برآنها غلبه كرد، افطار مىكنند-، تا به روزه عادت كنند، ولى شما اطفالتان را در نُه سالگى به روزه واداريد، هر مقدار از روز را كه مىتوانند و هرگاه تشنگى بر آنها چيره شد، افطار كنند.[1]
ب- استعداد علمى
استعداد علمى از جمله استعداد كودك است كه بايد پدر و مادر به آن توجه كرده، آن را به رشد و شكوفايى برسانند. پرورش اين استعداد از دو جنبه قابل بررسى است:
1- پرورش استعداد حقيقت جويى
استعداد حقيقتجويى در نهاد هر انسانى بطور فطرى وجود دارد و بهترين راه رشد آن، تقويت قدرت تفكّر در كودك است. بديهى است كه پُر كردن ذهن كودك از معلومات، بدون به كار گرفتن قدرت تفكّر، قوه خلاقيّت و نوآورى و تحرّك فكرى او را از بين مىبرد و معلومات تحميل شده، چندان ثمرهاى نخواهد داشت.
از نظر اسلام، آن علمى مطلوب است كه آميخته با تفكّر بوده، حسّ حقيقت جويى را در انسان زنده كند.
امير مؤمنان على7فرمود:
«الْعِلْمُ عِلْمانِ عِلْمٌ مَطْبُوعٌ وَ عِلْمٌ مَسْمُوعٌ وَ لا يَنْفَعُ الْمَسْمُوعُ اذا لَمْ يَكُنِ الْمَطْبُوعُ»[2]
علم دو گونه است، دانش فطرى (طبيعى) و دانش اكتسابى؛ اگر دانش فطرى نباشد، اكتسابى هم سود نمىدهد.
اگر انسان تفكّر نكند، نمىتواند از آموختههاى خويش، انديشههاى سودمندى به دست آورد. بنابراين، بهترين ابزار كسب حقيقت، پرورش قدرت تفكّر در كودك است.
امام على7مىفرمايد:
[1]- سنن النّبى، ص 157
[2]- نهج البلاغه، ص 1245، حكمت 331
«لا عِلْمَ كَالتَّفَكُّرِ»[1]
هيچ علمى مانند تفكّر نيست.
. 2- آموزشهاى علمى و مهارتهاى اجتماعى
كودك براى رشد خود، نيازمند آموختن بسيارى از مطالب علمى و مهارتهاى اجتماعى است و بدون آن نمىتواند به زندگى مطلوب و سازندهاى دست يابد. بدين جهت، پدر و مادر بايد از همان ابتدا، ذوق علمى او را تقويت كنند و از زمانى كه آمادگى فراگيرى آموزشهاى علمى او را احساس كردند، بدان همت گمارند. در اين مسأله بايد شرايط سنّى و آمادگى ذهنى كودك در نظر گرفته شود. امام صادق7مىفرمايد:
«الْغُلامُ يَلْعَبُ سَبْعَ سِنينَ وَ يَتَعَلَّمُ الْكِتابَ سَبْعَ سِنينَ وَ يَتَعَلَّمُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ سَبْعَ سِنينَ»[2]
كودك تا هفت سالگى بازى كند، هفت سال دوم قرآن بياموزد و هفت سال ديگر حلال و حرام را فرا گيرد.
پدر و مادر همواره بايد به پرورش علمى و اجتماعى كودك توجّه داشته باشند تا با راهنماييهاى لازم در اين زمينه، رشد كودك ميسّر شود. امام حسن7فرزندان و برادر زادگانش را فرا خواند و فرمود:
«إِنَّكُمْ صِغارُ قَوْمٍ وَ يُوشَكُ انْ تَكُونُوا كِبارَ قَوْمٍ آخَرينَ. فَتَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ انْ يَحْفَظَهُ فَلْيَكْتُبْهُ وَلْيَضَعْهُ فى بَيْتِهِ»[3]
همه شما كودكان يك گروه هستيد و بزودى بزرگان گروهى ديگر خواهيد شد. بنابراين، دانش بياموزيد و هر كدام نمىتوانيد آن را به خاطر بسپاريد، بنويسيد و يادداشتها را نگه داريد.
[1]- بحارالانوار، ج 69، ص 409
[2]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 194
[3]- بحارالانوار، ج 2، ص 152
راهنمايى و تشويق پدر و مادر در مورد يادگيرى دانش، بيش از توبيخ و سرزنش تأثير مىگذارد و بهتر است بيشتر از اين روش استفاده شود، چرا كه اقدامهاى توبيخى و تنبيهى چندان مؤثّر نيست، بلكه موجب سرخوردگى او از علم و دانش مىشود.
آموزش مهارتهاى اجتماعى نيز از موارد لازمى است كه بايد در دوران كودكى انجام گيرد و برخى از آنها بگونهاى است كه در دوران كودكى بهتر آموخته مىشوند و فراگيرى آنها در بزرگى با مشكل روبهرو مىشود. آموزش مهارتهاى اجتماعى در رشد شخصيّت اجتماعى كودك نقش بسزايى دارد. در اين ميان، بعضى از مهارتها از ضرورت بيشترى برخوردارند كه مصاديق آن در جوامع گوناگون متفاوت است. پدر و مادر بايد متناسب با وضعيّت جامعه و نيازهاى موجود اجتماعى، نسبت به تعليم اجتماعى كودك كوشا باشند. بطور مثال: سواركارى، تيراندازى از ضروريات زندگى صدر اسلام بوده و اسلام بدان اهميّت ويژهاى مىدهد و براى رونق دادن به آن، برد و باخت را در آنها جايز مىداند.
امير مؤمنان على7مىفرمايد:
«عَلِّمُوا اوْلادَكُمُ السِّباحَةَ وَالرِّمايَةَ»[1]
به فرزندانتان شنا و تيراندازى بياموزيد.
[1]- اصول كافى، ج 4، ص 47
خلاصه
پرورش استعدادهاى كودك، تأثير ويژهاى در رشد و تكامل او دارد و در حقيقت تربيت به معناى شكوفايى استعدادهاى فطرى كودك است. يكى از استعدادهاى مهم كودك، استعداد دينى اوست كه پدر و مادر بايد به رشد و پرورش آن همّت گمارند و از ابتدا روح دينى را در او تقويت كنند.
انجام آداب اسلامى و انتخاب نام نيك براى فرزند، از اولين وظايفى است كه شايسته است پدر و مادر به آن توجّه كنند.
واداشتن كودك به انجام عباداتى چون نماز و روزه بايد باتوجّه به آمادگى و شرايط سنّى او صورت گيرد، تا هيچ گونه زدگى در كودك ايجاد نشود و همواره علاقهمند به دستورات دينى باشد.
استعداد علمى كودك نيز بايد توسّط پدر و مادر به گونهاى شايسته پرورش يابد. پرورش قدرت تفكّر و حسّ حقيقت جويى و آموزش علمى و مهارتهاى اجتماعى به كودك، موجب رشد فكرى اجتماعى او مىشود.
پرسش
1- پرورش استعداد دينى كودك چه نقشى در تربيت وى دارد؟
2- نامگذارى كودك چه تأثيرى در شخصيّت او دارد؟
3- توصيه امام صادق7را به پدران در مورد آموزش دينى فرزندان بنويسيد.
4- راه پرورش استعداد علمى كودك كدام است؟
5- نقش آموزش مهارتهاى اجتماعى در شخصيت كودك را بيان كنيد؟
درس بيستم: پرورش استعدادهاى كودك (2)
ج- پرورش استعداد اخلاقى
كودك، گر چه در ابتداى طفوليت، قدرت تشخيص همه صفات خوب و بد را ندارد، امّا با گذشت زمان و بر اثر رشد عقلى و عاطفى، بتدريج خوب و بد را تشخيص داده، وجدان اخلاقى در او شكل مىگيرد. كودك به پيروى از پدر و مادر خود، امورى را بد شمرده، از آن دورى مىكند و امورى را نيك دانسته، به انجام آن مبادرت مىورزد. بدين تربيت، صفات اخلاقى در كودك شكل مىگيرد. از اين رو، توجّه به نوع رفتار با كودك، اهميّت بسيار دارد. رفتار پدر و مادر مىتواند براى كودك تأثير منفى يا مثبت اخلاقى داشته باشد. آنها با مراقبت از رفتار خود در برابر كودك، بايد از هرگونه بدآموزى جلوگيرى كنند.
پرورش اخلاقى كودك موجب سعادت دنيا و آخرت او مىشود و سلامت نفس و رضايت خاطر او را فراهم نموده، موجب عزّت و ارجمندى او مىشود.
امير مؤمنان على7فرمود:
«ارْضَى النَّاسِ مَنْ كانَتْ اخْلاقُهُ رَضِيَّةً»[1]
خشنودترين مردم كسى است كه اخلاقش پسنديده باشد.
پدر و مادر علاوه بر رفتار نيك، بايد ذهن كودكان را نيز به مفاهيم اخلاقى- چه زشت
[1]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 413
و چه زيبا- آشنا سازند تا آنها با شناخت صحيح از واژههاى اخلاقى با آن برخورد حساب شده داشته باشند.
پيامبر گرامى اسلام6مىفرمايد:
«لَوْ يَعْلَمِ الْعَبْدُ ما فى حُسْنِ الْخُلْقِ يَعْلَمُ انَّهُ مُحْتاجٌ انْ يَكُونَ لَهُ خُلْقٌ حَسَنٌ»[1]
اگر انسان مىدانست چه فايدهاى در اخلاق نيك است، مىفهميد كه به آن نياز دارد.
بنابراين، بايد به كودك فهماند كه اخلاق نيكو، سبب سرافرازى و زندگى شرافتمندانه او خواهد شد، همان گونه كه اخلاق زشت، سرافكندگى، خوارى و نكبت زندگى را در پى دارد. به تعبير على7:
«رُبَّ عَزيزٍ اذَلَّهُ خُلْقُهُ وَ رُبَّ ذَليلٍ اعَزَّهُ خُلْقُهُ»[2]
اى بسا عزيزى كه اخلاقش او را خوار ساخته، و چه بسا ذليلى كه اخلاقش او را سرافراز كرده است.
در اين مجال به مهمترين صفات اخلاقى كه تأثير زيادى در شكل گيرى شخصيّت اخلاقى كودك دارد، مىپردازيم:
1- راستگويى
راستگويى از صفات پسنديدهاى است كه لازمه حيات راستين و شرافتمندانه است.
شخص راستگو نزد همه عزيز، محترم و داراى شرافت و بزرگوارى است و دروغگو نزد ديگران بدنام، بىآبرو و بىارزش است. امير مؤمنان7مىفرمايد:
«الصَّادِقُ عَلى شَفا مَنْجاةٍ وَ كَرامَةٍ وَالْكاذِبُ عَلى شَرَفِ مَهْواةٍ وَ مَهانَةٍ»[3]
راستگو در شرف نجات و بزرگوارى و دروغگو در پرتگاه هلاكت و خوارى است.
دروغگو نه تنها خود را نزد ديگران ضايع و بىآبرو مىكند، بلكه به ايمان خود نيز
[1]- بحارالانوار، ج 10، ص 369
[2]- همان، ج 71، ص 396
[3]- نهج البلاغه، ص 208، خطبه 85
لطمه مىزند.
امام باقر7مىفرمايد:
«إِنَّ الْكِذْبَ هُوَ خَرابُ الْايْمانِ»[1]
دروغگويى همان خرابى ايمان است.
كودك در نخستين روزهايى كه لب به سخن مىگشايد، چيزى جز راست نمىگويد، بطورى كه راستگويى او ضربالمثل شده، مىگويند: «سخن راست را بايد از كودك شنيد.» منشأ اين راستگويى، فطرت پاك و بىآلايش اوست. بنابراين، پدر و مادر بايد مواظب باشند كه خود يا ديگران به او دروغ ياد ندهند.
پدر و مادر بايد محيط خانواده را بر اساس راستى و درستى بنا كنند و عواملى را كه باعث دروغگويى كودك مىشود، از بين ببرند. از جمله اين عوامل، ترس شديد از مجازات است؛ كودك براى فرار از مجازات شديد پدر و مادر كه تاب تحمّل آن را ندارد، متوسّل به دروغ مىشود. از اين رو، تنبيه كودك نبايد بگونهاى باشد كه موجب ترس بيش از حدّ او گردد.
عامل ديگرى كه كودك را به سوى دروغگويى سوق مىدهد، توقّعات بيش از حدّ پدر و مادر است كه موجب مىشود كودك براى در امان ماندن از سرزنشهاى آنها به دروغ پناهنده شود. از جمله اين توقّعات، انتظار پدر و مادر از كودك براى به دست آوردن نمره ممتاز است، بدون اينكه به موقعيت درسى و ظرفيت فكرى او توجّه داشته باشند.
مهمترين عامل راستگويى كودك اين است كه پدر و مادر، الگوى راستگويى باشند.
اگر كودك احساس كند كه آنها دروغ مىگويند، زشتى دروغ در نظر او از بين رفته و به آن مبتلا خواهد شد.
. 2- شجاعت
صفت شجاعت را نمىتوان يكباره به دست آورد، بلكه از كودكى بايد به پرورش آن همّت گماشت و با رفتارهاى مناسب، روح شجاعت را در كودك دميد. كودكى كه شجاع
[1]- بحارالانوار، ج 72، ص 247
بارآيد، توان مقابله با مشكلات زندگى را خواهد داشت و همواره با عزّت و شرف زندگى خواهد كرد. امير مؤمنان على7مىفرمايد:
«الشَّجاعَةُ عِزٌّ حاضِرٌ»[1]
شجاعت، عزّت موجود است.
پدر و مادر بايد از هر چيز كه موجب ترس كودك مىشود، مانند نقل داستانهاى ترسناك، تنبيه شديد و ... پرهيز كنند.
عامل مهمّى كه شجاعت فرزند را تقويت مىكند، پرورش روح بلند همّتى كودك است. اگر پدر و مادر بتوانند روح بلند همّتى را در كودك خود تقويت كنند، او براى رسيدن به اهداف بلند خود شجاعت را كسب خواهد كرد. امير مؤمنان7فرمود:
«شَجاعَةُ الرَّجُلِ عَلى قَدْرِ هِمَّتِهِ»[2]
شجاعت مرد به اندازه همّت اوست.
پرورش اوصافى چون غيرت، مردانگى و ... در كودك، موجب رشد شجاعت او خواهد شد. امام على7مىفرمايد:
«عَلى قَدْرِ الْحَمِيَّةِ تَكُونُ الشَّجاعَةُ»[3]
شجاعت مرد به اندازه غيرت و حميّت اوست.
. 3- سخاوت
سخاوت از ديگر صفات پسنديدهاى است كه لازم است در كودك رشد يابد. اين اخلاق نيكو از صفات پيامبران الهى مىباشد و شايسته است كه هر انسان مسلمانى خود و فرزندانش را به اين صفت نيك بيارايد. امير مؤمنان7مىفرمايد:
[1]- شرح غررالحكم، ج 1، ص 152
[2]- همان، ج 4، ص 181
[3]- همان، ص 312