بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 151

يادگيرى مهارتهاى مختلف اجتماعى كه در هر عصرى ضرورت خاص خود را دارد، امرى مهم تلقّى مى‌شود. به عنوان مثال سواركارى، تيراندازى و شناگرى از ضروريات زندگى صدر اسلام بود و اسلام بدان اهميّت ويژه‌اى مى‌داد و براى رونق دادن به آن، برد و باخت را در آنها جايز مى‌داند.[1]امير مؤمنان7فرمود:

«عَلِّمُوا اوْلادَكُمُ السِّباحَةَ وَالرِّمايَةَ»[2]

به فرزندانتان، شنا و تيراندازى بياموزيد.

3- استعداد اخلاقى‌

براى رشد شخصيت كودك، احياى ارزشهاى اخلاقى، عادت دادن وى به خوبيها و دورى گزيدنش از زشتيها، بايد به پرورش استعدادهاى كودك اهميت لازم داده شود.

همچنين شايسته است به كودك تفهيم گردد كه اخلاق نيكو سبب سرافرازى و زندگى شرافتمندانه او خواهد شد، همان‌گونه كه اخلاق زشت، سرافكندگى و خوارى زندگى را در پى دارد.

از آنجا كه تأثير پذيرى كودك از رفتار پدر و مادر و محيط زندگى بسيار سريع و نقش‌آفرين است، بايد شيوه زندگى و آموزش اخلاقى او بگونه‌اى باشد كه موجبات سعادت دنيا و آخرت وى تضمين گردد.

نقش پدر و مادر و محيط خانواده در پرورش اخلاقى كودكان بسيار مهم و اساسى است. در حقيقت بايد پذيرفت كه خانواده نخستين مدرسه و پدر و مادر مهمترين مربّيان اخلاقى كودكان هستند.

پايه‌هاى اخلاقى و شخصيت انسان، در خانه شكل مى‌گيرد؛ در حقيقت رفتار، شخصيت و خلق و خوى هر كودك انعكاس كاملى از رفتار پدر و مادر است. لبخند و ترشرويى، مهربانى و بى‌مهرى، وفا و بى‌وفايى، صدق و كذب، شرافت و جنايت، عدالت و بى‌عدالتى و

[1]- ر. ك: وسائل الشيعه، ج 13، ص 348- 351

[2]- اصول كافى، ج 4، ص 47


صفحه 152

هرگونه گفتار و عملكرد پدر و مادر براى كودك آموزنده راه و رسم زندگى است.

به منظور پرورش اخلاقى كودك بايد آگاهيهاى لازم در اختيار او قرار داده شود.

بخشى از آگاهيها درباره اصول معاشرت و براساس رعايت حقوق انسانها، احترام به آنها و مراعات عدل و انصاف است. بخشى ديگر در مورد فضايلى است كه بايد خود را بدان آراسته ساخت و ارزش صفات نيك را شناخت. قسمتى ديگر از اخلاق مربوط به رعايت آداب، رسوم و تشريفاتى است كه صحت آن مورد تأييد قرار گرفته و افراد جامعه، خود را به رعايت آن ملزم مى‌دانند: مثل آداب غذا، معاشرت، آمد و شد، تعارف؛ همچنين قسمتى ديگر نيز درباره صفات نكوهيده‌اى است كه موجبات گمراهى فرد و ديگران را فراهم مى‌آورد، مانند: ريا و تزوير، دروغ و نفاق، كينه و خصومت، بدخواهى و حسادت، تجاوز و حقارت، انتقامجويى، بى‌بند و بارى و غيره.

پدر و مادر وظيفه دارند زمينه‌سازى لازم در جهت پايبندى فرزندان به فراگيرى اصول و ضوابط اخلاقى را فراهم سازند و در جهت تقويت فضايل و سازندگى كودك گام بردارند.

اينك به ذكر بعضى از مهمترين صفات اخلاقى كه تاثير زيادى در شكل‌گيرى و رشد شخصيت كودك دارد، مى‌پردازيم:

الف- راستگويى‌

از بزرگترين وظايف پدر و مادر در تربيت فرزند، پرورش خصلت راستگويى كودك است. كودك در نخستين روزهايى كه لب به سخن مى‌گشايد، چيزى جز راست نمى‌گويد، بطورى كه راستگويى او ضرب‌المثل شده، مى‌گويند: «سخن راست را بايد از كودك شنيد.» راستگويى و كردار درست پدر و مادر در محيط خانواده به كودك مى‌آموزد كه صداقت و راستى را پيشه خود سازد و از دروغگويى پرهيز كند كه نتيجه‌اى جز بدنامى و بى‌آبرويى و روسياهى نخواهد داشت. پيامبر اسلام6فرمود:

«ايَّاكَ وَالْكِذْبَ فَانَّهُ يُسَوِّدُ الْوَجْهَ»[1]

از دروغگويى بپرهيز؛ زيرا دروغ باعث روسياهى است.

[1]- مستدرك الوسائل، ج 9، ص 125


صفحه 153

كودك از خانواده و اجتماع و از كسانى كه در محيط زندگى او هستند، دروغ را مى‌آموزد. روزهاى نخست هنگامى كه اراده مى‌كند دروغى ببافد، دچار لكنت زبان و آشفتگى و نابسامانى درون مى‌شود، ولى بتدريج بر اثر عادت و تمرين در اين زمينه، حرفه‌اى خواهد شد. پدر و مادر وظيفه دارند عواملى را كه باعث دروغگويى كودك مى‌شود از بين ببرند. برخى از عوامل و انگيزه‌هاى دروغ عبارتند از: ترس از مجازات، حسادت و رقابت، انتقام، كينه‌جويى، خودخواهى، تمايلات اجتماعى و سياسى و اقتصادى، خودنمايى، شرم و حيا، ضعف و عجز، حفظ شخصيت، جلب نظر ديگران، پوشاندن لغزش، تخيّل و بازى كودكانه، الگوى غلط، آزمون پدر و مادر و تشويق نادرست.

براى درمان و اصلاح صفت ناپسند دروغگويى در كودكان راههايى ارائه شده، از جمله: شناخت علل و انگيزه‌هاى دروغگويى، آگاهى دادن نسبت به عواقب دروغ، ايجاد محيط سالم و دورى جستن از بدآموزيها و الگوهاى فاسد، رعايت انصاف از طرف پدر و مادر در ملامت و سرزنش، عفو و بخشش، محدود كردن توقّعات از كودكان، ايمن كردن از مجازات و به وجود آوردن احساس و آرامش و اطمينان، پند و اندرز و هشدار به كودك، اعلام و تفهيم نارضايتى و دوست نداشتن دروغگو، ايجاد سرگرمى و مچ‌گيرى در موارد حادّ و بالأخره تنبيه و تهديد به اندازه ضرورت.[1]

ب- شادابى و نشاط

شادابىِ كودك يكى از عوامل رشد و موفقيّت اوست. كودكى كه شاداب است، با آرامش و اطمينان خاطر به كار و فعاليّت مى‌پردازد، دچار اضطراب و تشويش نمى‌شود و در اجتماع با خوش‌بينى و نشاط زندگى مى‌كند. بعكس، افسردگان و كودكان محروم از شادابى، هميشه خسته و فرسوده به نظر مى‌رسند و در برابر مسؤوليتهاى فردى و اجتماعى، ناتوان بوده و قادر نيستند به وظايف دينى و دنيايى خود عمل كنند.

امام باقر7فرمود:

[1]- ر. ك: پرورش مذهبى و اخلاقى كودكان، ص 280- 290


صفحه 154

«الْكَسَلُ يَضُرُّ بِالدّينِ وَالدُّنْيا»[1]

كسالت براى دين و دنياى انسان زيان‌آور است.

پدر و مادر وظيفه دارند، محيط زندگى كودك را سرشار از شادى و طراوت كنند و براى اين مقصود مى‌توان از عواملى مانند: مشاركت در امور خانواده و اجتماع، گردش و تفريح در باغ و صحرا و كوه و دشت، پر كردن اوقات فراغت، رفع نيازهاى كودك، ديد و بازديد فاميلى، معاشرت و رفاقت سالم و غيره كمك گرفت.

سيره پيامبر اكرم6در خانواده اين بود كه همه روزه صبح دست محبت و نوازش بر سر فرزندان خود مى‌كشيد و بدين وسيله، موجبات شادمانى آنان را فراهم مى‌ساخت.

آن حضرت درباره شادمان كردن كودك فرمود:

«... مَنْ فَرَّحَهُ، فَرَّحَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ»[2]

هر كس، فرزندش را خوشحال كند، خداوند او را در قيامت شاد مى‌كند.

و نيز فرمود:

«مَنْ فَرَّحَ ابْنَتَهُ فَكَانَّما اعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ اسْماعيلَ وَ مَنْ اقَرَّ عَيْنَ ابْنٍ فَكَانَّما بَكى‌ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ»[3]

كسى كه دختر بچه خود را شادمان كند، گويا بنده‌اى از فرزندان اسماعيل را آزاد كرده است و آن كس كه ديده پسر بچه خود را روشن كند (مسرورش سازد) مثل آن است كه از خوف خدا گريسته است.

براى حفظ شادابى و نشاط كودك، بايد عوامل از بين برنده شادابى را از ميان برد.

برخى از اين عوامل عبارتند از:

- ترسها، اخطارها، توبيخها، اضطرابها، غم و اندوه‌ها.

[1]- بحارالانوار، ج 78، ص 180

[2]- فروع كافى، ج 6، ص 49

[3]- مكارم الاخلاق، ص 221


صفحه 155

- مسأله طلاق، متاركه، اختلافات خانوادگى، نزاعها و كشمكشهاى پدر و مادر.

- خستگى افراطى، كم‌خوابى، بيخوابى، دلواپسى، بيمارى، تحمّل درد مداوم.

- احساس فشار و تحميل در زندگى، بويژه تحميلى كه امنيت او را به خطر اندازد و آرامش روانى او را بر هم زند.

- يكنواختى زندگى و عدم تنوّع كه ضمن از بين بردن شادابى و نشاط بر ملال خاطر مى‌افزايد.

- عدم موفقيت مداوم در انجام كارها.

- مواجه بودن با فقر و محروميت غير قابل علاج بگونه‌اى كه كودك معنى و مفهوم فقر را لمس كند.

- احساس بى‌پناهى هنگام درد و بيمارى و در موقعى كه كودك نياز به حمايت دارد.[1]

ج- اعتماد به نفس‌

كودك بايد به اتّكاى توان و امكاناتش به انجام كارها بپردازد و با پرورش اراده و اعتماد به نفس، عزّت و بزرگوارى خود را حفظ نموده، با اطمينان و جرأت، تصميم گيرد.

پدر و مادر بايد مقدّمات ايجاد اعتماد به نفس- از قبيل آگاه كردن كودك نسبت به تواناييهاى خود، و بر ملا نكردن عيبهايش و ايجاد برنامه در زندگى و نظم در امور- را براى كودك فراهم كنند.

آشنا سازى كودك با مشكلات و سپردن مسؤوليت، تشويق و تشجيع وى براى پيشروى به سوى انجام كار، تأييد و تحسين كودك براى ارضاى غرور و سربلندى او و تكيه به دانايى و توانايى كودك در تسلّط بر خود، از جمله راههاى ايجاد اعتماد به نفس در كودكان به شمار مى‌رود.

با اعتماد به نفس، پيشرفت در امور، سريعتر حاصل مى‌شود و آدمى براساس مسؤوليت فردى براى سعادت و خوشبختى خود انجام وظيفه مى‌كند و در حقيقت به مقدار اعتماد به نفس، به فضيلت و ارزش دست مى‌يابد.

[1]- ر. ك: خانواده و نيازمنديهاى كودكان، ص 193


صفحه 156

بعضى گفته‌اند: «از سن چهار سالگى تا هفت سالگى بهترين دوران پرورش شخصيت و ايجاد استقلال و اعتماد به نفس است. كودك در اين دوران تمايل به استقلال پيدا مى‌كند و خود را براى مواجهه با مشكلات آماده مى‌گرداند. بچه خردسال در عين اينكه احساس ناتوانى مى‌كند و ميل دارد در پناه نيروى برترى آرامش يابد و به او تعلق داشته باشد، اما تمايل به استقلال نيز در باطن ذاتش نهفته است.»[1]

[1]- آيين تربيت، ص 176


صفحه 157

پرسش‌

1- نقش خانواده در تربيت كودك را بيان كنيد.

2- چگونگى نياز كودك به محبت را توضيح دهيد.

3- اهميّت محبّت به كودك را بنويسيد.

4- بعضى از آثار محبت به كودك را بيان كنيد.

5- افراط در محبّت به كودك چه زيانى دارد؟

6- اهميّت احترام به كودك را بيان كنيد.

7- دو نمونه از آثار و فوايد احترام به كودك را بنويسيد.

8- نقش بازى و رفاقت با كودك را توضيح دهيد.

9- سلام كردن و جواب دادن به سلام كودك چه تأثيرى در شخصيت او دارد؟

10- نقش وفاى به عهد در احترام به كودك را بيان كنيد.

11- اهميت برقرارى عدالت ميان كودكان را بيان كنيد.

12- بعضى از جلوه‌هاى بى‌عدالتى و آثار و عوارض آن را برشمريد.

13- آزادى كودك و حدود آن را توضيح دهيد.

14- چهار شرط از شرايط آزادى كودك را بنويسيد.

15- چه كارهايى باعث سلب آزادى كودك مى‌شود؟

16- اهميّت پرورش استعداد دينى را توضيح دهيد.

17- آغاز تربيت دينى را بيان كنيد.

18- ضرورت و كيفيت آموزش دينى كودك را بنويسيد.

19- استعداد علمى كودك يعنى چه؟ توضيح دهيد.

20- اهميّت كسب مهارتهاى علمى و اجتماعى را بنويسيد.

21- اهميّت پرورش استعداد اخلاقى كودك را بنويسيد.

22- آثار راستگويى كودك را توضيح دهيد.


صفحه 158

23- شادابى و نشاط چه نقشى در زندگى كودك دارد؟

24- ضرورت استقلال و اعتماد به نفس كودك را بيان كنيد.