مىشود، زندگى در نظرش تيره و تار شده، از معاشرت با همسر بىحوصله و بدخلقِ خود خسته و درمانده خواهد شد.
گاهى تندخويى و بداخلاقى افراد چنان خستهكننده و نفرت انگيز است كه عدّهاى به انتظار مرگ آنان نشسته و بدين وسيله شاد مىشوند. امير مؤمنان7فرمود:
«مَنْ ساءَتْ سَجِيَّتُهُ سَرَّتْ مَنِيَّتُهُ»[1]
هر كس بداخلاق باشد، مرگش مايه شادى گردد.
2- بدگمانى
از ديگر آفات سعادت خانواده، بدگمانى زن و شوهر به يكديگر است كه آثار منفى بسيارى را به همراه دارد. شخص بدگمان داراى روحيه منفىبافى و بيمارگونه است. او از سلامت روحى و تعادلروانى برخوردار نبوده، به رفتار وگفتار ديگران با ديده ترديد مىنگرد.
انسانى كه بر اثر روحيه بدبينى، به همسر خود اعتماد و اطمينان ندارد، از آرامش و صفاى زندگى خانوادگى محروم خواهد بود. چنين افرادى در روابط اجتماعى نيز موفق نخواهند شد؛ چرا كه در نتيجه بدگمانى به ديگران، دوستان خود را از دست داده، تنها خواهند ماند. امير مؤمنان7فرمود:
«شَرُّ النَّاسِ مَنْ لَمْ يَثِقْ بِأَحَدٍ لِسُوءِ ظَنِّهِ وَ لَمْ يَثِقْ بِهِ احَدٌ لِسُوءِ فِعْلِهِ»[2]
بدترين مردم كسى است كه به علت بدگمانى به هيچ كس اعتماد ندارد و به جهت رفتار بدش، كسى به او اطمينان نمىكند.
براى از بين بردن صفت ناپسند بدگمانى، بايد از عواملى كه مايه بروز يا ايجاد بدبينى است، پرهيز كرد. رفتار مشكوك، قرار گرفتن در موضع تهمت و نيز همنشينى با بدگويان
[1]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 272
[2]- همان، ج 4، ص 178
و افراد شرور، از جمله اسباب بدبينى است[1]كه بايد در محيط زندگى بويژه در كانون گرم خانواده از آنها دورى جست.
آثار بدگمانى
همسر بدبين به علت روحيه منفىبافىاش، سلامت زندگى خانوادگى را در معرض خطر قرار مىدهد و آن را با عواقب زيانبارى رو به رو مىسازد كه در نهايت ممكن است به نابودى كانون گرم خانواده منجر شود. در اين بخش دو اثر منفى بدگمانى را ذكر مىكنيم:
الف- برانگيختن بديها
يكى از نتايج زيانبار بدگمانى، كاهش انگيزه نيكوكارى و ارتكاب اعمال ناپسند است.
اگر مردى در مسائل خانوادگى نسبت به همسرش بدگمان باشد، اتهامات واهى و بىاساسى را به وى نسبت مىدهد كه سبب ناچيز جلوه دادن زشتى اعمال بد گرديده، انجام اعمال ناشايست را براى او آسان مىكند و در نتيجه، رفتار او را بتدريج به سمتى انحرافى و نامطلوب سوق داده، موجب ظهور اعمال ناپسند از او خواهد شد.
امير مؤمنان على7در اين مورد فرمود:
«سُوءُ الظَّنِّ يُفْسِدُ الْأُمُورَ وَ يَبْعَثُ عَلَى الشُّرُورِ»[2]
بدگمانى كارها را فاسد مىكند و بديها را برمىانگيزد.
ب- اختلافات خانوادگى
از ديگر آثار منفى بدگمانى به همسر، ايجاد زمينه وسيع درگيرى و اختلافات خانوادگى است. از نظر فرد بدبين، اغلب رفتارهاى همسر، مشكوك و نادرست است و همين خيال واهى، موجب اعتراضات بىاساس، پرخاشهاى بيجا، دخالتهاى ناروا، اتهامات پوچ و واكنشهاى ناپسند او در مقابل رفتار همسر مىشود. تحمّل چنين وضعى
[1]- ر. ك: بحارالانوار، ج 74، ص 187 و 197
[2]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 132
در دراز مدت براى انسان مشكل و طاقت فرساست. همسر چنين فردى هر اندازه كه صبور و خويشتندار باشد، پس از گذشت مدت زمانى، كاسه صبرش لبريز شده، به مقابله با او خواهد پرداخت.
در نتيجه، بر اثر غلبه روحيه بدگمانى، همواره به خاطر مسائل جزئى و غير قابل اعتنا، درگيريهاى مستمر خانوادگى ايجاد مىشود، صلح و آرامش از اين خانه رخت برمىبندد و دوستى و محبت زن و شوهر، به جدايى روحى از يكديگر تبديلخواهدشد.
حضرت على7فرمود:
«مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ سُوءُ الظَّنِّ لَمْ يَتْرُكْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَليلٍ صُلْحاً»[1]
بدگمانى بر هر كس چيره شود، بين او و هيچ دوستى صلح و آرامش باقى نخواهد گذاشت.
3- بد زبانى
سوّمين عاملى كه سلامت و سعادت خانواده را تهديد مىكند و موجب بروز نگرانيها و اختلافات ميان زن و شوهر مىگردد، بدزبانى است.
«زبان» كه وسيله تكلّم و تفهيم خواستههاى درونى است، اگر به صورت صحيح به كار گرفته نشود و بيماريهاى ناشى از آن معالجه نگردد، آثار منفى و زيانبارى به همراه خواهد داشت. بدين جهت، روايات فراوانى درباره پرهيز از آزادى بى حد و حصر زبان و تأكيد بر محافظت آن وارد شده است.
شخصى حضور پيامبر اكرم6شرفياب شد و تقاضاى پند و اندرز كرد. آن حضرت فرمود:
«احْفَظْ لِسانَكَ»
زبانت را حفظ كن.
سپس در برابر تقاضاى مكرّر او تا سه مرتبه اين جمله را تكرار كرده، فرمود:
[1]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 406
«وَيْحَكَ وَ هَلْ يُكِبُّ النَّاسَ عَلى مَناخِرِهِمْ فِى النَّارِ الَّا حَصائِدُ الْسِنَتِهِمْ»[1]
واى بر تو! آيا مردم را جز درو شدههاى زبانشان به رو در آتش دوزخ مىاندازد؟
بدزبانى كه از هواها و انگيزههاى متنوع نفسانى سرچشمه مىگيرد، از صفات رذيله و اخلاق ناپسند در وجود انسان است و او را به گفتار بىفايده و بيجا و ارتكاب سخنان ناروا و حرام وادار مىكند. بسيارى از جرايم و گناهان از زبان نشأت مىگيرد.
امير مؤمنان7فرمود:
«بَلاءُ الْإِنْسانِ فى لِسانِهِ»[2]
گرفتارى انسان در زبانش است.
آثار بدزبانى
بخشى از اختلافات و درگيريهاى خانوادگى، در سايه بدزبانى زن يا شوهر است. و چه بسيار ناراحتيها و طلاقها برخاسته از سخن بد و نارواست. امير مؤمنان7فرمود:
«رُبَّ فِتْنَةٍ اثارَها قَوْلٌ»[3]
بسا فتنهاى كه سخنى آن را برانگيخته است.
بدزبانى هر يك از زن و شوهر در محيط زندگى خانوادگى، موجب كاهش محبّت و رنجش خاطر و مايه سرزنش و ملامت ديگران است. حضرت على7فرمود:
«مَنْ ساءَ كَلامُهُ كَثُرَ مَلامُهُ»[4]
هر كس سخنش بد باشد، بيشتر سرزنش مىشود.
علاوه بر آن، بيمارى «بدزبانى» غضب الهى و آتش جهنم را به همراه خواهد داشت.
[1]- اصول كافى، ج 3، ص 177
[2]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 261
[3]- همان، ج 4، ص 60
[4]- همان، ج 5، ص 306
امام صادق7در اين باره فرمود:
«مَنْ خافَ النَّاسُ لِسانَهُ فَهُوَ فِى النَّارِ»[1]
كسى كه مردم از زبان او بترسند، در آتش دوزخ خواهد بود.
«مولوى» در وصف زبان و آثار بدزبانى گفته است:
اين زبان چون سنگ و فم آهن وش است
و آنكه بجهد از زبان چون آتش است
سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف
گه ز روى نقل و گاه از روى لاف
زانكه تاريك است و هر سو پنبه زار
در ميان پنبه چون باشد شرار
ظالم آن قومى كه چشمان دوختند
زان سخنها عالَمى را سوختند[2]
بد زبانى در خانواده، به صورتهاى گوناگونى ظاهر مىشود كه برخى از آنها بدين شرح است:
الف- سرزنش
هرگاه سرزنش به صورت يك عادت ريشهدار درآمده باشد، جزو آفات زبان محسوب مىشود. عادت به سرزنش كردن ديگران، توجّه به واقعيات زندگى و موقعيت ديگران را بشدّت تضعيف كرده، زمينه برخورد خصمانه و عتابآميزى را فراهم مىكند.
چه بسيار از نارساييها و اشتباهات را مىتوان با پند و اندرز و خوش زبانى، بدون سرزنش و خردهگيرى حل كرد؛ هرگاه سرزنش افراد بويژه سرزنش همسر در محيط خانوادگى ضرورت پيدا كند، نبايد در اين باره افراط و زيادهروى كرد، بلكه بايد به حدّاقل آن اكتفا نمود؛ چرا كه زيادهروى در سرزنش ديگران به جاى تأثير نيكو، آثار منفى در پى دارد.
امير مؤمنان على7فرمود:
[1]- اصول كافى( مترجم)، ج 4، ص 19
[2]- كليات مثنوى معنوى، دفتر اول، ص 82، بيت 1636- 1639، نشر طلوع
«الْإِفْراطُ فِى الْمَلامَةِ يَشُبُّ نارَ اللَّجاجَةِ»[1]
زيادهروى در نكوهش، آتش لجاجت را شعلهور مىسازد.
يكى از اصول تربيتى، پرهيز از تكرار سرزنش است؛ چرا كه موجب بىاثر شدن آن و پافشارى شخص در رفتار نادرست مىگردد. حضرت على7فرمود:
«ايَّاكَ انْ تُكَرِّرَ الْعَتْبَ فَانَّ ذلِكَ يُغْرى بِالذَّنْبِ وَ يُهَوِّنُ الْعَتْبَ»[2]
از تكرار ملامت بپرهيز كه حرص بر گناه مىآورد و سرزنش را بىارزش مىكند.
اثر منفى ديگر در زيادهروى سرزنش، ايجاد كينه و دشمنىاست. بهفرموده همانامام:
«لا تُكَثِّرَنَّ الْعِتابَ، فَانَّهُ يُورِثُ الضَّغينَةَ وَ يَدْعُو الَى الْبَغْضاءِ»[3]
زياد سرزنش مكن كه موجب كينه و دشمنى مىشود.
ب- ناسزاگويى
گاهى بدزبانى به صورت ناسزاگويى و فحّاشى است كه موجب نارضايتى، اختلافات و ناراحتيهاى عميق مىشود. بعضى از افراد در هنگام ناراحتى و خشم و غضب از همسر، به فحّاشى مىپردازند. چنين كارى نه تنها مشكلى را حل نخواهد كرد، بلكه از شخصيت اجتماعى انسان كاسته، محبّت و صميميت را از بين مىبرد.
شخص ناسزاگو در خانواده، به عنوان فردى نامتعادل شناخته مىشود كه مىخواهد همه مشكلات را با زبان درشت خود حل كند و به جهت بىاحترامى مكرّر به افراد خانواده و ناسزاگويى به آنان حرمت خويش را نيز ضايع خواهد كرد. امير مؤمنان7فرمود:
«سُوءُ الْمَنْطِقِ يُزْرى بِالْقَدْرِ وَ يُفْسِدُ الْاخُوَّةَ»[4]
سخن بد، ارزش آدمى را كم و برادرى را از بين مىبرد.
[1]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 43
[2]- همان، ج 3، ص 23
[3]- همان، ج 6، ص 336
[4]- همان، ج 4، ص 144
امير مؤمنان على7، دشنام دادن افراد به يكديگر را به منقار زدن دو خروس يا نزاع دو سگ تشبيه كرده كه آن قدر با يكديگر مىستيزند تا مجروح و يا خسته و درمانده شوند. سپس هشدار داده كه دانايان و عاقلان چنين كارى نكنند و هر كس دست از فحّاشى بردارد، با شخصيتتر و ارزشمندتر از ديگرى خواهد بود.[1]
در برخى خانوادهها، درگيريهاى لفظى زن و شوهر با ناسزاگويى به پايان مىرسد و در نتيجه زن- كه غالباً مورد هتّاكى و ناسزاگويى شوهر خود قرار مىگيرد- كينه همسرش را به دل گرفته، نفرت از او سراسر وجودش را فرا مىگيرد، و بدين جهت، محبوبيت و احترام معمول خانوادگى را از دست خواهد داد. حضرت على7فرمود:
«احْذَرْ فُحْشَ الْقَوْلِ وَالْكِذْبَ فَانَّهُما يُزْرِيانِ بِالْقائِلِ»[2]
از فحّاشى و دروغ بپرهيز كه اين دو گوينده خود را بىارزش مىكنند.
ج- عيبجويى
يكى از صفات زشت و ناپسند اخلاقى، عيبجويى است كه از آفات زبان محسوب مىشود.
عيبجويى موجب پيدايش ناراحتيهاى گوناگون، آزار و اذيت روحى و روانى و خجالت و شرمسارى است. قرآن كريم، هر نوع عيبجويى و طعنه زدن را مورد نهى قرار داده، مىفرمايد:
وَ لا تَلْمِزُوا انْفُسَكُمْ»[3]
يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد.
و نيز در مورد عيبجوى مسخره كننده مىفرمايد:
«وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»[4]
واى بر هر عيبجوى مسخرهكنندهاى.
[1]- ر. ك: شرح غررالحكم، ج 4، ص 153
[2]- ر. ك: همان، ج 2، ص 279
[3]- حجرات( 49)، آيه 11
[4]- همزه( 104)، آيه 1
كسى كه به عيبجويى عادت كرده است، هرگز به اصلاح عيوب خود و ديگران اهمّيتى نمىدهد و همواره درصدد است كه از ديگران عيبى مشاهده كرده، آن را به جهت سرزنش، زخم زبان، حسادت، كوچك شمردن، انتقامجويى يا اغراض ديگر بازگو كند. اين گونه افراد- بويژه اگر در ميان كانون گرم خانواده باشند- قبل از ديگران، خود نيازمند اصلاح هستند و بايد در مرحله اول خود را اصلاح كنند كه پرداختن به عيوب ديگران و غفلتاز عيوب خويش يكىاز لغزشگاههاى بزرگ انسان است. حضرت على7در اين زمينه فرمود:
جَهْلُ الْمَرْءِ بِعُيُوبِهِ مِنْ اكْبَرِ ذُنُوبِهِ»[1]
آگاهى شخص به عيبهاى خويش، از بزرگترين گناهان است.
سعادت و خوشبختى در خانهاى است كه اهل آن در جستجوى عيب يكديگر نبوده، به فكر اصلاح و بازنگرى در اخلاق خويش و يافتن نقص و لغزشهاى خود باشند و در صورت مشاهده عيبى در اعضاى خانواده، براى حلّ آن با لحنى ملايم، محترمانه و بدون هيچگونه تحقير و اهانت و با توجه به شرايط و ظرفيت روحى افراد، به اصلاح آنان بپردازند، بگونهاى كه آنان با رضايت خاطر درصدد اصلاح خويش برآيند و از نصيحت و اندرز استقبال كنند و سخن امام صادق7را آوازه گوش قرار دهند كه فرمود:
«احَبُّ اخْوانى الَىَّ مَنْ اهْدى الَىَّ عُيُوبى»[2]
محبوبترين برادرانم نزد من كسى است كه عيوبم را به من هديه كند.
د- نام زشت نهادن
يكى ديگر از نمودهاى بدزبانى كه گناه محسوب مىشود و موجب ناراحتى و آزار ديگران است، نام زشت نهادن بر افراد است. عدّهاى از افراد بىبند و بار سعى دارند كه بر ديگران القاب زشت بگذارند و از اين طريق آنها را تحقير و مسخره كنند، شخصيتشان
[1]- بحارالأنوار، ج 78، ص 91
[2]- همان، ج 74، ص 282