درس دهم: وظايف متقابل همسران (1)
انسان قبل از ازدواج از مسؤوليّت اداره زندگى مشترك بر كنار بوده و تنها در ابعاد فردى و اجتماعى زندگى خود مسؤول است، اما بعد از ازدواج، مسؤوليّت سنگين ديگرى بر عهده او قرار مىگيرد و آن احساس وظيفه در برابر همسر است.
چنين وظايفى كه ما جنبه اخلاقى آن را مدّ نظر داريم، برخى ويژه زن يا شوهر و برخى مشترك ميان هر دو است.
پايبند بودن به اين وظايف، زمينههاى اختلاف و ناراحتى را در زندگى مشترك كاهش داده، صفا و صميميّت خانوادگى را به ارمغان مىآورد. بر عكس، سهلانگارى نسبت به هر يك، پيامدهاى ناگوارى در پى خواهد داشت.
در اين درس و درسهاى آينده به بيان وظايف متقابل و مشترك همسران مىپردازيم.
جلب محبّت همسر
منظور از جلب محبّت همسر اين است كه انسان از راههاى صحيح و مطلوب، عواطف انسانى او را تحريك كرده، علاقه او را نسبت به خود و كانون گرم خانواده تشديد نمايد و در حدّ امكان، رضايت خاطرش را فراهم كند.
جلب محبّت همسر، يك روش عملى براى تحكيم روابط خانوادگى است. دوستى و محبّت زن و شوهر نسبت به يكديگر هر چند از ابتدا در كانون خانواده وجود دارد، امّا براى تداوم و تحكيم هر چه بيشتر آن، بايد تلاشى دو جانبه صورت گيرد. امير مؤمنان على7مىفرمايد:
«بِا لتَّوَدُّ دِتَتَأَكَّدُ الَمحَبَّةُ»[1]
با ابراز دوستى، محبّت محكمتر مىشود.
ضرورت جلب محبّت همسر زمانى آشكار مىشود كه زندگى مشترك از مراحل مقدّماتى بگذرد و وارد مسائل مهمّ و جدّى شود، يعنى آن گاه كه مشكلات، درگيريها و كشمكشهاى زندگى، اعصاب زن و شوهر را فرسوده ساخته، علاقه آنها را نسبت به يكديگر كم كند و زندگى مشترك آنها را، دستخوش نابسامانيها گرداند.
راههاى جلب محبّت همسر
براى ايجاد محبّت و توجّه بيشتر زن و شوهر به يكديگر، راههايى وجود دارد كه با توجّه به شرايط گوناگون روحى و اخلاقى افراد، مختلف است و ما به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
1- برخورد نيكو
در فراز و نشيب زندگى و در محيط كار و خانواده، با گشادهرويى و خوشاخلاقى و برخورد نيكو، مىتوان محيطى سالم و آكنده از محبّت و صميميت به وجود آورد. امير مؤمنان7فرمود:
«بِحُسْنِ الْعِشْرَةِ تَدُومُ الْوُصْلَةُ»[2]
برخورد شايسته، مايه تداوم پيوند است.
براى جلب محبّت همسر بايد هر كار معقول و پسنديدهاى را انجام داد. به عنوان مثال، از ابتداى ورود به خانه، زن و شوهر با سلام و احوالپرسى و گشادهرويى با يكديگر برخورد كنند. در بعضى از روايات، رفتار شايسته زن در هنگام ورود شوهر به خانه، از جمله حقوق مرد بر زن شمرده شده است، چنان كه رسول خدا6فرمود:
[1]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 237
[2]- همان، ص 220
«حَقُّ الرَّجُلِ عَلَى الْمَرْأَةِ ... انْ تَسْتَقْبِلَهُ عِنْدَ بابِ بَيْتِها فَتُرَحِّبَ»[1]
حق مرد بر زن اين است كه ... هنگام ورود تا درِ خانه استقبالش كند و به وى خوش آمد گويد.
بديهى است كه چنين برخوردى، محبّت به زن را در قلب شوهر افزايش داده، خستگى كار روزانه را برطرف كرده و زندگى را دلپذير و جذّاب مىسازد.
. 2- سپاسگزارى
زن كه تمام تلاش خود را وقف زندگى خانوادگى كرده است، سزاوار تقدير و تشكّر از سوى شوهر مىباشد. در اين صورت، با دلگرمى بيشتر به تلاش خود ادامه داده، لطف و احسان خود را با حرارت زيادترى تقديم همسر و فرزندانش مىكند، ولى اگر زحماتش ناديده گرفته شود، بتدريج شور و نشاطش به دلسردى و پژمردگى تبديل خواهد شد.
امام صادق7مىفرمايد:
«مَكْتُوبٌ فِى التَّوْراةِ: اشْكُرْ مَنْ انْعَمَ عَلَيْكَ وَ انْعِمْ عَلى مَنْ شَكَرَكَ فَانَّهُ لا زَوالَ لِلنَّعْماءِ اذا شُكِرَتْ وَ لا بَقاءَ لَها اذا كُفِرَتْ ...»[2]
در تورات نوشته است: سپاسگزارى كن از كسى كه به تو احسان كرد و احسان كن به كسى كه از تو سپاسگزارى كرد، زيرا نعمتها با سپاسگزارى پايدارند و با ناسپاسى ناپايدار.
. 3- هديه دادن
هديه دادن كه نشانگر محبّت و ارادت قلبى افراد نسبت به يكديگر است، در زندگى مشترك خانوادگى از اهميّت بيشترى برخوردار است و موجب افزايش محبّت زن نسبت به شوهرش مىشود و كينهها و دشمنيها را از بين مىبرد. از اين رو، شايسته است كه شوهر به تناسب امكانات خود، هداياى مناسبى تهيّه كرده، بويژه در مناسبتهاى گوناگون و نيز پس از بازگشت از مسافرت- كه بطور معمول همسر در انتظار او نشسته است- به او تقديم كند. رسول خدا6مىفرمايد:
[1]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 254
[2]- اصول كافى، ج 2، ص 149
«الْهَدِيَّةُ تُورِثُ الْمَوَدَّةَ وَ تَجْدِرُ الْاخُوَّةَ وَ تَذْهَبُ الضَّغينَةَ، تَهادُوا تُحابُّوا»[1]
هديه موجب مودّت و پايدارى برادرى مىشود و كينهها را از بين مىبرد، به يكديگر هديه دهيد تا رشته محبّتتان استوار شود.
. 4- آراستگى به ديگر فضايل اخلاقى
آراسته شدن به ديگر فضايل اخلاقى همچون صبر، گذشت، ملايمت، احسان، سخاوت، انصاف، تواضع، حسن خلق و ديگر اوصاف شايسته در جلب محبّت همسر بسيار مؤثّر است. امير مؤمنان7فرمود:
«ثَلاثَةٌ يُوجِبْنَ الَمحَبَّةَ: الدّينُ وَالتَّواضُعُ وَالسَّخا»[2]
سه چيز موجب محبت مىشود: ديندارى، تواضع و سخاوت.
همچنين مىفرمايد:
«ثَلاثَةٌ يُوجِبْنَ الَمحَبَّةَ حُسْنُ الْخُلْقِ وَ حُسْنُ الرِّفْقِ وَالتَّواضُعُ»[3]
سه چيز موجب محبّت مىشود: نيك خلقى، نيكرفتارى و تواضع.
تأثير فضايل اخلاقى در جلب محبّت همسر و تأمين سعادت خانوادگى به اندازهاى است كه انسان اگر هم داراى اين فضايل نباشد، به خاطر تداوم سعادتمندانه زندگى مشترك و در امان ماندن از آفات فراوان آن، بايد نهايت سعى خود را در تحصيل آنها به كار گيرد. امام صادق7در اين باره فرمود:
«إِنَّ الْمَرْءَ يَحْتاجُ فى مَنْزِلِهِ وَ عِيالِهِ الى ثَلاثِ خِصالٍ يَتَكَلَّفُها وَ انْ لَمْ يَكُنْ فى طَبْعِهِ ذلِكَ مُعاشَرَةٌ جَميلَةٌ وَسِعَةٌ بِتَقْديرٍ وَ غَيْرَةٌ بِتَحْصينٍ»[4]
هر مردى نيازمند است كه در خانه و خانوادهاش سه خصلت را بر عهده گيرد گر چه عادتش
[1]- بحارالانوار، ج 77، ص 166
[2]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 342
[3]- همان، ج 3، ص 244
[4]- سفينة البحار، ج 2، ص 328
نباشد: معاشرت شايسته، گشاده دستى حساب شده و غيرت و حفظ ناموس.
صبر و خويشتندارى در برابر ناملايمات زودگذر زندگى مشترك، از جمله صفات اخلاقى است كه در رفع كدورت بين مرد و زن و جلب محبّت همسر، نقش مهمّى دارد.
كسى كه در رويارويى با هر مسأله ناگوارى به ديگران پناه برده و حلّ مشكل خانوادگى خود را در شكايت از همسر مىجويد، نه تنها به بهتر شدن زندگى خود كمك نكرده، بلكه اسباب نابسامانى بيشتر را فراهم مىسازد. رسول خدا6مىفرمايد:
«إِنّى لَابْغِضُ الْمَرْأَةَ تَخْرُجُ مِنْ بَيْتِها تَجُرُّ ذَيْلَها تَشْكُو زَوْجَها»[1]
من زنى را كه از خانه خود دامن كشان براى شكايت از شوهر بيرون رود، دشمن مىدارم.
زشتى اين كار ناشايست، منحصر به زنان نيست و شامل مردانى كه با ديدن هر امر نامطلوبى به جاى اصلاح همسر، به افشاى عيبهاى او و سبك كردن او نزد ديگران مىپردازند، نيز مىشود. بنابراين، دو طرف بايد با متانت و بردبارى به حل مشكل بپردازند و قدرى كوتاه بيايند. پيامبر اسلام6مىفرمايد:
«خَيْرُ نِسائِكُمُ الَّتى إِنْ غَضِبَتْ اوْ غَضِبَ تَقُولُ لِزَوْجِها يَدى فى يَدِكَ لا اكْتَحِلُ عَيْنى بِغَمْضٍ حَتَّى تَرْضى عَنّى»[2]
بهترين زنان شما زنى است كه وقتى او يا شوهرش خشمگين شود، به شوهرش بگويد: دست من در دست توست و خواب را به چشمم راه نمىدهم تا وقتى كه از من راضى شوى.
تحصيل رضايت خاطر همسر كه تا اين حدّ مورد تحسين پيامبر اكرم6قرار گرفته، مسألهاى نيست كه منحصر به زن باشد، بلكه هر يك از زن و شوهر كه در كسب صفات والاى اخلاقى، موفقتر و از فضايل بيشترى برخوردار باشد، به جاى توقع از همسر، خود پيشقدم چنين رفتار شايستهاى خواهد بود.
[1]- نهج الفصاحه، ص 194
[2]- بحارالانوار، ج 100، ص 239
خلاصه
هر انسانى پس از ازدواج، نسبت به همسرش وظايفى پيدا مىكند كه پايبندى به آن وظايف موجب كاهش زمينههاى اختلاف و نارضايتى و افزايش صفا و صميميت خانوادگى است و سهل انگارى نسبت به آنها، پيامدهاى ناگوارى را به بار مىآورد.
جلب محبّت همسر از جمله وظايف مشترك بين زن و مرد است و مراعات آن باعث تداوم و تحكيم هر چه بيشتر كانون خانواده مىگردد؛ چنانچه برخورد نيكو و شايسته و سپاسگزارى از زحمات همسر و هديه دادن به او و نيز خود را به فضايل اخلاقى آراستن مانند صبر، گذشت، تواضع و ... از راههاى ايجاد محبت بين زن و شوهر است و در مقابل، برخورد ناپسند، ناديده گرفتن زحمات و تلاش همسر و بىتوجهى به خواستههاى او، كانون زندگى را متزلزل و زندگى مشترك را دستخوش نابسامانيها مىگرداند. از اين رو، معصومين:پيروان خود را به نيك خلقى، نيك رفتارى و تواضع سفارش كردهاند و معاشرت شايسته، گشاده دستى، غيرت و حفظ ناموس را در مردان موجب تحكيم روابط سالم خانوادگى دانستهاند.
پرسش
1- منظور از جلب محبّت همسر چيست؟
2- راههاى جلب محبت همسر كدام است؟
3- نقش هديه دادن در ايجاد محبت چيست؟
4- نقش قدردانى از همسر در تحكيم روابط خانوادگى كدام است؟
5- تأثير فضايل اخلاقى در جلب محبّت همسر را بيان كنيد.
درس يازدهم: وظايف متقابل همسران (2)
خوش اخلاقى
مقصود از خوش اخلاقى، برخوردارى از ويژگيها و صفات ارزشمندى است كه در كردار و گفتار انسان تجلّى پيدا مىكند. خوش زبانى، احترام به اشخاص، فروتنى، سعه صدر، سلام كردن، دلجويى و مهربانى از مصاديق خوش اخلاقى به شمار مىروند.
نيكخويى با مردم بويژه با همسر و فرزندان، تأثير عميقى در شخصيّت انسان مىگذارد و جامعه و محيط خانواده را آكنده از صفا و صميميّت مىكند. امام صادق7فرمود:
«لا عَيْشَ اهْنَأُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ»[1]
هيچ زندگانىاى گواراتر از خوشاخلاقى نيست.
ريشه بسيارى از خوبيها و اعمال پسنديده در نيك خويى و خوش رفتارى نهفته است. امير مؤمنان على7فرمود:
«حُسْنُ الْخُلْقِ رَأْسُ كُلِّ بِرٍّ»[2]
نيكخلقى، منشأ هر نيكى است.
برخوردارى از زندگى محبّتآميز و دوستانه و به دور از نگرانيهاى روحى در سايه
[1]- بحارالانوار، ج 71، ص 389
[2]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 393
خوشرفتارى كه از نعمتهاى الهى و فضايل اخلاقى است، ميسّر مىشود. در اين درس، مطالبى را درباره موجبات، مظاهر و آثار خوشاخلاقى بيان مىكنيم:
الف- موجبات خوش اخلاقى
بعضى از صفات اخلاقى، ريشه در توراث و تربيت خانوادگى دارند. از نشانههاى كرامت نفس و بزرگ منشى، خوش اخلاقى است. حضرت على7فرمود:
«حُسْنُ الْأَخْلاقِ بُرْهانِ كَرَمِ الْأَعْراقِ»[1]
نيكخويى نشانه اصيل بودن ريشه است.
با اين وصف، كسانى كه بداخلاقند و يا از صفات ارزشمند اخلاقى كمبهرهاند، مىتوانند در پرتو سعى و كوشش و با ايجاد و پرورش فضايل اخلاقى به اصلاح رفتار و كردار خود پرداخته، موجبات خوشاخلاقى را فراهم كنند. از اين رو، به بيان دو عامل مهم كه در زمينه رشد و پرورش خوشاخلاقى مؤثر است، مىپردازيم:
1- ايمان
گرچه خوش رفتارى از صفات پسنديده انسانى است، ولى از آنجا كه «دين» و «مذهب» در بارورى بيشتر صفات اخلاقى، كمك شايانى مىكنند و سفارشها و توصيههاى زيادى در جهت نيكخويى به متديّنان دارند. از اين رو، هر كس كه از ايمان بيشتر برخوردارباشد، از رفتار نيكو و كرامتهاى اخلاقىِ بيشترى بهرهمند است.[2]پيامبر اكرم6فرمود:
«الْخُلْقُ الْحَسَنُ نِصْفُ الدّينِ»[3]
اخلاق نيك، نصف دين ا ست.
در سخنى ديگر، اسلام و مسلمانى را در خوشاخلاقى معرفى كرده مىفرمايد:
[1]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 392
[2]- ايمان يكى از عوامل رشد خوشاخلاقى است، ولى ممكن است كسى ايمان داشته باشد، ليكن به خاطر فقدان عوامل ديگر، خوشاخلاق نباشد، بر عكس آن هم امكان دارد
[3]- بحارالانوار، ج 71، ص 385