بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 146

سهم تربيتى مادر، در اين دوران بيش از پدر است؛ چون فعّاليت و كار مادر هنگام باردارى، علاوه بر تأثير در كيفيت و كمّيت رشد جسمانى بر جنبه عقلى و روانى او نيز اثر مى‌گذارد.

تحقيقات و تجارب علمى نشان داده است كه غذاها، داروها، مناظر زشت و زيبا، هيجانات، اضطرابها، ترسها، نگرانيها، خشمها و كينه‌ها، افكار و انديشه‌هاى مادر در جنين اثر مى‌گذارد. بيماريهايى چون قند، سرخچه، تب شديد در جنين مؤثر است.

خواسته‌ها و تمايلات، ايده‌هاى پست و بلند مادر، طرز برخورد او با همسر، با ديگران، با پديده‌ها، با تحوّلات طبيعى و تغييرات اجتماعى در جنين مؤثر است.[1]

با درك همين نكات است كه به مفهوم بلند سخن پيامبر اسلام6پى مى‌بريم كه مبدأ سعادت و شقاوت بشر را زمان رشد در رحم مادر معرفى كرده، فرمود:

«الشَّقِىُّ مَنْ شَقِىَ فى‌ بَطْنِ امِّهِ وَالسَّعيدُ مَنْ سَعِدَ فى‌ بَطْنِ امِّهِ»[2]

بدبخت كسى است كه در شكم مادر بدبخت شد و خوشبخت كسى است كه در شكم مادر خوشبخت شد.

ب- انجام آداب اسلامى‌

شايسته است كه پدر و مادر مسلمانى كه صاحب فرزند مى‌شوند، نخست آداب ويژه ولادت را كه اسلام بيان كرده، درباره او اجرا كنند و از روزهاى نخست زندگى، او را با آداب اسلامى آشنا سازند.

از آنجا كه نوزاد از اولين لحظات حيات، از محيط و اطرافيان خويش تأثير مى‌پذيرد و اين ارتباط، بيشتر از طريق صداهايى است كه به گوش او مى‌رسد، بهتر است از همان ابتدا گوش او را با نغمه‌هاى روحانى و الهى آشنا كرد. بدين جهت مستحب است بعد از غسل ولادت، در گوش راست نوزاد، اذان و در گوش چپ او اقامه گفته شود.[3]

[1]- ر. ك: پرورش مذهبى و اخلاقى كودكان، ص 106

[2]- بحارالانوار، ج 5، ص 9

[3]- تحرير الوسيله، ج 2، ص 310؛ مستدرك الوسائل، ج 15، ص 142- 146


صفحه 147

اين سنّت حسنه‌اى است كه پيامبر6به آن عمل كرده است. ابو رافع مى‌گويد: پيامبر را ديدم كه در گوش حسن7بعد از تولّدش اذان گفت.[1]

مستحب است كام نوزاد را با آب فرات و تربت سيّد الشهدا7برگيرند و سر كودك را روز هفتم بتراشند و به اندازه وزن موى او، طلا يا نقره صدقه دهند. ختنه كردن پسرها واجب است و مستحب است فرزند پسر را روز هفتم ختنه كرده، در همان روز، وليمه‌اى داده شود. از مستحبات اكيد، عقيقه‌[2]براى مرد و زن است. مستحب است كه عقيقه در روز هفتم باشد و هرگاه تأخير بيفتد، در هر فرصت ديگر، انجام شود، و نيز مستحب است كه مادر، بچه‌اش را شير دهد[3]، و دوران شيرخوارگى را تا دو سال تكميل كند.[4]

علاوه بر اين، شايسته است نام نيكويى براى كودك انتخاب شود، چرا كه نام هر كس، تأثير زيادى در شخصيت او دارد. هر اسمى تداعى كننده معنايى خاص و ارائه دهنده الگويى ويژه است، بخصوص اگر از نام شخصيتى ممتاز گرفته شده باشد. بهترين اسمها براى فرزند، اسمى است كه متضمّن معناى عبوديت براى خداوند باشد. مانند: عبدالله، عبدالرحيم و غيره. همچنين بهتر است در نامگذارى از اسامى پيامبر و ائمّه:استفاده شود.[5]امام رضا7فرمود:

«اوَّلُ ما يَبِرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ انْ يُسَمِّيَهُ بِاسْمٍ حَسَنٍ فَلْيُحْسِنْ احَدُكُمْ اسْمَ وَلَدِهِ»[6]

نخستين نيكى مرد به فرزندش اين است كه نام نيكويى براى او برگزيند، پس شايسته است هر يك از شما نام نيكى بر فرزندش گذارد.

ج- آموزش دينى‌

براى رشد و پيشرفت فرد و جامعه، عامل كنترلى لازم است تا افراد را در مرز قانون‌

[1]- محجّة البيضا، ج 3، ص 120

[2]- عقيقه آن است كه در هفتمين روز ولادت كودك، گوسفندى را ذبح كنند و به فقرا دهند

[3]- تحريرالوسيله، ج 2، ص 311- 312

[4]- بقره( 2)، آيه 233

[5]- مستدرك الوسائل، ج 15، ص 128- 131

[6]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 122


صفحه 148

دينى و اخلاقى حفظ كند. مذهب بهترين عامل براى رسيدن به اين مقصد است. وجود فساد و تباهى در جوامع انسانى، درگيريها و جنگها، ستمگرى و بزهكارى در جامعه‌هاى مدعى تمدّن و پيشقراولان نظام مادى و سرمايه‌دارى، حاكى از آن است كه قدرتِ كنترل كننده آنان ضعيف است و نمى‌توانند جامعه بشرى را بخوبى هدايت كنند.

از اين رو، بايد آموزش دينى را از زمان كودكى آغاز نمود تا مذهب و تعاليم دينى بطور جدّى با زندگى فرد آميخته شود و كودك هم در سايه آن، اعتماد به نفس، آرامش روان، نظم و انضباط، صلاح و خوبيها، روحيه ايثار و فداكارى به دست آورد و از جرم و جنايت و بزهكارى دورى جويد.

اگر پدر و مادر در زمان مناسب با آموزشهاى دينى به هدايت كودكان نپردازند، خطر انحراف دينى، و فساد عقيده، آنان را تهديد خواهد كرد. امام صادق7فرمود:

«بادِرُوا اوْلادَكُمْ بِالْحَديثِ قَبْلَ انْ يَسْبِقَكُمْ الَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ»[1]

پيش از آنكه مرجئه‌[2]از شما پيشى گيرند، به حديث آموزى فرزندانتان اقدام كنيد.

پيشوايان دين، به امر آموزش دينى كودكان در مسائل اعتقادى و احكام عملى تأكيد داشتند. امام باقر7فرمود:

در دو سالگى كلمه توحيد «لا اله الّا اللّه» را و در چهار سالگى «محمد رسول الله» را به او (كودك) ياد دهند و در پنج سالگى روى او را به قبله متوجه كنند و به او بگويند كه سر به سجده بگذارد. بعد از شش سالگى، ركوع و سجود صحيح را به او بياموزند و در هفت سالگى به طفل بگويند كه دست و رويت را بشوى و نماز بگذار و چون نه ساله گردد، وضو يادش دهند.[3]

امام صادق7فرمود:

[1]- فروع كافى، ج 6، ص 47

[2]-« مرجئه»، يكى از فرقه‌هاى اسلامى بودند و اعتقاد داشتند كه اگر كسى ايمان داشته باشد، معصيت به او زيان نمى‌رساند. اين گروه، به مناسبت حملات شيعيان و خوارج بر بنى‌اميه به وجود آمد و اطاعت در برابر بنى اميه و عدم تكفير آنان را اعلام كرد.( ر. ك: فرهنگ معارف اسلامى، سيد جعفر سجادى، ج 3، ص 1760). امام7به خاطر شيوع افكار انحرافى آنان در آن زمان بدان اشاره كرده‌اند. چنين خطرهايى در همه زمانها كودكان و جوانان را تهديد مى‌كند

[3]- مكارم‌الاخلاق، ص 222


صفحه 149

ما كودكان خود را در سن پنج سالگى به نماز وامى‌داريم، شما نيز آنها را در سنّ هفت سالگى به نماز واداريد. همچنين ما به فرزندانمان در سنّ هفت سالگى دستور مى‌دهيم كه به اندازه طاقتشان روزه بگيرند، يك روز، نصف روز، كمتر يا بيشتر و هرگاه تشنگى و گرسنگى بر آنها غلبه كرد، افطار مى‌كنند، تا به روزه عادت كنند، ولى شما اطفالتان را در نه سالگى به روزه واداريد، هر مقدار از روز را كه توانستند و هرگاه تشنگى بر آنها چيره شد، افطار كنند.[1]

پدر و مادر و نيز مربيان تربيتى بايد توجه داشته باشند كه آموزش دينى كودكان، با سنّ و مقتضاى سنّى و عقلى آنان مطابقت داشته باشد. آنچه كه به يك دختر ده ساله آموخته مى‌شود، هرگز به پسر آموخته نمى‌شود. و نيز دختر ده ساله (براى مثال) بايد بيش از پسر ده ساله به مسائل دينى خود آگاه باشد؛ پس به آموزش دينى بيشترى نياز دارد.

2- استعداد علمى‌

براى پرورش استعداد علمى كودك بايد از هر وسيله و زمينه‌اى استفاده كرد و به جنبه‌هاى گوناگون آن پرداخت. پدر و مادر بايد به فرزندان خود فرصت دهند تا بارقه‌هاى خلّاقيت و سازندگى را، پيش از آنكه به خاموشى گرايد، در درون خود شعله‌ور سازند و به وسيله كمك فكرى و عملى، انگيزه‌هاى خلّاقيت را در آنها متبلور سازند. در اين مبحث به دو جنبه از استعداد علمى كودكان اشاره مى‌كنيم:

الف- پرورش استعداد حقيقت‌جويى‌

كودكان به تناسب سن، سعى دارند از حقايق اشيا سردرآورند. هدايت كودك در مراحل مختلف سنّى و پاسخ صحيح به پرسشهاى حقيقت‌جويانه و به كار گرفتن قدرت تفكّر و قوّه خلّاقيت و نوآورى وى، در پرورش استعداد حقيقت‌جويى او بسيار مؤثّر است. امير مؤمنان7در مورد ارزش تفكّر فرمود:

«لا عِلْمَ كَالتَّفَكُّرِ»[2]

هيچ علمى مانند تفكّر نيست.

[1]- سنن النّبى، ص 157

[2]- بحارالانوار، ج 69، ص 409


صفحه 150

همچنين درباره مطلوب بودن علمى كه آميخته با دانش فطرى باشد، فرمود:

«الْعِلْمُ عِلْمانِ، عِلْمٌ مَطْبُوعٌ وَ عِلْمٌ مَسْمُوعٌ وَ لا يَنْفَعُ الْمَسْمُوعُ إِذا لَمْ يَكُنِ الْمَطْبُوعُ»[1]

علم دو گونه‌است: دانش فطرى (طبيعى) و دانش اكتسابى، اگر دانش فطرى نباشد، اكتسابى هم سود نمى‌دهد.

ب- آموزشهاى علمى و مهارتهاى اجتماعى‌

از نظر اسلام، با توجّه به شرايط سنّى و آمادگى ذهنى كودك، آموزش او در زمينه‌هاى گوناگون توصيه و تأكيد شده است. امام صادق7فرمود:

«الْغُلامُ يَلْعَبُ سَبْعَ سِنينَ وَ يَتَعَلَّمُ الْكِتابَ سَبْعَ سِنينَ وَ يَتَعَلَّمُ الْحَلالَ وَالْحَرامَ سَبْعَ سِنينَ»[2]

كودك تا هفت سالگى بازى كند، هفت سال دوم قرآن بياموزد و هفت سال ديگر حلال و حرام را فراگيرد.

در زمينه آموزش علمى كودك، اگر وى قادر به حفظ مطالب و دريافت آن از طريق ذهن نيست، بايد مسائل مورد نياز را به رشته تحرير درآورد تا از آن در موقع مناسب بهره گيرد. امام حسن مجتبى7به فرزندان و برادر زادگانش فرمود:

«انَّكُمْ صِغارُ قَوْمٍ وَ يُوشَكُ انْ تَكُونُوا كِبارَ قَوْمٍ آخَرينَ، فَتَعَلَّمُوا الْعِلْمَ، فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ انْ يَحْفَظَهُ فَلْيَكْتُبْهُ وَلْيَضَعْهُ فى‌ بَيْتِهِ»[3].

همانا شما (امروز) فرزندان گروهى هستيد و اميد مى‌رود كه فردا رهبران و بزرگان گروهى ديگر (آيندگان) باشيد، بنابراين، دانش بياموزيد و هر كدام حافظه قوى نداريد، آن را بنويسيد و نوشته‌ها را نگهدارى كنيد.

[1]- نهج‌البلاغه، حكمت 331، ص 1245

[2]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 194

[3]- بحارالانوار، ج 2، ص 152


صفحه 151

يادگيرى مهارتهاى مختلف اجتماعى كه در هر عصرى ضرورت خاص خود را دارد، امرى مهم تلقّى مى‌شود. به عنوان مثال سواركارى، تيراندازى و شناگرى از ضروريات زندگى صدر اسلام بود و اسلام بدان اهميّت ويژه‌اى مى‌داد و براى رونق دادن به آن، برد و باخت را در آنها جايز مى‌داند.[1]امير مؤمنان7فرمود:

«عَلِّمُوا اوْلادَكُمُ السِّباحَةَ وَالرِّمايَةَ»[2]

به فرزندانتان، شنا و تيراندازى بياموزيد.

3- استعداد اخلاقى‌

براى رشد شخصيت كودك، احياى ارزشهاى اخلاقى، عادت دادن وى به خوبيها و دورى گزيدنش از زشتيها، بايد به پرورش استعدادهاى كودك اهميت لازم داده شود.

همچنين شايسته است به كودك تفهيم گردد كه اخلاق نيكو سبب سرافرازى و زندگى شرافتمندانه او خواهد شد، همان‌گونه كه اخلاق زشت، سرافكندگى و خوارى زندگى را در پى دارد.

از آنجا كه تأثير پذيرى كودك از رفتار پدر و مادر و محيط زندگى بسيار سريع و نقش‌آفرين است، بايد شيوه زندگى و آموزش اخلاقى او بگونه‌اى باشد كه موجبات سعادت دنيا و آخرت وى تضمين گردد.

نقش پدر و مادر و محيط خانواده در پرورش اخلاقى كودكان بسيار مهم و اساسى است. در حقيقت بايد پذيرفت كه خانواده نخستين مدرسه و پدر و مادر مهمترين مربّيان اخلاقى كودكان هستند.

پايه‌هاى اخلاقى و شخصيت انسان، در خانه شكل مى‌گيرد؛ در حقيقت رفتار، شخصيت و خلق و خوى هر كودك انعكاس كاملى از رفتار پدر و مادر است. لبخند و ترشرويى، مهربانى و بى‌مهرى، وفا و بى‌وفايى، صدق و كذب، شرافت و جنايت، عدالت و بى‌عدالتى و

[1]- ر. ك: وسائل الشيعه، ج 13، ص 348- 351

[2]- اصول كافى، ج 4، ص 47


صفحه 152

هرگونه گفتار و عملكرد پدر و مادر براى كودك آموزنده راه و رسم زندگى است.

به منظور پرورش اخلاقى كودك بايد آگاهيهاى لازم در اختيار او قرار داده شود.

بخشى از آگاهيها درباره اصول معاشرت و براساس رعايت حقوق انسانها، احترام به آنها و مراعات عدل و انصاف است. بخشى ديگر در مورد فضايلى است كه بايد خود را بدان آراسته ساخت و ارزش صفات نيك را شناخت. قسمتى ديگر از اخلاق مربوط به رعايت آداب، رسوم و تشريفاتى است كه صحت آن مورد تأييد قرار گرفته و افراد جامعه، خود را به رعايت آن ملزم مى‌دانند: مثل آداب غذا، معاشرت، آمد و شد، تعارف؛ همچنين قسمتى ديگر نيز درباره صفات نكوهيده‌اى است كه موجبات گمراهى فرد و ديگران را فراهم مى‌آورد، مانند: ريا و تزوير، دروغ و نفاق، كينه و خصومت، بدخواهى و حسادت، تجاوز و حقارت، انتقامجويى، بى‌بند و بارى و غيره.

پدر و مادر وظيفه دارند زمينه‌سازى لازم در جهت پايبندى فرزندان به فراگيرى اصول و ضوابط اخلاقى را فراهم سازند و در جهت تقويت فضايل و سازندگى كودك گام بردارند.

اينك به ذكر بعضى از مهمترين صفات اخلاقى كه تاثير زيادى در شكل‌گيرى و رشد شخصيت كودك دارد، مى‌پردازيم:

الف- راستگويى‌

از بزرگترين وظايف پدر و مادر در تربيت فرزند، پرورش خصلت راستگويى كودك است. كودك در نخستين روزهايى كه لب به سخن مى‌گشايد، چيزى جز راست نمى‌گويد، بطورى كه راستگويى او ضرب‌المثل شده، مى‌گويند: «سخن راست را بايد از كودك شنيد.» راستگويى و كردار درست پدر و مادر در محيط خانواده به كودك مى‌آموزد كه صداقت و راستى را پيشه خود سازد و از دروغگويى پرهيز كند كه نتيجه‌اى جز بدنامى و بى‌آبرويى و روسياهى نخواهد داشت. پيامبر اسلام6فرمود:

«ايَّاكَ وَالْكِذْبَ فَانَّهُ يُسَوِّدُ الْوَجْهَ»[1]

از دروغگويى بپرهيز؛ زيرا دروغ باعث روسياهى است.

[1]- مستدرك الوسائل، ج 9، ص 125


صفحه 153

كودك از خانواده و اجتماع و از كسانى كه در محيط زندگى او هستند، دروغ را مى‌آموزد. روزهاى نخست هنگامى كه اراده مى‌كند دروغى ببافد، دچار لكنت زبان و آشفتگى و نابسامانى درون مى‌شود، ولى بتدريج بر اثر عادت و تمرين در اين زمينه، حرفه‌اى خواهد شد. پدر و مادر وظيفه دارند عواملى را كه باعث دروغگويى كودك مى‌شود از بين ببرند. برخى از عوامل و انگيزه‌هاى دروغ عبارتند از: ترس از مجازات، حسادت و رقابت، انتقام، كينه‌جويى، خودخواهى، تمايلات اجتماعى و سياسى و اقتصادى، خودنمايى، شرم و حيا، ضعف و عجز، حفظ شخصيت، جلب نظر ديگران، پوشاندن لغزش، تخيّل و بازى كودكانه، الگوى غلط، آزمون پدر و مادر و تشويق نادرست.

براى درمان و اصلاح صفت ناپسند دروغگويى در كودكان راههايى ارائه شده، از جمله: شناخت علل و انگيزه‌هاى دروغگويى، آگاهى دادن نسبت به عواقب دروغ، ايجاد محيط سالم و دورى جستن از بدآموزيها و الگوهاى فاسد، رعايت انصاف از طرف پدر و مادر در ملامت و سرزنش، عفو و بخشش، محدود كردن توقّعات از كودكان، ايمن كردن از مجازات و به وجود آوردن احساس و آرامش و اطمينان، پند و اندرز و هشدار به كودك، اعلام و تفهيم نارضايتى و دوست نداشتن دروغگو، ايجاد سرگرمى و مچ‌گيرى در موارد حادّ و بالأخره تنبيه و تهديد به اندازه ضرورت.[1]

ب- شادابى و نشاط

شادابىِ كودك يكى از عوامل رشد و موفقيّت اوست. كودكى كه شاداب است، با آرامش و اطمينان خاطر به كار و فعاليّت مى‌پردازد، دچار اضطراب و تشويش نمى‌شود و در اجتماع با خوش‌بينى و نشاط زندگى مى‌كند. بعكس، افسردگان و كودكان محروم از شادابى، هميشه خسته و فرسوده به نظر مى‌رسند و در برابر مسؤوليتهاى فردى و اجتماعى، ناتوان بوده و قادر نيستند به وظايف دينى و دنيايى خود عمل كنند.

امام باقر7فرمود:

[1]- ر. ك: پرورش مذهبى و اخلاقى كودكان، ص 280- 290