بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 77

. ج- نام زشت نهادن‌

برخى افراد براى تفريح و شيرين زبانى به صورتى تمسخرآميز، لقبى بر ديگران نهاده، گاه و بى‌گاه با مطرح كردن آن نام، او را آزرده خاطر مى‌كنند. گاهى انگيزه اين كار، ميل به تحقير ديگران و نوعى انتقام جويى است كه در هر صورت موجب تمسخر، تحقير و آزردگى همسر خواهد شد.

چنين صفت ناپسندى، مغاير با شؤون اخلاقى خانواده ومخالف قرآن مجيد است كه مى‌فرمايد:

«وَ لا تَنابَزُوا بِالْالْقابِ»[1]

با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد.

به هر حال، بايد مراقب بود كه در مواقع مختلف، بخصوص هنگام شوخى و بذله گويى يا عصبانيّت و انتقاد، چنين عمل نادرستى از انسان سرنزند كه موجب ناراحتى و آزردگى همسر خواهد شد.

. د- عيبجويى‌

شخص عيبجو هرگز به اصلاح عيوب خود و ديگران اهميّتى نمى‌دهد و همواره درصدد است كه از ديگران عيبى يافته و به منظور سرزنش، زخم زبان، انتقام جويى يا اغراض ديگر آن را بازگو كند. اين گونه افراد قبل از ديگران، خود، نيازمند اصلاح هستند و بايد در مرحله اوّل خود را اصلاح كنند كه پرداختن به عيوب ديگران و غفلت از عيوب خويش يكى از لغزشگاههاى بزرگ انسان است. امير مؤمنان7مى‌فرمايد:

«جَهْلُ الْمَرْءِ بِعُيُوبِهِ مِنْ اكْبَرِ ذُنُوبِهِ»[2]

ناآگاهى شخص به عيبهاى خويش، از بزرگترين گناهان اوست.

اين گونه افراد بنابر عادت، همواره از همسر خود عيبجويى كرده، بدين طريق او را

[1]- حجرات( 49)، آيه 11

[2]- بحارالانوار، ج 78، ص 91


صفحه 78

آزار مى‌دهند و با اين رفتار نادرست، نه تنها عيبهاى همسر را اصلاح نمى‌كنند، بلكه در اخلاق او تأثير منفى مى‌گذارند. بدين جهت، پيشوايان دين توجّه انسان را از عيب ديگران به اصلاح عيوب خويش معطوف كرده‌اند، چرا كه فقط كسانى توانايى اصلاح ديگران را دارند كه ابتدا عيبهاى خود را اصلاح كرده باشند. امام على7مى‌فرمايد:

«طُوبى‌ لِمَنْ شَغَلَهُ عَيْبُهُ عَنْ عُيُوبِ النَّاسِ»[1]

خوشا به حال كسى كه پرداختن به عيوب خويش، او را از توجّه به عيبهاى ديگران بازداشته است.

خوشبختى در آن خانه‌اى است كه اهل آن، در مرحله اوّل به بازنگرى در اخلاق خويش و يافتن نقص و لغزشهاى خود پرداخته، سپس با لحنى ملايم، محترمانه و بدون هيچ گونه تحقير و اهانت و باتوجّه به شرايط و ظرفيّت روحى همسر، به اصلاح او بپردازند، بگونه‌اى كه با رضايت خاطر درصدد اصلاح خويش برآيد.

[1]- بحار الانوار، ج 69، ص 380


صفحه 79

خلاصه‌

بى‌اعتنايى به همسر از آفاتى است كه اگر به صورت عادت ريشه‌دار درآيد، بنيان خانواده را با دشواريهاى گوناگون رو به رو مى‌سازد. بى‌اعتنايى به همسر با فلسفه زندگى مشترك خانوادگى منافات داشته، بيانگر نقص اساسى در شخصيّت اخلاقى انسان است. روحيه خود برتربينى عامل مهمّى در جهت رشد بى‌اعتنايى نسبت به همسر است. عامل ديگر، بى‌توجّهى به نقش ارزنده همسر در زندگى مشترك است.

بدزبانى از آفات عمده خانوادگى است كه به صورتهاى مختلفى بروز مى‌كند. از اين رو، پيشوايان دين تأكيد زيادى بر حفظ زبان دارند. از آفتهاى ديگر زبان مى‌توان سرزنش، ناسزاگويى، نام زشت نهادن و عيبجويى را نام برد؛ سرزنش همسر اگر به صورت عادت درآيد، اثر منفى بر اخلاق او مى‌گذارد و نيز افراط در آن منجر به لجاجت مى‌شود. ناسزاگويى و نام زشت نهادن بر همسر نيز از آفاتى است كه بايد از آن دورى كرد. عيبجويى از همسر نيز از بزرگترين عيبهاى انسان است و روابط سالم خانوادگى را به تيرگى مى‌كشاند.


صفحه 80

پرسش‌

1- دو عامل بى‌اعتنايى به همسر را بيان كنيد.

2- بدزبانى چه تأثيرى در زندگى خانوادگى دارد؟

3- بدزبانى به چه صورتهايى در خانواده ظاهر مى‌شود؟

4- ناسزاگويى چه آثارى در خانواده دارد؟

5- آيا عادت به سرزنش همسر مى‌تواند مشكلات خانوادگى را حل كند؟


صفحه 81

درس دهم: وظايف متقابل همسران (1)

انسان قبل از ازدواج از مسؤوليّت اداره زندگى مشترك بر كنار بوده و تنها در ابعاد فردى و اجتماعى زندگى خود مسؤول است، اما بعد از ازدواج، مسؤوليّت سنگين ديگرى بر عهده او قرار مى‌گيرد و آن احساس وظيفه در برابر همسر است.

چنين وظايفى كه ما جنبه اخلاقى آن را مدّ نظر داريم، برخى ويژه زن يا شوهر و برخى مشترك ميان هر دو است.

پايبند بودن به اين وظايف، زمينه‌هاى اختلاف و ناراحتى را در زندگى مشترك كاهش داده، صفا و صميميّت خانوادگى را به ارمغان مى‌آورد. بر عكس، سهل‌انگارى نسبت به هر يك، پيامدهاى ناگوارى در پى خواهد داشت.

در اين درس و درسهاى آينده به بيان وظايف متقابل و مشترك همسران مى‌پردازيم.

جلب محبّت همسر

منظور از جلب محبّت همسر اين است كه انسان از راههاى صحيح و مطلوب، عواطف انسانى او را تحريك كرده، علاقه او را نسبت به خود و كانون گرم خانواده تشديد نمايد و در حدّ امكان، رضايت خاطرش را فراهم كند.

جلب محبّت همسر، يك روش عملى براى تحكيم روابط خانوادگى است. دوستى و محبّت زن و شوهر نسبت به يكديگر هر چند از ابتدا در كانون خانواده وجود دارد، امّا براى تداوم و تحكيم هر چه بيشتر آن، بايد تلاشى دو جانبه صورت گيرد. امير مؤمنان على7مى‌فرمايد:


صفحه 82

«بِا لتَّوَدُّ دِتَتَأَكَّدُ الَمحَبَّةُ»[1]

با ابراز دوستى، محبّت محكمتر مى‌شود.

ضرورت جلب محبّت همسر زمانى آشكار مى‌شود كه زندگى مشترك از مراحل مقدّماتى بگذرد و وارد مسائل مهمّ و جدّى شود، يعنى آن گاه كه مشكلات، درگيريها و كشمكشهاى زندگى، اعصاب زن و شوهر را فرسوده ساخته، علاقه آنها را نسبت به يكديگر كم كند و زندگى مشترك آنها را، دستخوش نابسامانيها گرداند.

راههاى جلب محبّت همسر

براى ايجاد محبّت و توجّه بيشتر زن و شوهر به يكديگر، راههايى وجود دارد كه با توجّه به شرايط گوناگون روحى و اخلاقى افراد، مختلف است و ما به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم:

1- برخورد نيكو

در فراز و نشيب زندگى و در محيط كار و خانواده، با گشاده‌رويى و خوش‌اخلاقى و برخورد نيكو، مى‌توان محيطى سالم و آكنده از محبّت و صميميت به وجود آورد. امير مؤمنان7فرمود:

«بِحُسْنِ الْعِشْرَةِ تَدُومُ الْوُصْلَةُ»[2]

برخورد شايسته، مايه تداوم پيوند است.

براى جلب محبّت همسر بايد هر كار معقول و پسنديده‌اى را انجام داد. به عنوان مثال، از ابتداى ورود به خانه، زن و شوهر با سلام و احوالپرسى و گشاده‌رويى با يكديگر برخورد كنند. در بعضى از روايات، رفتار شايسته زن در هنگام ورود شوهر به خانه، از جمله حقوق مرد بر زن شمرده شده است، چنان كه رسول خدا6فرمود:

[1]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 237

[2]- همان، ص 220


صفحه 83

«حَقُّ الرَّجُلِ عَلَى الْمَرْأَةِ ... انْ تَسْتَقْبِلَهُ عِنْدَ بابِ بَيْتِها فَتُرَحِّبَ»[1]

حق مرد بر زن اين است كه ... هنگام ورود تا درِ خانه استقبالش كند و به وى خوش آمد گويد.

بديهى است كه چنين برخوردى، محبّت به زن را در قلب شوهر افزايش داده، خستگى كار روزانه را برطرف كرده و زندگى را دلپذير و جذّاب مى‌سازد.

. 2- سپاسگزارى‌

زن كه تمام تلاش خود را وقف زندگى خانوادگى كرده است، سزاوار تقدير و تشكّر از سوى شوهر مى‌باشد. در اين صورت، با دلگرمى بيشتر به تلاش خود ادامه داده، لطف و احسان خود را با حرارت زيادترى تقديم همسر و فرزندانش مى‌كند، ولى اگر زحماتش ناديده گرفته شود، بتدريج شور و نشاطش به دلسردى و پژمردگى تبديل خواهد شد.

امام صادق7مى‌فرمايد:

«مَكْتُوبٌ فِى التَّوْراةِ: اشْكُرْ مَنْ انْعَمَ عَلَيْكَ وَ انْعِمْ عَلى‌ مَنْ شَكَرَكَ فَانَّهُ لا زَوالَ لِلنَّعْماءِ اذا شُكِرَتْ وَ لا بَقاءَ لَها اذا كُفِرَتْ ...»[2]

در تورات نوشته است: سپاسگزارى كن از كسى كه به تو احسان كرد و احسان كن به كسى كه از تو سپاسگزارى كرد، زيرا نعمتها با سپاسگزارى پايدارند و با ناسپاسى ناپايدار.

. 3- هديه دادن‌

هديه دادن كه نشانگر محبّت و ارادت قلبى افراد نسبت به يكديگر است، در زندگى مشترك خانوادگى از اهميّت بيشترى برخوردار است و موجب افزايش محبّت زن نسبت به شوهرش مى‌شود و كينه‌ها و دشمنيها را از بين مى‌برد. از اين رو، شايسته است كه شوهر به تناسب امكانات خود، هداياى مناسبى تهيّه كرده، بويژه در مناسبتهاى گوناگون و نيز پس از بازگشت از مسافرت- كه بطور معمول همسر در انتظار او نشسته است- به او تقديم كند. رسول خدا6مى‌فرمايد:

[1]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 254

[2]- اصول كافى، ج 2، ص 149


صفحه 84

«الْهَدِيَّةُ تُورِثُ الْمَوَدَّةَ وَ تَجْدِرُ الْاخُوَّةَ وَ تَذْهَبُ الضَّغينَةَ، تَهادُوا تُحابُّوا»[1]

هديه موجب مودّت و پايدارى برادرى مى‌شود و كينه‌ها را از بين مى‌برد، به يكديگر هديه دهيد تا رشته محبّتتان استوار شود.

. 4- آراستگى به ديگر فضايل اخلاقى‌

آراسته شدن به ديگر فضايل اخلاقى همچون صبر، گذشت، ملايمت، احسان، سخاوت، انصاف، تواضع، حسن خلق و ديگر اوصاف شايسته در جلب محبّت همسر بسيار مؤثّر است. امير مؤمنان7فرمود:

«ثَلاثَةٌ يُوجِبْنَ الَمحَبَّةَ: الدّينُ وَالتَّواضُعُ وَالسَّخا»[2]

سه چيز موجب محبت مى‌شود: ديندارى، تواضع و سخاوت.

همچنين مى‌فرمايد:

«ثَلاثَةٌ يُوجِبْنَ الَمحَبَّةَ حُسْنُ الْخُلْقِ وَ حُسْنُ الرِّفْقِ وَالتَّواضُعُ»[3]

سه چيز موجب محبّت مى‌شود: نيك خلقى، نيك‌رفتارى و تواضع.

تأثير فضايل اخلاقى در جلب محبّت همسر و تأمين سعادت خانوادگى به اندازه‌اى است كه انسان اگر هم داراى اين فضايل نباشد، به خاطر تداوم سعادتمندانه زندگى مشترك و در امان ماندن از آفات فراوان آن، بايد نهايت سعى خود را در تحصيل آنها به كار گيرد. امام صادق7در اين باره فرمود:

«إِنَّ الْمَرْءَ يَحْتاجُ فى‌ مَنْزِلِهِ وَ عِيالِهِ الى‌ ثَلاثِ خِصالٍ يَتَكَلَّفُها وَ انْ لَمْ يَكُنْ فى‌ طَبْعِهِ ذلِكَ مُعاشَرَةٌ جَميلَةٌ وَسِعَةٌ بِتَقْديرٍ وَ غَيْرَةٌ بِتَحْصينٍ»[4]

هر مردى نيازمند است كه در خانه و خانواده‌اش سه خصلت را بر عهده گيرد گر چه عادتش‌

[1]- بحارالانوار، ج 77، ص 166

[2]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 342

[3]- همان، ج 3، ص 244

[4]- سفينة البحار، ج 2، ص 328