«... فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَميلَ»[1]
از آنها به طرز شايستهاى صرف نظر كن (و آنها را بر نادانيهايشان ملامت ننما)!
امام صادق7در تفسير اين آيه فرمود:
«الصَّفْحُ الْجَميلُ انْ لا تُعاقِبَ عَلَى الذَّنْبِ»[2]
گذشت زيبا اين است كه كسى را به خاطر گناهش مجازات نكنى.
امام رضا7نيز در اين باره فرمود:
«الْعَفْوُ مِنْ غَيْرِ عِتابٍ»[3]
[گذشت زيبا] بخشش بدون سرزنش است.
نتيجه مداومت بر چنين گذشتى در زندگى خانوادگى، ايجاد روابط سالم، انسانى و قابل ستايش است كه زن و شوهر در پرتو آن از سعادت خانوادگى بيشترى برخوردار مىشوند.
عوامل پيدايش گذشت
هر صفتى كه در انسان وجود دارد، نشانگر عواملى است كه در رشد و تثبيت آن صفت تأثير داشتهاند. پيدايش روحيه گذشت و بخشش همسر نيز، معلول عواملى است كه به تعدادى از آنها اشاره مىكنيم:
1- يادآورى آثار گذشت
مهمترين عاملى كه در پيدايش روحيه گذشت در محيط خانواده مؤثر است، توجه به تأثير گذشت در سعادت زندگى خانوادگى مىباشد. يادآورى اينكه عدم گذشت از همسر، جز به تيره شدن روابط سالم خانوادگى و ناخوشايند بودن آن و تشديد درگيريهاى خانوادگى
[1]- حجر( 15)، آيه 85
[2]- بحارالانوار، ج 78، ص 253
[3]- همان، ج 71، ص 421
نمىانجامد، تأثير بسيارى در پيدايش روحيه گذشت درانسان دارد.
بايد همواره به ياد داشت، كسى كه نسبت به همسر خود گذشت ندارد و همواره درصدد اثبات نادرست جلوه دادن رفتار او و بر حق شمردن رفتار خويش است، جز به موضعگيرى خصمانه همسر خويش كمك نمىكند، زيرا در اين صورت، او درصدد دفاع از خود برآمده و براى حفظ شخصيت خود در برابر ديگرى به توجيه رفتار خويش پرداخته و يك درگيرى مستمر و فزاينده در زندگى آنها به وجود مىآيد و در نتيجه، هيچ يك به اصلاح رفتار نادرست همسر خويش موفق نخواهد شد، در حالى كه با گذشت و اغماض نسبت به بديهاى همسر، مىتواند با ملايمت او را متوجه اشتباهات خود كند و او را در اصلاح رفتار خود يارى دهد.
. 2- يادآورى عيوب خود
يادآورى عيوب خود، تأثير بسزايى در گذشتِ از خطاهاى همسر دارد. هر يك از زن و شوهر همان گونه كه داراى عيوبى هستند، خوبيهايى نيز دارند و طبيعى است كه هر يك، از همسر خود انتظار داشته باشد كه از بديهاى او گذشت كرده و بديها را در مقايسه با خوبيها در نظر بگيرد. چنين انتظارى در هر دو طرف وجود دارد و در مورد زن نيز بايد رعايت شود.
كسى كه به اشتباهات خود توجه ندارد و در محيط خانواده، تنها به عيوب همسر مىپردازد، با بىانصافى تمام، ناهمواريهاى زندگى خانوادگى را معلول رفتار نادرست همسر مىپندارد و بدين گونه با توجه افراطى به خطاهاى همسر، به جاى اصلاح او به تيرهتر شدن اوضاع كمك مىكند.
بنابراين، لازم است ما به عيوب خود نيز توجه كنيم. زيرا چه بسا رفتارهاى نادرست همسر از رفتار غلط ما ناشى شده باشد. با توجه به اين نكته و اينكه انسان عارى از اشتباه نيست، مىتوانيم صفت پسنديده گذشت را دستورالعمل زندگى خويش قرار دهيم.
. 3- بزرگوارى اخلاقى
گذشت يكى از صفات والاى انسانى است كه ارزش اخلاقى فراوانى دارد. افرادى در زندگى از خود گذشت نشان مىدهند كه داراى صفات عالى اخلاقى باشند. اينان نهتنها
از بديهاى همسر خود گذشت مىكنند، بلكه در مقابل بدى او خوبى مىكنند.
امام صادق7فرمود:
«ثَلاثٌ مِنْ مَكارِمِ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ، تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ وَ تَحْلُمُ اذا جَهِلَ عَلَيْكَ»[1]
سه چيز از بزرگواريهاى دنيا و آخرت است: از كسى كه به تو ظلم كرده، درگذرى و با كسى كه از تو بريده، بپيوندى و نسبت به كسى كه با تو جاهلانه رفتار كرده، خويشتندارى كنى.
وجود صفات نيك اخلاقى در انسان موجب مىشود كه او از اشتباهات و بديهاى ديگران، بويژه همسر و اعضاى خانواده خود، چشمپوشى كند و همواره نسبت به آنان گذشت داشته باشد. بر عكس، افراد پست كه از ويژگيهاى اخلاقى بىبهره هستند، با كوچكترين بهانهاى به حيثيت ديگران تاخته و كمترين گذشتى از خود نشان نمىدهند.
[1]- بحارالانوار، ج 71، ص 400
خلاصه
يكى از عوامل سعادتبخش در زندگى خانوادگى، گذشت و اغماض نسبت به خطاهاى همسر است كه در حسن روابط خانوادگى تأثير بسيار دارد.
لازمه زندگى سعادتمندانه، گذشت از ظلمها، اشتباهات و بديهاى همسر است و بدون آن نمىتوان از آرامش و سلامت روحى برخوردار بود.
عدم گذشت در زندگى يكى از آفات بزرگ محسوب مىشود و موجب تيره شدن روابط خانوادگى و زمينهساز در گيريهاى گوناگون در محيط خانواده مىگردد.
گذشت از همسر، موجب افزوده شدن عزت و احترام انسان نزد او مىشود و تأثير فراوانى در اصلاح رفتار وى دارد. زدودن كينهها از دل آدمى و ايجاد آرامش روحى و سلامت روان از آثار ديگر گذشت است.
زيباترين گذشت آن است كه هيچ گونه مجازات و سرزنشى در آن نباشد و به خطاى ديگران با ديده اغماض نگريسته شود.
يادآورى آثار مثبت گذشت و سيره معصومين:در اين مورد و نيز يادآورى عيوب و خطاهاى خويش، از عوامل مؤثر در پيدايش روحيه گذشت نسبت به همسر است.
پرسش
1- اهميّت عفو و گذشت در زندگى خانوادگى را بيان كنيد.
2- چهار اثر ارزنده گذشت را بنويسيد.
3- گذشت در زندگى خانوادگى چگونه مايه زدودن كينه و كدورت مىشود؟
4- منظور از آيه«فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَميلَ»چيست؟
5- دو عامل پيدايش روحيه گذشت را بيان كنيد.
درس هفتم: عوامل سعادت خانواده (3)
مسؤوليت پذيرى
از جمله عوامل مؤثر در تأمين سعادت خانواده مسؤوليتپذيرى متقابل همسران است. هر يك از زن و مرد بايد بدانند كه با قبول زندگى مشترك مسؤوليتهايى برعهده آنان قرار مىگيرد كه پيش از تشكيل خانواده از آن آسوده بودند؛ اين مسؤوليتها با توجّه به اختيارات، تواناييها و شرايط خاص هر يك از زن و شوهر برعهده آنان قرار مىگيرد.
رسول خدا6مىفرمايد:
«الرَّجُلُ راعٍ عَلى اهْلِ بَيْتِهِ وَ كُلُّ راعٍ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَالْمَرْاةُ راعِيَةٌ عَلى مالِ زَوْجِها وَ مَسْؤُولَةٌ عَنْهُ»[1]
مرد نگهبان اهل بيت خود است، و هر نگهبانى در مورد آنچه كه بايد از آن نگهبانى كند، مسؤول است، و زن نگهبان مال همسرش است و نسبت به آن مسؤول مىباشد.
و نيز مىفرمايد:
«الا كُلُّكُمْ راعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيِّتِهِ ... وَالرَّجُلُ راعٍ عَلى اهْلِ بَيْتِهِ وَ هُوَ مَسُئُولٌ عَنْهُم؛ فَالْمَرْاةُ راعِيَةٌ عَلى اهْلِ بَيْتِ بَعْلِها وَ وُلْدِهِ وَ هِىَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُمْ»[2]
همه شما نگهبان و مسؤول هستيد، ... مرد بر خانوادهاش نگهبان است و نسبت به آنان
[1]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 248
[2]- مجموعه ورّام، ج 1، ص 6
مسؤول مىباشد و زن بر خاندان همسر و فرزندان او مسؤول است.
اين مسؤوليت در جانب مرد از اهميّت خاصّى برخوردار است، زيرا وى عهدهدار سرپرستى خانواده است و در نتيجه در قبال تمام مسائل و مشكلات فكرى، روحى، اخلاقى و اقتصادى همسر و فرزندان خود مسؤول است و طفره رفتن و شانه خالى كردن از زير بار اينمسؤوليتهاو بىتفاوتى نسبت بهآنها آفت بزرگى براى زندگى خانوادگى محسوب مىشود.
غفلت از شناخت مسؤوليتهاى گوناگون خانوادگى، آثار زيانبار بسيارى به همراه داشته، در نهايت موجب پشيمانى و حسرت انسان خواهد شد. بدين جهت، ضرورت دارد كه هر انسانى پيوسته درباره مسؤوليتهاى خانوادگى خود بينديشد و با شناخت كامل به انجام دقيق آنها همّت گمارد. امير مؤمنان على7مىفرمايد:
«كُلُّ امْرِىءٍ مَسْؤولٌ عَمَّا مَلَكَتْ يَمينُهُ وَ عَيالِهِ»[1]
هر مردى نسبت به زيردست و خانواده خود مسؤول است.
جلوههاى مسؤوليتپذيرى
بعضى از نمودهاى مسؤوليت پذيرى زن و شوهر در زندگى خانوادگى عبارتند از:
1- تأمين هزينه زندگى
شوهر وظيفهشناس و مسؤول نسبت به خانواده در تأمين هزينه زندگى از قبيل غذا، لباس، مسكن، اسباب و اثاثيه منزل و ساير مخارج لازم كوشش فراوان مىكند. او كار كردن را شرف انسان، جوهر زندگى و جهاد فىسبيلالله مىداند. از اين رو، از تنبلى كردن بشدّت مىپرهيزد و در راه تحصيل روزى حلال تلاش مىكند، رنج مىبرد، عرق مىريزد و خسته مىشود تا زندگى را با آبرومندى اداره كند و نيازهاى همسر و فرزندان خود را با شرافت تأمين كند. او از اين راه خشنودى خدا را فراهم مىآورد، چرا كه امام باقر و امام صادق8مىفرمايند:
[1]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 633
كسى پيش خدا خشنودتر و رفتارش پسنديدهتر است كه براى خانه و خانوادهاش نعمت و آسايش بيشترى- دور از اسراف و تبذير- فراهم كند.[1]
. 2- مديريّت خانواده
شوهر كه مدير خانه است، با تدبير و دورانديشى ويژه خود سياستهاى كلّى خانواده را تعيين مىكند و در ايفاى مسؤوليّت سرپرستى و جلب اطاعت همسر- از پيش- زمينه پذيرش و اطاعت را در او فراهم مىكند، به امكانات و روحيات همسر خويش توجّه كرده، در حدّ توان از او انتظار خواهد داشت؛ تنها در كار نيك و معروف به او فرمان مىدهد و از خود رأيى در اين زمينه دورى مىكند و مىداند كه اگر فرمانى برخلاف فرمان خدا باشد، پذيرش و اطاعت همسر لازم نيست.
طورى زندگى را رهبرى مىكند و به خانواده نشاط، خرّمى، نظم و انضباط مىبخشد كه همسر و فرزندانش او را به عنوان سرپرست واقعى مىشناسند و اطاعت او را بر خود لازم مىشمارند.
زن وظيفه شناس نيز قدر زحمتهاى شوهرش را مىداند، به رهنمودها و دستورهاى او احترام مىگذارد، مديريّت او را در امور زندگى مىپذيرد و مطابق دستوراتش عمل مىكند و از اين طريق ادامه زندگى مشترك را ميسّر مىسازد.
. 3- همسردارى
مرد مسؤول، زن را در دست خود امانت الهى دانسته، و نسبت به او احساس وظيفه مىكند، به شخصيّت، افكار و اعمال او احترام مىگذارد، به نشاط و غذاى روحى او و ديگر اعضاى خانواده مىرسد، در امور خانه و زندگى مشترك با همسر و فرزندان خود مشورت مىكند و به آنها بال و پر مىدهد. زن وظيفهشناس نيز به نظريات شوهر احترام مىگذارد، از او اطاعت مىكند، از صفات خوب او تشكّر كرده، و با او مدارا مىكند، از توقّع خود مىكاهد، و در حفظ مال، ناموس و آبروى شوهر مىكوشد.
[1]- بحارالانوار، ج 78، ص 136
. 4- تربيت اولاد
نمود ديگر مسؤوليت پذيرى، در تربيت اولاد آشكار مىشود، زن و شوهر وظيفهشناس، در تربيت صحيح و اسلامى فرزندان خود نهايت تلاش خود را به كار مىگيرند و در تمام مراحل رشد فرزند، اعم از دوران حمل، شيرخوارگى و پس از آن خود را نسبت به تربيت صحيح وى مسؤول دانسته و دستوراتى را كه اسلام در اين زمينه ارائه نموده، اجرا مىكنند.
اهميّت اين مسؤوليت به اندازهاى است كه امام سجّاد7از خداوند سبحان براى اداى اين تكليف استمداد طلبيده، عرض مىكند:
«... وَ اعِنّى عَلى تَرْبِيَتِهِمْ وَ تَأْديبِهِمْ وَ بِرِّهِمْ»[1]
بار خدايا مرا در تربيت، تأديب و نيكى به فرزندانم يارى فرما.
و نيز آن حضرت در بيان حق فرزند نسبت به پدر و مادر مىفرمايد:
«وَ امَّا حَقُّ وَلَدِكَ فَانْ تَعْلَمَ انَّهُ مِنْكَ وَ مُضافٌ الَيْكَ فى عاجِلِ الدُّنْيا بِخَيْرِهِ وَ شَرِّهِ وَ انَّكَ مَسْؤولٌ عَمَّا وَلَّيْتَهُ بِهِ مِنْ حُسْنِ الْادْبِ»[2]
حقّ فرزند بر تو، اين است كه بدانى وجود او از تو است و نيك و بدهاى او در اين دنيا به تو وابسته است، و بدانى كه تو در تربيت او از [قبيل] حسن ادب و ... مسؤول هستى.
آثار مسؤوليتپذيرى
اين ويژگى اخلاقى داراى آثار فراوانى است كه گستره آن بيشتر مسائل زندگى را در بر مىگيرد. اينك به دو اثر كلّى كه نقش ويژهاى در تأمين سعادت خانوادگى دارد، مىپردازيم:
1- استحكام پيوند خانوادگى
از آثار مستقيم احساس مسؤوليت، به دست آوردن موفقيت در امور زندگى است.
[1]- صحيفه سجاديه، دعاى 25
[2]- مكارم الاخلاق، ص 421