بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 166

و چه زيبا- آشنا سازند تا آنها با شناخت صحيح از واژه‌هاى اخلاقى با آن برخورد حساب شده داشته باشند.

پيامبر گرامى اسلام6مى‌فرمايد:

«لَوْ يَعْلَمِ الْعَبْدُ ما فى‌ حُسْنِ الْخُلْقِ يَعْلَمُ انَّهُ مُحْتاجٌ انْ يَكُونَ لَهُ خُلْقٌ حَسَنٌ»[1]

اگر انسان مى‌دانست چه فايده‌اى در اخلاق نيك است، مى‌فهميد كه به آن نياز دارد.

بنابراين، بايد به كودك فهماند كه اخلاق نيكو، سبب سرافرازى و زندگى شرافتمندانه او خواهد شد، همان گونه كه اخلاق زشت، سرافكندگى، خوارى و نكبت زندگى را در پى دارد. به تعبير على7:

«رُبَّ عَزيزٍ اذَلَّهُ خُلْقُهُ وَ رُبَّ ذَليلٍ اعَزَّهُ خُلْقُهُ»[2]

اى بسا عزيزى كه اخلاقش او را خوار ساخته، و چه بسا ذليلى كه اخلاقش او را سرافراز كرده است.

در اين مجال به مهمترين صفات اخلاقى كه تأثير زيادى در شكل گيرى شخصيّت اخلاقى كودك دارد، مى‌پردازيم:

1- راستگويى‌

راستگويى از صفات پسنديده‌اى است كه لازمه حيات راستين و شرافتمندانه است.

شخص راستگو نزد همه عزيز، محترم و داراى شرافت و بزرگوارى است و دروغگو نزد ديگران بدنام، بى‌آبرو و بى‌ارزش است. امير مؤمنان7مى‌فرمايد:

«الصَّادِقُ عَلى‌ شَفا مَنْجاةٍ وَ كَرامَةٍ وَالْكاذِبُ عَلى‌ شَرَفِ مَهْواةٍ وَ مَهانَةٍ»[3]

راستگو در شرف نجات و بزرگوارى و دروغگو در پرتگاه هلاكت و خوارى است.

دروغگو نه تنها خود را نزد ديگران ضايع و بى‌آبرو مى‌كند، بلكه به ايمان خود نيز

[1]- بحارالانوار، ج 10، ص 369

[2]- همان، ج 71، ص 396

[3]- نهج البلاغه، ص 208، خطبه 85


صفحه 167

لطمه مى‌زند.

امام باقر7مى‌فرمايد:

«إِنَّ الْكِذْبَ هُوَ خَرابُ الْايْمانِ»[1]

دروغگويى همان خرابى ايمان است.

كودك در نخستين روزهايى كه لب به سخن مى‌گشايد، چيزى جز راست نمى‌گويد، بطورى كه راستگويى او ضرب‌المثل شده، مى‌گويند: «سخن راست را بايد از كودك شنيد.» منشأ اين راستگويى، فطرت پاك و بى‌آلايش اوست. بنابراين، پدر و مادر بايد مواظب باشند كه خود يا ديگران به او دروغ ياد ندهند.

پدر و مادر بايد محيط خانواده را بر اساس راستى و درستى بنا كنند و عواملى را كه باعث دروغگويى كودك مى‌شود، از بين ببرند. از جمله اين عوامل، ترس شديد از مجازات است؛ كودك براى فرار از مجازات شديد پدر و مادر كه تاب تحمّل آن را ندارد، متوسّل به دروغ مى‌شود. از اين رو، تنبيه كودك نبايد بگونه‌اى باشد كه موجب ترس بيش از حدّ او گردد.

عامل ديگرى كه كودك را به سوى دروغگويى سوق مى‌دهد، توقّعات بيش از حدّ پدر و مادر است كه موجب مى‌شود كودك براى در امان ماندن از سرزنشهاى آنها به دروغ پناهنده شود. از جمله اين توقّعات، انتظار پدر و مادر از كودك براى به دست آوردن نمره ممتاز است، بدون اينكه به موقعيت درسى و ظرفيت فكرى او توجّه داشته باشند.

مهمترين عامل راستگويى كودك اين است كه پدر و مادر، الگوى راستگويى باشند.

اگر كودك احساس كند كه آنها دروغ مى‌گويند، زشتى دروغ در نظر او از بين رفته و به آن مبتلا خواهد شد.

. 2- شجاعت‌

صفت شجاعت را نمى‌توان يكباره به دست آورد، بلكه از كودكى بايد به پرورش آن همّت گماشت و با رفتارهاى مناسب، روح شجاعت را در كودك دميد. كودكى كه شجاع‌

[1]- بحارالانوار، ج 72، ص 247


صفحه 168

بارآيد، توان مقابله با مشكلات زندگى را خواهد داشت و همواره با عزّت و شرف زندگى خواهد كرد. امير مؤمنان على7مى‌فرمايد:

«الشَّجاعَةُ عِزٌّ حاضِرٌ»[1]

شجاعت، عزّت موجود است.

پدر و مادر بايد از هر چيز كه موجب ترس كودك مى‌شود، مانند نقل داستانهاى ترسناك، تنبيه شديد و ... پرهيز كنند.

عامل مهمّى كه شجاعت فرزند را تقويت مى‌كند، پرورش روح بلند همّتى كودك است. اگر پدر و مادر بتوانند روح بلند همّتى را در كودك خود تقويت كنند، او براى رسيدن به اهداف بلند خود شجاعت را كسب خواهد كرد. امير مؤمنان7فرمود:

«شَجاعَةُ الرَّجُلِ عَلى‌ قَدْرِ هِمَّتِهِ»[2]

شجاعت مرد به اندازه همّت اوست.

پرورش اوصافى چون غيرت، مردانگى و ... در كودك، موجب رشد شجاعت او خواهد شد. امام على7مى‌فرمايد:

«عَلى‌ قَدْرِ الْحَمِيَّةِ تَكُونُ الشَّجاعَةُ»[3]

شجاعت مرد به اندازه غيرت و حميّت اوست.

. 3- سخاوت‌

سخاوت از ديگر صفات پسنديده‌اى است كه لازم است در كودك رشد يابد. اين اخلاق نيكو از صفات پيامبران الهى مى‌باشد و شايسته است كه هر انسان مسلمانى خود و فرزندانش را به اين صفت نيك بيارايد. امير مؤمنان7مى‌فرمايد:

[1]- شرح غررالحكم، ج 1، ص 152

[2]- همان، ج 4، ص 181

[3]- همان، ص 312


صفحه 169

«السَّخاءُ خُلْقُ الْانْبِياءِ»[1]

سخاوت از اخلاق انبياست.

سخاوت زيباترين جلوه اخلاق است؛ همان حضرت مى‌فرمايد:

«اكْرَمُ الْاخْلاقِ السَّخاءُ»[2]

گرامى‌ترين خلقها سخاوت است.

پدر و مادر بايد با مثال و بيان ساده به كودك تفهيم كنند كه سخاوت، نيك و بخل ناپسند است. اگر زيبايى سخاوت و زشتى بخل براى كودك ترسيم شود، سخاوت در او ريشه خواهد كرد.

. 4- اعتماد به نفس‌

اعتماد به نفس لازمه رشد كودك و موجب تكامل حقيقى او در زندگى است. كسى كه به خود اعتماد دارد، در رويارويى با مشكلات زندگى و نيز رسيدن به اهداف خود، به تلاش و كوشش خود متّكى است و از وابستگى به ديگران پرهيز مى‌كند.

پدر و مادر بايد به اين جنبه مهم و سرنوشت ساز كودك توجّه داشته، سعى كنند كه با روش عملى، اعتماد به نفس كودك را تقويت كرده، از هر گونه رفتارى كه موجب تضعيف اين روحيه مى‌شود، پرهيز كنند.

آشنا ساختن كودك با مشكلات و سپردن مسؤوليت به او، موجب اعتماد به نفس كودك مى‌شود. بدين گونه او مى‌آموزد كه چگونه با مشكلات، دست و پنجه نرم كند و براى رسيدن به موفّقيت تلاش نمايد.

امام كاظم7مى‌فرمايد:

«يَسْتَحِبُّ غَرامَةُ الْغُلامِ فى‌ صِغَرِهِ لِيَكُونَ حَليماً فى‌ كِبَرِهِ»[3]

[1]- شرح غررالحكم، ج 1، ص 198

[2]- همان، ج 2، ص 441

[3]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 198


صفحه 170

كودك بهتر است در كودكى سختى ببيند تا در بزرگسالى بردبار شود.

بديهى است نبايد بيش از طاقت و توانايى كودك، به او مسؤوليت سپرد، چرا كه افراط نيز نتيجه معكوس خواهد داد. تشويق كودك نيز به سهم خود بر افزايش اعتماد به نفس وى تأثير مى‌گذارد. از سوى ديگر، روند تربيت كودك بايد به سوى‌استقلال و قطع وابستگى‌به ديگران باشد. بر اين اساس، رسيدگى و توجّه افراطى به كودك، منجرّ به رشد توقّعات بيش از حدّ و نيز وابستگى به پدر و مادر شده، از شكوفايى استعدادهاى كودك جلوگيرى خواهد كرد.

5- شادابى‌

شادمانى و انبساط خاطر، از جنبه‌هاى اخلاقى مثبت و مفيد بوده، زمينه‌ساز تحرّك و پويايى و فعّاليت انسان است. بر عكس، روحيه پژمرده و خمود و افسرده، هرگونه فعاليت و حركت مثبت را از انسان سلب مى‌كند. لازمه تكامل روحى اجتماعى و اخلاقى، داشتن روحيه‌اى بانشاط و شورانگيز است. انسان كسل و دلمرده نمى‌تواند وظايف دينى و اجتماعى‌اش را بگونه‌اى شايسته انجام دهد.

امام باقر7در اين باره فرمود:

«الْكَسَلُ يَضُرُّ بِالدّينِ وَالدُّنْيا»[1]

كسالت براى دين و دنياى انسان زيان‌آور است.

امير مؤمنان على7نيز كسالت را فاسد كننده آخرت دانسته، مى‌فرمايد:

«الْكَسَلُ يُفْسِدُ الْاخِرَةَ»[2]

كسالت آخرت را تباه مى‌سازد.

اگر كودك دلمرده و افسرده پرورش يابد، نه تنها به دنياى خود نمى‌رسد، بلكه وظايف دينى و حقوق الهى را نيز ادا نمى‌كند.

امير مؤمنان7مى‌فرمايد:

[1]- بحارالانوار، ج 78، ص 180

[2]- مستدرك الوسائل، ج 13، ص 45


صفحه 171

«إِيَّاكُمْ وَالْكَسَلَ فَإِنَّهُ مَنْ كَسِلَ لَمْ يُؤَدِّ حَقَّ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ»[1]

از كسالت بپرهيزيد، زيرا فرد كسل، حقّ خداوند را ادا نمى‌كند.

لازمه حيات كودك، شادمانى و شور و نشاط است. اگر رفتار نادرست پدر و مادر، اين روحيه كودك را از بين نبرد، در بزرگى نيز شور و نشاط او باعث تحرّك و فعّاليت بيشتر وى بوده، موجب موفقيّت كودك خواهد شد. در هر حال رفتار پدر و مادر نسبت به كودك، بايد با ظرافت و توجه به لطافت طبع وى، همراه باشد. آنها نبايد با رفتار تند و خشن، روحيه لطيف او را در هم شكنند، بلكه بايد با رفتارى مناسب، او را به سوى تكامل سوق دهند. در اين زمينه، رفتار متناسب پدر و مادر در سطح فكر كودك، و همزبانى با او، تقويت كننده شخصيت كودك و حافظ شادابى و نشاط روحى‌ست.

رسول گرامى اسلام6مى‌فرمايد:

«مَنْ فَرَّحَ ابْنَتَهُ فَكَانَّما اعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ اسْمْعيلَ وَ مَنْ اقَرَّ عَيْنَ ابْنٍ فَكَأَنَّما بَكى‌ مِنْ خَشِيَةِ اللَّهِ»[2]

كسى كه دختر بچّه خود را شادمان كند، گويا بنده‌اى از فرزندان اسماعيل را آزاد كرده است و آن كس كه ديده پسر بچّه خود را روشن كند (مسرورش نمايد) مثل آن است كه از خوف خدا گريسته است.

سيره آن حضرت نيز الهام دهنده چنين روشى است:

مردى به نام يعلى عامرى از محضر رسول خدا6خارج شد. جلوى منزل، امام حسين7را ديد كه با كودكان مشغول بازى است. طولى نكشيد كه رسول اكرم6همراه يارانش از منزل خارج شد، وقتى امام حسين7را ديد، دستهاى خود را گشوده به سوى او رفت، ولى امام حسين7خنده كنان به اين طرف و آن طرف مى‌دويد و پيامبر از پى او مى‌رفت تا سرانجام به او رسيد و دستى زير چانه و دستى به پشت گردنش نهاد و صورتش را بوسيد.[3]

[1]- بحارالانوار، ج 73، ص 159

[2]- مكارم الاخلاق، ج 1، ص 424

[3]- مستدرك الوسائل، ج 15، ص 171


صفحه 172

خلاصه‌

يكى از استعدادهاى مهمّ انسان كه از كودكى قابل پرورش است، بعد اخلاقى اوست. پرورش اخلاقى كودك موجب سعادت و ارجمندى او در صحنه زندگى مى‌شود.

يكى از صفات اخلاقى كه از كودكى بايد مورد توجّه پدر و مادر قرار گيرد، راستگويى است. پدر و مادر بايد در صحنه عمل، راستگويى را به كودك بياموزند و از عواملى كه او را به دروغگويى سوق مى‌دهد، پرهيز كنند.

پدر و مادر بايد از ترساندن و مضطرب ساختن كودك خوددارى كرده، روح شجاعت را در او پرورش دهند.

سخاوت نيز خصلتى ممتاز است كه بايد از دوران كودكى نسبت به آراسته ساختن به آن همت گماشت.

اعتماد به نفس يكى از ويژگيهاى اخلاقى پسنديده‌اى است كه موفقيّت انسان را در صحنه زندگى تضمين مى‌كند. پدر و مادر بايد با سپردن مسؤوليتهاى متناسب به كودك و آشنا ساختن او با مشكلات، روح اعتماد به نفس را در او پرورش دهند.

پرورش روحيه نشاط و تحرّك كودك نيز بايد مورد توجّه پدر و مادر قرار گيرد و از عواملى مانند خشونت، تندى، توهين و تنبيه غير اصولى كه موجب افسردگى و پژمردگى روحيه كودك مى‌گردد، پرهيز شود.

پرسش‌

1- نقش پرورش اخلاقى در كودك چيست؟

2- راه بازداشتن كودك از دروغگويى كدام است؟

3- روش پرورش اعتماد به نفس در كودك را بيان كنيد.

4- چه عواملى موجب پژمردگى روحيه كودك مى‌شود؟

5- نقش شور و نشاط در كودك را توضيح دهيد.


صفحه 173

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة