4- اعتماد به نفس و جلب اطمينان
5- زمينهسازى استقلال و ...
عوارض محروميّت از محبت
محروميت كودك از محبت پدر و مادر، عوارض ناگوارى را در سنين مختلف نصيب او مىسازد كه عقدههاى روانى، اضطراب خاطر، انحراف، خشونت، اختلال در روابط، بدبينى و نارسايى در رشد، از جمله آن عوارض مىباشد.
هشدارهاى تربيتى در به كارگيرى محبت
ابراز محبت نسبت به فرزند، منحصر به دوران طفوليت وى نيست، بلكه انسان هميشه نيازمند به محبت ديگران است. از اين رو، نوجوانان و جوانان نيز بايد از ناحيه والدين مورد عطوفت و مهربانى قرار گيرند.
2- مسلمانان موظّفند نسبت به كودكان يتيم و بىسرپرست همچون فرزندان خود ابراز محبّت نموده و به همان مقدار كه فقر مالى آنها را برطرف مىسازند، فقد محبت آنان را نيز با مهرورزى تأمين كرده و كمبودهاى عاطفى آنان را جبران كنند.
رسول گرامى اسلام6مىفرمايد:
«كُنْ لِلْيَتيمِ كَالْابِ الرَّحيمِ»[1]
نسبت به يتيم مانند پدرى مهربان باش.
امير مؤمنان على7فرمود:
«ما مِنْ مُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ يَضَعُ يَدَهُ عَلى رَأْسِ يَتيمٍ الَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ شَعْرٍ مَرَّتْ يَدُهُ عَلَيْها حَسَنَةً»[2]
هيچ زن و مرد مؤمنى نيست كه دست بر سر يتيم بكشد، مگر آنكه خداوند در مقابل هر مويى كه از زير دستش رد مىشود، ثوابى براى او مىنويسد.
[1]- بحارالانوار، ج 77، ص 173
[2]- همان، ج 75، ص 4
3- محبّت به كودك بايد بگونهاى باشد كه كودك آن را لمس كرده، مزه آن را بچشد و به ارزش آن واقف گردد. از اين رو، محبت نبايد با امورى مانند قلقلك كردن، گاز و نيشگون گرفتن اشتباه شود، چرا كه طفل در محبت بايد احساس سرور و رضايت كند، از اين رو، از امورى كه موجب كسالت و خستگى وى مىشود، بايد پرهيز كرد.
4- در شيوه ابراز محبت، لازم است اظهار آن از دريچه قلب و چشم كودك سنجيده شود و طبعاً محبت كردن پدر و مادر بايد متناسب با سن فرزند باشد؛ روزى با خريد يك شكلات مىتوان محبّت خود را به كودك نشان داد و زمانى با دست دادن به او در جمع و يا رعايت احترام وى نزد دوستان و زمانى با كمك كردن به او.
5- محبّت به كودك بايد متعادل و دور از افراط و تفريط باشد. محبت زياد و بىمورد موجب پرتوقّعى، لوس بارآمدن و از خود راضى بودن كودك مىشود. كودكى كه به خاطر محبت بيش از حدّ به خواستههاى خوب و بد خود مىرسد، توان مقاومت در برابر محروميتها و مشكلات زندگى را از دست مىدهد، چرا كه اعتماد به نفس خود را از دست داده، بشدّت وابسته به ديگران مىشود. او تصوّر مىكند همه بايد در خدمتش باشند و وقتى خلاف آن را مشاهده كرد، دچار بحران روحى شده، در روابط اجتماعى با مشكلات فراوانى مواجه مىشود.
امام باقر7مىفرمايد:
«شَرُّ الْاباءِ مَنْ دَعاهُ الْبِرُّ الَى الْافْراطِ»[1]
بدترين پدران آنهايى هستند كه در محبّت به فرزند از حدّ تعادل تجاوز كنند.
6- محبّت نبايد وسيلهاى براى نفوذ پدر و مادر در فرزند گردد؛ مثل مادرانى كه به فرزندانشان مىگويند: اين كار را بكن تا مامان تو را دوست بدارد. يا چون اين كار را كردى، تو را دوست ندارم. بزرگترين ضرر اين نحوه برخورد آن است كه كودك بتدريج عادت مىكند كه كارها را براى جلب رضايت پدر و مادر و ديگران انجام دهد، نه طبق وظيفه، خلاصه آنكه معيار خوبى و بدى كارها را دوست داشتن يا نداشتن ديگران
[1]- تاريخ يعقوبى، ج 3، ص 53
مىداند، بعلاوه فرزند را به تملّق گويى و دورويى وادار مىسازد.[1]
7- محبت به فرزند نبايد مانع تربيت وى شود. محبت به فرزند به اين معنا نيست كه انسان بديهاى فرزندش را ناديده بگيرد و اگر عيبى از وى مشاهده كرد، به او تذكّر ندهد و به بهانه اينكه جگر گوشهاش ناراحت مىشود، اجازه دهد به هر كار زشتى دست بزند.
ازاينرو، بهترين والدين آنهايى هستندكه حساب محبّتبهفرزند را از تربيت جدامىكنند.
امير مؤمنان على7مىفرمايد:
«خَيْرُ ما وَرَّثَ الْاباءُ الْابْناءَ الْادَبُ»[2]
بهترين ميراث پدران براى فرزندانشان ادب است.
[1]- با استفاده از اسلام و تعليم و تربيت، ابراهيم امينى
[2]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 438
خلاصه
رشد و ترقّى كودك مرهون به كارگيرى عوامل متعدّدى است كه در بين آنها، خانواده از اهميت ويژهاى برخوردار است و پس از آن، محبّت، احترام و رعايت عدالت بين كودكان از جمله عواملى هستند كه در رشد وى بسيار مؤثّر مىباشند.
محبت ريشه اصلى شجره فضايل و مايه اساسى سجاياى انسانى مىباشد كه از مؤثرترين عوامل پرورش صحيح كودكان است.
اولياى دين محبت كردن به كودك را زياد سفارش كرده و كسانى را كه به آن بىتوجّهى مىكنند، مورد نكوهش قرار دادهاند.
ايجاد شادابى و نشاط، شكوفايى ذوق و استعداد، رشد عاطفى كودك، اعتماد به نفس و جلب اطمينان و زمينهسازى استقلال و ... از جمله آثار محبت كردن به كودك است؛ عقدههاى روانى، اضطراب، انحراف، خشونت، اختلال در روابط، بدبينى و نارسايى در رشد نيز از جمله عوارض محروميت انسانها از محبت مىباشد.
پدر و مادر بايد توجّه داشته باشند كه ابراز محبت منحصر به دوران طفوليت نيست، بلكه فرزند در دوران نوجوانى و جوانى نيز تشنه محبت است؛ البته محبت كردن بايد متناسب با سن فرزند باشد و نيز توجه والدين به اين نكته لازم است كه محبت نبايد در حد افراط و تفريط باشد، چه اينكه محبت نبايد مانع تربيت فرزند شود و يا پدر و مادر آن را وسيلهاى براى نفوذ خود در فرزند قرار دهند، بلكه محبت مىبايست وسيلهاى جهت رشد و تربيت صحيح كودك به حساب آيد و البته اين مقصود، زمانى حاصل مىشود كه محبّت بر اساس معيارهاى دينى در مورد فرزندان به كار گرفته شود.
پرسش
1- عوامل مؤثّر در تربيت كودك كدام است؟
2- ديدگاه اسلام درباره محبت به كودك را بنويسيد.
3- عوارض محروميت از محبت كدام است؟
4- به نظر شما افراط و تفريط در محبت به فرزندان چه تأثيرى در آنها دارد؟
5- وظيفه مسلمانان نسبت به كودكان يتيم از نظر اظهار محبت چيست؟
درس هفدهم: عوامل رشد كودك (2)
ب- احترام به كودك
ازجمله عواملى كه در تربيت صحيح و رشد شخصيتكودك و تأمين نيازهاى روحى- روانى وى تأثير بسزايى دارد، احترام به كودك و اجتناب از توهين و تحقير به اوست.
اولياى دين به مسأله تكريم و بزرگداشت كودك اهميّت زيادى دادهاند و علاوه بر تعليم روشهاى تربيت صحيح، خود نيز بدان ملتزم بوده و پيروان خود را به آن سفارش مىكردند.
رسول خدا6فرمود:
«اكْرِمُوا اوْلادَكُمْ وَ احْسِنُوا ادابَهُمْ يُغْفَرْ لَكُمْ»[1]
به فرزندان خود احترام بگذاريد و آنان را نيكو تربيت كنيد تا خداوند گناهانتان را بيامرزد.
و نيز مىفرمايد:
«إِذا سَمَّيْتُمُ الْوَلَدَ فَاكْرِمُوا لَهُ وَ اوْ سِعُوا لَهُ فِى الَمجْلِسِ وَ لا تُقَبِّحُوا لَهُ وَجْهاً»[2]
هر گاه نام فرزند را مىبريد، او را گرامى بداريد، برايش جا باز كرده و با ترشرويى با او برخورد نكنيد.
امام رضا7فرمود:
[1]- بحارالانوار، ج 104، ص 95
[2]- جامع الاخبار، ص 126
«وَ اجْمِلْ مُعاشَرَتَكَ مَعَ الصَّغيرِ وَ الْكَبيرِ»[1]
با اطفال و بزرگسالان، نيكو معاشرت كن.
آثار احترام به كودك
احترام به كودك- بويژه در محيط خانواده- آثار بسيارى دارد كه بعضى را بطور اجمال ذكر مىكنيم:
1- رشد شخصّيت و پرهيز از ذلّت
يكى از غرايزى كه در طبيعت انسان به امانت نهاده شده، غريزه حبّ ذات است. اين غريزه در تربيت كودك و رشد شخصيّت وى نقش مهمّى مىتواند داشته باشد.
احترام به كودك راهى براى ارضاى صحيح غريزه حبّ ذات است، و كودك از اين طريق احساس شخصيّت و ارزشمندى مىكند، و وقتى به شخصيت والاى خود پى برد، هرگز تن به پستى و ذلّت نمىدهد.
اميرمؤمنان على7مىفرمايد:
«مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ لَمْ يُهِنْها بِالْمَعْصِيَةِ»[2]
آن كس كه كرامت نفس خود را باور دارد، هرگز آن را با گناه، پست نمىكند.
2- استقلال و اعتماد به نفس
كودكى كه بر اثر احترام شدن، خود را يك عضو مستقلّ اجتماع مىداند، پستى و حقارت به فكرش راه نمىدهد، بر خلاف كودكى كه همواره مورد توهين و تحقير قرار مىگيرد و استقلال و اعتماد به نفس خود را از دست مىدهد.
بزرگى كجا يافت كو پست شد؟
كجا نيستى مايه هست شد؟
فرومايه را از فرومايگى
به گردن فتد رشته بندگى
يكى از ويژگيهاى اهل بيت پيغمبر:اين بود كه در زندگى عزّت نفس داشتند و
[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 354
[2]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 357
هرگز تن به ذلّت و خوارى نمىدادند، و اين بدان جهت بود كه در كودكى با شخصيّت بار آمده و مورد تكريم قرار مىگرفتند.
امام حسن و امام حسين8بيش از شش سال نداشتند كه رسول خدا6با آن دو بيعت كرد.[1]اين دو بزرگوار بطورى با شخصيّت بار آمده بودند كه در اين سِنّ كم، لايق پذيرفتن بيعت شدند. آنها در همان دوران كودكى از استقلال و اعتماد به نفس برخوردار بودند.
شيوههاى احترام به كودك
1- بازى و رفاقت با كودك
شركت بزرگسالان در بازى كودكان تأثير بسزايى در پرورش شخصيّت آنها دارد، چرا كه كودك تصوّر مىكند كارهايش آنقدر ارزنده است كه پدر يا مادر خود را در سطح او قرار دادهاند و با او همكارى مىكنند؛ اين امر، موجب احياى شخصيت آنها و شكوفا شدن حسّ استقلال و اعتماد در باطنشان مىشود.
رسول گرامى اسلام6فرمود:
«مَنْ كانَ عِنْدَهُ صَبِىٌّ فَلْيَتَصابَ لَهُ»[2]
كسى كه كودكى دارد (براى تربيت او) بايد كودكانه رفتار كند.
حضرت على7نيز مىفرمايد:
«مَنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ صَبا»[3]
كسى كه كودك دارد، بايد خود را تا سر حدّ كودكى تنزل دهد.
مطالعه در زندگى رسول خدا6و ديگر پيشوايان دين نشان مىدهد كه كودك را به
[1]- بحارالانوار، ج 50، ص 78
[2]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 203
[3]- همان