بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 117

مؤمن به تربيت الهى اقتدا مى‌كند؛ هرگاه خداوند به او وسعت بخشد، او هم (بر خانواده‌اش) توسعه مى‌دهد، و هرگاه خداوند از او باز گيرد، او هم باز مى‌گيرد.

وظايف زن‌

زن نيز وظايف خاص خود را دارد كه بايد آنها را به كار بندد و اگر از آن تخطّى و تخلّف كند، مرتكب گناه خواهد شد. در اينجا برخى از تكاليف زن نسبت به شوهر را بيان مى‌كنيم.

الف- اطاعت از شوهر

مقصود از اطاعت از شوهر، فرمانبردارى در امور حقوقى و اخلاقى خانواده است، نه امورى كه مخالف دستورات دينى باشد. اگر شوهر برخلاف حكم خدا، دستورى دهد، وظيفه زن تخلّف و يا به صورتى فرار از آن است.

رعايت اين وظيفه و ساير حقوقى كه شوهر بر زن دارد، تا آنجا اهميّت دارد كه رسول خدا6فرمود:

«لا تُؤَدِّى الْمَرْئَةُ حَقَّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّى تُؤَدِّىَ حَقَّ زَوْجِها»[1]

زن تا حق شوهر را نپردازد، حق خداى متعال را ادا نكرده است.

ب- تدبير منزل‌

حفظ و اداره خانه گرچه تكليفى الزام‌آور براى زن نيست و عدم رعايت آن عقوبتى براى او ندارد، ولى شايسته است كه زن براساس سنّت اسلامى و وظيفه اخلاقى به تدبير امور خانه بپردازد و برخى از كارهاى داخل خانه را انجام دهد تا شوهرش در بيرون خانه و در تأمين هزينه‌هاى زندگى آسوده‌خاطر باشد. پيامبر اكرم6فرمود:

«حَقُّ الرَّجُلِ عَلَى الْمَرْئَةِ إِنارَةُ السِّراجِ وَ اصْلاحُ الطَّعامِ وَ انْ تَسْتَقْبِلَهُ عِنْدَ بابِ بَيْتِها فَتُرَحِّبَ، وَ أَنْ تُقَدِّمَ الَيْهِ الطَّسْتَ وَالْمَنْديلَ ...»[2]

[1]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 257

[2]- همان، ص 254


صفحه 118

حق مرد بر زن اين است كه زن چراغ خانه را روشن كند، به تهيّه غذا و آشپزى بپردازد، هنگام ورود شوهر از او استقبال كند، به او خوشامد بگويد، آب و حوله حاضر كند ....

در زندگى مشترك خانوادگى لازم است كه زن جايگاه خويش را بازيابد و بداند كه وجودش در تدبير امور خانه ضرورى و مفيد است و همسرش در اداره زندگى به او نيازمند است. از طرف ديگر، به عهده گرفتن مديريت داخلى منزل متناسب با روحيه و وضعيت جسمانى اوست. امام صادق7فرمود:

على7و فاطمه3از رسول خدا6درخواست كردند كه كارِ خانه را بين آنان تقسيم كند. پيامبر6انجام كارهاى داخل خانه را به عهده فاطمه3و كارهاى بيرون خانه را به عهده على7گذاشت. فاطمه3فرمود: جز خدا كسى نمى‌داند كه چقدر مسرور شدم از اينكه پيامبر خدا6مرا از وظايفى كه برعهده مردان است، معاف كرد.[1]

امام باقر7درباره كار حضرت فاطمه3در داخل خانه فرمود:

فاطمه3در خانه على7كارهاى داخل منزل [از قبيل‌] خمير كردن، نظافت و شستشو را به عهده داشت و على7كارهاى بيرون خانه مانند تهيّه هيزم و مواد خوراكى را انجام مى‌داد.[2]

ج- پاسدارى از حريم خانواده‌

گرچه حفظ كيان خانواده و صيانت از شخصيت اجتماعى و آبروى خانواده بر عهده هر يك از اعضاى خانه است، اما زن به عنوان ناموس مرد و نماينده او در منزل، در حفظ حريم و ارزشهاى خانواده، مسؤوليت بيشترى دارد. زن بايد خود را از نامحرمان بپوشاند، با بيگانگان ارتباط معاشرتى نداشته باشد و در برخورد با نامحرم، رفتارش متكبّرانه و بزرگ منشانه باشد تا بين او و مردان نامحرم نوعى حجاب اخلاقى و حايل معنوى به وجود آيد و كسى به او طمع نكند. امير مؤمنان على7فرمود:

بهترين صفات زنان، بدترين صفات مردان است (كه عبارتند از:) تكبّر، ترس و بخل؛ زيرا

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 14، ص 123

[2]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 253- 254


صفحه 119

وقتى زن متكبّر باشد (از كلام نرم و دلنشين با نامحرم خوددارى مى‌كند و به كسى جز شوهرش) سر فرود نمى‌آورد و اگر بخيل باشد مال خود و شوهرش را حفظ مى‌كند و اگر ترسو باشد در هر حادثه‌اى كه پيش آيد، احتياط مى‌كند.[1]

حق ندارد بدون اجازه شوهرش از خانه خارج شود[2]اگر چه به قصد ديدار دوستان و حتى پدر و مادر باشد. زن امين شوهر است و بايد از مال و داراييهاى شوهر مراقبت و محافظت كند و با اسراف و تجمّل‌گرايى، ثروت همسرش را ضايع نسازد.

پيامبر اكرم6فرمود:

«الْمَرْئَةُ راعِيَةٌ عَلى‌ مالِ زَوْجِها وَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُ»[3]

زن نسبت به مال شوهر نگهبان و مسؤول است.

افزون بر آنچه كه آورديم، زن وظايف ديگرى هم دارد كه رعايت آن موجب استحكام دوستى بين زن و مرد و استوارى كانون گرم خانواده مى‌گردد و از فروپاشى نظام خانوادگى جلوگيرى مى‌كند، از جمله:

- نبايد بدون عذر شرعى از تمكين جنسى شوهرش خوددارى كند.

- نبايد بدون رضايت شوهر، تنها يا در اتاق جداگانه بخوابد.

- مجاز نيست بدون اجازه و رضايت شوهر، از مال او به كسى ببخشد، صدقه دهد و يا نذر كند.

- نبايد كارى كند كه موجب تضييع حق شوهر گردد، گرچه نماز و يا روزه مستحبى باشد و ....

[1]- نهج‌البلاغه، حكمت 226، ص 1190- 1191

[2]- ر. ك: وسائل الشيعه، ج 14، ص 112 و 114

[3]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 248


صفحه 120

پرسش‌

1- ضرورت جلب محبّت همسر را توضيح دهيد.

2- برخورد نيكو چه تأثيرى در اخلاق خانواده دارد؟

3- اهميّت تشكّر و قدردانى از همسر را بنويسيد.

4- نقش هديه در جلب محبت همسر را توضيح دهيد.

5- آثار جلب محبّت همسر را بيان كنيد.

6- مقصود از خوش اخلاقى در زندگى خانوادگى چيست؟

7- موجبات خوش اخلاقى را توضيح دهيد.

8- بعضى از مظاهر خوش اخلاقى را بيان كنيد.

9- آثار نرم‌زبانى (كه در روايات آمده) را توضيح دهيد.

10- آثار خوش اخلاقى را بنويسيد.

11- مقصود از رفق و مداراى با همسر چيست؟

12- رعايت رفق و مدارا چه اهميتى در زندگى اجتماعى و خانوادگى دارد؟

13- زن چگونه مى‌تواند نسبت به شوهرش مدارا كند؟

14- چگونگى مداراى شوهر نسبت به زن را بيان كنيد.

15- آثار مداراى با همسر را توضيح دهيد.

16- عفت را تعريف كرده و اهميت آن را بيان كنيد.

17- چگونه غيرت موجب عفت انسان مى‌شود؟

18- آراستگى همسر و تأمين نيازهاى جنسى چه نقشى در حفظ عفت دارند؟

19- حيا چيست و چگونه موجب پاكدامنى انسان مى‌شود؟

20- آثار و نتايج حفظ عفت را بيان كنيد.

21- درك همسر چه نقشى در زندگى مشترك دارد؟

22- درك همسر چگونه ميسّر است؟

23- موانع درك همسر چيست؟ توضيح دهيد.


صفحه 121

24- فوايد درك همسر را بيان كنيد.

25- چرا خداوند متعال، وظيفه سرپرستى خانواده را به عهده مرد قرار داده است؟

26- تأمين چه مقدار از هزينه زندگى زن بر عهده مرد است؟

27- معناى توسعه بر خانواده را بنويسيد.

28- در چه امورى، اطاعت زن از شوهرش لازم است؟

29- وظايف ويژه زن را بيان كنيد.


صفحه 122

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 123

فصل پنجم: تربيت كودك‌

همان‌گونه كه براى پرورش يك نهال، عواملى از قبيل آب، خاك، نور و دماى مناسب لازم است، براى تربيت و رشد صحيح كودك نيز به عوامل متعدّدى نيازمنديم تا با به‌كارگيرى آنها شخصيت روحى و عقلى كودك در كنار پرورش جسمى او رشد يابد. قبل از پرداختن به اين عوامل ابتدا به نقش خانواده در تربيت كودك مى‌پردازيم.

نقش خانواده در تربيت كودك‌

عوامل متعددى در تربيت و رشد عقلى و جسمى كودك دخالت دارند. خانه و خانواده، قانون وراثت، محيط زندگى و نظم اجتماعى، مدرسه، فعّاليت گروهى، برگزارى جلسات موعظه و كنفرانس، دوستان و رفقايى كه كودك با آنها بازى مى‌كند، كتاب، مجلّه و داستانهايى كه مى‌خواند، حرفه و هنرى كه پيش گرفته، نوع حكومت و برنامه‌هايى كه كودك در برابر آن خاضع است، معلّم و مربّيانى كه به امر تعليم و تربيت او پرداخته‌اند و ... همگى در تربيت و رشد كودك و رفتار و اخلاق او مؤثّرند.

در ميان عوامل تربيت كودك، خانواده جايگاه ويژه‌اى دارد و نقش آن بگونه‌اى است كه مى‌تواند ساير عوامل را تحت تأثير قرار دهد.

تأثيرپذيرى كودك از رفتار پدر و مادر، تا جايى است كه حتى در اعتقادات كودك نيز تجلّى مى‌كند. پيامبر اسلام6فرمود:


صفحه 124

«كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ حَتَّى يَكُونَ ابَواهُ يُهَوِّ دانِهِ وَ يُنَصِّرانِهِ»[1]

هر كودكى براساس فطرت (توحيدى) به دنيا مى‌آيد، و اين پدر و مادرش هستند كه او را يهودى يا نصرانى بار مى‌آورند.

خانواده، نخستين آموزشگاهى است كه شالوده اخلاقى كودك را بنيان گذارى مى‌كند و مى‌تواند استعدادهاى درونى كودكان را شكوفا سازد. ارزشهاى اخلاقى مانند علاقه به راستى و درستى، تنفّر از دروغ و نادرستى، عزت نفس و شخصيت، رشادت و شهامت، بخشش و سخاوت، ميل به تعاون و همكارى، علاقه به همنوع و دوست داشتن فضايل و مبارزه با رذايل و ... از طريق محيط خانه و خانواده به كودك آموخته مى‌شود.

شخصيت بزرگى همانند امام على7، با صراحت به پرورشهاى دوران كودكى خود تكيه مى‌كند و از تربيتهاى عاطفى و عقلى خويش كه در خردسالى فراگرفته، سخن مى‌گويد و به پيامبر6- كه مربّى لايق و بزرگوار وى بود- مباهات مى‌كند:

«شما قرابت مرا با پيامبر6و منزلت مخصوصى كه نزد آن حضرت داشتم، بخوبى مى‌دانيد. طفل خردسالى بودم كه پيامبر6مرا در دامن خويش پرورش داد، در آغوشم مى‌گرفت، به سينه خود مى‌چسبانيد، گاهى مرا در استراحتگاه مخصوص خويش جاى مى‌داد، بدنش را به بدنم مى‌چسبانيد و بوى خوش او را استشمام مى‌كردم ... من همچون سايه‌اى به دنبال آن حضرت حركت مى‌كردم و او هر روز نكته تازه‌اى از اخلاق نيك را براى من آشكار مى‌ساخت و به من فرمان مى‌داد كه از او پيروى كنم.[2]

پدر و مادر بايد بكوشند تا پيش از آنكه كودك به صحنه اجتماع وارد شود و الگوى جديد، توجّه او را جلب كند، وى را تربيت كنند و ارزشهاى اخلاقى را ملكه او سازند.

با روشن شدن نقش اساسى خانواده در تربيت كودك و وظايف پدر و مادر در قبال فرزندان، به تبيين عوامل رشد كودك مى‌پردازيم:

[1]- بحارالأنوار، ج 3، ص 281

[2]- نهج‌البلاغه، خطبه 234، ص 811