در دراز مدت براى انسان مشكل و طاقت فرساست. همسر چنين فردى هر اندازه كه صبور و خويشتندار باشد، پس از گذشت مدت زمانى، كاسه صبرش لبريز شده، به مقابله با او خواهد پرداخت.
در نتيجه، بر اثر غلبه روحيه بدگمانى، همواره به خاطر مسائل جزئى و غير قابل اعتنا، درگيريهاى مستمر خانوادگى ايجاد مىشود، صلح و آرامش از اين خانه رخت برمىبندد و دوستى و محبت زن و شوهر، به جدايى روحى از يكديگر تبديلخواهدشد.
حضرت على7فرمود:
«مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ سُوءُ الظَّنِّ لَمْ يَتْرُكْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَليلٍ صُلْحاً»[1]
بدگمانى بر هر كس چيره شود، بين او و هيچ دوستى صلح و آرامش باقى نخواهد گذاشت.
3- بد زبانى
سوّمين عاملى كه سلامت و سعادت خانواده را تهديد مىكند و موجب بروز نگرانيها و اختلافات ميان زن و شوهر مىگردد، بدزبانى است.
«زبان» كه وسيله تكلّم و تفهيم خواستههاى درونى است، اگر به صورت صحيح به كار گرفته نشود و بيماريهاى ناشى از آن معالجه نگردد، آثار منفى و زيانبارى به همراه خواهد داشت. بدين جهت، روايات فراوانى درباره پرهيز از آزادى بى حد و حصر زبان و تأكيد بر محافظت آن وارد شده است.
شخصى حضور پيامبر اكرم6شرفياب شد و تقاضاى پند و اندرز كرد. آن حضرت فرمود:
«احْفَظْ لِسانَكَ»
زبانت را حفظ كن.
سپس در برابر تقاضاى مكرّر او تا سه مرتبه اين جمله را تكرار كرده، فرمود:
[1]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 406
«وَيْحَكَ وَ هَلْ يُكِبُّ النَّاسَ عَلى مَناخِرِهِمْ فِى النَّارِ الَّا حَصائِدُ الْسِنَتِهِمْ»[1]
واى بر تو! آيا مردم را جز درو شدههاى زبانشان به رو در آتش دوزخ مىاندازد؟
بدزبانى كه از هواها و انگيزههاى متنوع نفسانى سرچشمه مىگيرد، از صفات رذيله و اخلاق ناپسند در وجود انسان است و او را به گفتار بىفايده و بيجا و ارتكاب سخنان ناروا و حرام وادار مىكند. بسيارى از جرايم و گناهان از زبان نشأت مىگيرد.
امير مؤمنان7فرمود:
«بَلاءُ الْإِنْسانِ فى لِسانِهِ»[2]
گرفتارى انسان در زبانش است.
آثار بدزبانى
بخشى از اختلافات و درگيريهاى خانوادگى، در سايه بدزبانى زن يا شوهر است. و چه بسيار ناراحتيها و طلاقها برخاسته از سخن بد و نارواست. امير مؤمنان7فرمود:
«رُبَّ فِتْنَةٍ اثارَها قَوْلٌ»[3]
بسا فتنهاى كه سخنى آن را برانگيخته است.
بدزبانى هر يك از زن و شوهر در محيط زندگى خانوادگى، موجب كاهش محبّت و رنجش خاطر و مايه سرزنش و ملامت ديگران است. حضرت على7فرمود:
«مَنْ ساءَ كَلامُهُ كَثُرَ مَلامُهُ»[4]
هر كس سخنش بد باشد، بيشتر سرزنش مىشود.
علاوه بر آن، بيمارى «بدزبانى» غضب الهى و آتش جهنم را به همراه خواهد داشت.
[1]- اصول كافى، ج 3، ص 177
[2]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 261
[3]- همان، ج 4، ص 60
[4]- همان، ج 5، ص 306
امام صادق7در اين باره فرمود:
«مَنْ خافَ النَّاسُ لِسانَهُ فَهُوَ فِى النَّارِ»[1]
كسى كه مردم از زبان او بترسند، در آتش دوزخ خواهد بود.
«مولوى» در وصف زبان و آثار بدزبانى گفته است:
اين زبان چون سنگ و فم آهن وش است
و آنكه بجهد از زبان چون آتش است
سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف
گه ز روى نقل و گاه از روى لاف
زانكه تاريك است و هر سو پنبه زار
در ميان پنبه چون باشد شرار
ظالم آن قومى كه چشمان دوختند
زان سخنها عالَمى را سوختند[2]
بد زبانى در خانواده، به صورتهاى گوناگونى ظاهر مىشود كه برخى از آنها بدين شرح است:
الف- سرزنش
هرگاه سرزنش به صورت يك عادت ريشهدار درآمده باشد، جزو آفات زبان محسوب مىشود. عادت به سرزنش كردن ديگران، توجّه به واقعيات زندگى و موقعيت ديگران را بشدّت تضعيف كرده، زمينه برخورد خصمانه و عتابآميزى را فراهم مىكند.
چه بسيار از نارساييها و اشتباهات را مىتوان با پند و اندرز و خوش زبانى، بدون سرزنش و خردهگيرى حل كرد؛ هرگاه سرزنش افراد بويژه سرزنش همسر در محيط خانوادگى ضرورت پيدا كند، نبايد در اين باره افراط و زيادهروى كرد، بلكه بايد به حدّاقل آن اكتفا نمود؛ چرا كه زيادهروى در سرزنش ديگران به جاى تأثير نيكو، آثار منفى در پى دارد.
امير مؤمنان على7فرمود:
[1]- اصول كافى( مترجم)، ج 4، ص 19
[2]- كليات مثنوى معنوى، دفتر اول، ص 82، بيت 1636- 1639، نشر طلوع
«الْإِفْراطُ فِى الْمَلامَةِ يَشُبُّ نارَ اللَّجاجَةِ»[1]
زيادهروى در نكوهش، آتش لجاجت را شعلهور مىسازد.
يكى از اصول تربيتى، پرهيز از تكرار سرزنش است؛ چرا كه موجب بىاثر شدن آن و پافشارى شخص در رفتار نادرست مىگردد. حضرت على7فرمود:
«ايَّاكَ انْ تُكَرِّرَ الْعَتْبَ فَانَّ ذلِكَ يُغْرى بِالذَّنْبِ وَ يُهَوِّنُ الْعَتْبَ»[2]
از تكرار ملامت بپرهيز كه حرص بر گناه مىآورد و سرزنش را بىارزش مىكند.
اثر منفى ديگر در زيادهروى سرزنش، ايجاد كينه و دشمنىاست. بهفرموده همانامام:
«لا تُكَثِّرَنَّ الْعِتابَ، فَانَّهُ يُورِثُ الضَّغينَةَ وَ يَدْعُو الَى الْبَغْضاءِ»[3]
زياد سرزنش مكن كه موجب كينه و دشمنى مىشود.
ب- ناسزاگويى
گاهى بدزبانى به صورت ناسزاگويى و فحّاشى است كه موجب نارضايتى، اختلافات و ناراحتيهاى عميق مىشود. بعضى از افراد در هنگام ناراحتى و خشم و غضب از همسر، به فحّاشى مىپردازند. چنين كارى نه تنها مشكلى را حل نخواهد كرد، بلكه از شخصيت اجتماعى انسان كاسته، محبّت و صميميت را از بين مىبرد.
شخص ناسزاگو در خانواده، به عنوان فردى نامتعادل شناخته مىشود كه مىخواهد همه مشكلات را با زبان درشت خود حل كند و به جهت بىاحترامى مكرّر به افراد خانواده و ناسزاگويى به آنان حرمت خويش را نيز ضايع خواهد كرد. امير مؤمنان7فرمود:
«سُوءُ الْمَنْطِقِ يُزْرى بِالْقَدْرِ وَ يُفْسِدُ الْاخُوَّةَ»[4]
سخن بد، ارزش آدمى را كم و برادرى را از بين مىبرد.
[1]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 43
[2]- همان، ج 3، ص 23
[3]- همان، ج 6، ص 336
[4]- همان، ج 4، ص 144
امير مؤمنان على7، دشنام دادن افراد به يكديگر را به منقار زدن دو خروس يا نزاع دو سگ تشبيه كرده كه آن قدر با يكديگر مىستيزند تا مجروح و يا خسته و درمانده شوند. سپس هشدار داده كه دانايان و عاقلان چنين كارى نكنند و هر كس دست از فحّاشى بردارد، با شخصيتتر و ارزشمندتر از ديگرى خواهد بود.[1]
در برخى خانوادهها، درگيريهاى لفظى زن و شوهر با ناسزاگويى به پايان مىرسد و در نتيجه زن- كه غالباً مورد هتّاكى و ناسزاگويى شوهر خود قرار مىگيرد- كينه همسرش را به دل گرفته، نفرت از او سراسر وجودش را فرا مىگيرد، و بدين جهت، محبوبيت و احترام معمول خانوادگى را از دست خواهد داد. حضرت على7فرمود:
«احْذَرْ فُحْشَ الْقَوْلِ وَالْكِذْبَ فَانَّهُما يُزْرِيانِ بِالْقائِلِ»[2]
از فحّاشى و دروغ بپرهيز كه اين دو گوينده خود را بىارزش مىكنند.
ج- عيبجويى
يكى از صفات زشت و ناپسند اخلاقى، عيبجويى است كه از آفات زبان محسوب مىشود.
عيبجويى موجب پيدايش ناراحتيهاى گوناگون، آزار و اذيت روحى و روانى و خجالت و شرمسارى است. قرآن كريم، هر نوع عيبجويى و طعنه زدن را مورد نهى قرار داده، مىفرمايد:
وَ لا تَلْمِزُوا انْفُسَكُمْ»[3]
يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد.
و نيز در مورد عيبجوى مسخره كننده مىفرمايد:
«وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»[4]
واى بر هر عيبجوى مسخرهكنندهاى.
[1]- ر. ك: شرح غررالحكم، ج 4، ص 153
[2]- ر. ك: همان، ج 2، ص 279
[3]- حجرات( 49)، آيه 11
[4]- همزه( 104)، آيه 1
كسى كه به عيبجويى عادت كرده است، هرگز به اصلاح عيوب خود و ديگران اهمّيتى نمىدهد و همواره درصدد است كه از ديگران عيبى مشاهده كرده، آن را به جهت سرزنش، زخم زبان، حسادت، كوچك شمردن، انتقامجويى يا اغراض ديگر بازگو كند. اين گونه افراد- بويژه اگر در ميان كانون گرم خانواده باشند- قبل از ديگران، خود نيازمند اصلاح هستند و بايد در مرحله اول خود را اصلاح كنند كه پرداختن به عيوب ديگران و غفلتاز عيوب خويش يكىاز لغزشگاههاى بزرگ انسان است. حضرت على7در اين زمينه فرمود:
جَهْلُ الْمَرْءِ بِعُيُوبِهِ مِنْ اكْبَرِ ذُنُوبِهِ»[1]
آگاهى شخص به عيبهاى خويش، از بزرگترين گناهان است.
سعادت و خوشبختى در خانهاى است كه اهل آن در جستجوى عيب يكديگر نبوده، به فكر اصلاح و بازنگرى در اخلاق خويش و يافتن نقص و لغزشهاى خود باشند و در صورت مشاهده عيبى در اعضاى خانواده، براى حلّ آن با لحنى ملايم، محترمانه و بدون هيچگونه تحقير و اهانت و با توجه به شرايط و ظرفيت روحى افراد، به اصلاح آنان بپردازند، بگونهاى كه آنان با رضايت خاطر درصدد اصلاح خويش برآيند و از نصيحت و اندرز استقبال كنند و سخن امام صادق7را آوازه گوش قرار دهند كه فرمود:
«احَبُّ اخْوانى الَىَّ مَنْ اهْدى الَىَّ عُيُوبى»[2]
محبوبترين برادرانم نزد من كسى است كه عيوبم را به من هديه كند.
د- نام زشت نهادن
يكى ديگر از نمودهاى بدزبانى كه گناه محسوب مىشود و موجب ناراحتى و آزار ديگران است، نام زشت نهادن بر افراد است. عدّهاى از افراد بىبند و بار سعى دارند كه بر ديگران القاب زشت بگذارند و از اين طريق آنها را تحقير و مسخره كنند، شخصيتشان
[1]- بحارالأنوار، ج 78، ص 91
[2]- همان، ج 74، ص 282
را بكوبند و يا از آنان انتقام گيرند.
برخى نيز در محيط خانوادگى براى تفريح و شيرين زبانى به صورتى تمسخر آميز، لقبى بد بر همسر نهاده، گاه و بىگاه با صدا زدن آن نام، او را آزرده خاطر مىكنند.
چنين صفت ناپسندى، مغاير با شؤون اخلاقى خانواده است و اسلام بصراحت از اين عمل زشت نهى مىكند و هر اسم و لقبى را كه كوچكترين مفهوم نامطلوبى داشته و مايه تحقير مسلمانى باشد، ممنوع شمرده است. قرآن كريم مىفرمايد:
«وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ»[1]
يكديگر را با القاب زشت صدا نزنيد.
به هر حال، بايد مراقب بود تا در همه مواقع، بويژه هنگام شوخى و بذلهگويى يا عصبانيت و انتقاد و نيز نزد دوستان و آشنايان، از نام زشت نهادن بر همسر خوددارى گردد تا موجب ناراحتى و آزردگى وى فراهم نشود و سعادت خانواده همچنان پا بر جا باشد.
[1]- حجرات( 49)، آيه 11
پرسش
1- مقصود از آفات سعادت خانواده چيست؟
2- دو اثر بدخلقى را بيان كنيد.
3- دو عامل از موجبات بدبينى را نام ببريد.
4- دو اثر بدگمانى را شرح دهيد.
5- روحيه شخص بدبين را توضيح دهيد.
6- اهميّت حفظ زبان را بيان كنيد.
7- آثار منفى بدزبانى را بنويسيد.
8- آفات سرزنشِ زياد چيست؟
9- آيا عيبجويى مشكلات را حل مىكند؟ توضيح دهيد.
10- با ذكر آيهاى از قرآن، زشتى «نام زشت نهادن» را بيان كنيد.