بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 26

هر كس دوست دارد، خدا را با طهارت و پاكيزگى ملاقات كند، با [ازدواج و] داشتن همسر [شايسته‌] او را ملاقات كند.

ازدواج، كاخ محبّت‌

كانون خانواده محيط مناسب و لازمى براى تأمين سلامت روحى و سعادت انسان است.

نيازهاى روحى و مادّى انسان از ابتداى طفوليّت تا انتهاى كهولت در اين محيط پرمِهر تأمين مى‌شود، بگونه‌اى كه هيچ جايگزين مناسبى نمى‌توان براى آن پيدا كرد.

اهميّت كانون خانواده در زندگى انسان و نقش مؤثّر آن در سعادت او بگونه‌اى است كه خانواده را محبوبترين نهاد نزد خداوند بزرگ قرار داده است. رسول خدا6در اين باره فرمود:

«ما بُنِىَ بِناءٌ فِى الْاسْلامِ احَبُّ الَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ التَّزْويجِ»[1]

هيچ بنايى در اسلام در پيشگاه خدا محبوبتر از ازدواج پى ريزى نشده است.

تأكيد فراوان پيشوايان دين در تشكيل خانواده و حفظ آن از فروپاشى، به جهت آثار زندگى بخش و سازنده آن است خانواده‌اى كه صفا و صميميت و روحيه همكارى و همدلى در آن موج مى‌زند، بزرگترين موهبت و سرمايه زندگى به شمار مى‌آيد. همان حضرت فرمود:

«مَا اسْتَفادَ امْرُءٌ مُسْلِمٌ فائِدَةً بَعْدَ الْاسْلامِ افْضَلَ مِنْ زَوْجَةٍ مِسْلِمَةٍ تَسُرُّهُ اذا نَظَرَ الَيْها وَ تُطيعُهُ اذا امَرَها وَ تَحْفَظُهُ اذا غابَ عَنْها فى‌ نَفْسِها وَ مالِهِ»[2]

هيچ مرد مسلمانى بعد از اسلام فايده‌اى نبرده است كه برتر از زن مسلمانى باشد كه چون به او بنگرد شاد شود و دستور شوهر را اجرا كند و هرگاه در خانه [و در كنار او] نيست از خود و مال شوهر محافظت كند.

با توجّه به اهميّت نهاد خانواده و تأثير آن در تأمين سعادت انسان، بايد با تمام توان‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 3

[2]- همان، ص 33


صفحه 27

خود در حفظ آن كوشيد و از هيچ تلاشى در اين راه دريغ نكرد.

زمينه‌ساز حفظ و تداوم محيط خانواده، علاقه فطرى انسان به همسر و فرزندان خويش است كه موجب جذب عاطفى آنان به يكديگر شده است. در حقيقت بزرگترين عامل ثبات و سلامت خانواده، محبّت موجود ميان اعضاى آن است. بدين جهت بايد عوامل تحكيم اين پيوند عاطفى را تقويت كرد، تا نظام زندگى خانوادگى استحكام بيشترى يابد.

دين مقدّس اسلام از سويى مقرّرات لازم حقوقى را براى تحكيم نظام خانواده وضع كرده و توجه زيادى به آن مبذول داشته است و از سوى ديگر، طلاق و جدايى را سخت مورد نكوهش قرار داده، تا از ايجاد هرگونه تزلزل در روابط خانوادگى جلوگيرى نمايد.

امام صادق7مى‌فرمايد:

«انَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ يُحِبُّ الْبَيْتَ الَّذى‌ فيهِ الْعِرْسُ وَ يُبْغِضُ الْبَيْتَ الَّذى‌ فيهِ الطَّلاقُ، و ما مِنْ شَىْ‌ءٍ ابْغَضُ الَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الطَّلاقِ»[1]

بدرستى كه خداوند دوستدار خانه‌اى است كه در آن عروسى شود و خانه‌اى را كه در آن طلاق صورت گيرد، دشمن مى‌دارد. هيچ چيز نزد خدا ناپسندتر از طلاق نيست.

طلاق از نظر اسلام به عنوان آخرين راه حلّ مورد پذيرش قرار گرفته است؛ يعنى بعد از اينكه تمام كوششها براى اصلاح اختلافات خانوادگى به نتيجه نرسيد و چاره‌اى جز جدايى نيست، طلاق مجاز شمرده شده است، ولى در عين حال به خاطر نتايج تلخ و ناگوار آن، نظير سست شدن بنيان اخلاقى جامعه و متلاشى شدن محيط مناسب پرورش فرزندان، منفورترين حلالها نزد خداست.

رسول خدا6فرمود:

«ما احَلَّ اللَّهُ شَيْئاً ابْغَضُ الَيْهِ مِنَ الطَّلاقِ»[2]

خداوند چيزى را حلال نكرده كه نزد او از طلاق منفورتر باشد.

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 267

[2]- كنز العمّال، ج 9، ص 661


صفحه 28

خلاصه‌

ازدواج اهداف خاصى دارد و دامنه اين اهداف بسى گسترده‌تر از ارضاى نيازهاى جنسى است.

بعضى از اين اهداف عبارتند از: تكثير نسل، آرامش روحى، تأمين غريزه جنسى و حفظ دين.

تكثير نسل و بقاى آن در گرو پيوند زناشويى است. آرامش روحى و روانى زن و مرد در سايه چنين پيوندى حاصل مى‌شود. تأمين غريزه جنسى به طريق صحيح و از راه مشروع، تنها از طريق ازدواج ميسّر است. ازدواج در آغاز جوانى، با توجّه به شدّت و هيجان غرايز در اين دوره، از ضرورت بيشترى برخوردار است و دشمنان از راه اشاعه فساد و بى‌بندوبارى در ميان جوانان مى‌كوشند كه دين و ارزشهاى دينى به بوته فراموشى سپرده شود. از اين رو، هدف ديگر ازدواج اين است كه دين و ارزشهاى دينى از دستبرد شياطين مصون بماند.

ازدواج، كاخ محبت انسان است و از نظر اسلام بنايى محبوبتر از آن نزد خداوند بزرگ وجود ندارد.

كانون خانواده بهترين جاى مناسب براى پرورش فرزندان است كه هيچ جايگزينى براى آن يافت نمى‌شود. از اين رو، حفظ كانون خانواده، بسيار مورد تأكيد قرار گرفته و فروپاشى آن در قالب طلاق، منفورترين حلالها نزد خداى سبحان محسوب مى‌شود.

پرسش‌

1- چهار نمونه از اهداف ازدواج را نام ببريد.

2- به نظر شما ازدواج چگونه مايه آرامش روحى است؟

3- نظر اسلام درباره تأمين غريزه جنسى چيست؟

4- ازدواج چگونه با حفظ دين ارتباط پيدا مى‌كند؟

5- به نظر شما چرا ازدواج در سنين جوانى ضرورت بيشترى دارد؟


صفحه 29

درس سوّم: انتخاب همسر (1)

مسأله انتخاب همسر يكى از مراحل بسيار حسّاس در زندگى انسان است و در سرنوشت و خوشبختى و بدبختى او نقش بسزايى دارد. ريشه زندگى سعادتمندانه بسيارى از خانواده‌ها، توجّه به معيارهاى درست در انتخاب همسر و دقّت لازم و كافى در اين زمينه است؛ چنانچه ازدواج بر اساس انتخاب درست صورت گيرد، ناراحتيهاى زندگى را به آسايش تبديل مى‌كند، ولى اگر از روى هوا و هوس، چشم و گوش بسته و بدون توجّه به ملاكهاى درست انجام شود، راحتيهاى انسان را به عذاب و درگيريهاى خانوادگى مبدّل خواهد ساخت.

اهميّت انتخاب همسر

انتخاب همسر در اسلام به اين خاطر مورد توجّه قرار گرفته است كه همسر انسان به عنوان شريك در تمام مراحل زندگى، بر روحيّات، عواطف، اخلاق و افكار انسان تأثير گذاشته و سعادت خانواده را تضمين مى‌كند. ثمره اين انتخاب درست آن است كه چنين خانواده‌اى فرزندان صالح و شايسته‌اى به جامعه تحويل مى‌دهد و از اين طريق، سعادت جامعه را نيز تأمين مى‌كند.

وجود همسر شايسته در زندگى انسان به اندازه‌اى مؤثر است كه ارزش آن را با معيارهاى مادّى نمى‌توان سنجيد، زيرا او انسان را در طريق سعادت قرار داده و به زندگى‌اش جهت مى‌دهد و او را به راه درست و پاكى تشويق مى‌كند. او از هر كالاى باارزشى برتر است. در مقابل، همسر نامناسب، انسان را به سوى بدى سوق مى‌دهد، ناپاكى و بى‌بندوبارى را در او رشد مى‌دهد و وى را به درّه ذلّت و هلاكت مى‌اندازد.


صفحه 30

چنين همسرى نيز از هر كالاى بى‌ارزشى پست‌تر است.

امام صادق7فرمود:

«انَّمَا الْمَرْأَةُ قِلادَةٌ فَانْظُرْ ما تَتَقَلَّدُ، وَ لَيْسَ لِلْمَرْأَةِ خَطَرٌ، لا لِصالِحَتِهِنَّ وَ لا لِطالِحَتِهِنَّ: فَأَمَّا صالِحَتُهُنَّ فَلَيْسَ خَطَرُهَا الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ، هِىَ خَيْرٌ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ، وَ أَمَّا طالِحَتُهُنَّ فَلَيْسَ خَطَرُهَا التُّرابَ، التُّرابُ خَيْرٌ مِنْها»[1]زن گردنبندى است، بينديش چگونه گردنبندى را انتخاب مى‌كنى. براى زن شايسته و ناشايست هيچ قيمتى نمى‌توان مشخّص كرد؛ زيرا زنان شايسته با طلا و نقره برابرى نمى‌كنند، بلكه چنين زنانى از طلا و نقره بهترند و ارزش زنان ناشايست با خاك هم برابر نيست؛ چه اينكه خاك از اينان بهتر است.

همان امام در جاى ديگر، به دقّت در انتخاب همسر توصيه كرده، مى‌فرمايد:

«انْظُرْ ايْنَ تَضَعُ نَفْسَكَ، وَ مَنْ تُشْرِكُهُ فى‌ مالِكَ، وَ تَطَّلِعُهُ عَلى‌ دينِكَ وَ سِرِّكَ»[2]

ببين شخصيت خود را در چه جايگاهى قرار مى‌دهى و چه كسى را در ثروت خود شريك مى‌كنى و بر دين و راز خويش آگاه مى‌سازى.

نقش و تأثير همسر در زندگى، انسان جوياى سعادت را وا مى‌دارد كه در انتخاب وى شتاب نكند و با دقّتى بايسته به جستجوى او بپردازد، چرا كه به دست آوردن گوهرى ارزنده به غوّاصى در اعماق دريا مى‌ارزد و دستيابى به همسرى شايسته، تلخى ناملايمات و مشكلات گزينش مناسب را به كام انسان شيرين مى‌سازد و دستيابى به همسر صالح و نيكوكار در سايه تحقيق و جستجو ميسّر خواهد شد. رسول خدا6فرمود:

«انَّما مَثَلُ الْمَرْأَةِ الصَّالِحَةِ مَثَلُ الْغُرابِ الْأَعْصَمِ الَّذى‌ لا يَكادُ يُقْدَرُ عَلَيْهِ»[3]

[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 17

[2]- همان، ص 14

[3]- همان، ص 22


صفحه 31

همانا زن شايسته همچون كلاغ پاسفيد [كمياب‌] است و دسترسى به آن بسيار مشكل است.

ملاكهاى انتخاب همسر

در اسلام و روايات معصومين:معيارهاى گوناگونى در زمينه گزينش همسرارائه شده است كه مهمترين آنها به قرار زير است؛

1- ديندارى‌

تديّن همسر از اهميت بسيارى برخوردار است و تأثير بسزايى در سعادت زندگى خانوادگى دارد. بدون اين معيار، ارزشهاى اخلاقى همچون صداقت، وفا، گذشت و فداكارى در زندگى قابل پياده شدن نيست. در روايات اولياى گرامى اسلام به اين نكته بسيار عنايت شده است، چنان كه رسول خدا6پس از برشمردن انگيزه‌هاى مختلف در گزينش همسر به ديندارى و متديّن بودن او اشاره كرده، مى‌فرمايد:

«تُنْكَحُ الْمَرْأَةُ عَلى‌ ارْبَعِ خِلالٍ: عَلى‌ مالِها، وَ عَلى‌ دينِها، وَ عَلى‌ جَمالِها، وَ عَلى‌ حَسَبِها وَ نَسَبِها، فَعَلَيْكَ بِذاتِ الدّينِ»[1]

زن را به چهار چيز كابين مى‌بندند: ثروت، دين، زيبايى و حسب و نَسَبش؛ پس بر تو باد به ازدواج با زن ديندار.

همسر متديّن در زندگى سودمندتر از همسر زيبا، يا ثروتمند، يا داراى حسب و نسب، ولى غير متديّن است. از اين رو، شايسته است كه در گزينش همسر زيبايى ظاهرى، ثروت و حسب و نسب، ديندارى او را تحت‌الشعاع قرار ندهد. رسول خدا6فرمود:

«مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً لا يَتَزَوَّجُها الَّا لِجَمالِها لَمْ يَرَ فيها ما يُحِبُّ، وَ مَنْ تَزَوَّجَ لِمالِها لا يَتَزَوَّجُها الَّا وَ كَلَهُ اللَّهُ الَيْهِ، فَعَلَيْكُمْ بِذاتِ الدّينَ»[2]

[1]- كنز العمّال، ج 21، ص 216

[2]- بحارالانوار، ج 103، ص 235


صفحه 32

كسى كه تنها به جهت زيبايى زن با او ازدواج كند به خواسته خود نمى‌رسد و كسى كه به خاطر ثروتش با او ازدواج كند، خداوند او را به خودش وامى‌گذارد. پس بر شما باد به ازدواج با زن متديّن.

اينك جهت روشن شدن اهميت اين معيار در گزينش همسر لازم است به نكات زير توجه شود:

الف- تأثير ديندارى همسر در انسان: همسر متديّن و مؤمن حامى و تقويت كننده ايمان انسان است؛ بطورى كه هرگاه در ايمان شوهر ضعفى به وجود آيد، به يارى‌اش مى‌شتابد و در رفع اين ضعف، او را كمك مى‌كند و در انجام وظايف دينى تشويقش مى‌كند و از هلاكت نجاتش مى‌دهد.

نمونه چنين زنى، همسر «زُهَيْر بن قين» است كه در موقعيّت حسّاس و بحرانى، با تحريك احساسات و غيرت دينى شوهرش، وجدان او را بيدار كرد و با تشويق او به ملاقات و يارى حضرت سيّدالشهدا7او را به سعادت ابدى نايل ساخت.[1]

در مقابل، همسر غير متديّن موجبات تضعيف ايمان انسان را فراهم مى‌سازد، بطورى كه با گذشت زمان، بى‌ايمانى و بى‌تفاوتى او نسبت به معتقدات دينى در روح شوهرش تأثير گذارده و خواه و ناخواه او را در انجام تكاليف دينى، سست و بى‌تفاوت مى‌كند.

ب- تأثير ديندارى در هماهنگى: آثار متديّن بودن انسان، در عمل او آشكار مى‌شود. زن متديّن به همان اندازه كه در فكر و عقيده با شوهر متديّن هماهنگ است، در عمل نيز در كنار او قرار مى‌گيرد. هماهنگى در التزام به دستورات دينى همچون رعايت حجاب، پرهيز از معاشرتهاى آلوده، خوددارى از مصرف مال حرام، تعهّد به رعايت اخلاق اسلامى و انجام عبادتهاى دينى و دهها مورد ديگر كه در زندگى پيش مى‌آيد، از تفاهم و هماهنگى زن و شوهر حكايت مى‌كند.

اما اگر زن و شوهر از نظر عقيده و ديندارى در دو قطب مخالف قرار داشته باشند، از

[1]- مقتل الحسين، عبدالرزّاق الموسوى، ص 208، كتابفروشى بصيرتى


صفحه 33

كوچكترين مسائل زندگى تا مهمترين آن و از شروع مراسم عقد و عروسى تا پايان زندگى، كشمكش و درگيرى مستمر در زندگى اين زن و شوهر وجود خواهد داشت كه همگى از مراعات نكردن معيار ديندارى در گزينش همسر ناشى مى‌شود.

ج- تأثير ديندارى همسر در پرورش فرزندان: توجّه به ملاك ديندارى همسر راهگشاى خوبى در تربيت و پرورش فرزندان شايسته، متديّن و باايمان خواهد بود؛ مادر متديّن، فرزندان مؤمن و نيكوكار به جامعه تحويل مى‌دهد و از بى‌بندوبارى و افسار گسيختگى آنها جلوگيرى مى‌كند. او مى‌كوشد فرزندان خود را طبق الگوهاى دينى و مذهبى پرورش دهد. از اين رو، در تمام مراحل زندگى آنها را به ديندارى و رعايت دستورات دينى فرا مى‌خواند و از مخالفت نسبت به آن باز مى‌دارد، ولى مادر غير متديّن قادر نيست فرزندان مؤمن و متديّن به جامعه تحويل دهد.

. 2- اخلاق‌

گرچه بحث در انتخاب زن شايسته است، ليكن ذكر معيارى در گزينش شوهرشايسته نيز در اينجا خالى از لطف نيست. در روايات اسلامى براى گزينش شوهر شايسته به اخلاق او تكيه شده است.

اخلاق هر كس در زندگى او تأثير مستقيم دارد، ولى اين تأثير در محيط خانواده محسوستر و نقش‌آفرين‌تر است، زيرا مسائل عاطفى در خانواده بر مسائل ديگر غلبه دارد و محيط خانواده بيشتر بر مبناى خصوصيات اخلاقى اعضاى آن شكل مى‌گيرد. اگر اعضاى خانواده- بويژه مادر- از اخلاقى پسنديده برخوردار باشند، محيط خانواده به بهشتى سرورانگيز تبديل خواهد شد، ولى اگر به بداخلاقى خو گرفته باشند، همواره خود را در جهنّمى سوزان گرفتار خواهند ديد.

بنابراين، مى‌توان گفت كه اخلاق پسنديده پس از مسأله ديندارى از جمله عوامل خوشبختى زن و شوهر است و نقش تعيين كننده‌اى در زندگى مشترك آن دو ايفا مى‌كند.

در روايات اسلامى روى اين معيار در گزينش همسر تكيه شده و از آن در رديف ديانت و ديندارى همسر ياد شده است. امام رضا7در اين باره مى‌فرمايد: