بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 65

انجام دهد، توفيقى در اين زمينه به دست نخواهد آورد.

بنابراين، لازمه ايجاد روحيه مسؤوليت‌پذيرى در محيط خانواده اين است كه مرد خانواده، بيش از هر كس اين روحيه را در خود تقويت كند تا با گذشت زمان در همسر و فرزندان خود تأثير گذارد.


صفحه 66

پرسش‌

1- احترام متقابل زن و مرد چه تأثيرى در زندگى خانوادگى دارد؟

2- علل بى‌احترامى شوهر به زن را توضيح دهيد.

3- رعايت احترام همسر چه تأثيرى در شخصيت وى و تربيت فرزندان دارد؟

4- چرا زن نياز بيشترى به محبّت و مهربانى شوهر دارد؟

5- چگونگى ابراز محبت زن و مرد به يكديگر را بيان كنيد.

6- با استفاده از روايات، اهميّت عفو و گذشت را توضيح دهيد.

7- آثار گذشت و بخشش را به اختصار بنويسيد.

8- زيباترين گذشت چيست؟

9- پيامبر اكرم6در برابر لغزشها و اشتباهات افراد، چه برخوردى داشت؟

10- اهميّت مسؤوليت‌پذيرى در خانواده چيست؟

11- آثار زيانبار عدم مسؤوليت‌پذيرى كدام است؟

12- برخى از نمودهاى مسؤوليت‌پذيرى زن و شوهر را ذكر كنيد.

13- آثار مثبت مسؤوليت‌پذيرى را بيان كنيد.

14- عوامل پيدايش روحيه مسؤوليت‌پذيرى كدام است؟


صفحه 67

فصل سوم: آفات سعادت خانواده‌

همان‌گونه كه موفّقيت و خوشبختى خانواده مرهون عوامل سعادت بخش است و با دستيابى به آن، نور صفا و صميميت محيط زندگى را روشن مى‌كند، اختلافات و تيره‌روزى خانواده نيز معلول آفات گوناگونى است كه دامنگير آن مى‌شود.

براى برخوردارى از زندگى سالم و خانواده‌اى ارزشمند، بايد در زمينه پيراستن كانون گرم خانواده از آفات مختلف تلاش كرد و اجازه نداد كه خانواده در معرض بيماريهاى خانمان برانداز قرار گيرد.

اگر عواملى نظير احترام، محبت و مودّت، تفاهم و گذشت، مشورت و مسؤوليت‌پذيرى متقابل زن و شوهر موجبات سعادت خانواده را فراهم مى‌كند، عوامل ديگرى نيز وجود دارد كه زمينه‌هاى اختلاف و درگيرى، كينه و خشم و در نتيجه از هم پاشيده شدن خانواده را به دنبال دارد كه بايد پيش از پيدايش و گسترش آن، درصدد دفع آن باشيم. اينك برخى از آفات خانواده را برمى‌شمريم:

1- بد خلقى‌

آدمى بايد سعى كند تا اخلاق و سيرت درونى خود را همچون ظاهر خود زيبا و پسنديده سازد. بدخلقى صفت ناپسندى است كه زندگى انسان را تيره و تار مى‌كند. ورود بدخُلقى در محيط زندگى خانوادگى موجب عوارض منفى بى‌شمارى مى‌گردد كه در قالب تند خويى، گرفتگى چهره، بى‌حوصلگى، اخم و بهانه‌گيرى نمايان مى‌شود.

بداخلاقى يكى از آفات ويرانگر زندگى خانوادگى است؛


صفحه 68

حضرت على7فرمود:

«مَنْ ساءَ خُلْقُهُ مَلَّهُ اهْلُهُ»[1]

هر كس بداخلاق باشد، خانواده‌اش از او ناراحت و ملول مى‌شود.

آثار بدخلقى‌

بدخلقى، محيط خانه را به جهنّم سوزانى تبديل مى‌كند كه ثمره‌اى جز از دست دادن خوشبختى و سعادت افراد خانواده ندارد. اينك برخى از آثار منفى بدخلقى را ذكر مى‌كنيم:

الف- ضايع شدن شخصيت انسانى‌

اوّلين اثر منفى بدخلقى بطور مستقيم متوجه شخص بداخلاق مى‌گردد؛ بدين معنى كه بداخلاقى چنان چهره زشت و نامطلوبى از انسان ارائه مى‌دهد كه با مشاهده آن، خوبيها، صفات ارزشمند و ساير ارزشهاى اجتماعى او از ياد رفته، شخصيت وى ضايع و در نظر ديگران خوار و ذليل مى‌گردد. امير مؤمنان7فرمود:

«رُبَّ عَزيزٍ اذَلَّهُ خُلْقُهُ وَ رُبَّ ذَليلٍ اعَزَّهُ خُلْقُهُ»[2]

چه بسا عزيزى كه اخلاق بد، مايه ذلّت و خوارى او شده و چه بسا خوار و ذليلى كه اخلاق خوب، او را به عزّت و بزرگى رسانده است.

علاوه بر آن، بدخلقى مايه تباهى و ضايع شدن آثار اعمال نيك انسان مى‌شود. امام صادق7در اين باره فرمود:

«انَّ سُوءَ الْخُلْقِ لَيُفْسِدُ الْعَمَلَ كَما يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ».[3]

بدخويى، كردار را تباه مى‌سازد، چنان كه سركه عسل را.

[1]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 328

[2]- بحارالانوار، ج 71، ص 396

[3]- اصول كافى، ترجمه سيد هاشم رسولى، ج 4، ص 11


صفحه 69

ب- ايجاد ترس و اضطراب‌

بدخلقى در خانه و يا در محيط كار و زندگى، زمينه تفاهم و همدلى و صميميت را از بين برده، موجب دورى از مردم و در نتيجه آشفتگى روحى و احساس تنهايى و دلهره مى‌شود. امير مؤمنان7فرمود:

«مَنْ خَشُنَتْ عَريكَتُهُ اقْفَرَتْ حاشِيَتُهُ»[1]

هر كس درشت خوى باشد، دور و برش خالى گردد (و كسى در كنار او نمى‌ماند).

محيط خانه و زندگى بايد محل آرامش و آسايش زن و مرد و فرزندان آنان باشد.

بداخلاقى، آرامش و صفاى محيط خانواده را از بين برده، ترس و دلهره را جايگزين آن مى‌كند. بعلاوه، آنگاه كه شوهر با بدخلقى عرصه زندگى را براى همسرش تنگ كرده و به جاى ملاطفت و نيكى، خشونت كند، اضطراب و ترس را بر وى چيره ساخته و تعادل روحى او را از بين مى‌برد. در اين هنگام است كه زن احساس وحشت مى‌كند و خويشتن را در برابر ديو بدخلقى گرفتار مى‌يابد. امير مؤمنان على7فرمود:

«لا وَحْشَةَ اوْحَشُ مِنْ سُوءِ الْخُلْقِ»[2]

هيچ وحشتى، ترسناك‌تر از بدخلقى نيست.

ج- زوال محبّت‌

اثر ديگر بدخلقى، كاهش مهر و محبّت و از بين رفتن مهربانى و دوستى است. رفتار انسان بدخلق، براى هيچ كس خوشايند نيست؛ همه از خوى ناپسند، در رنج و عذابند و از آن نفرت دارند.

خوشرويى كمترين بهايى است كه زن در مقابل تلاش شبانه‌روزى خود، از شوهر انتظار دارد و در حقيقت، جبران كننده بسيارى از كمبودهاى مادى زندگى بوده، تحمّل ناهمواريهاى آن را براى او ميسّر مى‌سازد. زنى كه همواره با تندخويى شوهرش رو به رو

[1]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 325

[2]- همان، ج 6، ص 400


صفحه 70

مى‌شود، زندگى در نظرش تيره و تار شده، از معاشرت با همسر بى‌حوصله و بدخلقِ خود خسته و درمانده خواهد شد.

گاهى تندخويى و بداخلاقى افراد چنان خسته‌كننده و نفرت انگيز است كه عدّه‌اى به انتظار مرگ آنان نشسته و بدين وسيله شاد مى‌شوند. امير مؤمنان7فرمود:

«مَنْ ساءَتْ سَجِيَّتُهُ سَرَّتْ مَنِيَّتُهُ»[1]

هر كس بداخلاق باشد، مرگش مايه شادى گردد.

2- بدگمانى‌

از ديگر آفات سعادت خانواده، بدگمانى زن و شوهر به يكديگر است كه آثار منفى بسيارى را به همراه دارد. شخص بدگمان داراى روحيه منفى‌بافى و بيمارگونه است. او از سلامت روحى و تعادل‌روانى برخوردار نبوده، به رفتار وگفتار ديگران با ديده ترديد مى‌نگرد.

انسانى كه بر اثر روحيه بدبينى، به همسر خود اعتماد و اطمينان ندارد، از آرامش و صفاى زندگى خانوادگى محروم خواهد بود. چنين افرادى در روابط اجتماعى نيز موفق نخواهند شد؛ چرا كه در نتيجه بدگمانى به ديگران، دوستان خود را از دست داده، تنها خواهند ماند. امير مؤمنان7فرمود:

«شَرُّ النَّاسِ مَنْ لَمْ يَثِقْ بِأَحَدٍ لِسُوءِ ظَنِّهِ وَ لَمْ يَثِقْ بِهِ احَدٌ لِسُوءِ فِعْلِهِ»[2]

بدترين مردم كسى است كه به علت بدگمانى به هيچ كس اعتماد ندارد و به جهت رفتار بدش، كسى به او اطمينان نمى‌كند.

براى از بين بردن صفت ناپسند بدگمانى، بايد از عواملى كه مايه بروز يا ايجاد بدبينى است، پرهيز كرد. رفتار مشكوك، قرار گرفتن در موضع تهمت و نيز همنشينى با بدگويان‌

[1]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 272

[2]- همان، ج 4، ص 178


صفحه 71

و افراد شرور، از جمله اسباب بدبينى است‌[1]كه بايد در محيط زندگى بويژه در كانون گرم خانواده از آنها دورى جست.

آثار بدگمانى‌

همسر بدبين به علت روحيه منفى‌بافى‌اش، سلامت زندگى خانوادگى را در معرض خطر قرار مى‌دهد و آن را با عواقب زيانبارى رو به رو مى‌سازد كه در نهايت ممكن است به نابودى كانون گرم خانواده منجر شود. در اين بخش دو اثر منفى بدگمانى را ذكر مى‌كنيم:

الف- برانگيختن بديها

يكى از نتايج زيانبار بدگمانى، كاهش انگيزه نيكوكارى و ارتكاب اعمال ناپسند است.

اگر مردى در مسائل خانوادگى نسبت به همسرش بدگمان باشد، اتهامات واهى و بى‌اساسى را به وى نسبت مى‌دهد كه سبب ناچيز جلوه دادن زشتى اعمال بد گرديده، انجام اعمال ناشايست را براى او آسان مى‌كند و در نتيجه، رفتار او را بتدريج به سمتى انحرافى و نامطلوب سوق داده، موجب ظهور اعمال ناپسند از او خواهد شد.

امير مؤمنان على7در اين مورد فرمود:

«سُوءُ الظَّنِّ يُفْسِدُ الْأُمُورَ وَ يَبْعَثُ عَلَى الشُّرُورِ»[2]

بدگمانى كارها را فاسد مى‌كند و بديها را برمى‌انگيزد.

ب- اختلافات خانوادگى‌

از ديگر آثار منفى بدگمانى به همسر، ايجاد زمينه وسيع درگيرى و اختلافات خانوادگى است. از نظر فرد بدبين، اغلب رفتارهاى همسر، مشكوك و نادرست است و همين خيال واهى، موجب اعتراضات بى‌اساس، پرخاشهاى بيجا، دخالتهاى ناروا، اتهامات پوچ و واكنشهاى ناپسند او در مقابل رفتار همسر مى‌شود. تحمّل چنين وضعى‌

[1]- ر. ك: بحارالانوار، ج 74، ص 187 و 197

[2]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 132


صفحه 72

در دراز مدت براى انسان مشكل و طاقت فرساست. همسر چنين فردى هر اندازه كه صبور و خويشتندار باشد، پس از گذشت مدت زمانى، كاسه صبرش لبريز شده، به مقابله با او خواهد پرداخت.

در نتيجه، بر اثر غلبه روحيه بدگمانى، همواره به خاطر مسائل جزئى و غير قابل اعتنا، درگيريهاى مستمر خانوادگى ايجاد مى‌شود، صلح و آرامش از اين خانه رخت برمى‌بندد و دوستى و محبت زن و شوهر، به جدايى روحى از يكديگر تبديل‌خواهدشد.

حضرت على7فرمود:

«مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ سُوءُ الظَّنِّ لَمْ يَتْرُكْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَليلٍ صُلْحاً»[1]

بدگمانى بر هر كس چيره شود، بين او و هيچ دوستى صلح و آرامش باقى نخواهد گذاشت.

3- بد زبانى‌

سوّمين عاملى كه سلامت و سعادت خانواده را تهديد مى‌كند و موجب بروز نگرانيها و اختلافات ميان زن و شوهر مى‌گردد، بدزبانى است.

«زبان» كه وسيله تكلّم و تفهيم خواسته‌هاى درونى است، اگر به صورت صحيح به كار گرفته نشود و بيماريهاى ناشى از آن معالجه نگردد، آثار منفى و زيانبارى به همراه خواهد داشت. بدين جهت، روايات فراوانى درباره پرهيز از آزادى بى حد و حصر زبان و تأكيد بر محافظت آن وارد شده است.

شخصى حضور پيامبر اكرم6شرفياب شد و تقاضاى پند و اندرز كرد. آن حضرت فرمود:

«احْفَظْ لِسانَكَ»

زبانت را حفظ كن.

سپس در برابر تقاضاى مكرّر او تا سه مرتبه اين جمله را تكرار كرده، فرمود:

[1]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 406