ج- زدودن كينه:
ريشه بسيارى از اختلافات و درگيريهاى خانوادگى كينهاى است كه زن و شوهر از يكديگر به دل مىگيرند كه با كوچكترين بهانهاى تازه شده، موجب بروز درگيريهاى لفظى و تيرگى روابط خانوادگى مىشود، در حالى كه با گذشت از بديهاى همسر درباره خود، مىتوان ريشه تمامى كينهها را سوزاند و بذر محبت را در دل كاشت. پيامبر گرامى اسلام6فرمود:
«تَعافَوْا تَسْقُطِ الضَّغائِنُ بَيْنَكُمْ»[1]
نسبت به يكديگر گذشت كنيد، تا كينههايتان برطرف شود.
با داشتن روحيه گذشت و اغماض، بذر كينه در دل نخواهد روييد و بدين گونه كانون خانواده از چنين آفت بزرگى در امان مىماند.
د- ايجاد آرامش:
اثر ديگر گذشت، ايجاد آرامش و آسايش روحى در كانون گرم خانواده است. كسى كه گذشت ندارد، همواره منتظر فرصتى است تا انتقام بگيرد، بدين جهت هميشه داراى دغدغه روحى بوده آرامش از او سلب مىشود. برعكس، كسى كه با گذشت است از اين دغدغه روحى مصون بوده، بدون هيچ كينه و ناراحتى در كنار همسرش زندگى مىكند و از بهانه جوييهاى بيهوده و زيانبار دورى مىجويد.
زيباترين گذشت
علاوه بر اينكه نفس گذشت بسيار ارزنده و زيباست، نوع گذشت نيز از اهميّت خاصى برخوردار است. گذشت از بديهاى ديگران را مىتوان به صورتهاى گوناگون نشان داد. بعضى از افراد حتّى بعد از مجازات افراد خطاكار نيز آنها را نمىبخشند و رفتار خصمانهاى با آنان دارند. چنين افرادى در زمره بدترين انسانها به شمار مىآيند. بعضى ديگر، افراد خطاكار را مجازات مىكنند، امّا بعد از آن، كينهاى از آنان در دل نگه
[1]- كنزالعمّال، ج 3، ص 373
نمىدارند. بهتر از اين افراد كسانى هستند كه بدون مجازات كردن شخص خطاكار، از بدى و ظلم او در حق خود، مىگذرند و بزرگوارانه او را مىبخشند. قرآن كريم چنين گذشتى را به مردم توصيه كرده، مىفرمايد:
«فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَميلَ»[1]
گذشت كن، گذشتى نيكو.
امام صادق7در تفسير اين آيه فرمود:
«وَالصَّفْحُ الْجَميلُ انْ لا تُعاقِبَ عَلَى الذَّنْبِ»[2]
گذشت زيبا اين است كه كسى را به خاطر خطايش مجازات نكنى.
هنگامى كه گذشت از همسر بدون سرزنش باشد، تأثير نيكوى خود را در زندگى مىگذارد. امام رضا7نيز در مورد گذشت زيبا فرمود:
«الْعَفْوُ مِنْ غَيْرِ عِتابٍ»[3]
گذشت (زيبا) آن است كه بدون سرزنش باشد.
نتيجه مداومت بر چنين گذشتى در زندگى خانوادگى، ايجاد روابطى سالم، انسانى، پسنديده و قابل ستايش است كه زن و شوهر در پرتو آن از سعادت خانوادگى بيشترى برخوردار مىشوند.
عفو و گذشت در سيره پيشوايان دين
توجه به گذشت فراوانى كه ائمّه معصومين:نسبت به ديگران داشتهاند، تشويق كننده خوبى براى پيروى از اين صفت والاى انسانى و مؤثر دانستن آن است.
زندگى پيامبر6و امامان معصوم7نشانگر گذشت و اغماض قابل توجّهى است
[1]- حجر( 15)، آيه 85
[2]- بحارالانوار، ج 78، 253
[3]- همان، ج 71، ص 421
كه نسبت به خانواده و افراد جامعه خود داشتند. آنان با كوچكترين بهانهاى از لغزش ديگران چشمپوشى كرده، آن را در محيط خانواده و اجتماع با لطف خاصى همراه مىكردند.
اينك سيره چند تن از بزرگان دين را بيان مىكنيم:
الف- سيره پيامبر اسلام6:
در زندگى پيامبر اكرم6موارد بسيارى يافت مىشود كه آن حضرت از كنار اشتباهات و اعمال ناپسند همسران خود، بزرگوارانه مىگذشتند؛ ايشان درباره رفتار خود با خانواده فرموده است:
«خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ وَ انَا خَيْرُكُمْ لِأَهْلى»[1]
بهترين شما كسى است كه با خانوادهاش رفتار نيكو داشته باشد و من بهترين شما در رفتار با خانواده خود هستم.
برخورد محبّتآميز رسول گرامى اسلام6نسبت به زيردستان- اعم از اهل خانه و ديگران- بگونهاى بود كه حتى بعضى از كوتاهيهاى آنان را بازگو نمىكرد و به رخ آنان نمىكشيد و دوست نداشت كه آنان خجل و شرمنده گردند.
انس بن مالك مىگويد:
من مدّت ده سال به رسول خدا6خدمت كردم و حتّى يك كلمه افّ هم به من نگفت و هرگز به من نفرمود چرا اين كار را كردى، يا آن كار را نكردى.[2]
ب- سيره امام سجّاد7:
وظيفه خدمتكار در خانه، اجراى فرمان صاحبخانه و اطاعت از اوست. از اين رو، هرگاه نافرمانى كند، مستحق عقوبت و سرزنش است. آنان كه در روابط خانوادگى با هر بهانهاى از شريك زندگىشان انتقام گرفته، او را سرزنش و تحقير مىكنند، به گوشهاى از زندگى پر از عفو و گذشت امام سجاد7بنگرند و ببينند، آن حضرت چگونه در محيط
[1]- مكارم الأخلاق، طبرسى، ص 216، اعلمى، بيروت
[2]- همان، ص 32؛ منتهىالآمال، ج 1، ص 18، اسلاميّه
خانه، با خدمتكارش برخورد مىكرد:
امام سجاد7خدمتكار خود را دو مرتبه صدا زد و او جواب نداد، در مرتبه سوّم فرمود: فرزندم آيا صداى مرا نشنيدى؟! گفت: چرا. فرمود: پس چرا جواب ندادى؟
گفت: چون ترسى نداشتم و احساس امنيت مىكردم. امام فرمود: سپاس خدايى را كه مملوك و خدمتكار مرا اينگونه قرار داده كه از من در امان است و در دل خود نسبت به من هراسى ندارد.[1]
ج- سيره امام صادق7:
روش پسنديده گذشت از خطاهاى ديگران به اندازهاى در ميان آن بزرگواران رواج داشت كه امام صادق7فرمود:
«انَّا اهْلُ بَيْتٍ مُرُوَّتُنَا الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَنَا»[2]
ما خاندانى هستيم كه جوانمردى ما گذشت از كسانى است كه به ما ستم كردهاند.
درباره امام صادق7نوشتهاند، همسرى داشت كه همواره آن حضرت را آزار مىداد و امام7لغزشهاى او را مىبخشيد.
آرى، الگو قرار دادن پيشوايان دين، راهنما و ترغيبكننده خوبى براى خو گرفتن انسان به اين صفت والاى اخلاقى در محيط گرم خانواده است.
4- مسؤوليتپذيرى
از جمله عوامل مؤثر در تأمين سعادت خانواده، مسؤوليّتپذيرى متقابل همسران است. هر يك از زن و مرد بايد بدانند كه با قبول زندگى مشترك، مسؤوليتهايى برعهده آنان قرار مىگيرد كه پيش از تشكيل خانواده از آن آسوده بودند. اين مسؤوليتها با توجّه به اختيارات، تواناييها و شرايط خاص هر يك از زن و شوهر تقسيم شده است.
رسول خدا6مىفرمايد:
[1]- بحارالانوار، ج 46، ص 56
[2]- همان، ج 71، ص 414
«الرَّجُلُ راعٍ عَلى اهْلِ بَيْتِهِ، وَ كُلُّ راعٍ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَالْمَرْأَةُ راعِيَةٌ عَلى مالِ زَوْجِها وَ مَسْؤُولَةٌ عَنْهُ»[1]
مرد نگهبان اهل بيت خود است، و هر نگهبانى در مورد آنچه كه بايد از آن نگهبانى كند مسؤول است، و زن نگهبان مال همسرش است و نسبت به آن مسؤول مىباشد.
و نيز مىفرمايد:
«الا كُلُّكُمْ راعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ ... وَالرَّجُلُ راعٍ عَلى اهْلِ بَيْتِهِ وَ هُوَ
مَسْئُولٌ عَنْهُمْ؛ فَالْمَرْأَةُ راعِيَةٌ عَلى اهْلِ بَيْتِ بَعْلِها وَ وُلْدِهِ وَ هِىَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُمْ»[2]
همه شما نگهبان و مسؤول هستيد، مرد بر خانوادهاش نگهبان است و نسبت به آنان مسؤول مىباشد و زن نيز نسبت به خاندان همسر و فرزندان او مسؤول است.
اين مسؤوليت در جانب مرد از اهميّت خاصّى برخوردار است، زيرا وى عهدهدار
سرپرستى خانواده است و در نتيجه در برابر همه مسائل و مشكلات فكرى، روحى، اخلاقى و اقتصادى همسر و فرزندان خود مسؤول است و طفره رفتن و شانه خالى كردن از زير بار اين مسؤوليتها و بىتفاوتى نسبت به آنها آفت بزرگى براى زندگى خانوادگى محسوب مىشود.
غفلت از شناخت مسؤوليتهاى گوناگون خانوادگى، آثار زيانبار بسيارى در پى دارد و در نهايت، موجب پشيمانى و حسرت انسان خواهد شد. بدين جهت، ضرورت دارد كه هر انسان پيوسته درباره مسؤوليتهاى خانوادگى خود بينديشد و با شناخت كامل به انجام دقيق آنها همّت گمارد.
جلوههاى مسؤوليّتپذيرى
بعضى از نمودهاى مسؤوليّتپذيرى زن و شوهر در زندگى خانوادگى عبارتند از:
الف- تأمين هزينه زندگى
شوهر وظيفهشناس و مسؤول نسبت به خانواده مىكوشد تا هزينه زندگى از قبيل
[1]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 248
[2]- مجموعه ورّام، ج 1، ص 6، بيروت
غذا، لباس، مسكن، اسباب و اثاثيه منزل و ساير مخارج لازم براى همسر و فرزندانش را فراهم كند. او كار كردن را شرف انسان، جوهر زندگى و جهاد فى سبيلالله مىداند. از اين رو، از تنبلى بشدّت مىپرهيزد و در راه تحصيل روزى حلال تلاش مىكند، تا زندگى را با آبرومندى اداره كند و نيازهاى همسر و فرزندان خود را با شرافت تأمين كند و از اين راه، خشنودى خدا را فراهم آورد؛ امام باقر و امام صادق8در اين باره مىفرمايند:
كسى پيش خدا خشنودتر و رفتارش پسنديدهتر است كه براى خانه و خانوادهاش نعمت و آسايش بيشترى- دور از اسراف و تبذير- فراهم كند.[1]
ب- مديريّت خانواده
شوهر وظيفهشناس با تدبير و دورانديشى ويژه خود سياستهاى كلّى خانواده را تعيين مىكند و در ايفاى مسؤوليت سرپرستى و جلب اطاعت همسر- از پيش- زمينه پذيرش و اطاعت را در او فراهم مىكند، به امكانات و روحيات همسر خويش توجّه كرده، در حدّ توان، از او انتظار خواهد داشت. وى تنها در كار نيك و معروف به او فرمان مىدهد و از خودرأيى در اين زمينه دورى مىكند و مىداند كه اگر فرمانى برخلاف فرمان خدا باشد، پذيرش و اطاعت همسر لازم نيست.
او طورى زندگى را رهبرى مىكند و به خانواده، نشاط، خرّمى، نظم و انضباط مىبخشد كه همسر و فرزندانش او را به عنوان سرپرست واقعى مىشناسند و اطاعت او را بر خود لازم مىشمارند.
زن وظيفهشناس نيز قدر زحمتهاى شوهرش را مىداند، به رهنمودها و دستورهاى او احترام مىگذارد، مديريت او را در امور زندگى مىپذيرد و مطابق دستوراتش عمل مىكند و از اين طريق ادامه زندگى مشترك را ميسّر مىسازد.
ج- همسردارى
مرد مسؤول، زن را در دست خود امانت الهى دانسته، و نسبت به او احساس وظيفه
[1]- بحارالانوار، ج 78، ص 136
مىكند، به شخصيّت، افكار و اعمال او احترام مىگذارد، به نشاط و غذاى روحى او و ديگر اعضاى خانواده مىرسد، در امور خانه و زندگى مشترك با همسر و فرزندان خود مشورت مىكند و به آنها بال و پر مىدهد. زن وظيفهشناس نيز به نظريات شوهر احترام مىگذارد، از او اطاعت مىكند، از صفات خوب او تشكّر كرده، و با او مدارا مىكند، از توقّع خود مىكاهد، و در حفظ مال، ناموس و آبروى شوهر مىكوشد.
د- تربيت اولاد
نمود ديگر مسؤوليتپذيرى، در تربيت اولاد آشكار مىشود؛ زن و شوهر وظيفهشناس، در تربيت صحيح و اسلامى فرزندان خود نهايت تلاش را به كار مىگيرند و در تمام مراحل رشد فرزند، دوران حمل، شيرخوارگى و پس از آن خود را نسبت به تربيت صحيح اولاد مسؤول دانسته و دستوراتى را كه اسلام براى تربيت صحيح فرزند ارائه نموده، اجرا مىكنند.
اهميّت اين مسؤوليت به اندازهاى است كه امام سجّاد7از خداوند سبحان براى اداى اين تكليف استمداد طلبيده، عرض مىكند:
«... وَ اعِنّى عَلى تَرْبِيَتِهِمْ وَ تَأْديبِهِمْ وَ بِرِّهِمْ»[1]
[بار خدايا] مرا در تربيت، تأديب و نيكى به فرزندانم يارى كن.
و نيز آن حضرت در بيان حق فرزند نسبت به پدر و مادر مىفرمايد:
«وَ امَّا حَقُّ وَلَدِكَ فَانْ تَعْلَمَ انَّهُ مِنْكَ وَ مُضافٌ الَيْكَ فى عاجِلِ الدُّنْيا بِخَيْرِهِ وَ شَرِّهِ وَ انَّكَ مَسْؤُولٌ عَمَّا وَلَّيْتَهُ بِهِ مِنْ حُسْنِ الْادَبِ»[2]
حقّ فرزند بر تو، اين است كه بدانى وجود او از توست و نيك و بدهاى او در اين دنيا به تو وابسته است و بدانى كه در سرپرستى او مسؤولى، و موظّفى او را به آداب و اخلاق پسنديده پرورش دهى.
[1]- صحيفه سجاديه، دعاى مكارم الاخلاق
[2]- مكارم الاخلاق، ص 421
آثار مسؤوليتپذيرى
اين ويژگى اخلاقى داراى آثار فراوانى است كه گستره آن بيشتر مسائل زندگى را در برمىگيرد. اينك به دو اثر كلّى كه نقش ويژهاى در تأمين سعادت خانوادگى دارد، مىپردازيم:
الف- استحكام پيوند خانوادگى
از آثار مستقيم احساس مسؤوليت، به دست آوردن موفّقيت در امور زندگى است.
كسى كه تمامى وظايف خانوادگى خود را مىشناسد و يكايك آنها را با علاقه فراوان انجام مىدهد، بدون شك در زندگى خود موفّق مىشود. همسر وى نيز از اينكه او از وظايف و تكاليف خود آگاه است، خشنود مىگردد.
بسيارى از عقب ماندگيها در زندگى، معلول نشناختن مسؤوليتها و گريز از انجام وظايف خانوادگى است. اگر هر يك از زن و شوهر وظايفى را كه برعهده آنان است، تشخيص داده، به آن عمل كنند، چرخ زندگى آنها در مسير مطلوب قرار گرفته، امور زندگى آنها رونق خواهد يافت، برعكس هرگونه سرپيچى از آن به استحكام اين كانون، ضربه خواهد زد.
مردى كه در قبال مسؤوليتهاى خانوادگى سهلانگارى كرده، از زير بار اداره زندگى، شانه خالى مىكند و با تنآسايى خود، خانوادهاش را در معرض فقر اقتصادى قرار مىدهد و آنان را در برآوردن نيازهاى اوّليه خود يارى نمىرساند. در حقيقت بزرگترين ضربه را به سعادت خانوادگى خود وارد ساخته است.
ب- آسايش روحى
ايفاى وظيفه متقابل همسران، موجب اطمينان خاطر يكديگر گشته، دغدغههاى روحى ناشى از عدم مسؤوليتپذيرى همسر را از بين مىبرد؛ بدين جهت با آسايش فكرى و روحى به زندگى ادامه داده، روح آنان دچار تشويش و اضطراب نمىشود.
علاوه بر اين، با وجود روحيه مسؤوليتپذيرى متقابل در همسران، ريشه اختلافات خانوادگى از بين رفته، زن و شوهر در جوّى سالم و با روحيهاى اميدوار به انجام وظايف خود مىپردازند.