درس يازدهم: وظايف متقابل همسران (2)
خوش اخلاقى
مقصود از خوش اخلاقى، برخوردارى از ويژگيها و صفات ارزشمندى است كه در كردار و گفتار انسان تجلّى پيدا مىكند. خوش زبانى، احترام به اشخاص، فروتنى، سعه صدر، سلام كردن، دلجويى و مهربانى از مصاديق خوش اخلاقى به شمار مىروند.
نيكخويى با مردم بويژه با همسر و فرزندان، تأثير عميقى در شخصيّت انسان مىگذارد و جامعه و محيط خانواده را آكنده از صفا و صميميّت مىكند. امام صادق7فرمود:
«لا عَيْشَ اهْنَأُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ»[1]
هيچ زندگانىاى گواراتر از خوشاخلاقى نيست.
ريشه بسيارى از خوبيها و اعمال پسنديده در نيك خويى و خوش رفتارى نهفته است. امير مؤمنان على7فرمود:
«حُسْنُ الْخُلْقِ رَأْسُ كُلِّ بِرٍّ»[2]
نيكخلقى، منشأ هر نيكى است.
برخوردارى از زندگى محبّتآميز و دوستانه و به دور از نگرانيهاى روحى در سايه
[1]- بحارالانوار، ج 71، ص 389
[2]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 393
خوشرفتارى كه از نعمتهاى الهى و فضايل اخلاقى است، ميسّر مىشود. در اين درس، مطالبى را درباره موجبات، مظاهر و آثار خوشاخلاقى بيان مىكنيم:
الف- موجبات خوش اخلاقى
بعضى از صفات اخلاقى، ريشه در توراث و تربيت خانوادگى دارند. از نشانههاى كرامت نفس و بزرگ منشى، خوش اخلاقى است. حضرت على7فرمود:
«حُسْنُ الْأَخْلاقِ بُرْهانِ كَرَمِ الْأَعْراقِ»[1]
نيكخويى نشانه اصيل بودن ريشه است.
با اين وصف، كسانى كه بداخلاقند و يا از صفات ارزشمند اخلاقى كمبهرهاند، مىتوانند در پرتو سعى و كوشش و با ايجاد و پرورش فضايل اخلاقى به اصلاح رفتار و كردار خود پرداخته، موجبات خوشاخلاقى را فراهم كنند. از اين رو، به بيان دو عامل مهم كه در زمينه رشد و پرورش خوشاخلاقى مؤثر است، مىپردازيم:
1- ايمان
گرچه خوش رفتارى از صفات پسنديده انسانى است، ولى از آنجا كه «دين» و «مذهب» در بارورى بيشتر صفات اخلاقى، كمك شايانى مىكنند و سفارشها و توصيههاى زيادى در جهت نيكخويى به متديّنان دارند. از اين رو، هر كس كه از ايمان بيشتر برخوردارباشد، از رفتار نيكو و كرامتهاى اخلاقىِ بيشترى بهرهمند است.[2]پيامبر اكرم6فرمود:
«الْخُلْقُ الْحَسَنُ نِصْفُ الدّينِ»[3]
اخلاق نيك، نصف دين ا ست.
در سخنى ديگر، اسلام و مسلمانى را در خوشاخلاقى معرفى كرده مىفرمايد:
[1]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 392
[2]- ايمان يكى از عوامل رشد خوشاخلاقى است، ولى ممكن است كسى ايمان داشته باشد، ليكن به خاطر فقدان عوامل ديگر، خوشاخلاق نباشد، بر عكس آن هم امكان دارد
[3]- بحارالانوار، ج 71، ص 385
«الْاسْلامُ حُسْنُ الْخُلْقِ»[1]
دين اسلام، خوش اخلاقى است.
در زندگى خانوادگى خوش اخلاقى همسران با يكديگر تا حدّ زيادى از ايمان و باور قلبى آنان سرچشمه مىگيرد. انسانى كه به خاطر توصيههاى دينى باور دارد كه بداخلاقى با همسر و فرزندان موجب عذاب الهى و از آن جمله فشار قبر است، بطور قطع در برخورد و روش اخلاقى خود دقّت خواهد كرد تا خشنودى خدا را به دست آورد و برخلاف رضاى حق قدمى بر ندارد و جز نيكخويى و گشادهرويى از او مشاهده نشود.
در روايتى آمده است كه به پيامبر اكرم6خبر دادند كه فلان شخص زن خوبى است، روزها روزه دارد و شبها عبادت مىكند، ولى بداخلاق است و با زبانش همسايگان را آزار مىدهد. پيامبر6فرمود:
«لا خَيْرَ فيها، هِىَ مِنْ اهْلِ النَّارِ»[2]
هيچ خير و خوبى در او نيست، وى اهل دوزخ است.
براى روشن شدن تأثير بداخلاقى در گرفتار شدن انسان به عذاب الهى، تأمّل در ماجراى دفن «سعد بن معاذ» سودمند است. پيامبر اكرم6در مراسم تدفين سعد بن معاذ كه مجاهد و يار با وفاى آن حضرت بود، از او تجليل كرد و احترام زيادى برايش قائل شد. مادر سعد وقتى رفتار پيامبر6را مشاهده كرد، گفت: پسرم! بهشت بر تو گوارا باد. رسول خدا6فرمود: واى مادر سعد! اين گونه قضاوت مكن، زيرا سعد اكنون گرفتار فشار قبر است. ياران پيامبر6باتعجّب پرسيدند: با اين همه احترام و تجليل شما، چرا او دچار فشار قبر است؟ حضرت فرمود:
«انَّهُ كانَ فى خُلْقِهِ مَعَ اهْلِهِ سُوءً»[3]
[1]- كنز العمال، ج 3، ص 17
[2]- بحارالانوار، ج 71، ص 394
[3]- همان، ج 73، ص 298- 299
او در رفتار با خانوادهاش مختصر تندى داشته است.
2- تمرين
تمرين يكى از عوامل رشد و پرورش صفات اخلاقى است. براى انجام رفتار و كردار پسنديده، بايد تمرين كرد تا به آن عادت نمود. حضرت امير7فرمود:
«عَوِّدْ نَفْسَكَ فِعْلَ الْمَكارِمِ»[1]
نفست را به انجام اعمال پسنديده عادت ده.
تمرين و تكرار نسبت به يك خصلت زيبا يا زشت، آن را به صورت عادت يا طبيعت دوّم انسان در مىآورد. حضرت على7فرمود:
«الْعادَةُ طَبْعٌ ثانٍ»[2]
عادت، طبيعت دوم است.
وقتى چيزى به صورت عادت درآمد، بتدريج اعضا و جوارح انسان را كنترل كرده، بر وجود او مسلّط مىشود؛ به فرموده امير مؤمنان7:
«لِلْعادَةِ عَلى كُلِّ انْسانٍ سُلْطانٌ»[3]
عادت بر هر انسانى حكومت مىكند.
در هر ازدواجى، زن و شوهر به محيطى قدم مىگذارند كه زندگى در آن براى آنان تازگى دارد. از اين رو، بر آنان لازم است در رفتارشان با يكديگر به فضايل اخلاقى و آداب متناسب با زندگى خانوادگى توجّه داشته باشند و با تمرين براى ايجاد و كسب ارزشهاى اخلاقى بكوشند تا كمكم به صورت ملكه درآيد، بگونهاى كه بدون هيچ زحمتى و براحتى با همسر و فرزندان خويش، رفتار نيك داشته باشد. همان حضرت فرمود:
[1]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 329
[2]- همان، ج 1، ص 185
[3]- همان، ج 5، ص 28
«كَفى بِفِعْلِ الْخَيْرِ حُسْنَ عادَةٍ»[1]
عادت نيكو براى انجام عمل نيك، كفايت مىكند.
ب- مظاهر خوش اخلاقى
در محيط خانه و خانواده، به صورتهاى گوناگون مىتوان خوش اخلاقى را نشان داد و محبّت و صميميت را به ارمغان برد. اينك دو جلوه زيباى خوش اخلاقى را كه تأثير بسيارى در ايجاد انس و مودّت ميان همسران دارد، توضيح مىدهيم.
1- نرمخويى
از ويژگيهاى افراد مؤمن، نرمخويى و رفتار توأم با ملاطفت و فروتنى است. امير مؤمنان7فرمود:
«انَّ الْمُؤْمِنينَ هَيِّنُونَ لَيِّنُونَ»[2]
همانا مؤمنان، فروتن و نرمخويند.
رفتار زن و شوهر براساس نرمخويى، بذر دوستى و صفا را در دل مىكارد و كينه و اختلاف را از بين مىبرد. همان حضرت فرمود:
«وَ مَنْ تَلِنْ حاشِيَتُهُ يَسْتَدِمْ مِنْ قَوْمِهِ الْمَوَدَّةَ»[3]
هركس خوى نرمترى دارد از محبّت دايمى دودمانش برخوردار خواهد بود.
با نرمخويى، توفيق انسان در زندگى توأم با صلح و آرامش بيشتر مىشود، زيرا بازتاب منفى نداشته، موجب همكارى ديگران با انسان نرمخو خواهد بود. گاهى هم نرمخويى با افراد خشمناك و درشتخو، مايه خوش رفتارى آنان مىگردد. اين مسأله در محيط خانواده به شكل بارزترى خودنمايى مىكند، بدين جهت، نرمخويى بهترين روش براى موفقيّت در خانواده و پرهيز از اختلافات و درگيرى است. امير مؤمنان7فرمود:
[1]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 577
[2]- همان، ج 2، ص 540
[3]- بحارالانوار، ج 40، ص 163
«لَنْ لِمَنْ غالَظَكَ فَانَّهُ يُوشِكُ أَنْ يَلينَ لَكَ»[1]
در برابر كسى كه با تو درشتى مىكند، نرمخو باش، زيرا زود باشد كه نسبت به تو نرمخويى كند.
البتّه مقصود از نرمخويى، سستى و بىتفاوتى نيست، چرا كه مؤمنان در عين حال كه نرمخو هستند، از سستى و كسالت به دورند و در حالى كه قاطع و جدّى هستند، از خشونت و تندخويى بركنارند. همان امام فرمود:
«كُنْ لَيِّناً مِنْ غَيْرِ ضَعْفٍ، شَديداً مِنْ غَيْرِ عُنْفٍ»[2]
نرم باش بدون ضعف، سخت باش بدون خشونت.
2- نرم زبانى
يكى ديگر از مظاهر خوشاخلاقى، نرم زبانى و خوش گفتارى است. مقصود از نرمزبانى اين است كه انسان براى بيان مقاصد خود از سخنان ملايم و گفتار محترمانه استفاده كند و از خشونت و تندى در گفتار بپرهيزد. قرآن كريم، يكى از آداب تبليغ و دعوت را نرم زبانى دانسته، خطاب به حضرت موسى و هارون8مىفرمايد:
«فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً»[3]
پس به نرمى با او (فرعون) سخن بگوييد.
نرمزبانى در محيط خانواده، اغلب زمينه درگيرى و ناراحتى را از بين برده، مسائل اختلافى را حل مىنمايد و محبّت و سازگارى را در كانون خانواده حكمفرما مىكند.
اميرمؤمنان7فرمود:
«عَوِّدْ لِسانَكَ لينَ الْكَلامِ وَ بَذْلَ السَّلامِ يَكْثُرْ مُحِبُّوكَ وَ يَقِلَّ مُبْغِضُوكَ»[4]
[1]- نهج البلاغه، فيض الاسلام، نامه 31، ص 932
[2]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 65
[3]- طه( 20)، آيه 44
[4]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 329
زبانت را به گفتار نرم و سلام دادن عادت بده، تا دوستانت زياد و دشمنانت كم شوند.
بين اخلاق و گفتار انسان، ارتباط كامل وجود دارد و هرگونه تغيير در اخلاق، تأثير عميقى در شيوه بيان و نوع گفتار انسان مىگذارد. به عنوان مثال، در گفتار انسان بداخلاق، تندى و خشونت موج مىزند و قسمت زيادى از بدخلقى او از مجراى گفتارش بروز پيدا مىكند. برعكس، اخلاق نيكو در گفتار نيز تأثير نيكويى خواهد گذاشت و سخن انسان را از لطافت خاصى برخوردار مىسازد. امير مؤمنان7فرمود:
«إِذا حَسُنَ الْخُلْقُ لَطُفَ النُّطْقُ»[1]
هنگامى كه اخلاق نيكو شود، سخن لطيف گردد.
. ج- آثار خوشاخلاقى
نقش حسن خلق در تأمين سعادت زندگى خانوادگى بسيار عميق و فراگير است و در تمام شؤون زندگى از قبيل روابط اخلاقى زن و شوهر و نيز شيوه تربيت فرزندان، اثر مىگذارد. در اينجا تنها به دو اثر ارزنده آن بسنده مىكنيم:
1- ايجاد انس و محبّت
انس و محبّت از نيازهاى ابتدايى و ضرورى كانون خانواده است و زندگى بدون آن دچار نابسامانيهاى فراوان مىشود. انس زن و شوهر نسبت به يكديگر، جز در پرتو خوشاخلاقى و نيك رفتارى حاصل نمىشود. هر كس كه دوستدار محبت و خواهان نفوذ در دل ديگران است، هيچ راهى بهتر از خوشاخلاقى نخواهد داشت. امير مؤمنان7فرمود:
«عَلَيْكَ بِحُسْنِ الْخُلْقِ فَانَّهُ يُكْسِبُكَ الَمحَبَّةَ»[2]
خوشخلق باش، كه برايت جلب محبّت مىكند.
انسان خوشاخلاق همواره با زبانى نرم با ديگران سخن مىگويد، بدين جهت آنان را
[1]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 329
[2]- همان، ج 3، ص 143
تحت تأثير قرار داده، محبتشان را به خود جلب مىكند. حضرت على7فرمود:
«بِلينِ الْجانِبِ تَأْنِسُ النُفُوسُ»[1]
بر اثر نرمخويى، ديگران با انسان مأنوس مىشوند.
كسى كه همواره با همسرش بدخلقى و بدرفتارى مىكند و با زبانى تند و خشن با ا و سخن مىگويد، نبايد انتظار داشته باشد كه همسرش با او مأنوس شده، نسبت به او عواطف و احساسات دوستانهاى ابراز كند. بداخلاقى و خشونت، جز به دورى همسران از يكديگر و سركوبى عواطف محبتآميز آنها منجر نمىشود. تنها در پرتو خوش خوشاخلاقى با همسر است كه مىتوان انس و محبت را در محيط خانواده به وجود آورد و رشته دوستى را محكم نمود. حضرت على7فرمود:
«حُسْنُ الْخُلْقِ يُورِثُ الَمحَبِّةَ وَ يُؤَكَّدُالْمَوَدَّةَ»[2]
خوشاخلاقى محبت را به همراه مىآورد و دوستى را پايدار مىسازد.
2- از بين رفتن زمينه اختلافات
خوشاخلاقى يكى از بهترين روشهاى حلّ مشكلات و درگيريهاى خانوادگى است و با آب نيكخويى مىتوان آتش خشونت و كدورت را خاموش ساخت و محيطى آكنده از صفا و دوستى به وجود آورد و زندگى را شيرين ساخت؛ بدين جهت امير مؤمنان7فرمود:
«بِحُسْنِ الْخُلْقِ يَطيبُ الْعَيْشُ»[3]
با خوشاخلاقى زندگى شيرين و نيكو مىشود.
همچنين فرمود:
[1]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 217
[2]- همان، ص 418
[3]- همان، ص 218