رسول خدا6فرمود:
«قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ انّى احِبُّكِ لا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِها ابَداً»[1]
سخن مرد به همسرش كه «من دوستت دارم» هرگز از قلبش بيرون نخواهد رفت.
محبّت به همسر هراندازه بيشتر باشد، مطلوبتر است، زيرا محبت از عواطف انسانى او سرچشمه مىگيرد و نبايد آن را با شهوت كه امرى غريزى است، يكى دانست.
انبياى الهى كه مظهر والاى عواطف انسانى هستند، همگى از اين خصلت برخوردار بودهاند. امام صادق7در اين باره فرمود:
«مِنْ اخْلاقِ الْانْبِياءِ حُبُّ النِّساءِ»[2]
محبّت به زنان از اخلاق پيامبران است.
رسول گرامى اسلام6نيز كه منبع عطوفت و محبّت بود، نسبت به زنان محبّت ويژهاى داشت و آنان را همواره مورد لطف و مهربانى خود قرار مىداد. درباره آن حضرت چنين گفته شده است:
«كانَ رَسُولُ اللَّهِ6ارْحَمَ النَّاسِ بِالنِّساءِ وَ الصِّبْيانِ»[3]
رسول خدا6مهربانترين مردم نسبت به زنان و كودكان بود.
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 10
[2]- سنن النبى، ص 147
[3]- محجة البيضا، ج 3، ص 98
خلاصه
سعادت خانواده در پرتو عوامل گوناگونى ميسر است كه بدون شناخت و تحصيل آنها تأمين نمىشود.
احترام متقابل ميان زن و شوهر، از عوامل مهم سعادت خانواده است كه دايره وسيع آن تمام شؤون زندگى خانوادگى را تحت تأثير قرار مىدهد.
استفاده از روش استبدادى در خانواده، منجر به شكستن حرمت همسر و اهانت به شخصيت او مىشود.
زن مانند مرد از شخصيت انسانى برخوردار بوده و در اين زمينه با او هيچ تفاوتى ندارد. بىاحترامى به همسر، تضييع شخصيت انسانى اوست و موجب دورى از رحمت خدا مىشود.
محبت به همسر از ديگر عوامل سعادت آفرين است كه به محيط خانواده گرمى و صفا مىبخشد.
ابراز علاقه شوهر به زن، ضرورى و مفيد بوده و تأثير فراوانى در تحكيم روابط عاطفى آنان دارد. فقدان محبت به زن آثار زيانبارى دارد كه سردى زندگى خانوادگى از آن جمله است.
محبت به همسر نشانگر رشد عواطف انسانى است و هر اندازه بيشتر باشد، مطلوبتر است. محبت به همسر از اخلاق پيامبران است و موجب افزايش ايمان مىشود.
پرسش
1- چهار عامل از عوامل سعادت خانواده را نام ببريد.
2- احترام متقابل زن و شوهر چه تأثيرى در زندگى مشترك آنها دارد؟
3- دو عامل بىاحترامى شوهر به زن را توضيح دهيد.
4- نقش محبت زن و شوهر به يكديگر در زندگى چيست؟
درس ششم: عوامل سعادت خانواده (2)
گذشت و بخشش
گذشت و اغماض هر يك از زن و شوهر از لغزشها و كارهاى ناپسند ديگرى در محيط خانواده از اهميّت فراوانى برخوردار است و بىتوجهى به آن، جوّ صميميت و آسايش حاكم بر خانواده را به محيط اضطراب، بدبينى، عصبانيت و عيبجويى مستمر هر يك از اعضا نسبت به يكديگر تبديل خواهد كرد.
بهترين راه به دست آوردن آرامش و سلامت روان و رهايى از اضطراب و ناراحتى و دورى از بدبينى و بىاعتمادى، گذشت از بديها، ظلمها و اشتباهات همسر است.
خداوند تعالى كسانى را كه از لغزشهاى ديگران مىگذرند با تعبير «محسنين» ستوده و در وصف آنها مىفرمايد:
«... وَالْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَالْعافينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الُمحْسِنينَ»[1]
[آنان] خشم خود را فرو مىخورند و از خطاى مردم در مىگذرند. خدا نيكوكاران را دوست دارد.
رسول خدا6از اين صفت پسنديده به عنوان بهترين اخلاق دنيا و آخرت ياد كرده، مىفرمايد:
«الا اخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ خَلائِقِ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ؟ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ، وَ تَصِلُ مَنْ
[1]- آل عمران( 3)، آيه 134
قَطَعَكَ، وَالْاحْسانُ الى مَنْ اساءَ الَيْكَ، وَ اعْطاءُ مَنْ حَرَمَكَ»[1]
مىخواهيد شما را به بهترين اخلاق دنيا و آخرت خبر دهم؟ آن اخلاق اين است: از كسى كه به تو ستم كرده، درگذرى، با خويشاوندى كه از تو بريده، پيوند برقرار كنى، به كسى كه نسبت به تو بدى كرده، نيكى كنى و به كسى كه تو را محروم كرده، بخشش كنى.
امير مؤمنان صلواتاللهعليه مىفرمايد:
«الْعَفْوُ تاجُ الْمَكارِمِ»[2]
عفو تاج مكرمتها (ى اخلاقى) است.
كسى كه در محيط خانه از خوى نيكوى گذشت بهرهاى ندارد و با وقوع كوچكترين خطا و لغزشى از طرف همسر، درصدد انتقام برمىآيد، خوشبختى خود را تباه كرده و زندگىاش را تيره و تار مىسازد. امام على7مىفرمايد:
«قِلَّةُ الْعَفْوِ اقْبَحُ الْعُيُوبِ وَالتَّسَرُّعُ الَى الْانْتِقامِ اعْظَمُ الذُّنُوبِ»[3]
كمى عفو و گذشت، زشتترين عيبها و شتاب در انتقام، از بزرگترين گناهان است.
همان حضرت از كسانى كه در زندگى گذشت ندارند، به عنوان بدترين مردم ياد كرده، مىفرمايد:
«شَرُّ النَّاسِ مَنْ لا يَعْفُو عَنِ الزَّلَّةِ وَ لا يَسْتُرُ الْعَوْرَةَ»[4]
بدترين مردم كسى است كه از لغزش ديگران نمىگذرد و عيبهاى آنان را نمىپوشاند.
آثار گذشت
عفو و گذشت در محيط خانواده آثار ارزندهاى دارد كه برخى از آنها عبارتند از:
[1]- بحارالانوار، ج 69، ص 397
[2]- شرح غررالحكم و درالكلم، آمدى، ج 1، ص 140، انتشارات دانشگاه تهران
[3]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 505
[4]- همان، ص 175
1- ايجاد آرامش روحى
زندگى توأم با گذشت و اغماض، مايه ايجاد آرامش و آسايش روحى زن و شوهر و اهل خانه است. كسى كه در زندگى گذشت ندارد، همواره منتظر فرصتى است تا انتقام گيرد، از اين رو، پيوسته دغدغه روحى او در انتقام گيرى از ديگران، آرامش روحى را از او سلب مىكند، ولى كسى كه از روحيه عفو و گذشت برخوردار است، از اين دغدغه روحى ايمن است و بدون هيچ نگرانى و كينهاى نسبت به همسر خويش با آرامش خاطر در كنارش زندگى مىكند و از بهانهجوييهاى بيهوده و زيانبار دورى مىجويد.
. 2- زدودن كينه
اشتباهات و لغزشهايى كه گاهى در محيط خانواده از ناحيه زن يا شوهر صورت مىگيرد، مايه ايجاد كدورت و تيرگى روابط آنها مىشود. چنانچه اين تيرگى با عفو و گذشت جبران نشود، زمينه ايجاد اختلافات و درگيريهاى خانوادگى و فروپاشى كانون گرم خانواده مىگردد، ولى با گذشت و اغماض زن و شوهر نسبت به يكديگر كينهها زدوده شده، تيرگيها از بين مىرود و در نتيجه خانواده از خطر چنين آفت بزرگى مصون مىماند. رسول خدا6مىفرمايد:
«تَعافَوْا تَسْقُطِ الضَّغائِنُ بَيْنَكُمْ»[1]
نسبت به يكديگر گذشت كنيد، تا كينههايتان برطرف شود.
. 3- فزونى عزّت
كسانى كه از رفتار همسر خويش خُرده مىگيرند، نه تنها به اصلاح رفتار او موفّق نمىشوند، بلكه امكان دارد موجب لجبازى و واكنش منفى او شوند، در حالى كه با گذشت و چشمپوشى از خطا، در نظر او عزيز و محترم جلوه كرده، از نفوذ كلام بيشترى برخوردار خواهد شد و با فزونى عزّت او پيوند خانوادگى تحكيم مىيابد. رسول خدا6مىفرمايد:
[1]- كنز العمّال، ج 3، ص 373
«الْعَفْوُ لا يَزيدُ الْعَبْدَ الَّا عِزّاً فَاعْفُوا يُعِزَّكُمُ اللَّهُ»[1]
عفو و گذشت موجب عزّت بنده است. بنابراين، گذشت كنيد تا خدا به شما عزّت دهد.
. 4- طول عمر
آرامش روحى و روانى كه از ناحيه عفو و گذشت نصيب انسان مىشود، در سلامت جسمى او تأثير گذاشته و مايه فزونى عمر او مىگردد. رسول خدا6مىفرمايد:
«مَنْ كَثُرَ عَفْوُهُ مُدَّ فى عُمْرِهِ»[2]
كسى كه بسيار گذشت مىكند، به عمرش افزوده مىشود.
. 5- سپر عذاب الهى
از جمله آثار ارزنده عفو و بخشش از لغزشهاى ديگران- بويژه همسر- ايمنى از عذاب الهى است. چنان كه امام على7مىفرمايد:
«الْعَفْوُ مَعَ الْقُدْرَةِ جُنَّةٌ مِنْ عَذابِ اللَّهِ سُبْحانَهُ»[3]
عفو و گذشت در حال توانايى [بر انتقامگيرى] سپر عذاب خداى سبحان است.
زيباترين گذشت
نسبت به بديهاى ديگران به صورتهاى گوناگونى مىتوان گذشت كرد؛ بعضى از افراد حتى بعد از مجازات افراد خطاكار نيز آنها را نمىبخشند و رفتار خصمانهاى با آنان دارند.
بعضى ديگر، افراد خطاكار را مجازات مىكنند، اما بعد از آن، كينهاى از آنان در دل نگه نمىدارند. بهتر از اين دو دسته، كسانى هستند كه علاوه بر پرهيز از انتقامجويى، از بدى و ستم افراد خطاكار مىگذرند و بزرگوارانه آنها را مىبخشند. قرآن كريم به چنين گذشتى سفارش كرده، مىفرمايد:
[1]- كنز العمال، ج 3، ص 110
[2]- بحارالانوار، ج 75، ص 359
[3]- شرح غررالحكم، ج 1، ص 398
«... فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَميلَ»[1]
از آنها به طرز شايستهاى صرف نظر كن (و آنها را بر نادانيهايشان ملامت ننما)!
امام صادق7در تفسير اين آيه فرمود:
«الصَّفْحُ الْجَميلُ انْ لا تُعاقِبَ عَلَى الذَّنْبِ»[2]
گذشت زيبا اين است كه كسى را به خاطر گناهش مجازات نكنى.
امام رضا7نيز در اين باره فرمود:
«الْعَفْوُ مِنْ غَيْرِ عِتابٍ»[3]
[گذشت زيبا] بخشش بدون سرزنش است.
نتيجه مداومت بر چنين گذشتى در زندگى خانوادگى، ايجاد روابط سالم، انسانى و قابل ستايش است كه زن و شوهر در پرتو آن از سعادت خانوادگى بيشترى برخوردار مىشوند.
عوامل پيدايش گذشت
هر صفتى كه در انسان وجود دارد، نشانگر عواملى است كه در رشد و تثبيت آن صفت تأثير داشتهاند. پيدايش روحيه گذشت و بخشش همسر نيز، معلول عواملى است كه به تعدادى از آنها اشاره مىكنيم:
1- يادآورى آثار گذشت
مهمترين عاملى كه در پيدايش روحيه گذشت در محيط خانواده مؤثر است، توجه به تأثير گذشت در سعادت زندگى خانوادگى مىباشد. يادآورى اينكه عدم گذشت از همسر، جز به تيره شدن روابط سالم خانوادگى و ناخوشايند بودن آن و تشديد درگيريهاى خانوادگى
[1]- حجر( 15)، آيه 85
[2]- بحارالانوار، ج 78، ص 253
[3]- همان، ج 71، ص 421
نمىانجامد، تأثير بسيارى در پيدايش روحيه گذشت درانسان دارد.
بايد همواره به ياد داشت، كسى كه نسبت به همسر خود گذشت ندارد و همواره درصدد اثبات نادرست جلوه دادن رفتار او و بر حق شمردن رفتار خويش است، جز به موضعگيرى خصمانه همسر خويش كمك نمىكند، زيرا در اين صورت، او درصدد دفاع از خود برآمده و براى حفظ شخصيت خود در برابر ديگرى به توجيه رفتار خويش پرداخته و يك درگيرى مستمر و فزاينده در زندگى آنها به وجود مىآيد و در نتيجه، هيچ يك به اصلاح رفتار نادرست همسر خويش موفق نخواهد شد، در حالى كه با گذشت و اغماض نسبت به بديهاى همسر، مىتواند با ملايمت او را متوجه اشتباهات خود كند و او را در اصلاح رفتار خود يارى دهد.
. 2- يادآورى عيوب خود
يادآورى عيوب خود، تأثير بسزايى در گذشتِ از خطاهاى همسر دارد. هر يك از زن و شوهر همان گونه كه داراى عيوبى هستند، خوبيهايى نيز دارند و طبيعى است كه هر يك، از همسر خود انتظار داشته باشد كه از بديهاى او گذشت كرده و بديها را در مقايسه با خوبيها در نظر بگيرد. چنين انتظارى در هر دو طرف وجود دارد و در مورد زن نيز بايد رعايت شود.
كسى كه به اشتباهات خود توجه ندارد و در محيط خانواده، تنها به عيوب همسر مىپردازد، با بىانصافى تمام، ناهمواريهاى زندگى خانوادگى را معلول رفتار نادرست همسر مىپندارد و بدين گونه با توجه افراطى به خطاهاى همسر، به جاى اصلاح او به تيرهتر شدن اوضاع كمك مىكند.
بنابراين، لازم است ما به عيوب خود نيز توجه كنيم. زيرا چه بسا رفتارهاى نادرست همسر از رفتار غلط ما ناشى شده باشد. با توجه به اين نكته و اينكه انسان عارى از اشتباه نيست، مىتوانيم صفت پسنديده گذشت را دستورالعمل زندگى خويش قرار دهيم.
. 3- بزرگوارى اخلاقى
گذشت يكى از صفات والاى انسانى است كه ارزش اخلاقى فراوانى دارد. افرادى در زندگى از خود گذشت نشان مىدهند كه داراى صفات عالى اخلاقى باشند. اينان نهتنها