بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 43

روييده در لجنزار چيست؟ فرمود: زن زيبايى كه در خانواده‌اى بد، تربيت شده باشد.

در روايات، يكى از ويژگيهاى همسر خوب، عزيز و سربلند بودن زن در ميان بستگانش بيان شده است‌[1]و نيز توصيه شده كه براى ازدواج، زنان هاشميه را ترجيح دهيد؛ زيرا اينان از نظر نسل به خاندان كريم پيامبر6متصل مى‌شوند، به شوهران خود مهربانتر، به فرزندان خويش دلسوزتر، در برابر اغيار خودنگهدارتر و نسبت به شوهر خويش مطيع‌ترند.[2]

معيارهاى ديگر

علاوه بر معيارهاى ياد شده، براى هر يك از زن و مرد ملاكهاى اختصاصى ديگرى از لحاظ جسمى، سنّى و اقتصادى در لا به لاى روايات معصومين:وجود دارد كه خلاصه‌اى از آنها را در زير مى‌آوريم:

الف- شرايط اختصاصى انتخاب همسر براى مردان‌

مردان براى انتخاب همسرى شايسته، بايد كوشش كنند تا سراغ زنانى روند كه از صفات زير برخوردار باشند:

از نظر فكرى، ضعيف العقل و داراى كمبود ذهنى، بلاهت و حماقت نباشند؛ زيرا ضمن اينكه اين خصايص و صفات به نسل بعدى منتقل مى‌شود و در عين اينكه زندگى همواره با كمبودها، نارساييها و درگيريها رو به روست، تربيت و پرورش فرزندانى كه از آنها به دنيا مى‌آيد، نيز دچار مخاطره است.[3]

از لحاظ جسمى، توصيه شده است كه همسر بسيار بلند قد و يا بسيار كوتاه قد نباشد، بلكه متوسط القامه و تا حدود امكان نقص جسمى نداشته، عاجز، كور، زمينگير و به بيماريهاى مزمن مبتلا نباشد.[4]

[1]- ر. ك: فروع كافى، ج 5، ص 324؛ وسائل الشيعه، ج 14، ص 14

[2]- فروع كافى، ج 5، ص 326

[3]- ر. ك: وسائل‌الشيعه، ج 14، ص 56- 57

[4]- ر. ك: بحارالانوار، ج 103، ص 231 و 237


صفحه 44

رهبران اسلام، در برخى از روايات، ازدواج با سالخوردگان و زنان بچه‌دار را مناسب ندانسته‌اند و توصيه‌ها اغلب متوجه ازدواج با دوشيزگان است.[1]

و نيز سفارش شده است كه همسرى وَلود و از خاندانى پر زاد و ولد انتخاب كنيد.

پيامبر6فرمود:

«انَّ مِنْ خَيْرِ نِسائِكُمُ الوَلُودَ الْوَدُودَ السَّتيرَةَ الْعَزيزَةَ فى‌ أَهْلِهَا الذَّليلَةَ مَعَ بَعْلِها ...»[2]

بى شك، از بهترين زنهايتان، كسى است كه زايا، مهربان، پاكدامن، در نزد خانواده‌اش عزيز و در نزد شوهرش فروتن باشد.

همچنين، داراى وفا، تدبير، حيا، آزادمنشى، زيبايى، كمال، قدرت همسردارى، مهربانى، خودآرا براى شوهر، موقّر، پارسا و كابينش سبك باشد. و از لحاظ خويشاوندى دور باشد كه فرزندى ضعيف مى‌زايد. علاوه بر آن بايد:

- تا حدودى متكبر و بزرگ فروش باشد، تا تسليم غير شوهر نشود.

- تا حدودى بخيل باشد، تا مال و دارايى شوهر را حفظ كند.

- تا حدودى بيمناك باشد، تا به دام صياد نيفتد،[3]و ....

ب- شرايط اختصاصى انتخاب شوهر براى زنان‌

زنانى‌كه‌مى‌خواهند شوهر انتخاب‌كنند شايسته‌است به‌شرايط و معيارهاى زيرنيزتوجه كنند:

از لحاظ جسمى توصيه شده است كه شوهر بيماريهاى مزمن بدنى نداشته، قادر به انجام وظيفه همسرى باشد.[4]

از لحاظ سنّى، بهتر است تفاوتهاى سنّى در حد تفاوت دو بلوغ «شرعى» و «جنسى»، يعنى حدود 3 تا 6 سال باشد.[5]

[1]- ر. ك: همان، ص 238

[2]- همان، ص 235

[3]- بحارالانوار، ج 103، ص 238

[4]- ر. ك: وسائل الشيعه، ج 14، ص 607- 612

[5]- ر. ك: بحارالانوار، ج 16، ص 234


صفحه 45

از لحاظ اقتصادى، با مردى ازدواج كند كه بتواند كار شرافتمندانه براى خود انتخاب كرده، چرخ زندگى را بچرخاند.[1]

[1]- ر. ك: وسائل الشيعه، ج 14، ص 18 و 51


صفحه 46

پرسش‌

1- منشأ ازدواج و رابطه آن با فطرت را بنويسيد.

2- اهميّت ازدواج در قرآن را بيان كنيد.

3- نمونه‌اى از سخنان پيشوايان دين را درباره اهميت ازدواج ذكر كنيد.

4- مسأله ازدواج، از نظر اجتماعى چه اهميتى دارد؟

5- با ذكر حديثى، ديدگاه اسلام درباره عزوبت را توضيح دهيد.

6- راههاى ارضاى غريزه جنسى چيست و بهترين راه كدام است؟

7- سخن معروف پيامبر6را درباره رهبانيت بنويسيد.

8- چگونه زن و شوهر براى يكديگر مايه آرامش هستند؟

9- نقش ازدواج در حفظ دين را بنويسيد.

10- در ديدگاه قرآن، هدف از خلقت زوج‌گونه انسان چيست؟

11- لزوم دقت در انتخاب همسر را بنويسيد.

12- با ذكر روايتى، آزادى در انتخاب همسر را توضيح دهيد.

13- چرا مرد بايد در انتخاب همسر دقت كند؟

14- اهميت دقت زن در انتخاب شوهر چگونه است؟ توضيح دهيد.

15- با ذكر نمونه‌اى، روش پيشوايان دين در انتخاب همسر را بيان كنيد.

16- نقش مذهب و ايمان را در انتخاب همسر بنويسيد.

17- اهميت «خوش‌اخلاقى» را در انتخاب همسر توضيح دهيد.

18- توجه به اصالت خانوادگى در انتخاب همسر چه اهميتى دارد؟

19- چند نكته از شرايط اختصاصى مردان را ذكر كنيد.

20- بعضى از شرايط اختصاصى زنان را بنويسيد.


صفحه 47

فصل دوم: عوامل سعادت خانواده‌

توجّه به خوشبختى خانواده، نياز به شناخت جامع و فراگير نسبت به عوامل سعادت‌بخش آن دارد. شناخت اين عوامل و به كارگيرى آنها، در شؤون مختلف زندگى خانوادگى اثر داشته، اركان سعادت خانواده را حفظ و مستحكم مى‌سازد.

برخوردارى از اين عوامل، نياز به تجربه فراوان، عبرت از زندگى ديگران و آموختن و به كارگيرى دستورات دينى دارد و هر اندازه بتوان به نكات بيشترى در اين زمينه دست يافت، بهتر مى‌توان سعادت خانواده را تضمين كرد. اينك تعدادى از اين عوامل:

1- احترام متقابل‌

براى برخوردارى از خانواده بهنجار، نياز به سازش، توافق و همكارى متقابل در خانواده است. در زندگى خانوادگى هيچ يك از زن و مرد نبايد خود را مستقل از ديگرى بداند. هر دو به يكديگر نيازمندند و بايد نيازهاى مختلف همديگر را تأمين كنند.

احترام متقابل زن و مرد در محيط خانوادگى، يكى از اصول مهمّ سعادت خانواده است. بر اين اساس، در روايات اسلامى آمده كه هر يك از مرد و زن، بايد به ديگرى احترام بگذارد. امام باقر7به مردان چنين سفارش كرده است:

«مَنِ اتَّخَذَ امْرَأَةً فَلْيُكْرِمْها»[1]

هر كس زن گرفت، بايد او را گرامى دارد.

[1]- بحارالانوار، ج 103، ص 224


صفحه 48

زن نيز بايد نهايت احترام را نسبت به شوهرش روا داشته، با او خوشرفتار باشد، تا خوشبختى خود و همسر و فرزندانش را تضمين كند. امام صادق7فرمود:

«... سَعيدَةٌ سَعيدَةٌ، امْرَأَةٌ تُكْرِمُ زَوْجَها وَ لا تُؤْذيها وَ تُطيعُهُ فى‌ جَميعِ احْوالِهِ»[1]

بسيار سعادتمند است زنى كه به همسرش احترام گذارد و او را آزار ندهد و همواره از او اطاعت كند.

الف- ضرورت احترام به زنان‌

گرچه زن نسبت به شوهر وظايف ويژه‌اى همچون اطاعت و فرمانبرى و ... دارد- كه در درسهاى آينده خواهيم گفت- ولى به خاطر احساس و عاطفه، تأثير پذيرى، رقّت قلب و نياز شديد به محبت و مهرورزى و ... بايد از احترام شايسته شوهر در محيط خانه و خانواده برخوردار باشد.

رعايت احترام زن از سوى شوهر، موجب رشد و تعالى شخصيّت او و نيز بهبود و تحكيم روابط عاطفى او با شوهر و ساير اعضاى خانواده خواهد بود و در نتيجه سعادت خانواده در پرتو چنين احترامى تأمين مى‌گردد.

برعكس، خانواده‌اى كه احترام به همسر در آن رعايت نشود، نمى‌توان اميدى به سعادت و خوشبختى آن داشت و زمينه بروز اختلافات، همواره در آن مهيّاست.

ضرورت رعايت احترام زنان از سوى مردان، موجب سفارش بسيار پيشوايان دينى در اين زمينه شده است. پيامبر اسلام6فرمود:

برادرم جبرئيل به من خبر داد- و همواره سفارش زنان را به من مى‌كرد، تا آنجا كه من گمان كردم جايز نيست شوهر به زنش «اف» بگويد- اى محمد! در مورد زنان تقواى الهى پيشه كنيد ... با آنان مهربان باشيد و رضايت خاطرشان را فراهم كنيد، تا در كنار شما باشند و ايشان را به كارى مجبور نكنيد و بر آنان خشم نگيريد و اموالى را كه به آنان داده‌ايد، جز با رضايت و اجازه آنها پس نگيريد.[2]

[1]- بحارالأنوار، ج 103، ص 346

[2]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 252- 253


صفحه 49

بى‌احترامى به هر كس در حقيقت تضييع شخصيت انسانى اوست. زنى كه از همسر خود بى‌احترامى ببيند و مورد اهانت او قرار گيرد، رنجيده خاطر مى‌گردد و نشاط و شكوفايى خود را از دست مى‌دهد و بتدريج باور مى‌كند كه نزد شوهرش ارزش ندارد و قابل احترام نيست. اگر در زن چنين روحيه درهم شكسته‌اى پيدا شود، نمى‌تواند فرزندان با شخصيت و محترمى را پرورش دهد و از عهده مسؤوليت تربيت كودكان و اداره خانه به شايستگى برآيد و احساس خوشبختى و سعادت كند. پيامبر گرامى6فرمود:

«اسْتَوْصَوْا بِالنِّساءِ خَيْراً فَانَّهُنَّ عَوانٌ عِنْدَكُمْ»[1]

با زنان خوشرفتارى كنيد، اينان در دست شما امانت (و اسير) هستند.

امام على7فرمود:

«لا يَكُنْ اهْلُكَ اشْقَى الْخَلْقِ بِكَ»[2]

(با خانواده‌ات بگونه‌اى رفتار كن كه) مبادا همسرت به واسطه تو بدبخت‌ترين مردم باشد.

ب- علل بى‌احترامى به زن‌

گاهى بعضى از مردان، آن‌گونه كه شايسته است به همسر خود احترام نمى‌گذارند و آنان را مورد توجّه قرار نمى‌دهند، در حالى كه سِمَت سرپرستى خانواده ايجاب مى‌كند كه مرد به همسر خود احترام گذاشته، از اهانت، ناسزاگويى، فرياد زدن، ابراز خشونت، تحقير و ... خوددارى كرده، كاستيهاى اخلاقى همسرش را با بزرگوارى و گذشت جبران كند.

بى‌احترامى به زن توسط شوهر، معلول عواملى است كه به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم:

* انديشه برترى مرد بر زن‌

پندار برترى مرد بر زن و طفيلى پنداشتن وجود او، احساس تسلّط مطلق مرد را بر زن به وجود مى‌آورد و موجب مى‌شود تا به او به عنوان موجودى ناقص نگاه شود و اين امر،

[1]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 253

[2]- بحارالأنوار، ج 77، ص 229


صفحه 50

زمينه پيدايش بى‌احترامى به او را فراهم مى‌كند، در حالى كه تفاوتهاى موجود ميان زن و مرد، لازمه زندگى مشترك آنهاست و دليلى بر كمبود شخصيت مرد يا زن نيست.

اگر مردى در بيرون از خانه داراى موقعيت و شخصيّتى اجتماعى، سياسى، نظامى و ... است، نبايد اين روحيه را به محيط خانه بكشاند و با برترى جويى، ديگر اعضاى خانواده را تحقير كند. لقمان حكيم گفت:

«يَنْبَغى‌ لِلْعاقِلِ انْ يَكُونَ فى‌ اهْلِهِ كَالصَّبِىِّ، فَاذَا كانَ فِى الْقَوْمِ وُجِدَ رَجُلًا»[1]

مرد خردمند بايد در بين خانواده‌اش مانند كودك باشد و در خارج از منزل، رفتار مردانه داشته باشد.

* خوى استبدادى‌

داشتن خوى استبدادى و اعمال اين صفت نادرست در قالب خشونت و ايجاد ترس در همسر، موجب شكسته شدن حرمت و شخصيت زن مى‌شود. چنين افرادى، بى‌احترامى به همسر را لازمه تسلّط خود بر زندگى مى‌دانند. در عوض، انتظار احترام بسيار از همسر خويش دارند و سعى مى‌كنند آن را از طريق استبداد و ابراز خشونت كسب كنند. آنان از اين نكته غافلند كه احترام برخاسته از ترس و وحشت، هيچ‌گونه ارزشى ندارد. اينان مشمول سخن رسول خدا6هستند كه فرمود:

«شَرُّ النَّاسِ يَوْمَ الْقِيامَةِ الَّذينَ يُكْرَمُونَ اتِّقاءَ شَرِّهِمْ»[2]

بدترين مردم در روز قيامت كسانى هستند كه به جهت در امان ماندن از شرّشان مورد احترام قرار مى‌گيرند.

* توقّع كار زياد

توقّع بيجايى كه بعضى از مردان نسبت به انجام تمامى كارهاى خانه از زنان دارند، عامل ديگر بى‌احترامى به آنان است. چنين افرادى گمان مى‌كنند كه كار در خانه تنها

[1]- محجّة البيضا، فيض كاشانى، ج 3، ص 98، دفتر انتشارات اسلامى

[2]- بحارالانوار، ج 72، ص 283