بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 77

كسى كه به عيبجويى عادت كرده است، هرگز به اصلاح عيوب خود و ديگران اهمّيتى نمى‌دهد و همواره درصدد است كه از ديگران عيبى مشاهده كرده، آن را به جهت سرزنش، زخم زبان، حسادت، كوچك شمردن، انتقامجويى يا اغراض ديگر بازگو كند. اين گونه افراد- بويژه اگر در ميان كانون گرم خانواده باشند- قبل از ديگران، خود نيازمند اصلاح هستند و بايد در مرحله اول خود را اصلاح كنند كه پرداختن به عيوب ديگران و غفلت‌از عيوب خويش يكى‌از لغزشگاههاى بزرگ انسان است. حضرت على7در اين زمينه فرمود:

جَهْلُ الْمَرْءِ بِعُيُوبِهِ مِنْ اكْبَرِ ذُنُوبِهِ»[1]

آگاهى شخص به عيبهاى خويش، از بزرگترين گناهان است.

سعادت و خوشبختى در خانه‌اى است كه اهل آن در جستجوى عيب يكديگر نبوده، به فكر اصلاح و بازنگرى در اخلاق خويش و يافتن نقص و لغزشهاى خود باشند و در صورت مشاهده عيبى در اعضاى خانواده، براى حلّ آن با لحنى ملايم، محترمانه و بدون هيچ‌گونه تحقير و اهانت و با توجه به شرايط و ظرفيت روحى افراد، به اصلاح آنان بپردازند، بگونه‌اى كه آنان با رضايت خاطر درصدد اصلاح خويش برآيند و از نصيحت و اندرز استقبال كنند و سخن امام صادق7را آوازه گوش قرار دهند كه فرمود:

«احَبُّ اخْوانى‌ الَىَّ مَنْ اهْدى‌ الَىَّ عُيُوبى‌»[2]

محبوبترين برادرانم نزد من كسى است كه عيوبم را به من هديه كند.

د- نام زشت نهادن‌

يكى ديگر از نمودهاى بدزبانى كه گناه محسوب مى‌شود و موجب ناراحتى و آزار ديگران است، نام زشت نهادن بر افراد است. عدّه‌اى از افراد بى‌بند و بار سعى دارند كه بر ديگران القاب زشت بگذارند و از اين طريق آنها را تحقير و مسخره كنند، شخصيتشان‌

[1]- بحارالأنوار، ج 78، ص 91

[2]- همان، ج 74، ص 282


صفحه 78

را بكوبند و يا از آنان انتقام گيرند.

برخى نيز در محيط خانوادگى براى تفريح و شيرين زبانى به صورتى تمسخر آميز، لقبى بد بر همسر نهاده، گاه و بى‌گاه با صدا زدن آن نام، او را آزرده خاطر مى‌كنند.

چنين صفت ناپسندى، مغاير با شؤون اخلاقى خانواده است و اسلام بصراحت از اين عمل زشت نهى مى‌كند و هر اسم و لقبى را كه كوچكترين مفهوم نامطلوبى داشته و مايه تحقير مسلمانى باشد، ممنوع شمرده است. قرآن كريم مى‌فرمايد:

«وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ»[1]

يكديگر را با القاب زشت صدا نزنيد.

به هر حال، بايد مراقب بود تا در همه مواقع، بويژه هنگام شوخى و بذله‌گويى يا عصبانيت و انتقاد و نيز نزد دوستان و آشنايان، از نام زشت نهادن بر همسر خوددارى گردد تا موجب ناراحتى و آزردگى وى فراهم نشود و سعادت خانواده همچنان پا بر جا باشد.

[1]- حجرات( 49)، آيه 11


صفحه 79

پرسش‌

1- مقصود از آفات سعادت خانواده چيست؟

2- دو اثر بدخلقى را بيان كنيد.

3- دو عامل از موجبات بدبينى را نام ببريد.

4- دو اثر بدگمانى را شرح دهيد.

5- روحيه شخص بدبين را توضيح دهيد.

6- اهميّت حفظ زبان را بيان كنيد.

7- آثار منفى بدزبانى را بنويسيد.

8- آفات سرزنشِ زياد چيست؟

9- آيا عيبجويى مشكلات را حل مى‌كند؟ توضيح دهيد.

10- با ذكر آيه‌اى از قرآن، زشتى «نام زشت نهادن» را بيان كنيد.


صفحه 80

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 81

فصل چهارم: وظايف متقابل همسران‌

براى اداره بهتر زندگى و تأمين آسايش و حفظ كيان خانواده، هر يك از زن و شوهر نسبت به يكديگر مسؤوليتها و وظايفى به عهده دارند. گرچه وظايفى كه همسران در قبال هم دارند متفاوت است، ولى متناسب و هماهنگ با ساختار وجودى آنهاست و مايه تحكيم و حفظ خانواده مى‌گردد؛ بدين ترتيب هر كدام از آنها، در انجام وظيفه خود كوشاتر باشد، نقش بيشترى در تحكيم خانواده خواهد داشت و اگر هر دو، با احساس مسؤوليت شايسته، وظايف ويژه خود را بدرستى انجام دهند، كشتى خانواده را در برابر امواج حوادث و ناگواريهاى اجتماعى، با سلامتى به ساحل مى‌رسانند.[1]

وظايف همسران گوناگون است؛ بخشى، واجب و تكليف شرعى است، بخشى مستحب و توصيه‌هاى اخلاقى است و بخشى از آن مربوط به توافق و قرارداد زن و شوهر است. ما در اينجا، وظايفى را كه جنبه اخلاقى دارد و ويژه زن يا شوهر و يا مشترك ميان آن دو مى‌باشد، مورد توجه قرار مى‌دهيم، پايبند بودن به اين وظايف، زمينه‌هاى اختلاف و ناراحتى را در زندگى مشترك كاهش داده، خوشبختى و سعادت را به‌ارمغان مى‌آورد. برعكس، سهل‌انگارى و بى‌اعتنايى نسبت به آنها، پيامدهاى ناگوار و اثرات نامطلوبى در پى خواهد داشت.

[1]- به گفته پروين اعتصامى:

سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً

و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ‌

فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى‌

برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)


صفحه 82

1- جلب محبّت همسر

زندگى مشترك خانوادگى نياز شديد به علاقه، محبّت، مهربانى و عشق زن و شوهر به يكديگر دارد و هر كدام از آنان بايد بگونه‌اى رفتار كنند كه مجذوب همديگر باشند و كانون خانواده را گرم نگه دارند.

گر چه دوستى و محبت از ابتداى تشكيل خانواده وجود دارد، اما براى تداوم و افزايش آن، بايد تلاشى دو جانبه صورت گيرد، تا علاقه و محبت زن و شوهر به يكديگر افزايش يابد. امير مؤمنان7فرمود:

«بِالتَّوَدُّدِ تَتَأَكَّدُ الَمحَبَّةُ»[1]

با ابراز دوستى، محبّت محكمتر مى‌شود.

راههاى جلب محبّت‌

براى ايجاد محبّت و توجه بيشتر زن و شوهر به يكديگر، راههايى وجود دارد كه با توجه به شرايط گوناگون روحى و اخلاقى افراد، مختلف است و ما به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم:

الف- برخورد نيكو

در فراز و نشيب زندگى و در محيط كار و خانواده، با روى گشاده و خوش اخلاقى و برخورد نيكو، مى‌توان محيطى سالم و آكنده از محبّت و صميميت به وجود آورد. امير مؤمنان على7فرمود:

«بِحُسْنِ الْعِشْرَةِ تَدُومُ الْوُصْلَةُ»[2]

برخورد شايسته و نيكو، مايه تداوم پيوند است.

برخورد زن و شوهر در هنگام ورود يا خروج از خانه، تأثير زيادى در روند اخلاقى‌

[1]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 236

[2]- همان، ص 220


صفحه 83

آنها مى‌گذارد. اين برخورد اگر منفى و ناشايست باشد، موجب آزردگى همسر و اگر نيكو و شايسته باشد، موجب دلخوشى و جذب او مى‌شود.

براى جلب محبت همسر بايد هر كار معقول و پسنديده‌اى را انجام داد. براى مثال از ابتداى ورود به خانه، زن و شوهر با سلام و روى خوش با يكديگر برخورد كنند.

در بعضى از روايات، رفتار نيكوى زن در هنگام ورود شوهر به خانه- كه مايه جذب همسر است- از حقوق مرد شمرده شده است. پيامبر اكرم6فرمود:

«حَقُّ الرَّجُلِ عَلَى الْمَرْأَةِ ... انْ تَسْتَقْبِلَهُ عِنْدَ بابِ بَيْتِها فَتُرَحِّبَ»[1]

حق مرد بر زن اين است كه ... هنگام ورودِ شوهر، تا درِ خانه استقبالش كند و به وى خوش آمد گويد.

چنين برخوردى، محبّت به زن را در قلب شوهر افزايش داده، خستگى كار روزانه را برطرف مى‌كند و زندگى دلپذير و جذّاب خواهد شد.

ب- تشكر و قدردانى‌

سپاسگزارى از كارهاى شايسته افراد، يكى از راههاى جلب محبت است و مايه تشويق و ترغيب آنان به ادامه كار است و بى‌توجّهى و عدم قدردانى از اعمال پسنديده، روحيه نااميدى و دلسردى به وجود مى‌آورد و نشانه پستى و خوارى است. حضرت على7فرمود:

«اللُّؤْمُ انْ لا تَشْكُرَ النِّعْمَةَ»[2]

پستى آن است كه از نعمت قدردانى و سپاسگذارى نكنى.

در زندگى خانوادگى، هر كدام از زن و شوهر، در جهت ايفاى وظايف خود، متحمّل رنج و زحمت مى‌شوند و تمام تلاش خود را وقف زندگى مى‌كنند. از اين رو، سزاوار است كه هر دو نسبت به كار يكديگر سپاسگذار باشند. در اين صورت با دلگرمى بيشتر به تلاش خود ادامه داده، لطف و احسان خود را با حرارت زيادترى تقديم اعضاى‌

[1]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 254

[2]- بحارالانوار، ج 78، ص 105


صفحه 84

خانواده مى‌كنند؛ بر عكس اگر زحمات هر كدام ناديده گرفته شود، بتدريج شور و نشاط زندگى به دلسردى و پژمردگى تبديل خواهد شد. امام صادق7فرمود:

«مَكْتُوبٌ فِى التَّوْراةِ: اشْكُرْ مَنْ انْعَمَ عَلَيْكَ وَ انْعِمْ عَلى‌ مَنْ شَكَرَكَ فَانَّهُ لا زَوالَ لِلنَّعْماءِ اذا شَكَرْتَ وَ لا بَقاءَ لَها اذا كَفَرْتَ»[1]

در تورات نوشته است: از كسى كه به تو احسان كرد سپاسگزارى كن و به كسى كه از تو سپاسگزارى كرد احسان كن، زيرا نعمتها با سپاسگزارى پايدارند و با ناسپاسى ناپايدار.

تشكر و قدردانى از زحمات، بخشى از ناراحتيهاى خانوادگى و خشم و غضب همسران را برطرف مى‌كند؛ چرا كه سپاسگذارى نقش مهمّى در جذب افراد داشته، مايه خشنودى و مهربانى است. امير مؤمنان7فرمود:

«شُكْرُكَ لِلرَّاضِى‌ عَنْكَ يَزيدُهُ رِضاً وَ وَفاءً، شُكْرُكَ لِلسَّاخِطِ عَلَيْكَ يُوجِبُ لَكَ مِنْهُ صَلاحاً وَ تَعَطُّفاً»[2]

تشكر تو از كسى كه نسبت به تو راضى باشد، خشنودى و وفادارى را زياد مى‌كند و سپاسگزارى‌ات نسبت به كسى كه به تو خشمناك است، موجب صلاح و مهربانى است.

ج- هديه دادن‌

هديه دادن كه نشانگر محبّت و ارادت قلبى افراد نسبت به يكديگر است، در زندگى مشترك خانوادگى از اهميّت بيشترى برخوردار است و موجب افزايش محبّت همسر نسبت به شوهرش مى‌شود و كينه‌ها و دشمنيها را از بين مى‌برد. از اين رو، شايسته است كه شوهر به تناسب امكاناتِ خود، هداياى مناسبى تهيّه كرده و در مناسبتهاى گوناگون و نيز پس از بازگشت از مسافرت- كه بطور معمول همسر در انتظار آن نشسته است- به او تقديم كند. پيامبر گرام اسلام6فرمود:

[1]- اصول كافى، مترجم، ج 2، ص 149

[2]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 161