فصل چهارم: وظايف متقابل همسران
براى اداره بهتر زندگى و تأمين آسايش و حفظ كيان خانواده، هر يك از زن و شوهر نسبت به يكديگر مسؤوليتها و وظايفى به عهده دارند. گرچه وظايفى كه همسران در قبال هم دارند متفاوت است، ولى متناسب و هماهنگ با ساختار وجودى آنهاست و مايه تحكيم و حفظ خانواده مىگردد؛ بدين ترتيب هر كدام از آنها، در انجام وظيفه خود كوشاتر باشد، نقش بيشترى در تحكيم خانواده خواهد داشت و اگر هر دو، با احساس مسؤوليت شايسته، وظايف ويژه خود را بدرستى انجام دهند، كشتى خانواده را در برابر امواج حوادث و ناگواريهاى اجتماعى، با سلامتى به ساحل مىرسانند.[1]
وظايف همسران گوناگون است؛ بخشى، واجب و تكليف شرعى است، بخشى مستحب و توصيههاى اخلاقى است و بخشى از آن مربوط به توافق و قرارداد زن و شوهر است. ما در اينجا، وظايفى را كه جنبه اخلاقى دارد و ويژه زن يا شوهر و يا مشترك ميان آن دو مىباشد، مورد توجه قرار مىدهيم، پايبند بودن به اين وظايف، زمينههاى اختلاف و ناراحتى را در زندگى مشترك كاهش داده، خوشبختى و سعادت را بهارمغان مىآورد. برعكس، سهلانگارى و بىاعتنايى نسبت به آنها، پيامدهاى ناگوار و اثرات نامطلوبى در پى خواهد داشت.
[1]- به گفته پروين اعتصامى:
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)
1- جلب محبّت همسر
زندگى مشترك خانوادگى نياز شديد به علاقه، محبّت، مهربانى و عشق زن و شوهر به يكديگر دارد و هر كدام از آنان بايد بگونهاى رفتار كنند كه مجذوب همديگر باشند و كانون خانواده را گرم نگه دارند.
گر چه دوستى و محبت از ابتداى تشكيل خانواده وجود دارد، اما براى تداوم و افزايش آن، بايد تلاشى دو جانبه صورت گيرد، تا علاقه و محبت زن و شوهر به يكديگر افزايش يابد. امير مؤمنان7فرمود:
«بِالتَّوَدُّدِ تَتَأَكَّدُ الَمحَبَّةُ»[1]
با ابراز دوستى، محبّت محكمتر مىشود.
راههاى جلب محبّت
براى ايجاد محبّت و توجه بيشتر زن و شوهر به يكديگر، راههايى وجود دارد كه با توجه به شرايط گوناگون روحى و اخلاقى افراد، مختلف است و ما به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
الف- برخورد نيكو
در فراز و نشيب زندگى و در محيط كار و خانواده، با روى گشاده و خوش اخلاقى و برخورد نيكو، مىتوان محيطى سالم و آكنده از محبّت و صميميت به وجود آورد. امير مؤمنان على7فرمود:
«بِحُسْنِ الْعِشْرَةِ تَدُومُ الْوُصْلَةُ»[2]
برخورد شايسته و نيكو، مايه تداوم پيوند است.
برخورد زن و شوهر در هنگام ورود يا خروج از خانه، تأثير زيادى در روند اخلاقى
[1]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 236
[2]- همان، ص 220
آنها مىگذارد. اين برخورد اگر منفى و ناشايست باشد، موجب آزردگى همسر و اگر نيكو و شايسته باشد، موجب دلخوشى و جذب او مىشود.
براى جلب محبت همسر بايد هر كار معقول و پسنديدهاى را انجام داد. براى مثال از ابتداى ورود به خانه، زن و شوهر با سلام و روى خوش با يكديگر برخورد كنند.
در بعضى از روايات، رفتار نيكوى زن در هنگام ورود شوهر به خانه- كه مايه جذب همسر است- از حقوق مرد شمرده شده است. پيامبر اكرم6فرمود:
«حَقُّ الرَّجُلِ عَلَى الْمَرْأَةِ ... انْ تَسْتَقْبِلَهُ عِنْدَ بابِ بَيْتِها فَتُرَحِّبَ»[1]
حق مرد بر زن اين است كه ... هنگام ورودِ شوهر، تا درِ خانه استقبالش كند و به وى خوش آمد گويد.
چنين برخوردى، محبّت به زن را در قلب شوهر افزايش داده، خستگى كار روزانه را برطرف مىكند و زندگى دلپذير و جذّاب خواهد شد.
ب- تشكر و قدردانى
سپاسگزارى از كارهاى شايسته افراد، يكى از راههاى جلب محبت است و مايه تشويق و ترغيب آنان به ادامه كار است و بىتوجّهى و عدم قدردانى از اعمال پسنديده، روحيه نااميدى و دلسردى به وجود مىآورد و نشانه پستى و خوارى است. حضرت على7فرمود:
«اللُّؤْمُ انْ لا تَشْكُرَ النِّعْمَةَ»[2]
پستى آن است كه از نعمت قدردانى و سپاسگذارى نكنى.
در زندگى خانوادگى، هر كدام از زن و شوهر، در جهت ايفاى وظايف خود، متحمّل رنج و زحمت مىشوند و تمام تلاش خود را وقف زندگى مىكنند. از اين رو، سزاوار است كه هر دو نسبت به كار يكديگر سپاسگذار باشند. در اين صورت با دلگرمى بيشتر به تلاش خود ادامه داده، لطف و احسان خود را با حرارت زيادترى تقديم اعضاى
[1]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 254
[2]- بحارالانوار، ج 78، ص 105
خانواده مىكنند؛ بر عكس اگر زحمات هر كدام ناديده گرفته شود، بتدريج شور و نشاط زندگى به دلسردى و پژمردگى تبديل خواهد شد. امام صادق7فرمود:
«مَكْتُوبٌ فِى التَّوْراةِ: اشْكُرْ مَنْ انْعَمَ عَلَيْكَ وَ انْعِمْ عَلى مَنْ شَكَرَكَ فَانَّهُ لا زَوالَ لِلنَّعْماءِ اذا شَكَرْتَ وَ لا بَقاءَ لَها اذا كَفَرْتَ»[1]
در تورات نوشته است: از كسى كه به تو احسان كرد سپاسگزارى كن و به كسى كه از تو سپاسگزارى كرد احسان كن، زيرا نعمتها با سپاسگزارى پايدارند و با ناسپاسى ناپايدار.
تشكر و قدردانى از زحمات، بخشى از ناراحتيهاى خانوادگى و خشم و غضب همسران را برطرف مىكند؛ چرا كه سپاسگذارى نقش مهمّى در جذب افراد داشته، مايه خشنودى و مهربانى است. امير مؤمنان7فرمود:
«شُكْرُكَ لِلرَّاضِى عَنْكَ يَزيدُهُ رِضاً وَ وَفاءً، شُكْرُكَ لِلسَّاخِطِ عَلَيْكَ يُوجِبُ لَكَ مِنْهُ صَلاحاً وَ تَعَطُّفاً»[2]
تشكر تو از كسى كه نسبت به تو راضى باشد، خشنودى و وفادارى را زياد مىكند و سپاسگزارىات نسبت به كسى كه به تو خشمناك است، موجب صلاح و مهربانى است.
ج- هديه دادن
هديه دادن كه نشانگر محبّت و ارادت قلبى افراد نسبت به يكديگر است، در زندگى مشترك خانوادگى از اهميّت بيشترى برخوردار است و موجب افزايش محبّت همسر نسبت به شوهرش مىشود و كينهها و دشمنيها را از بين مىبرد. از اين رو، شايسته است كه شوهر به تناسب امكاناتِ خود، هداياى مناسبى تهيّه كرده و در مناسبتهاى گوناگون و نيز پس از بازگشت از مسافرت- كه بطور معمول همسر در انتظار آن نشسته است- به او تقديم كند. پيامبر گرام اسلام6فرمود:
[1]- اصول كافى، مترجم، ج 2، ص 149
[2]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 161
«الْهَدِيَّةُ تُورِثُ الْمَوَدَّةَ وَ تَجْدِرُ الْأُخُوَّةَ وَ تَذْهَبُ الضِّغينَةَ، تَهادُوا تُحابُّوا»[1]
هديه موجب مودّت و پايدارىِ برادرى مىشود و كينهها را از بين مىبرد، به يكديگر هديه دهيد تا همديگر را دوست بداريد.
د- آراستگى به ديگر فضايل اخلاقى
بعضى از صفات ارزشمند اخلاقى مانند: صبر، گذشت، ملايمت و نرمى، احسان، سخاوت، انصاف، تواضع و ... در جلب محبّت همسر بسيار مؤثّر است. امير مؤمنان7فرمود:
«ثَلاثَةٌ يُوجِبْنَ الَمحَبَّةَ حُسْنُ الْخُلْقِ وَ حُسْنُ الرِّفْقِ وَالتَّواضُعُ»[2]
سه چيز موجب محبّت مىشود: نيك خلقى، نيك رفتارى و تواضع.
فضايل اخلاقى در جلب محبّت همسر و تأمين سعادت خانوادگى تأثير بسزايى دارد.
زن و شوهر به منظور تداوم سعادتمندانه زندگى مشترك و در امان ماندن از آفات فراوان آن، بايد نهايت سعى خود را در تحصيل فضايل اخلاقى به كار گيرند. امام صادق7در اين باره فرمود:
«إنَّ الْمَرْءَ يَحْتاجُ فى مَنْزِلِهِ وَ عِيالِهِ الى ثَلاثِ خِصالٍ يَتَكَلَّفُها وَ انْ لَمْ يَكُنْ فى طَبْعِهِ ذلِكَ: مُعاشَرَةٌ جَميلَةٌ وَ سِعَةٌ بِتَقْديرٍ وَ غَيْرَةٌ بِتَحْصينٍ»[3]
هر مردى نيازمند است كه در خانه و خانوادهاش سه خصلت را برعهده گيرد گر چه عادتش نباشد: معاشرت شايسته، گشاده دستى حساب شده و غيرت و حفظ ناموس.
آثار جلب محبّت همسر
آثار ارزشمند جلب محبّت همسر بقدرى گسترده و فراگير است كه نمىتوان همه موارد آن را برشمرد، چرا كه اجراى اين روش به خط مشى اخلاقى خانواده كيفيتى نوين
[1]- بحارالأنوار، ج 77، ص 166
[2]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 244
[3]- سفينة البحار، ج 2، ص 328
و به زندگى مشترك شيرينى خاصى مىبخشد و آن را از بىروحى و پژمردگى و يكنواختى خارج مىسازد. در اينجا تنها به بيان دو اثر ارزنده آن بسنده مىكنيم:
الف- نشاط روحى
انديشه جلب محبّت، سبب مىشود كه انسان همواره ملاحظه احوال همسر را نموده، از افراط و تفريط در رفتار و نيز از خودخواهيهاى جاهلانه بپرهيزد و در رفتار و گفتار خود، تعادل و دقّت داشته باشد. مرد وقتى علاقهمندىِ همسر به شوهرش و نيز سعى او را در كسب رضايت اعضاى خانواده احراز كرد، دلگرمى خاصى به زندگى خانوادگى پيدا مىكند و با اميد بيشتر و نشاط روحى افزونتر، تمام سرمايههاى معنوى و مادى خود را در راه تأمين سعادت خانوادهاش به كار مىگيرد. بعكس، كسى كه بىتوجّهى همسرش را نسبت به خود حس كند و از سوى او، تمايلى به جذب خويش مشاهده نكند، روز به روز بر ناراحتى و نارضايتىاش افزوده مىشود و در صورت تداوم، نشاط روحى خود را از دست داده، در زندگى مشترك، دچار دلسردى و افسردگى خواهد شد.
ب- تحكيم بنيان خانواده
بهترين راه تحكيم بنيان خانواده و جلوگيرى از فروپاشى آن، سعى در ايجاد صفا و صميميت و جلب محبت همسر است.
وقتى رابطه زن و شوهر بر اساس جذب يكديگر و ايجاد علاقه و محبّت باشد، اخلاق خانوادگى، رشد و كمال پيدا مىكند، ميزان تأثير پذيرى مثبت از اندرزهاى همسر افزايش مىيابد. زمينه اختلاف و برخوردهاى نامناسب از بين مىرود، در نتيجه بنيان خانواده از گزند فروپاشى مصون مىماند.
2- خوش اخلاقى
ريشه بسيارى از خوبيها و اعمال پسنديده در نيكخويى و خوش رفتارى نهفته است.
امير مؤمنان على7فرمود:
«حُسْنُ الْخُلْقِ رَأْسُ كُلِّ بِرٍّ»[1]
خوش خلقى، سرچشمه هر نيكى است.
محيط دوستانه و محبّتآميز و نيز زندگى فاقد نگرانيهاى روحى در سايه خوش رفتارى و گشاده رويى ايجاد مىشود. در اين درس، مطالبى درباره موجبات، مظاهر و آثار خوش اخلاقى بيان مىكنيم.
الف- موجبات خوش اخلاقى
بعضى از صفات اخلاقى، ريشه در توارث و تربيت خانوادگى دارند. از نشانههاى كرامت نفس و اصالت خانوادگى و بزرگ منشى، خوشاخلاقى است. حضرت على7فرمود:
«حُسْنُ الْأَخْلاقِ بُرْهانُ كَرَمِ الْأَعْراقِ»[2]
نيكخويى نشانه كرامت ريشه (خانواده) است.
با اين وصف، كسانى كه بداخلاق بوده يا از صفات ارزشمند اخلاقى كم بهرهاند، مىتوانند در پرتو سعى و كوشش و با ايجاد و پرورش فضايل اخلاقى به اصلاح رفتار و كردار خود پرداخته، موجبات خوش اخلاقى را فراهم كنند. در اينجا به بيان دو عامل مهم كه در زمينه رشد و پرورش خوش اخلاقى مؤثر است مىپردازيم.
* ايمان
گرچه خوش رفتارى، يكى از صفات پسنديده انسانى است، ولى از آنجا كه «دين» به بارورى بيشتر صفات اخلاقى، كمك شايانى مىكند و سفارشها و توصيههاى زيادى در جهت نيكخويى به متديّنان دارد، هر كس كه از ايمان بيشتر برخوردار باشد از رفتار نيكو و كرامتهاى اخلاقىِ بيشترى بهرهمند است.[3]پيامبر اكرم6فرمود:
[1]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 393
[2]- همان، ص 392
[3]- ايمان يكى از عوامل رشد خوش اخلاقى است، ولى ممكن است كسى ايمان داشته باشد، ليكن به خاطر فقدان عوامل ديگر، خوش اخلاق نباشد، چنان كه عكس آن هم امكان دارد
«الْخُلْقُ الْحَسَنُ نِصْفُ الدّينِ»[1]
خلق نيكو، نصف دين است.
در سخنى ديگر، اسلام و مسلمانى را در خوشاخلاقى معرفى كرده و فرمود:
«الْإِسْلامُ حُسْنُ الْخُلْقِ»[2]
دين اسلام، خوش اخلاقى است.
انسانى كه براساس توصيههاى دينى، باور دارد كه بداخلاقى با همسر و فرزندان، موجب عذاب الهى و از آن جمله فشار قبر مىشود، بطور قطع در برخورد و روش اخلاقى خود دقّت خواهد كرد و خوش اخلاق و گشادهرو خواهد بود تا خشنودى خدا را به دست آورد.
در روايتى چنين مىخوانيم: به پيامبر اكرم6خبر دادند كه فلان شخص زن خوبى است. روزها روزه دارد و شبها عبادت مىكند، ولى بداخلاق است و با زبانش همسايگانش را آزار مىدهد. آن حضرت فرمود:
«لا خَيْرَ فيها، هِىَ مِنْ اهْلِ النَّارِ»[3]
در او خيرى نيست، وى از اهل دوزخ است.
براى روشن شدن تأثير بداخلاقى در گرفتار شدن انسان به عذاب الهى، تأمّل در ماجراى دفن «سعد بن معاذ» سودمند است. پيامبر اكرم6در مراسم تدفين آن مجاهد و يار با وفاى خود از او تجليل كرد و احترام زيادى برايش قائل شد. مادر سعد وقتى رفتار پيامبر6را مشاهده كرد، گفت: پسرم! بهشت بر تو گوارا باد. رسول خدا6فرمود: اى مادر سعد! اين گونه قضاوت مكن! زيرا سعد اكنون گرفتار فشار قبر است. اصحاب با تعجّب پرسيدند: با اين همه احترام و تجليل شما، چرا او دچار فشار قبر است؟ حضرت فرمود:
[1]- بحارالأنوار، ج 71، ص 385
[2]- كنز العمال، ج 3، ص 17
[3]- بحارالأنوار، ج 71، ص 394