به خاطر محبت بيش از حدّ به خواستههاى خوب و بد خود مىرسد، توان مقاومت در برابر محروميتها و مشكلات زندگى را از دست مىدهد، چرا كه اعتماد به نفس خود را از دست داده، بشدّت وابسته به ديگران مىشود. او تصوّر مىكند همه بايد در خدمتش باشند و وقتى خلاف آن را مشاهده كرد، دچار بحران روحى شده، در روابط اجتماعى با مشكلات فراوانى مواجه مىشود.
امام باقر7مىفرمايد:
«شَرُّ الْاباءِ مَنْ دَعاهُ الْبِرُّ الَى الْافْراطِ»[1]
بدترين پدران آنهايى هستند كه در محبّت به فرزند از حدّ تعادل تجاوز كنند.
6- محبّت نبايد وسيلهاى براى نفوذ پدر و مادر در فرزند گردد؛ مثل مادرانى كه به فرزندانشان مىگويند: اين كار را بكن تا مامان تو را دوست بدارد. يا چون اين كار را كردى، تو را دوست ندارم. بزرگترين ضرر اين نحوه برخورد آن است كه كودك بتدريج عادت مىكند كه كارها را براى جلب رضايت پدر و مادر و ديگران انجام دهد، نه طبق وظيفه، خلاصه آنكه معيار خوبى و بدى كارها را دوست داشتن يا نداشتن ديگران
[1]- تاريخ يعقوبى، ج 3، ص 53
مىداند، بعلاوه فرزند را به تملّق گويى و دورويى وادار مىسازد.[1]
7- محبت به فرزند نبايد مانع تربيت وى شود. محبت به فرزند به اين معنا نيست كه انسان بديهاى فرزندش را ناديده بگيرد و اگر عيبى از وى مشاهده كرد، به او تذكّر ندهد و به بهانه اينكه جگر گوشهاش ناراحت مىشود، اجازه دهد به هر كار زشتى دست بزند.
ازاينرو، بهترين والدين آنهايى هستندكه حساب محبّتبهفرزند را از تربيت جدامىكنند.
امير مؤمنان على7مىفرمايد:
«خَيْرُ ما وَرَّثَ الْاباءُ الْابْناءَ الْادَبُ»[2]
بهترين ميراث پدران براى فرزندانشان ادب است.
[1]- با استفاده از اسلام و تعليم و تربيت، ابراهيم امينى
[2]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 438
خلاصه
رشد و ترقّى كودك مرهون به كارگيرى عوامل متعدّدى است كه در بين آنها، خانواده از اهميت ويژهاى برخوردار است و پس از آن، محبّت، احترام و رعايت عدالت بين كودكان از جمله عواملى هستند كه در رشد وى بسيار مؤثّر مىباشند.
محبت ريشه اصلى شجره فضايل و مايه اساسى سجاياى انسانى مىباشد كه از مؤثرترين عوامل پرورش صحيح كودكان است.
اولياى دين محبت كردن به كودك را زياد سفارش كرده و كسانى را كه به آن بىتوجّهى مىكنند، مورد نكوهش قرار دادهاند.
ايجاد شادابى و نشاط، شكوفايى ذوق و استعداد، رشد عاطفى كودك، اعتماد به نفس و جلب اطمينان و زمينهسازى استقلال و ... از جمله آثار محبت كردن به كودك است؛ عقدههاى روانى، اضطراب، انحراف، خشونت، اختلال در روابط، بدبينى و نارسايى در رشد نيز از جمله عوارض محروميت انسانها از محبت مىباشد.
پدر و مادر بايد توجّه داشته باشند كه ابراز محبت منحصر به دوران طفوليت نيست، بلكه فرزند در دوران نوجوانى و جوانى نيز تشنه محبت است؛ البته محبت كردن بايد متناسب با سن فرزند باشد و نيز توجه والدين به اين نكته لازم است كه محبت نبايد در حد افراط و تفريط باشد، چه اينكه محبت نبايد مانع تربيت فرزند شود و يا پدر و مادر آن را وسيلهاى براى نفوذ خود در فرزند قرار دهند، بلكه محبت مىبايست وسيلهاى جهت رشد و تربيت صحيح كودك به حساب آيد و البته اين مقصود، زمانى حاصل مىشود كه محبّت بر اساس معيارهاى دينى در مورد فرزندان به كار گرفته شود.