درس چهارم: انتخاب همسر (2)
. 3- اصالت خانوادگى
توجّه به شرافت و اصالت خانوادگى همسر و محيط تربيتى او، يكى ديگر از معيارهاى گزينش همسر شايسته است؛ شخصيت انسان تا حدود زيادى از محيط خانواده و شيوه تربيتى آن تأثير مىپذيرد. اين تأثير به اندازهاى عميق است كه با شناخت اصالت خانوادگى همسر، مىتوان به ايمان، تقوا، پاكدامنى، شرافت و بزرگوارى و بسيارى ديگر از ويژگيهاى اخلاقى او پى برد.
اسلام به دختران و پسرانى كه درصدد ازدواج هستند، توصيه كرده است كه درباره ريشه خانوادگى همسران آينده خود تحقيق لازم و كافى كنند و تا حد امكان با خانوادههاى شريف، بزرگوار و آبرومند پيوند خويشاوندى برقرار نمايند. رسول خدا6مىفرمايد:
«تَزَوَّجُوا فِى الْحِجْزِ الصَّالِحِ فَانَّ الْعِرْقَ دَسَّاسٌ»[1]
در خانواده اصيل و شايسته ازدواج كنيد، زيرا عرق (نطفه و ژنها) تأثير مىگذارد.
از اين حديث استفاده مىشود كه يكى از حكمتهاى توجّه به اصالت خانوادگى در انتخاب همسر اين است كه بيشتر دخترانى كه در خانوادههاى شريف و آبرومند تربيت مىشوند، همچون پدران و مادرانشان به آداب و رسوم دينى و موازين اخلاقى بيشتر مقيّد خواهند بود و زمينه سعادت و خوشبختى در آنها آمادهتر است، چرا كه تأثير عامل
[1]- كنزالعمّال، ج 16، ص 296
وراثت از ديدگاه اسلامى به عنوان يك عامل زمينهساز در تربيت صحيح و اسلامى مقبول و پذيرفته شده است. از اين رو، اين شرافت و بزرگوارى و اصالت نژاد در دختران تأثير بسزايى مىگذارد.
همان حضرت در سخنى ديگر چنين هشدار مىدهد:
«ايُّهَا النَّاسُ! ايَّاكُمْ وَ خَضْراءَ الدَّمَنِ، قيلَ: يا رَسُولَ اللَّهِ وَ ما خَضْراءُ الدَّمَنِ؟ قالَ: الْمَرْأَةُ الْحَسْناءُ فى مَنْبَتِ السُّوءِ»[1]
اى مردم! از سبزههايى كه در زمينهاى آلوده مىرويد، بپرهيزيد. پرسيدند: اى رسول خدا! [منظور از] سبزههاى روييده در زمينهاى آلوده چيست؟ حضرت پاسخ داد: زن زيبايى است كه در خانوادهاى بد، تربيت شده باشد.
در اين حديث شريف رسول اكرم6جوانان را از ازدواج با دخترانى كه در خانوادههاى پست و فرومايه و به دور از تربيت اسلامى و موازين شرعى تربيت شده و بىبندوبار و خودسر بارآمدهاند، برحذر داشته است، زيرا چنين دخترانى- خواه ناخواه- بعد از ازدواج خصايص خانوادگى خود را در محيط خانوادگى نوپاى خود پياده خواهند كرد. از سوى ديگر، پس از ازدواج انسان ناگزير است با خانواده همسرش رفت و آمد كند و چنانچه خانواده همسر از مزيّت شرافت خانوادگى برخوردار نباشند، معاشرت و رفت و آمد با آنها همواره مايه عذاب شوهر خواهد بود و اين امر زمينه درگيرى و اختلاف ميان زن و شوهر را فراهم خواهد كرد.
بديهى است كه وجود دختران خوب و شايسته را در ميان خانوادههاى غير اصيل و فرومايه نمىتوان انكار كرد، ولى چنين افرادى بندرت يافت مىشوند و به هر حال بقاياى آثار نامطلوب تربيتى خانوادههاى آنان در آنها مىماند و بگونهاى آنان را تحت تأثير قرار مىدهد. از اين رو، شايسته است از ازدواج و پيوند خويشاوندى با خانوادههاى پست و فرومايه همچون افراد فاسق، شرابخوار، معتاد، دزد و شرور و ... پرهيز شود.
[1]- بحارالانوار، ج 103، ص 232
. 4- كفو بودن
منظور از «كفو بودن»، هم شأن بودن و هم سطح بودن زن و شوهر است، و آن از نظر شرع عبارت از مساوات در دين، و از نظر عرف، مساوات در حسب و نَسَب، ثروت، شرف و مانند اينها.[1]
كفو بودن از نظر اسلام اهميّت بسيارى دارد. قرآن كريم درباره لزوم رعايت اين معيار مهم مىفرمايد:
«الْخَبيثاتُ لِلْخَبيثينَ وَالْخَبيثُونَ لِلْخَبيثاتِ وَالطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ»[2]
زنان ناپاك از آنِ مردانِ ناپاكند و مردان ناپاك نيز به زنان ناپاك تعلّق دارند، و زنان پاك از آنِ مردانِ پاك، و مردان پاك از آنِ زنان پاكند.
اگر دختر و پسر هم شأن يكديگر باشند و همديگر را درك كنند، همچون دو كفّه ترازو در هر شرايطى در كنار هم خواهند بود و هيچ ناراحتى و كمبودى نمىتواند زندگى آنها را از هم فروپاشد. در روايات اسلامى روى اين معيار تأكيد فراوانى شده است.
رسول خدا6مىفرمايد:
«اذا جائَكُمُ الْاكْفاءُ فَانْكِحُوهُنَّ وَ لا تَرَبَّصُوا بِهِنَّ الْحَدْثانَ»[3]
وقتى اشخاص همشأن براى خواستگارى آمدند، دخترتان را به آنها بدهيد و منتظر حوادث نباشيد.
در جاى ديگر مىفرمايد:
«زَوِّجُوا الْاكْفاءَ وَ تَزَوَّجُوا الْاكْفاءَ، وَاخْتارُوا لِنُطَفِكُمْ»[4]
[1]- ر. ك. فرهنگ معارف اسلامى، سيد جعفر سجّادى، واژه كفائت
[2]- نور( 4)، آيه 26
[3]- نهج الفصاحه، مترجم، ابوالقاسم پاينده، ص 37، جاويدان
[4]- همان، ص 357
به اشخاص همشأن زن بدهيد و از آنها [نيز] زن بگيريد و آنها را براى نطفههاى خود برگزينيد.
بعد از روشن شدن مساله همكفو بودن در گزينش همسر، بايد ديد كه زن و مرد در چه امورى لازم است در يك سطح باشند؟ آيا همسطح بودن در زيبايى، علم، ثروت، موقعيتهاى اجتماعى- خانوادگى، فرهنگ و مانند اينها؟ يا اينكه تأكيد اسلام در كفو بودن فراتر از اين امور است؟
در پاسخ مىگوييم تكيه اسلام در اين مورد، بيشتر روى محور همشأن بودن در دين، ايمان و اعتقاد و نيز اخلاق و ارزشهاى معنوى دور مىزند. بر اين اساس همشأنى در امور ديگر به عنوان معيار كلّى و اصلى محسوب نمىشود. اما اگر زن و مرد در امر دين و اخلاق در يك سطح بودند، ولى از نظر زيبايى، ثروت، علم و موقعيتهاى اجتماعى- خانوادگى با هم تفاوت داشتند، ازدواج كردن، مانعى ندارد، چرا كه تساوى در دين، ايمان و اخلاق، كمبودهاى ناشى از فقر و تهيدستى و نداشتن موقعيت اجتماعى- خانوادگى و ديگر موارد را كم و بيش جبران مىكند و باعث موفقيت زن و مرد در زندگى زناشويى خواهد شد.
اينك به توضيح موارد ياد شده مىپردازيم:
الف- كفوبودن در دين و ايمان: همشأن بودن در دين و ايمان- همانطور كه گذشت- از موارد مهمّ در كفو بودن زن و شوهر است و در روايات اسلامى مورد تأكيد قرار گرفته است، چنان كه رسول خدا6مىفرمايد:
«الْمُؤْمِنُ كُفْوُ الْمُؤْمِنَةِ وَ الْمُسْلِمُ كُفْوُ الْمُسْلِمَةِ»[1]
مرد مؤمن همشأن زن مؤمن و مرد مسلمان [نيز] همشأن زن مسلمان است.
بر اين اساس، هنگامى كه آن حضرت به تزويج دختران با همشأنهاى خود امر كرد، فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 44
«الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ اكْفاءُ بَعْضٍ»[1]
مؤمنان بعضى همشأن بعضى ديگرند.
همشأنى در ايمان، تقوا و ارزشهاى معنوى چنان اهميّت دارد كه امام صادق7مىفرمايد:
«لَوْلا انَّ اللَّهَ خَلَقَ اميرَالْمُؤْمِنينَ7لِفاطِمَةَ[سَلامُ اللَّهُ عَلَيْها] ما كانَ لَها كُفْوٌ عَلَى الْارْضِ»[2]
اگر خداوند امير مؤمنان7را براى فاطمه8نيافريده بود، در تمام روى زمين براى آن بانويى يافت نمىشد.
تمام روى زمين نداشت!
روشن است كه اين بىهمتايى ناظر به ايمان، تقوا، ارزشهاى معنوى، قرب به خداوند بزرگ و مقامات والاى انسانى است.
در فقه اسلامى نيز باتوجه به همشأنى در دين و ايمان فتوا داده شده كه زن مسلمان نمىتواند به عقد كافر درآيد. مرد مسلمان نيز نمىتواند با زنان كافر غير كتابى بطور دائم ازدواج كند و به احتياط واجب ازدواج دائم با زنان كافر اهل كتاب نيز جايز نيست، ولى صيغه كردن زنهاى اهل كتاب مانند يهود و نصارا مانعى ندارد.[3]
زن مؤمن نيز حقّ ندارد با مرد ناصبى- كه بطور علنى با اهل بيت:دشمنى دارد و- يا مرد غالى- كه در مورد اهل بيت غلوّ مىكند و آنها را خدا يا پيغمبر مىداند- ازدواج نمايد؛ همان طور كه مرد مؤمن هم نبايد با زن ناصبى و غلوّ كننده ازدواج كند، زيرا اينها در حكم كفّارند، اگر چه دين اسلام را به خود بسته ادّعاى آن را داشته باشند.[4]
ب- كفو بودن در اخلاق: همشأنى در اخلاق و رفتار نيز مورد تأكيد اسلام قرار گرفته
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 39
[2]- بحارالانوار، ج 43، ص 97
[3]- ر. ك رساله توضيح المسائل، امام خمينى مسأله 2397، آستان قدس رضوى.
[4]- تحريرالوسيله، امام خمينى قدس سره، ج 2، ص 286، م 7، بيروت
است. دختر و پسرى كه يك عمر مىخواهند با يكديگر زندگى كنند، بايد هر دو به زيور اخلاق پسنديده آراسته باشند، تا بتوانند به آسانى بر مشكلات زندگى چيره شوند. اينكه در پارهاى از روايات اسلامى از ازدواج با افراد بدرفتار، بددهن، شرابخوار، قمارباز و ...
منع شده، ناظر به رعايت همشأنى در اخلاق و رفتار است.
امام باقر7به نقل از رسول خدا6مىفرمايد:
«اذا جائَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلْقَهُ وَ دينَهُ فَزَوِّجُوهُ الَّا تَفْعَلُوُهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِىالْارْضِ وَ فَسادٌ كَبيرٌ»[1]
هرگاه كسى براى خواستگارى نزد شما آمد كه اخلاق و دينش را مىپسنديد به او زن بدهيد و گرنه فتنه و فساد بزرگى در زمين به وجود مىآيد.
روشن است كه اخلاق پسنديده و برخوردارى از مكارم اخلاقى كمبودهاى ناشى از ثروت و زيبايى را جبران مىكند و مايه سازش و زندگى سعادتمندانه زن و شوهر مىشود.
مسأله كفو بودن- گذشته از موارد ياد شده- در پارهاى از روايات اسلامى به پاكدامنى ناشى از ايمان و اعتقاد و امكان تأمين زندگى تفسير شده است. امام صادق7در اين باره مىفرمايد:
«الْكُفْوُ انْ يَكُونَ عَفيفاً وَ عِنْدَهُ يَسارٌ»[2]
هم شأن بودن [در ازدواج] عبارت از پاكدامنى و امكان تأمين زندگى است.
آنچه تا حال در زمينه معيارهاى گزينش همسر ذكر شد، معيارهاى اساسى و مهمّ در اين زمينه است. در اينجا پارهاى ديگر از معيارها را به صورت گذرا بيان مىكنيم.
. 5- تقوا
امام حسن مجتبى7در پاسخ شخصى كه در مورد ازدواج دخترشمشورت
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 51
[2]- همان
كرده بود، فرمود:
«زَوِّجْها مِنْ رَجُلٍ تَقِىٍّ فَانَّهُ انْ احَبَّها اكْرَمَها وَ انْ ابْغَضَها لَمْ يَظْلِمْها»[1]
دخترت را به ازدواج مردى باتقوا در آور، زيرا اگر او دخترت را دوست بدارد، به او احترام مىگذارد و چنانچه به او علاقه نداشته باشد، به او ستم نمىكند.
. 6- سلامت فكر و روان
امام صادق7به نقل از امام على7مىفرمايد:
«ايَّاكُمْ وَ تَزْويجَ الْحَمْقاءِ فَانَّ صُحْبَتَها بَلاءٌ، وَ وَلَدَها ضِياعٌ»[2]
از ازدواج با زن نادان بپرهيزيد كه همنشينى با او گرفتارى و فرزند او (تباه و) نالايق است.
[1]- مكارم الاخلاق، طبرسى، ص 204، باب 8، فصل 3، بيروت
[2]- همان، ص 56
خلاصه
يكى ديگر از معيارهاى گزينش همسر «اصالت خانوادگى» است. اسلام به كسانى كه درصدد ازدواج هستند، توصيه كرده كه درباره شرافت و اصالت خانوادگى همسر آينده خود بدقّت تحقيق نمايند. يكى از حكمتهاى توجه به اين معيار تأثير عامل وراثت به عنوان عامل زمينهساز در تربيت صحيح و اسلامى است. از اين رو، بيشتر دخترانى كه در خانوادههاى آبرومند تربيت مىشوند، همچون پدر و مادر خود به آداب و رسوم دينى و موازين اخلاقى تقيّد بيشترى دارند.
همشأن بودن معيار ديگرى در گزينش همسر است. منظور از همشأن بودن، تساوى زن و شوهر در دين، ايمان و اخلاق و ارزشهاى معنوى است و در صورت برخوردارى زن و شوهر از اين معيار مىتوانند با يكديگر زندگى آرام و خوبى داشته باشند و كمبودهاى ناشى از نبود زيبايى، ثروت، موقعيت اجمتاعى- خانوادگى و ديگر موارد، كم و بيش جبران خواهد شد.
در پارهاى از روايات نيز همشأنى زن و شوهر به عفّت و امكان تأمين زندگى تفسير شده است.
گذشته از معيارهاى ياد شده، «تقوا» و «سلامت فكر و روان» نيز در زمره معيارهاى گزينش همسر قرار گرفتهاند.
پرسش
1- منظور از اصالت خانوادگى همسر چيست؟
2- اسلام بر چه اساسى روى اصالت خانوادگى همسر تكيه كرده است؟
3- كفو بودن دختر و پسر در امر ازدواج به چه معناست؟
4- دختر و پسر بايد در چه مواردى همشأن يكديگر باشند؟
5- آيا همسطح بودن در دين و ايمان و اخلاق، كمبودهاى ناشى از فقر، زيبا نبودن و مانند آن را جبران مىكند؟