بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 101

ملكه عفت كه بر اثر انجام دستورات دينى و بندگى خدا حاصل مى‌شود، از برترين عبادتها به شمار مى‌آيد. امام صادق7فرمود:

«افْضَلُ الْعِبادَةِ الْعَفافُ»[1]

برترين عبادت، عفت (و پاكدامنى) است.

عفاف، جهادى پيگير با نفس امّاره است و انسان را در رديف مجاهدان شهيد و فرشتگان الهى قرار مى‌دهد. حضرت على7فرمود:

«مَا الُمجاهِدُ الشَّهيدُ فى‌ سَبيلِ اللَّهِ بِاعْظَمَ اجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ، لَكادَ الْعَفيفُ انْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلائِكَةِ»[2]

پاداش مجاهد شهيد در راه خدا، از كسى كه قدرت بر فساد دارد، امّا عفّت مى‌ورزد، بيشتر نيست. نزديك است كه انسان عفيف، فرشته‌اى از فرشتگان باشد.

عوامل حفظ عفت‌

دستيابى به ملكه عفت، با شناخت و به كارگيرى و تقويت عواملى است كه در ايجاد، رشد و شكوفايى آن نقش اساسى دارد. برخى از اين عوامل عبارت است از:

الف- غيرت:

صفت پسنديده غيرت، عاملى است كه انسان را از ارتكاب فساد و تباهى حفظ كرده، موجب پاكى او مى‌گردد. اين امر نشانگر رابطه مستقيم صفت غيرت و مردانگى با پاكدامنى انسان است؛ از اين رو، هر كس به قدر بهره‌مندى از مردانگى، از پاكدامنى نيز برخوردار خواهد بود. امير مؤمنان7فرمود:

«قَدْرُ الرَّجُلِ عَلى‌ قَدْرِ هِمَّتِهِ ... وَ عِفَّتُهُ عَلى‌ قَدْرِ غَيْرَتِهِ»[3]

ارزش مرد به اندازه همت او ... و عفتش به اندازه غيرت اوست.

[1]- بحارالأنوار، ج 71، ص 269

[2]- نهج‌البلاغه، حكمت 466، ص 1303

[3]- همان، حكمت 44، ص 1110


صفحه 102

انسانهاى بى‌غيرت در پى آلودگى جنسى و خيانت به ناموس ديگران هستند و عفت عمومى را جريحه‌دار مى‌كنند، ولى غيرتمندان نه خود را به هوسرانيهاى زودگذر سرگرم مى‌كنند، نه زمينه فساد را براى ديگران آماده مى‌كنند و نه نسبت به بى‌عفتى خانواده‌هايشان بى‌اعتنا هستند.

در زندگى خانوادگى، زن و مرد وظيفه دارند كه با ديگر مردان و زنان نامحرم، رابطه برقرار نسازند و از چشم‌چرانى، هوسرانى و پيروى از خواهشهاى نفسانى خوددارى كنند و با داشتن غيرت، خود را به صفات زيباى اخلاقى بيارايند. حضرت امير7فرمود:

«ما زَنى‌ غَيُورٌ قَطُّ»[1]

غيرتمند، هرگز زنا نمى‌كند.

در نظام خانواده، شوهر غيرتمند بايد علاوه بر حفظ خود، همسرش را نيز از انجام كارهايى كه موجب لكّه‌دار شدن عفت خانواده مى‌گردد، باز دارد و گفتگوها، حجاب و پوشش، رفت و آمد، معاشرت و مهمانيها را كنترل كند تا با مراقبت صحيح- نه افراطى- از خطرات احتمالى جلوگيرى شود.

ب- تأمين نيازهاى جنسى:

بدون شك كسى كه در محيط خانواده، نيازهاى غريزى خود را از طريق صحيح و مشروع تأمين كند، براحتى مى‌تواند در محيط بيرون و در برخورد با زمينه‌هاى فساد جنسى، خويشتن را كنترل كرده، پاسدار عفت فردى و عمومى گردد و در رفع مشكلات اخلاقى جامعه سهيم باشد.

گر چه تأمين نيازهاى جنسى از وظايف مشترك زن و مرد در زندگى زناشويى است، ولى اين وظيفه بيشتر بر دوش زن قرار دارد، زيرا مرد به علّت حضور بيشتر در جامعه و تهاجمى بودن غريزه‌اش در معرض خطر بيشترى قرار دارد و اگر از طرف همسرش بدرستى ارضا نشود، خطر انحراف و آلودگى، او را تهديد مى‌كند. بدين جهت، امام صادق7يكى از وظايف زن را چنين بيان مى‌كند:

[1]- شرح غررالحكم، ج 6، ص 54


صفحه 103

«تَعْرِضُ نَفْسَها عَلَيْهِ غُدْوَةً وَ عَشِيَّةً»[1]

زن بايد صبح و شب خود را در اختيار همسرش قرار دهد.

ارضاى غرايز در محيط خانواده، داراى فوايد فردى و اجتماعى فراوان است. ايجاد توانايى بيشتر براى حفظ عفت، پيشگيرى از ابتلا به بيماريهاى روحى و ناراحتيهاى روانى عميق- كه از عقده جنسى ناشى مى‌شود- تحكيم علاقه زناشويى زن و مرد و تداوم محبّت‌آميز زندگى خانوادگى، از آثار تأمين نيازهاى جنسى است.

ج- آراستگى همسر:

زيبادوستى و زيباطلبى از امور فطرى انسانهاست. هر انسانى از زيبايى و آراستگى لذّت مى‌برد و ژوليدگى و زشتى را بر خود روا نمى‌دارد. يكى از راههاى عفيف ماندن زن و مرد آن است كه هر يك خود را براى ديگرى بيارايد. لباس تميزتر، آرايش بيشتر، خوشخويى و خوشبويى افزونتر، زيبايى و نشاط محيط خانواده را دوچندان مى‌كند. از اين رو، زياد سفارش شده است كه زن، براى همسرش آرايش كند. امام صادق7فرمود:

«وَ لا يَنْبَغى‌ لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُعَطِّلَ نَفْسَها وَ لَوْ انْ تَعَلَّقَ فى‌ عُنُقِها قِلادَةً وَ لا يَنْبَغى‌ انْ تَدَعَ يَدَها مِنَ الْخِضابِ وَ لَوْ انْ تَمْسَحَها مَسْحاً بِالْحَناءِ وَ انْ كانَتْ مُسِنَّةً»[2]

شايسته نيست زن، خود را [بدون زينت‌] رها كند، گر چه با آويزان كردن گردنبندى باشد و سزاوار نيست دستش را بدون رنگ بگذارد، اگر چه با كمى حنا باشد، هر چند آن زن سالخورده باشد.

در مقابل، زن نيز از شوهرش انتظار دارد كه به وضع ظاهرى خود رسيدگى كند؛ لباس پاكيزه بپوشد، بوى خوش استعمال كند و همواره آراسته و زيبا باشد. اين آراستگى نقش بسزايى در پاكدامنى زن خواهد داشت؛ و در مقابل، بى‌توجهى مرد به آراستگى و نظافت، بتدريج زمينه تباهى و بى‌عفتى را در همسرش ايجاد خواهد كرد. رسول خدا6مى‌فرمايد:

[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 112

[2]- همان، ص 118


صفحه 104

«اغْسِلُوا ثِيابَكُمْ وَ خُذُوا مِنْ شُعُورِكُمْ وَاسْتاكُوا وَ تَزَيَّنُوا وَ تَنَظَّفُوا، فَإِنَّ بَنى‌ اسْرائيلَ لَمْ يَكُونُوا يَفْعَلُونَ ذلِكَ، فَزَنَتْ نِساؤُهُمْ»[1]

لباسهاى خود را بشوييد، موهاى خود را اصلاح كنيد، مسواك بزنيد و آراسته و پاكيزه باشيد؛ زيرا بنى اسرائيل چنين نكردند و زنانشان زناكار شدند.

امام رضا7نيز مى‌فرمايد:

«انَّ التَّهِيَّةَ مِمَّا يَزيدُ فى‌ عِفَّةِ النِّساءِ وَ لَقَدْ تَرَكَ النِّساءُ الْعِفَّةَ بِتَرْكِ ازْواجِهِنَ‌

التَّهِيَّةَ»[2]

آمادگى (و آراستگى مرد) بر عفت و پاكدامنى زن مى‌افزايد و گروهى از زنان، عفت خود را ترك كردند؛ زيرا شوهرانشان خود را براى نيازهاى آنها آماده نكردند.

د- حيا:

حيا، حالت شرمسارى و خجلت در ارتكاب اعمال ناپسند را گويند. هرگاه، صفت نيكوى حيا در انسان باشد، مايه دورى جستن وى از كارهاى زشت خواهد بود. امير مؤمنان7فرمود:

«الْحَياءُ يَصُدُّ عَنْ فِعْلِ الْقَبيحِ»[3]

حيا از ارتكاب كار زشت جلوگيرى مى‌كند.

صفا، پاكى و عفت، يكى از ثمره‌هاى برخوردارى از صفت ارزشمند حيا در محيط زندگى خانوادگى است، و بعكس، پرهيز نكردن از كارهايى كه شرم و حيا را در انسان ضعيف و كمرنگ مى‌كند، مانند شوخيهاى زننده، سخنان زشت و ناروا، توصيف مفاسد اخلاقى ديگران و ... منجر به خدشه‌دار شدن عفت انسان مى‌شود. بنابراين، انسان هر اندازه به حياى خود و همسرش اهميّت دهد، بر عفت و پاكدامنى اعضاى خانواده‌اش‌

[1]- نهج‌الفصاحه، ص 72

[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 183

[3]- شرح غررالحكم، ج 1، ص 366


صفحه 105

مى‌افزايد. حضرت على7فرمود:

«عَلى‌ قَدْرِ الْحَياءِ تَكُونُ العِفَّةُ»[1]

عفت به اندازه حيا [ى انسان‌] است.

آثار حفظ عفت‌

حفظعفت نتايج گرانبهايى درتأمين‌سعادت خانوادگى‌دارد كه به‌برخى از آنها اشاره‌مى‌كنيم:

الف- پاكدامنى همسر:

عفّت، بهترين وسيله براى مبارزه با هواهاى نفسانى است كه دريچه آلودگى جنسى را به روى انسان مى‌بندد. حضرت امير7فرمود:

«ضادُّوا الشَّرَهَ بِالْعِفَّةِ»[2]

به واسطه عفت، با خواسته‌هاى نفسانى مخالفت ورزيد.

و نيز فرمود:

«الْعِفَّةُ تُضَعِّفُ الشَّهْوَةَ»[3]

عفت، شهوت را تضعيف مى‌كند.

در محيط خانوادگى، يكى از آثار عفت، پاكدامنى همسر است. اگر شوهر عفيف باشد، پاكدامنى او در اخلاق و رفتار همسرش تأثير مى‌گذارد و او را به سوى خوبيها سوق مى‌دهد. امام صادق7فرمود:

«عَفُّوا عَنْ نِساءِ النَّاسِ تَعُفَّ نِساؤُكُمْ»[4]

از زنان مردم چشم بپوشيد تا همسرانتان عفيف بمانند.

[1]- شرح غرر الحكم، ج 4، ص 312

[2]- همان، ص 231

[3]- همان، ج 2، ص 152

[4]- بحارالأنوار، ج 71، ص 270


صفحه 106

ب- جلب اعتماد همسر:

اعتماد به همسر يكى از ضروريات زندگى خانوادگى است و بدون آن نمى‌توان زندگى خوش و باصفايى داشت. عفت انسان موجب مى‌شود كه همسرش به پاكى و سلامت اخلاقى او اطمينان پيدا كند و با دلى خوش و خاطرى آسوده به انجام وظايف خانوادگى بپردازد، چرا كه مى‌داند، همواره عفت مانع آلودگى همسرش به زشتيهاست.

حضرت على7فرمود:

«الْعَفافُ يَصُونُ النَّفْسَ وَ يُنَزِّهُها عَنِ الدَّنايا»[1]

عفت، انسان را حفظ مى‌كند و او را از پستيها نگه مى‌دارد.

انسان غير عفيف، همواره نگرانى و بى‌اعتمادى همسرش را به دنبال دارد و اين خود، موجب ناراحتيها و مشكلات فراوان روحى و گسترش اختلافات خانوادگى مى‌شود.

ج- تحكيم پيوند خانوادگى:

براى تداوم محبّت و تحكيم پيوند خانوادگى بايد از عواملى كه موجب اختلافات در كانون گرم خانواده مى‌گردد، دورى گزيد. عدم رعايت عفت از سوى همسران پايه‌هاى محكم خانواده را لرزان مى‌كند و بعكس، بر اثر خويشتندارى و عفاف است كه محيط خانواده از اختلافات ويرانگر و فساد اخلاقى در امان مى‌ماند، چرا كه عفت، بزرگترين عامل حفظ انسان از غلتيدن به ورطه فساد و تباهى است. حضرت على7فرمود:

«ثَمَرَةُ الْعِفَّةِ الصِّيانَةُ»[2]

نتيجه پاكدامنى، خويشتندارى است.

انسان عفيف، بيش از حدّ لازم طلب نمى‌كند و در زندگى زناشويى به همسر خود قانع بوده، در پى هوسرانى نمى‌رود. امير مؤمنان7فرمود:

[1]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 106

[2]- همان، ج 3، ص 323


صفحه 107

«لَمْ يَتَحَلَّ بِالْعِفَّةِ مَنِ اشْتَهى‌ ما لا يَجِدُ»[1]

هر كس آنچه را نمى‌يابد بخواهد، به [زينت‌] عفت آراسته نيست.

5- درك همسر

زن و شوهر بايد براى دستيابى به ارزشها و اهداف تشكيل خانواده، رفتارى محترمانه نسبت به يكديگر داشته، تكاليف و حقوق همديگر را رعايت كنند و مقام و منزلت، موقعيت خانوادگى، شخصيّت اجتماعى و وضعيت كارى يكديگر را بخوبى درك نمايند.

درك همسر و انتظار همدلى و همكارى از او، توقّعى بجا و امرى طبيعى است و بدين وسيله بسيارى از نارساييها برطرف شده، زندگى صفا و صميميت مى‌يابد.

نقش درك همسر در زندگى‌

سعادتِ زندگى زناشويى، براساس كمك و تعاون زن و مرد شكل مى‌گيرد؛ ريشه بسيارى از درگيريها، اختلافات، جداييها و از هم پاشيدگى بنيان خانواده در عدم درك همسر نهفته است. هرگاه همسران همديگر را درك كنند و بدين‌گونه از مشكلات و گرفتاريهاى يكديگر با خبر باشند و در صدد رفع آن برآيند، كانون خانواده گرم و با صفا خواهد بود.

بى‌توجّهى به نيازهاى همسر در محيط خانواده و اختصاص ندادن وقتى از شبانه‌روز براى همدلى، و همدردى، زندگى را بى‌روح و ملال‌آور مى‌كند. از اين رو، سفارش شده است كه شوهر اوقات فراغت را در كنار همسر و فرزندان خود بگذراند تا با توجّه بيشتر به آنان و اهتمام به امور خانواده، تفاهم، صفا و صميميت، دوستى و مودّت را افزايش دهد.

پيامبر اسلام6فرمود:

«جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيالِهِ احَبُّ الَى اللَّهِ تَعالى‌ مِنْ اعْتكافٍ فى‌ مَسْجِدى‌ هذا»[2]

[1]- همان، ج 5، ص 98

[2]- ميزان الحكمه، محمدى رى شهرى، ج 4، ص 287، مكتب‌الاعلام الاسلامى، قم


صفحه 108

بودن مرد در ميان خانواده‌اش، در پيشگاه خدا از اعتكاف در مسجد من (مسجدالنّبى- مدينه) محبوبتر است.

چگونگى درك همسر

گرچه وجود ويژگيها و صفات مختلف و نيز پيچيدگيها و شگفتيهاى مسائل روحى و روانى، درك كامل روحيات افراد را مشكل و حتى غيرممكن مى‌سازد، اما مى‌توان با استفاده از مشتركات روحى و اخلاقى تا اندازه‌اى به درون افراد پى برد و از وضعيت روحى آنان آگاه شد.

لازمه آشنايى با روحيات ديگران اين است كه انسان از حالات روحى خود آگاهى داشته باشد تا بتواند دركى صحيح از روحيات ديگران پيدا كند. كسى كه شناخت درستى از خود ندارد، از شناخت ديگران عاجز خواهد بود. امير مؤمنان7فرمود:

«كَيْفَ يَعْرِفُ غَيْرَهُ مَنْ يَجْهَلُ نَفْسَهُ»[1]

آن كس كه خود را نمى‌شناسد، چگونه ديگران را بشناسد؟

از طرف ديگر، مى‌توان با شناخت روحيات و اخلاق خاص افراد، تصوير دقيقترى از شخصيت آنان ترسيم كرد؛ از اين رو آگاهى از رفتار و اخلاق همسر، رهگشاى درك او خواهد بود.

موانع درك همسر

الف- روحيه خودبرتربينى:

اين روحيه باعث مى‌شود كه انسان همسرش را بخوبى درك نكند و مشكلات و خواسته‌هاى او را ناديده بگيرد. چنين انسانى اگر هم در فكر همسر باشد، فقط در جهت بهره‌بردارى از او براى رسيدن به اميال نفسانى و خواسته‌هاى حيوانى خويش است. او توقّع دارد كه تمام توجّه همسرش به وى بوده، هميشه در خدمت خواسته‌ها و اميال او باشد و تا پاى جان برايش تلاش كند، ولى خود هيچ دركى از نيازها، مشكلات،

[1]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 565