درس نوزدهم: پرورش استعداد كودك (1)
از آنجا كه پرورش استعدادهاى كودك تأثير ويژهاى در تربيت صحيح او دارد، شناخت اين استعدادها و جهت دهى به آنها امرى ضرورى خواهد بود. استعدادهاى گوناگونى از قبيل استعداد دينى، علمى، اخلاقى، عاطفى و غيره در انسان وجود دارد كه طى دو درس به بحث درباره آنها مىپردازيم.
الف- استعداد دينى
هر انسانى از فطرت الهى برخوردار است و اين گرايش از ابتداى كودكى در او وجود دارد. اگر اين استعداد الهى شكوفا شود و با تربيت صحيح، كودك به سوى خدا و گرايشات الهى و معنوى رهنمون گردد، روح دينى در او زنده شده، انسانى متديّن بار مىآيد، ولى اگر در دوران كودكى هيچ گونه هدايت و راهنمايى در زمينه شكوفايى اين استعداد انجام نشود، ممكن است با گذشت زمان فطرت الهى او، از مسير صحيح منحرف شود، بنابراين، پدر و مادر در مورد پرورش استعداد دينى كودك، وظيفه مهمّى به عهده دارند. امام سجّاد7مىفرمايد:
«وَ انَّكَ مَسْؤُولٌ عَمَّا وَلَّيْتَهُ بِهِ مِنْ حُسْنِ الْادَبِ وَالدِّ لالَةِ عَلى رَبِّهِ»[1]
تو (پدر) در سرپرستى فرزند خود مسؤول هستى كه طفل را مؤدّب و بااخلاق پسنديده
[1]- تحف العقول، ترجمه جنّتى، ص 300، اسلاميه
پرورش دهى و او را به سوى خداوند متعال راهنمايى كنى.
غفلت از اين وظيفه اساسى، مىتواند ضربههاى بزرگى به ايمان و دين فرزندان ما وارد كند. از اين رو، رهبر بزرگوار اسلام در سخنى عتاب آلود، نگرانى خويش را از سهلانگارى در اين مورد چنين ابراز مىدارد:
واى بر فرزندان آخرالزمان از روش ناپسند پدرانشان! عرض شد: اى رسول خدا از روش پدران مشرك؟ فرمود: نه. از پدران مسلمان، كه به فرزندان خود هيچ يك از واجبات دينى را نمىآموزند و به مقدار ناچيزى از امور مادى درباره آنان قانعند. من از چنين كسانى بيزار و آنان ا ز من بيزارند.[1]
پدر و مادر بايد با بيدار كردن شعور مذهبى كودك و متجلّى كردن شخصيّت الهى او، به رشد مذهبىاش كمك كنند. سخنان پدر و مادر بايد بگونهاى باشد كه كمكم او را متوجّه خدا كند و با بيان بعضى از اوصاف الهى نظير رحمت، عدالت و احسان خدا كه براى كودك جالب و جذّاب است، كودك را به خدا علاقهمند سازند.
در تربيت دينى كودك، توجّه به نكات بسيارى لازم است كه برخى را به عنوان نمونه در زير مىآوريم:
1- انجام آداب اسلامى
شايسته است كه پدر و مادر مسلمانى كه صاحب فرزند مىشوند، نخست آداب ويژه ولادت را كه اسلام بيان كرده، درباره او پياده كنند و از روزهاى نخست زندگى، او را با آداب اسلامى آشنا سازند.[2]
علاوه بر اين، شايسته است نام نيكويى براى كودك انتخاب شود، چرا كه نام هركس، تأثير زيادى در شخصيّت او دارد. هر اسمى تداعى كننده معنايى خاص و ارائه دهنده الگويى ويژه است، بخصوص اگر از نام شخصيّتى ممتاز گرفته شده باشد. در اين صورت، ويژگيهاى شخصيّت مورد نظر به صاحب اسم سرايت كرده، از اين رهگذر در
[1]- مستدرك الوسائل، ج 15، ص 164
[2]- ر. ك. تحريرالوسيله، ج 2، ص 309- 311
او تأثير مثبت يا منفى مىگذارد.
رسول گرامى اسلام6مىفرمايد:
«مِنْ حَقِّ الْوَلَدِ عَلى والِدِهِ ثَلاثَةٌ: يُحْسِنُ اسْمَهُ وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَةَ وَ يُزَوِّجُهُ اذا بَلَغَ»[1]
سه چيز از حقوق فرزند بر پدر است: اسم نيكو برايش انتخاب كند، نوشتن به او بياموزد و وقتى به سنّ بلوغ رسيد، برايش همسر بگيرد.
در اين ميان، نامهايى از اولويت برخوردارند كه يادآور بندگى خدا باشد[2]مانند عبدالله، عبدالرحيم، عبدالرّحمان ... و در مرحله بعد، اسامى پيامبران و امامان كه بهترين آنها نام مبارك «محمّد» است. پيامبر اكرم6فرمود:
«مَنْ وَلَّدَ ارْبَعَةَ اوْلادٍ وَ لَمْ يُسَمِّ احَدَهُمْ بِاسْمى فَقَدْ جَفانى»[3]
هر كس داراى چهار فرزند شود، و هيچ يك را به اسم من ننامد، به من جفا كرده است.
روشن است كه اين نامگذارى براى ما و فرزندانمان سودمند است و موجب رشد معنويّت در خانواده و پرورش مذهبى فرزندان ما خواهد بود.
. 2- آموزش دينى
كودك با فطرت الهى خويش آمادگى دارد كه با آموزشهاى دينى آشنا شود، به عبارت ديگر يك نياز درونى او را به فراگيرى آموزشهاى دينى فرا مىخواند. اگر پدر و مادر، به اين نياز كودك جواب مثبت ندهند و با آموزشهاى سازنده و آگاهيهاى لازم او را هدايت نكنند، ممكن است ذوق و گرايش دينى كودك مخدوش شده و افكار انحرافى در ذهن او رسوخ كند. از اين رو، پدر و مادر بايد كودكان خود را با آموزشهاى دينى و سخنان هدايتگر معصومين آشنا سازند، تا آنها را از غلتيدن در دام انحرافات فكرى نجات دهند.
[1]- مكارم الاخلاق، ترجمه مير باقرى، ص 421، نشر فراهانى
[2]- ر. ك. تحرير الوسيله، ج 2، ص 310
[3]- فروع كافى، ج 6، ص 19
امام صادق7فرمود:
«بادِرُوا اوْلادَكُمْ بِالْحَديثِ قَبْلَ انْ يَسْبِقَكُمْ الَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ»[1]
قبل از آنكه مرجئه (منحرفان) از شما پيشى گيرند، به حديث آموزى فرزندانتان اقدام كنيد.
بنابراين، از همان زمانى كه در ذهن كودك سؤالهايى درباره مبدأ و معاد و ديگر مسائل دينى مطرح مىشود، بايد با ارائه پاسخهاى سنجيده و متناسب، عقل و روح او را مجذوب زيباييهاى معنوى كرد، تا از همان ابتدا علاقه به خدا و پيامبران الهى و ائمّه اطهار:در جان او رشد يابد. بهتر است، صفاتى كه براى كودك شيرينتر است و محبت و اميدوارى به خدا را در دلش پرورش مىدهد- مانند عدالت و رحمت خداوند- بازگو شودتا تصوّرى دوست داشتنى از خداوند داشته و وى را به سوى ديندارى سوق دهد.
والدين بايد با ظرافت و حوصله، روح كودك را با آموزشهاى دينى آشنا كرده، هرگاه استعداد پذيرش مرحله بالاترى را در او ديدند، به آن مرحله راهنماىاش كنند.
امام باقر7مىفرمايد:
در دو سالگى كلمه توحيد «لا الهَ الَّا اللَّهُ» را و در چهار سالگى «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ» را به كودك بياموزند. در پنج سالگى روى او را متوجّه قبله كرده، به او بگويند كه سر به سجده بگذارد. بعد از شش سالگى، ركوع و سجود صحيح را به او بياموزند و در هفت سالگى به او بگويند دست و رويت را بشوى و نماز بگذار و چون نه ساله گردد، وضو يادش دهند.[2]
امام صادق7نيز مىفرمايد:
ما كودكان خود را در سنّ پنج سالگى به نماز وامىداريم؛ شما نيز آنها را در سنّ هفت سالگى به نماز واداريد. همچنين ما به فرزندانمان در سنّ هفت سالگى دستور مىدهيم كه به اندازه طاقتشان روزه بگيرند؛- يك روز، نصف روز، كمتر يا بيشتر؛ و هرگاه تشنگى و گرسنگى
[1]- فروع كافى، ج 6، ص 47
[2]- مكارم الاخلاق، ج 1، ص 425
برآنها غلبه كرد، افطار مىكنند-، تا به روزه عادت كنند، ولى شما اطفالتان را در نُه سالگى به روزه واداريد، هر مقدار از روز را كه مىتوانند و هرگاه تشنگى بر آنها چيره شد، افطار كنند.[1]
ب- استعداد علمى
استعداد علمى از جمله استعداد كودك است كه بايد پدر و مادر به آن توجه كرده، آن را به رشد و شكوفايى برسانند. پرورش اين استعداد از دو جنبه قابل بررسى است:
1- پرورش استعداد حقيقت جويى
استعداد حقيقتجويى در نهاد هر انسانى بطور فطرى وجود دارد و بهترين راه رشد آن، تقويت قدرت تفكّر در كودك است. بديهى است كه پُر كردن ذهن كودك از معلومات، بدون به كار گرفتن قدرت تفكّر، قوه خلاقيّت و نوآورى و تحرّك فكرى او را از بين مىبرد و معلومات تحميل شده، چندان ثمرهاى نخواهد داشت.
از نظر اسلام، آن علمى مطلوب است كه آميخته با تفكّر بوده، حسّ حقيقت جويى را در انسان زنده كند.
امير مؤمنان على7فرمود:
«الْعِلْمُ عِلْمانِ عِلْمٌ مَطْبُوعٌ وَ عِلْمٌ مَسْمُوعٌ وَ لا يَنْفَعُ الْمَسْمُوعُ اذا لَمْ يَكُنِ الْمَطْبُوعُ»[2]
علم دو گونه است، دانش فطرى (طبيعى) و دانش اكتسابى؛ اگر دانش فطرى نباشد، اكتسابى هم سود نمىدهد.
اگر انسان تفكّر نكند، نمىتواند از آموختههاى خويش، انديشههاى سودمندى به دست آورد. بنابراين، بهترين ابزار كسب حقيقت، پرورش قدرت تفكّر در كودك است.
امام على7مىفرمايد:
[1]- سنن النّبى، ص 157
[2]- نهج البلاغه، ص 1245، حكمت 331
«لا عِلْمَ كَالتَّفَكُّرِ»[1]
هيچ علمى مانند تفكّر نيست.
. 2- آموزشهاى علمى و مهارتهاى اجتماعى
كودك براى رشد خود، نيازمند آموختن بسيارى از مطالب علمى و مهارتهاى اجتماعى است و بدون آن نمىتواند به زندگى مطلوب و سازندهاى دست يابد. بدين جهت، پدر و مادر بايد از همان ابتدا، ذوق علمى او را تقويت كنند و از زمانى كه آمادگى فراگيرى آموزشهاى علمى او را احساس كردند، بدان همت گمارند. در اين مسأله بايد شرايط سنّى و آمادگى ذهنى كودك در نظر گرفته شود. امام صادق7مىفرمايد:
«الْغُلامُ يَلْعَبُ سَبْعَ سِنينَ وَ يَتَعَلَّمُ الْكِتابَ سَبْعَ سِنينَ وَ يَتَعَلَّمُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ سَبْعَ سِنينَ»[2]
كودك تا هفت سالگى بازى كند، هفت سال دوم قرآن بياموزد و هفت سال ديگر حلال و حرام را فرا گيرد.
پدر و مادر همواره بايد به پرورش علمى و اجتماعى كودك توجّه داشته باشند تا با راهنماييهاى لازم در اين زمينه، رشد كودك ميسّر شود. امام حسن7فرزندان و برادر زادگانش را فرا خواند و فرمود:
«إِنَّكُمْ صِغارُ قَوْمٍ وَ يُوشَكُ انْ تَكُونُوا كِبارَ قَوْمٍ آخَرينَ. فَتَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ انْ يَحْفَظَهُ فَلْيَكْتُبْهُ وَلْيَضَعْهُ فى بَيْتِهِ»[3]
همه شما كودكان يك گروه هستيد و بزودى بزرگان گروهى ديگر خواهيد شد. بنابراين، دانش بياموزيد و هر كدام نمىتوانيد آن را به خاطر بسپاريد، بنويسيد و يادداشتها را نگه داريد.
[1]- بحارالانوار، ج 69، ص 409
[2]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 194
[3]- بحارالانوار، ج 2، ص 152
راهنمايى و تشويق پدر و مادر در مورد يادگيرى دانش، بيش از توبيخ و سرزنش تأثير مىگذارد و بهتر است بيشتر از اين روش استفاده شود، چرا كه اقدامهاى توبيخى و تنبيهى چندان مؤثّر نيست، بلكه موجب سرخوردگى او از علم و دانش مىشود.
آموزش مهارتهاى اجتماعى نيز از موارد لازمى است كه بايد در دوران كودكى انجام گيرد و برخى از آنها بگونهاى است كه در دوران كودكى بهتر آموخته مىشوند و فراگيرى آنها در بزرگى با مشكل روبهرو مىشود. آموزش مهارتهاى اجتماعى در رشد شخصيّت اجتماعى كودك نقش بسزايى دارد. در اين ميان، بعضى از مهارتها از ضرورت بيشترى برخوردارند كه مصاديق آن در جوامع گوناگون متفاوت است. پدر و مادر بايد متناسب با وضعيّت جامعه و نيازهاى موجود اجتماعى، نسبت به تعليم اجتماعى كودك كوشا باشند. بطور مثال: سواركارى، تيراندازى از ضروريات زندگى صدر اسلام بوده و اسلام بدان اهميّت ويژهاى مىدهد و براى رونق دادن به آن، برد و باخت را در آنها جايز مىداند.
امير مؤمنان على7مىفرمايد:
«عَلِّمُوا اوْلادَكُمُ السِّباحَةَ وَالرِّمايَةَ»[1]
به فرزندانتان شنا و تيراندازى بياموزيد.
[1]- اصول كافى، ج 4، ص 47
خلاصه
پرورش استعدادهاى كودك، تأثير ويژهاى در رشد و تكامل او دارد و در حقيقت تربيت به معناى شكوفايى استعدادهاى فطرى كودك است. يكى از استعدادهاى مهم كودك، استعداد دينى اوست كه پدر و مادر بايد به رشد و پرورش آن همّت گمارند و از ابتدا روح دينى را در او تقويت كنند.
انجام آداب اسلامى و انتخاب نام نيك براى فرزند، از اولين وظايفى است كه شايسته است پدر و مادر به آن توجّه كنند.
واداشتن كودك به انجام عباداتى چون نماز و روزه بايد باتوجّه به آمادگى و شرايط سنّى او صورت گيرد، تا هيچ گونه زدگى در كودك ايجاد نشود و همواره علاقهمند به دستورات دينى باشد.
استعداد علمى كودك نيز بايد توسّط پدر و مادر به گونهاى شايسته پرورش يابد. پرورش قدرت تفكّر و حسّ حقيقت جويى و آموزش علمى و مهارتهاى اجتماعى به كودك، موجب رشد فكرى اجتماعى او مىشود.
پرسش
1- پرورش استعداد دينى كودك چه نقشى در تربيت وى دارد؟
2- نامگذارى كودك چه تأثيرى در شخصيّت او دارد؟
3- توصيه امام صادق7را به پدران در مورد آموزش دينى فرزندان بنويسيد.
4- راه پرورش استعداد علمى كودك كدام است؟
5- نقش آموزش مهارتهاى اجتماعى در شخصيت كودك را بيان كنيد؟