وقتى زن متكبّر باشد (از كلام نرم و دلنشين با نامحرم خوددارى مىكند و به كسى جز شوهرش) سر فرود نمىآورد و اگر بخيل باشد مال خود و شوهرش را حفظ مىكند و اگر ترسو باشد در هر حادثهاى كه پيش آيد، احتياط مىكند.[1]
حق ندارد بدون اجازه شوهرش از خانه خارج شود[2]اگر چه به قصد ديدار دوستان و حتى پدر و مادر باشد. زن امين شوهر است و بايد از مال و داراييهاى شوهر مراقبت و محافظت كند و با اسراف و تجمّلگرايى، ثروت همسرش را ضايع نسازد.
پيامبر اكرم6فرمود:
«الْمَرْئَةُ راعِيَةٌ عَلى مالِ زَوْجِها وَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُ»[3]
زن نسبت به مال شوهر نگهبان و مسؤول است.
افزون بر آنچه كه آورديم، زن وظايف ديگرى هم دارد كه رعايت آن موجب استحكام دوستى بين زن و مرد و استوارى كانون گرم خانواده مىگردد و از فروپاشى نظام خانوادگى جلوگيرى مىكند، از جمله:
- نبايد بدون عذر شرعى از تمكين جنسى شوهرش خوددارى كند.
- نبايد بدون رضايت شوهر، تنها يا در اتاق جداگانه بخوابد.
- مجاز نيست بدون اجازه و رضايت شوهر، از مال او به كسى ببخشد، صدقه دهد و يا نذر كند.
- نبايد كارى كند كه موجب تضييع حق شوهر گردد، گرچه نماز و يا روزه مستحبى باشد و ....
[1]- نهجالبلاغه، حكمت 226، ص 1190- 1191
[2]- ر. ك: وسائل الشيعه، ج 14، ص 112 و 114
[3]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 248
پرسش
1- ضرورت جلب محبّت همسر را توضيح دهيد.
2- برخورد نيكو چه تأثيرى در اخلاق خانواده دارد؟
3- اهميّت تشكّر و قدردانى از همسر را بنويسيد.
4- نقش هديه در جلب محبت همسر را توضيح دهيد.
5- آثار جلب محبّت همسر را بيان كنيد.
6- مقصود از خوش اخلاقى در زندگى خانوادگى چيست؟
7- موجبات خوش اخلاقى را توضيح دهيد.
8- بعضى از مظاهر خوش اخلاقى را بيان كنيد.
9- آثار نرمزبانى (كه در روايات آمده) را توضيح دهيد.
10- آثار خوش اخلاقى را بنويسيد.
11- مقصود از رفق و مداراى با همسر چيست؟
12- رعايت رفق و مدارا چه اهميتى در زندگى اجتماعى و خانوادگى دارد؟
13- زن چگونه مىتواند نسبت به شوهرش مدارا كند؟
14- چگونگى مداراى شوهر نسبت به زن را بيان كنيد.
15- آثار مداراى با همسر را توضيح دهيد.
16- عفت را تعريف كرده و اهميت آن را بيان كنيد.
17- چگونه غيرت موجب عفت انسان مىشود؟
18- آراستگى همسر و تأمين نيازهاى جنسى چه نقشى در حفظ عفت دارند؟
19- حيا چيست و چگونه موجب پاكدامنى انسان مىشود؟
20- آثار و نتايج حفظ عفت را بيان كنيد.
21- درك همسر چه نقشى در زندگى مشترك دارد؟
22- درك همسر چگونه ميسّر است؟
23- موانع درك همسر چيست؟ توضيح دهيد.
24- فوايد درك همسر را بيان كنيد.
25- چرا خداوند متعال، وظيفه سرپرستى خانواده را به عهده مرد قرار داده است؟
26- تأمين چه مقدار از هزينه زندگى زن بر عهده مرد است؟
27- معناى توسعه بر خانواده را بنويسيد.
28- در چه امورى، اطاعت زن از شوهرش لازم است؟
29- وظايف ويژه زن را بيان كنيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل پنجم: تربيت كودك
همانگونه كه براى پرورش يك نهال، عواملى از قبيل آب، خاك، نور و دماى مناسب لازم است، براى تربيت و رشد صحيح كودك نيز به عوامل متعدّدى نيازمنديم تا با بهكارگيرى آنها شخصيت روحى و عقلى كودك در كنار پرورش جسمى او رشد يابد. قبل از پرداختن به اين عوامل ابتدا به نقش خانواده در تربيت كودك مىپردازيم.
نقش خانواده در تربيت كودك
عوامل متعددى در تربيت و رشد عقلى و جسمى كودك دخالت دارند. خانه و خانواده، قانون وراثت، محيط زندگى و نظم اجتماعى، مدرسه، فعّاليت گروهى، برگزارى جلسات موعظه و كنفرانس، دوستان و رفقايى كه كودك با آنها بازى مىكند، كتاب، مجلّه و داستانهايى كه مىخواند، حرفه و هنرى كه پيش گرفته، نوع حكومت و برنامههايى كه كودك در برابر آن خاضع است، معلّم و مربّيانى كه به امر تعليم و تربيت او پرداختهاند و ... همگى در تربيت و رشد كودك و رفتار و اخلاق او مؤثّرند.
در ميان عوامل تربيت كودك، خانواده جايگاه ويژهاى دارد و نقش آن بگونهاى است كه مىتواند ساير عوامل را تحت تأثير قرار دهد.
تأثيرپذيرى كودك از رفتار پدر و مادر، تا جايى است كه حتى در اعتقادات كودك نيز تجلّى مىكند. پيامبر اسلام6فرمود:
«كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ حَتَّى يَكُونَ ابَواهُ يُهَوِّ دانِهِ وَ يُنَصِّرانِهِ»[1]
هر كودكى براساس فطرت (توحيدى) به دنيا مىآيد، و اين پدر و مادرش هستند كه او را يهودى يا نصرانى بار مىآورند.
خانواده، نخستين آموزشگاهى است كه شالوده اخلاقى كودك را بنيان گذارى مىكند و مىتواند استعدادهاى درونى كودكان را شكوفا سازد. ارزشهاى اخلاقى مانند علاقه به راستى و درستى، تنفّر از دروغ و نادرستى، عزت نفس و شخصيت، رشادت و شهامت، بخشش و سخاوت، ميل به تعاون و همكارى، علاقه به همنوع و دوست داشتن فضايل و مبارزه با رذايل و ... از طريق محيط خانه و خانواده به كودك آموخته مىشود.
شخصيت بزرگى همانند امام على7، با صراحت به پرورشهاى دوران كودكى خود تكيه مىكند و از تربيتهاى عاطفى و عقلى خويش كه در خردسالى فراگرفته، سخن مىگويد و به پيامبر6- كه مربّى لايق و بزرگوار وى بود- مباهات مىكند:
«شما قرابت مرا با پيامبر6و منزلت مخصوصى كه نزد آن حضرت داشتم، بخوبى مىدانيد. طفل خردسالى بودم كه پيامبر6مرا در دامن خويش پرورش داد، در آغوشم مىگرفت، به سينه خود مىچسبانيد، گاهى مرا در استراحتگاه مخصوص خويش جاى مىداد، بدنش را به بدنم مىچسبانيد و بوى خوش او را استشمام مىكردم ... من همچون سايهاى به دنبال آن حضرت حركت مىكردم و او هر روز نكته تازهاى از اخلاق نيك را براى من آشكار مىساخت و به من فرمان مىداد كه از او پيروى كنم.[2]
پدر و مادر بايد بكوشند تا پيش از آنكه كودك به صحنه اجتماع وارد شود و الگوى جديد، توجّه او را جلب كند، وى را تربيت كنند و ارزشهاى اخلاقى را ملكه او سازند.
با روشن شدن نقش اساسى خانواده در تربيت كودك و وظايف پدر و مادر در قبال فرزندان، به تبيين عوامل رشد كودك مىپردازيم:
[1]- بحارالأنوار، ج 3، ص 281
[2]- نهجالبلاغه، خطبه 234، ص 811
محبت به كودك
يكى از عوامل مهم تربيت و رشد كودك، محبّت است. محبّت و ابراز عواطف پدر و مادر و ديگر مربيان نسبت به كودكان، بسيارى از مشكلات و ناسازگاريها را حل مىكند و موجب الفت و دوستى مىگردد. اينك نكاتى را درباره محبت به كودك يادآور مىشويم.
الف- نياز كودك به محبّت
كودك بيش از هر كس تشنه محبّت پدر، لبخند مادر و نوازش مربّى است.
تأمين نيازهاى عاطفى كودكان بايد بطور جدّى پيگيرى شود. پيامبر اكرم6به بازى و حركات طبيعى كودكان حتى در لحظات عبادت اهميت مىداد و آنان را از محبت محروم نمىكرد.
عبدالله بن شداد گويد:
پبامبر6در مسجد با مردم نماز مىخواند. امام حسين7- كه كودكى خردسال بود- به مسجد آمد و هنگامى كه پيامبر6در سجده بود، بر گردن ايشان سوار شد. پيامبر6سجده را طولانى كرد، بگونهاى كه مردم گمان كردند پيشامدى رخ داده است. بعد از پايان نماز، مردم به آن حضرت عرض كردند: سجده را بقدرى طولانى كرديد كه ما تصوّر كرديم حادثهاى رخ داده است. پيامبر6فرمود: فرزندم- حسين- بر دوش من سوار شد، نخواستم پيش از آنكه به مقصود برسد، شتابزدگى كنم.[1]
ب- اهميت و مظاهر محبت به كودك
تأمين محبت كودك، همانند تغذيه بدنى و برآوردن نيازهاى جسمانى وى از اهميّت بسزايى برخوردار است. غذاى روحى و عاطفى بيش از غذاى مادى در رشد و نمو كودك نقش دارد.
بدون شك اساس اوّليه محبّت، لذّتى است كه با تحريك مناطق حسّاس بدن، گرمى بدن مادر، شير خوردن از پستان مادر و نوازش كردن و غنودن در آغوش مادر همراه مىباشد.[2]
[1]- محجّة البيضا، ج 3، ص 437
[2]- اصول روانشناسى، نرمان ل. مان، ترجمه و اقتباس محمود ساعتچى، ج 1، ص 448، انتشارات امير كبير، 1366
وقتى مادر، نوزاد خود را در آغوش مىگيرد و موجبات راحتى او را فراهم مىكند، نخستين درس مهرورزى را به او مىآموزد. براى آنكه حيات كودك سرآغاز خوبى داشته باشد، لازم است از محبّت و اطمينان سيراب شود.[1]
كودكانى كه در محيط خانه و خانواده از محبت والدين به اندازه كافى برخوردارند، اغلب از كودكانى كه با بهداشت و تغذيه خوب در محيط سرد و بىعاطفه پرورش يافتهاند، سالمتر و باهوشترند.
كودكى كه از محبت خانوادگى محروم است، براى جلب آن به سوى ديگران كشيده مىشود، سعى دارد به هر گونهاى نظر ديگران را به خود جلب كند و حتى در مواردى خود را مظلوم نشان دهد، تسليم خواستههاى بحق يا نامشروع ديگران شود و اين خود رمز بسيارى از انحرافات در افراد است.[2]
محبت به كودك، مايه رشد شخصيت انسانى و تأمين نيازمنديهاى روحى او مىگردد.
در روايات توصيه شده است كه پدر و مادر به كودكان محبت كنند و آنان را مورد ترحّم قرار دهند. پيامبر اكرم6فرمود:
«احِبُّوا الصِّبْيانَ وَارْحَمُوهُمْ»[3]
كودكان را دوست بداريد و نسبت به آنها مهربان باشيد.
امام صادق7فرمود:
«انَّ اللَّهَ لَيَرْحَمُ الْعَبْدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ»[4]
خداوند به انسان به خاطر شدّت محبتش به فرزند، ترحّم مىكند.
محبت ورزيدن به كودك بايد در رفتار و گفتار پدر و مادر و مربّيان تربيتى تجلّى پيدا كند. بوسيدن، در آغوش گرفتن، تبسّم، نوازش و دست بر سر و صورت كودك كشيدن از
[1]- سالهاى حساس رشد، مريم امينايى، ص 107، چاپ پنگوئن
[2]- تربيت و بازسازى كودكان، على قائمى، ص 181، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم
[3]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 201
[4]- همان