يادگيرى مهارتهاى مختلف اجتماعى كه در هر عصرى ضرورت خاص خود را دارد، امرى مهم تلقّى مىشود. به عنوان مثال سواركارى، تيراندازى و شناگرى از ضروريات زندگى صدر اسلام بود و اسلام بدان اهميّت ويژهاى مىداد و براى رونق دادن به آن، برد و باخت را در آنها جايز مىداند.[1]امير مؤمنان7فرمود:
«عَلِّمُوا اوْلادَكُمُ السِّباحَةَ وَالرِّمايَةَ»[2]
به فرزندانتان، شنا و تيراندازى بياموزيد.
3- استعداد اخلاقى
براى رشد شخصيت كودك، احياى ارزشهاى اخلاقى، عادت دادن وى به خوبيها و دورى گزيدنش از زشتيها، بايد به پرورش استعدادهاى كودك اهميت لازم داده شود.
همچنين شايسته است به كودك تفهيم گردد كه اخلاق نيكو سبب سرافرازى و زندگى شرافتمندانه او خواهد شد، همانگونه كه اخلاق زشت، سرافكندگى و خوارى زندگى را در پى دارد.
از آنجا كه تأثير پذيرى كودك از رفتار پدر و مادر و محيط زندگى بسيار سريع و نقشآفرين است، بايد شيوه زندگى و آموزش اخلاقى او بگونهاى باشد كه موجبات سعادت دنيا و آخرت وى تضمين گردد.
نقش پدر و مادر و محيط خانواده در پرورش اخلاقى كودكان بسيار مهم و اساسى است. در حقيقت بايد پذيرفت كه خانواده نخستين مدرسه و پدر و مادر مهمترين مربّيان اخلاقى كودكان هستند.
پايههاى اخلاقى و شخصيت انسان، در خانه شكل مىگيرد؛ در حقيقت رفتار، شخصيت و خلق و خوى هر كودك انعكاس كاملى از رفتار پدر و مادر است. لبخند و ترشرويى، مهربانى و بىمهرى، وفا و بىوفايى، صدق و كذب، شرافت و جنايت، عدالت و بىعدالتى و
[1]- ر. ك: وسائل الشيعه، ج 13، ص 348- 351
[2]- اصول كافى، ج 4، ص 47
هرگونه گفتار و عملكرد پدر و مادر براى كودك آموزنده راه و رسم زندگى است.
به منظور پرورش اخلاقى كودك بايد آگاهيهاى لازم در اختيار او قرار داده شود.
بخشى از آگاهيها درباره اصول معاشرت و براساس رعايت حقوق انسانها، احترام به آنها و مراعات عدل و انصاف است. بخشى ديگر در مورد فضايلى است كه بايد خود را بدان آراسته ساخت و ارزش صفات نيك را شناخت. قسمتى ديگر از اخلاق مربوط به رعايت آداب، رسوم و تشريفاتى است كه صحت آن مورد تأييد قرار گرفته و افراد جامعه، خود را به رعايت آن ملزم مىدانند: مثل آداب غذا، معاشرت، آمد و شد، تعارف؛ همچنين قسمتى ديگر نيز درباره صفات نكوهيدهاى است كه موجبات گمراهى فرد و ديگران را فراهم مىآورد، مانند: ريا و تزوير، دروغ و نفاق، كينه و خصومت، بدخواهى و حسادت، تجاوز و حقارت، انتقامجويى، بىبند و بارى و غيره.
پدر و مادر وظيفه دارند زمينهسازى لازم در جهت پايبندى فرزندان به فراگيرى اصول و ضوابط اخلاقى را فراهم سازند و در جهت تقويت فضايل و سازندگى كودك گام بردارند.
اينك به ذكر بعضى از مهمترين صفات اخلاقى كه تاثير زيادى در شكلگيرى و رشد شخصيت كودك دارد، مىپردازيم:
الف- راستگويى
از بزرگترين وظايف پدر و مادر در تربيت فرزند، پرورش خصلت راستگويى كودك است. كودك در نخستين روزهايى كه لب به سخن مىگشايد، چيزى جز راست نمىگويد، بطورى كه راستگويى او ضربالمثل شده، مىگويند: «سخن راست را بايد از كودك شنيد.» راستگويى و كردار درست پدر و مادر در محيط خانواده به كودك مىآموزد كه صداقت و راستى را پيشه خود سازد و از دروغگويى پرهيز كند كه نتيجهاى جز بدنامى و بىآبرويى و روسياهى نخواهد داشت. پيامبر اسلام6فرمود:
«ايَّاكَ وَالْكِذْبَ فَانَّهُ يُسَوِّدُ الْوَجْهَ»[1]
از دروغگويى بپرهيز؛ زيرا دروغ باعث روسياهى است.
[1]- مستدرك الوسائل، ج 9، ص 125
كودك از خانواده و اجتماع و از كسانى كه در محيط زندگى او هستند، دروغ را مىآموزد. روزهاى نخست هنگامى كه اراده مىكند دروغى ببافد، دچار لكنت زبان و آشفتگى و نابسامانى درون مىشود، ولى بتدريج بر اثر عادت و تمرين در اين زمينه، حرفهاى خواهد شد. پدر و مادر وظيفه دارند عواملى را كه باعث دروغگويى كودك مىشود از بين ببرند. برخى از عوامل و انگيزههاى دروغ عبارتند از: ترس از مجازات، حسادت و رقابت، انتقام، كينهجويى، خودخواهى، تمايلات اجتماعى و سياسى و اقتصادى، خودنمايى، شرم و حيا، ضعف و عجز، حفظ شخصيت، جلب نظر ديگران، پوشاندن لغزش، تخيّل و بازى كودكانه، الگوى غلط، آزمون پدر و مادر و تشويق نادرست.
براى درمان و اصلاح صفت ناپسند دروغگويى در كودكان راههايى ارائه شده، از جمله: شناخت علل و انگيزههاى دروغگويى، آگاهى دادن نسبت به عواقب دروغ، ايجاد محيط سالم و دورى جستن از بدآموزيها و الگوهاى فاسد، رعايت انصاف از طرف پدر و مادر در ملامت و سرزنش، عفو و بخشش، محدود كردن توقّعات از كودكان، ايمن كردن از مجازات و به وجود آوردن احساس و آرامش و اطمينان، پند و اندرز و هشدار به كودك، اعلام و تفهيم نارضايتى و دوست نداشتن دروغگو، ايجاد سرگرمى و مچگيرى در موارد حادّ و بالأخره تنبيه و تهديد به اندازه ضرورت.[1]
ب- شادابى و نشاط
شادابىِ كودك يكى از عوامل رشد و موفقيّت اوست. كودكى كه شاداب است، با آرامش و اطمينان خاطر به كار و فعاليّت مىپردازد، دچار اضطراب و تشويش نمىشود و در اجتماع با خوشبينى و نشاط زندگى مىكند. بعكس، افسردگان و كودكان محروم از شادابى، هميشه خسته و فرسوده به نظر مىرسند و در برابر مسؤوليتهاى فردى و اجتماعى، ناتوان بوده و قادر نيستند به وظايف دينى و دنيايى خود عمل كنند.
امام باقر7فرمود:
[1]- ر. ك: پرورش مذهبى و اخلاقى كودكان، ص 280- 290
«الْكَسَلُ يَضُرُّ بِالدّينِ وَالدُّنْيا»[1]
كسالت براى دين و دنياى انسان زيانآور است.
پدر و مادر وظيفه دارند، محيط زندگى كودك را سرشار از شادى و طراوت كنند و براى اين مقصود مىتوان از عواملى مانند: مشاركت در امور خانواده و اجتماع، گردش و تفريح در باغ و صحرا و كوه و دشت، پر كردن اوقات فراغت، رفع نيازهاى كودك، ديد و بازديد فاميلى، معاشرت و رفاقت سالم و غيره كمك گرفت.
سيره پيامبر اكرم6در خانواده اين بود كه همه روزه صبح دست محبت و نوازش بر سر فرزندان خود مىكشيد و بدين وسيله، موجبات شادمانى آنان را فراهم مىساخت.
آن حضرت درباره شادمان كردن كودك فرمود:
«... مَنْ فَرَّحَهُ، فَرَّحَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ»[2]
هر كس، فرزندش را خوشحال كند، خداوند او را در قيامت شاد مىكند.
و نيز فرمود:
«مَنْ فَرَّحَ ابْنَتَهُ فَكَانَّما اعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ اسْماعيلَ وَ مَنْ اقَرَّ عَيْنَ ابْنٍ فَكَانَّما بَكى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ»[3]
كسى كه دختر بچه خود را شادمان كند، گويا بندهاى از فرزندان اسماعيل را آزاد كرده است و آن كس كه ديده پسر بچه خود را روشن كند (مسرورش سازد) مثل آن است كه از خوف خدا گريسته است.
براى حفظ شادابى و نشاط كودك، بايد عوامل از بين برنده شادابى را از ميان برد.
برخى از اين عوامل عبارتند از:
- ترسها، اخطارها، توبيخها، اضطرابها، غم و اندوهها.
[1]- بحارالانوار، ج 78، ص 180
[2]- فروع كافى، ج 6، ص 49
[3]- مكارم الاخلاق، ص 221
- مسأله طلاق، متاركه، اختلافات خانوادگى، نزاعها و كشمكشهاى پدر و مادر.
- خستگى افراطى، كمخوابى، بيخوابى، دلواپسى، بيمارى، تحمّل درد مداوم.
- احساس فشار و تحميل در زندگى، بويژه تحميلى كه امنيت او را به خطر اندازد و آرامش روانى او را بر هم زند.
- يكنواختى زندگى و عدم تنوّع كه ضمن از بين بردن شادابى و نشاط بر ملال خاطر مىافزايد.
- عدم موفقيت مداوم در انجام كارها.
- مواجه بودن با فقر و محروميت غير قابل علاج بگونهاى كه كودك معنى و مفهوم فقر را لمس كند.
- احساس بىپناهى هنگام درد و بيمارى و در موقعى كه كودك نياز به حمايت دارد.[1]
ج- اعتماد به نفس
كودك بايد به اتّكاى توان و امكاناتش به انجام كارها بپردازد و با پرورش اراده و اعتماد به نفس، عزّت و بزرگوارى خود را حفظ نموده، با اطمينان و جرأت، تصميم گيرد.
پدر و مادر بايد مقدّمات ايجاد اعتماد به نفس- از قبيل آگاه كردن كودك نسبت به تواناييهاى خود، و بر ملا نكردن عيبهايش و ايجاد برنامه در زندگى و نظم در امور- را براى كودك فراهم كنند.
آشنا سازى كودك با مشكلات و سپردن مسؤوليت، تشويق و تشجيع وى براى پيشروى به سوى انجام كار، تأييد و تحسين كودك براى ارضاى غرور و سربلندى او و تكيه به دانايى و توانايى كودك در تسلّط بر خود، از جمله راههاى ايجاد اعتماد به نفس در كودكان به شمار مىرود.
با اعتماد به نفس، پيشرفت در امور، سريعتر حاصل مىشود و آدمى براساس مسؤوليت فردى براى سعادت و خوشبختى خود انجام وظيفه مىكند و در حقيقت به مقدار اعتماد به نفس، به فضيلت و ارزش دست مىيابد.
[1]- ر. ك: خانواده و نيازمنديهاى كودكان، ص 193
بعضى گفتهاند: «از سن چهار سالگى تا هفت سالگى بهترين دوران پرورش شخصيت و ايجاد استقلال و اعتماد به نفس است. كودك در اين دوران تمايل به استقلال پيدا مىكند و خود را براى مواجهه با مشكلات آماده مىگرداند. بچه خردسال در عين اينكه احساس ناتوانى مىكند و ميل دارد در پناه نيروى برترى آرامش يابد و به او تعلق داشته باشد، اما تمايل به استقلال نيز در باطن ذاتش نهفته است.»[1]
[1]- آيين تربيت، ص 176
پرسش
1- نقش خانواده در تربيت كودك را بيان كنيد.
2- چگونگى نياز كودك به محبت را توضيح دهيد.
3- اهميّت محبّت به كودك را بنويسيد.
4- بعضى از آثار محبت به كودك را بيان كنيد.
5- افراط در محبّت به كودك چه زيانى دارد؟
6- اهميّت احترام به كودك را بيان كنيد.
7- دو نمونه از آثار و فوايد احترام به كودك را بنويسيد.
8- نقش بازى و رفاقت با كودك را توضيح دهيد.
9- سلام كردن و جواب دادن به سلام كودك چه تأثيرى در شخصيت او دارد؟
10- نقش وفاى به عهد در احترام به كودك را بيان كنيد.
11- اهميت برقرارى عدالت ميان كودكان را بيان كنيد.
12- بعضى از جلوههاى بىعدالتى و آثار و عوارض آن را برشمريد.
13- آزادى كودك و حدود آن را توضيح دهيد.
14- چهار شرط از شرايط آزادى كودك را بنويسيد.
15- چه كارهايى باعث سلب آزادى كودك مىشود؟
16- اهميّت پرورش استعداد دينى را توضيح دهيد.
17- آغاز تربيت دينى را بيان كنيد.
18- ضرورت و كيفيت آموزش دينى كودك را بنويسيد.
19- استعداد علمى كودك يعنى چه؟ توضيح دهيد.
20- اهميّت كسب مهارتهاى علمى و اجتماعى را بنويسيد.
21- اهميّت پرورش استعداد اخلاقى كودك را بنويسيد.
22- آثار راستگويى كودك را توضيح دهيد.
23- شادابى و نشاط چه نقشى در زندگى كودك دارد؟
24- ضرورت استقلال و اعتماد به نفس كودك را بيان كنيد.