و به زندگى مشترك شيرينى خاصى مىبخشد و آن را از بىروحى و پژمردگى و يكنواختى خارج مىسازد. در اينجا تنها به بيان دو اثر ارزنده آن بسنده مىكنيم:
الف- نشاط روحى
انديشه جلب محبّت، سبب مىشود كه انسان همواره ملاحظه احوال همسر را نموده، از افراط و تفريط در رفتار و نيز از خودخواهيهاى جاهلانه بپرهيزد و در رفتار و گفتار خود، تعادل و دقّت داشته باشد. مرد وقتى علاقهمندىِ همسر به شوهرش و نيز سعى او را در كسب رضايت اعضاى خانواده احراز كرد، دلگرمى خاصى به زندگى خانوادگى پيدا مىكند و با اميد بيشتر و نشاط روحى افزونتر، تمام سرمايههاى معنوى و مادى خود را در راه تأمين سعادت خانوادهاش به كار مىگيرد. بعكس، كسى كه بىتوجّهى همسرش را نسبت به خود حس كند و از سوى او، تمايلى به جذب خويش مشاهده نكند، روز به روز بر ناراحتى و نارضايتىاش افزوده مىشود و در صورت تداوم، نشاط روحى خود را از دست داده، در زندگى مشترك، دچار دلسردى و افسردگى خواهد شد.
ب- تحكيم بنيان خانواده
بهترين راه تحكيم بنيان خانواده و جلوگيرى از فروپاشى آن، سعى در ايجاد صفا و صميميت و جلب محبت همسر است.
وقتى رابطه زن و شوهر بر اساس جذب يكديگر و ايجاد علاقه و محبّت باشد، اخلاق خانوادگى، رشد و كمال پيدا مىكند، ميزان تأثير پذيرى مثبت از اندرزهاى همسر افزايش مىيابد. زمينه اختلاف و برخوردهاى نامناسب از بين مىرود، در نتيجه بنيان خانواده از گزند فروپاشى مصون مىماند.
2- خوش اخلاقى
ريشه بسيارى از خوبيها و اعمال پسنديده در نيكخويى و خوش رفتارى نهفته است.
امير مؤمنان على7فرمود:
«حُسْنُ الْخُلْقِ رَأْسُ كُلِّ بِرٍّ»[1]
خوش خلقى، سرچشمه هر نيكى است.
محيط دوستانه و محبّتآميز و نيز زندگى فاقد نگرانيهاى روحى در سايه خوش رفتارى و گشاده رويى ايجاد مىشود. در اين درس، مطالبى درباره موجبات، مظاهر و آثار خوش اخلاقى بيان مىكنيم.
الف- موجبات خوش اخلاقى
بعضى از صفات اخلاقى، ريشه در توارث و تربيت خانوادگى دارند. از نشانههاى كرامت نفس و اصالت خانوادگى و بزرگ منشى، خوشاخلاقى است. حضرت على7فرمود:
«حُسْنُ الْأَخْلاقِ بُرْهانُ كَرَمِ الْأَعْراقِ»[2]
نيكخويى نشانه كرامت ريشه (خانواده) است.
با اين وصف، كسانى كه بداخلاق بوده يا از صفات ارزشمند اخلاقى كم بهرهاند، مىتوانند در پرتو سعى و كوشش و با ايجاد و پرورش فضايل اخلاقى به اصلاح رفتار و كردار خود پرداخته، موجبات خوش اخلاقى را فراهم كنند. در اينجا به بيان دو عامل مهم كه در زمينه رشد و پرورش خوش اخلاقى مؤثر است مىپردازيم.
* ايمان
گرچه خوش رفتارى، يكى از صفات پسنديده انسانى است، ولى از آنجا كه «دين» به بارورى بيشتر صفات اخلاقى، كمك شايانى مىكند و سفارشها و توصيههاى زيادى در جهت نيكخويى به متديّنان دارد، هر كس كه از ايمان بيشتر برخوردار باشد از رفتار نيكو و كرامتهاى اخلاقىِ بيشترى بهرهمند است.[3]پيامبر اكرم6فرمود:
[1]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 393
[2]- همان، ص 392
[3]- ايمان يكى از عوامل رشد خوش اخلاقى است، ولى ممكن است كسى ايمان داشته باشد، ليكن به خاطر فقدان عوامل ديگر، خوش اخلاق نباشد، چنان كه عكس آن هم امكان دارد
«الْخُلْقُ الْحَسَنُ نِصْفُ الدّينِ»[1]
خلق نيكو، نصف دين است.
در سخنى ديگر، اسلام و مسلمانى را در خوشاخلاقى معرفى كرده و فرمود:
«الْإِسْلامُ حُسْنُ الْخُلْقِ»[2]
دين اسلام، خوش اخلاقى است.
انسانى كه براساس توصيههاى دينى، باور دارد كه بداخلاقى با همسر و فرزندان، موجب عذاب الهى و از آن جمله فشار قبر مىشود، بطور قطع در برخورد و روش اخلاقى خود دقّت خواهد كرد و خوش اخلاق و گشادهرو خواهد بود تا خشنودى خدا را به دست آورد.
در روايتى چنين مىخوانيم: به پيامبر اكرم6خبر دادند كه فلان شخص زن خوبى است. روزها روزه دارد و شبها عبادت مىكند، ولى بداخلاق است و با زبانش همسايگانش را آزار مىدهد. آن حضرت فرمود:
«لا خَيْرَ فيها، هِىَ مِنْ اهْلِ النَّارِ»[3]
در او خيرى نيست، وى از اهل دوزخ است.
براى روشن شدن تأثير بداخلاقى در گرفتار شدن انسان به عذاب الهى، تأمّل در ماجراى دفن «سعد بن معاذ» سودمند است. پيامبر اكرم6در مراسم تدفين آن مجاهد و يار با وفاى خود از او تجليل كرد و احترام زيادى برايش قائل شد. مادر سعد وقتى رفتار پيامبر6را مشاهده كرد، گفت: پسرم! بهشت بر تو گوارا باد. رسول خدا6فرمود: اى مادر سعد! اين گونه قضاوت مكن! زيرا سعد اكنون گرفتار فشار قبر است. اصحاب با تعجّب پرسيدند: با اين همه احترام و تجليل شما، چرا او دچار فشار قبر است؟ حضرت فرمود:
[1]- بحارالأنوار، ج 71، ص 385
[2]- كنز العمال، ج 3، ص 17
[3]- بحارالأنوار، ج 71، ص 394
«انَّهُ كانَ فى خُلْقِهِ مَعَ اهْلِهِ سُوءً»[1]
او با خانوادهاش (قدرى) بد رفتار بود.
* تمرين
تمرين يكى از عوامل رشد و پرورش صفات اخلاقى است. اگر بخواهيم به اخلاق نيكو و كردار پسنديده آراسته شويم، بايد تمرين كنيم تا به آن عادت نماييم. حضرت على7فرمود:
«عَوِّدْ نَفْسَكَ فِعْلَ الْمَكارِمِ»[2]
خويشتن را به انجام اعمال پسنديده عادت بده.
تمرين و تكرار نسبت به يك خصلت زيبا يا زشت، آن را به صورت عادت يا طبيعت دوّم انسان در مىآورد. همان حضرت فرمود:
«الْعادَةُ طَبْعٌ ثانٍ»[3]
عادت، طبيعت دوم است.
وقتى چيزى به صورت عادت انسان جلوهگر شد، بتدريج بر وجود او مسلّط مىشود، و به فرموده امير مؤمنان7:
«لِلْعادَةِ عَلى كُلِّ انْسانٍ سُلْطانٌ»[4]
عادت بر هر انسانى حكومت مىكند.
در هر ازدواجى، زن و شوهر به محيطى قدم مىگذارند كه زندگى در آن برايشان تازگى دارد. از اين رو، بر آنان لازم است كه در رفتارشان با يكديگر به فضايل اخلاقى و
[1]- همان، ج 73، ص 298- 299
[2]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 329
[3]- همان، ج 1، ص 185
[4]- همان، ج 5، ص 28
آداب متناسب با زندگى خانوادگى توجّه داشته باشند و با تمرين براى ايجاد و كسب ارزشهاى اخلاقى بكوشند تا آن ارزشها به صورت ملكه درآيند، بگونهاى كه بدون هيچ زحمت و تكلّفى با همسر و فرزندان خويش، رفتار نيك داشته باشند. همان امام همام فرمود:
«كَفى بِفِعْلِ الْخَيْرِ حُسْنَ عادَةٍ»[1]
عادت نيكو براى انجام عمل نيك، كفايت مىكند.
ب- مظاهر خوشاخلاقى
در محيط خانه و خانواده، به صورتهاى گوناگون مىتوان خوشاخلاقى را نشان داد و محبّت و صميميت را به زن و فرزند هديه كرد. اينك دو جلوه زيباى خوش اخلاقى را كه تأثير شگرفى در ايجاد انس و مودّت ميان همسران دارد، توضيح مىدهيم.
* نرمخويى
از ويژگيهاى افراد مؤمن، نرمخويى و رفتار توأم با ملاطفت و فروتنى است. امير مؤمنان7فرمود:
«انَّ الْمُؤْمِنِينَ هَيِّنُونَ لَيِّنُونَ»[2]
همانا مؤمنان، فروتن و نرمخويند.
رفتار زن و شوهر براساس نرمخويى، بذر دوستى و صفا را در دل مىكارد و كينه و اختلاف را از بين مىبرد. حضرت على7فرمود:
«وَ مَنْ تَلِنْ حاشِيَتُهُ يَسْتَدِمْ مِنْ قَوْمِهِ الْمَوَدَّةُ»[3]
هر كس خوى نرم دارد، از محبّت دايمى دودمانش برخوردار خواهد بود.
با نرمخويى، توفيق انسان در زندگى توأم با صلح و آرامش بيشتر مىشود؛ زيرا
[1]- همان، ج 4، ص 577
[2]- همان، ج 2، ص 540
[3]- بحارالأنوار، ج 40، ص 163
بازتاب منفى نداشته، موجب همكارى ديگران با انسان نرمخو خواهد بود. گاهى نيز نرمخويى با افراد خشمناك و درشتخو، مايه تحول آنها و در نتيجه خوش رفتارى آنان مىگردد. اين مسأله در محيط خانواده به شكل بارزترى خودنمايى مىكند. بدين جهت نرمخويى در خانواده بهترين روش براى موفّقيت و پرهيز از اختلافات و درگيرى است.
امير مؤمنان على7فرمود:
«لِنْ لِمَنْ غالَظَكَ فَانَّهُ يُوشَكُ أَنْ يَلينَ لَكَ»[1]
در برابر كسى كه با تو درشتى مىكند، نرمخو باش، زيرا زود باشد كه نسبت به تو نرمخويى كند.
البتّه مقصود از نرمخويى، سستى و بىتفاوتى نيست، چرا كه مؤمنان در عين حال كه نرمخو هستند، از سستى و كسالت بدورند و در حالى كه قاطع و جدّى هستند، از خشونت و تندخويى بركنارند. امير مؤمنان7فرمود:
«كُنْ لَيِّناً مِنْ غَيْرِ ضَعْفٍ، شَديداً مِنْ غَيْرِ عُنْفٍ»[2]
نرم باش بدون ضعف، سخت باش بدون خشونت.
* نرمزبانى
مقصود از نرمزبانى اين است كه انسان براى بيان مقاصد خود از سخنان ملايم و گفتار محترمانه استفاده كند و از خشونت و تندى در گفتار بپرهيزد.
نرم زبانى در محيط خانواده، اغلب زمينه درگيرى و ناراحتى را از بين برده، مسائل اختلافى را حل مىنمايد و محبّت و سازگارى را در كانون خانواده حكمفرما مىكند.
امير مؤمنان7فرمود:
«عَوِّدْ لِسانَكَ لينَ الْكَلامِ وَ بَذْلَ السَّلامِ يَكْثُرْ مُحِبُّوكَ وَ يَقِلَّ مَبْغِضُوكَ»[3]
زبانت را به گفتار نرم و سلام دادن عادت بده، تا دوستانت زياد و دشمنانت كم شوند.
[1]- نهجالبلاغه، نامه 31، ص 932
[2]- شرح غرالحكم، ج 4، ص 65
[3]- همان، ص 329
بين اخلاق انسان و گفتار او ارتباط كامل وجود دارد و هرگونه تغيير در اخلاق، تأثير عميقى در شيوه بيان و نوع گفتار او مىگذارد. به عنوان مثال، در گفتار شخص بداخلاق، تندى و خشونت موج مىزند و قسمت زيادى از بدخلقى او از مجراى گفتارش بروز پيدا مىكند. بر عكس، اخلاق نيكو در گفتار نيز تأثير نيكويى خواهد گذاشت و سخن را از لطافت خاصى برخوردار مىسازد. امير مؤمنان7فرمود:
«إِذا حَسُنَ الْخُلْقُ لَطُفَ النُّطْقُ»[1]
هنگامى كه اخلاق نيكو شود، سخن لطيف گردد.
ج- آثار خوشاخلاقى
نقش گشادهرويى، در تأمين سعادت زندگى بسيار عميق و فراگير است و در تمام شؤون خانواده، مثل روابط اخلاقى زن و شوهر و نيز شيوه تربيت فرزندان، اثر مىگذارد.
در اينجا به بيان دو اثر ارزنده آن بسنده مىكنيم.
* ايجاد انس و محبّت
انس و محبّت از نيازهاى ابتدايى و ضرورى كانون خانواده است و زندگى بدون آن دچار نابسامانيهاى فراوان مىشود. انس زن و شوهر نسبت به يكديگر، جز در پرتو خوشاخلاقى و نيك رفتارى حاصل نمىشود. هر كس كه دوستدار محبت و خواهان نفوذ در دل ديگران است، هيچ راهى بهتر از خوش اخلاقى، نخواهد داشت. امير مؤمنان7فرمود:
«عَلَيْكَ بِحُسْنِ الْخُلْقِ فَانَّهُ يُكْسِبُكَ الَمحَبَّةَ»[2]
خوش خلق باش كه برايت محبّت جلب مىكند.
انسان خوشاخلاق همواره با زبانى نرم با ديگران سخن مىگويد، بدين جهت آنان را تحت تأثير قرار داده، محبتشان را به خود جلب مىكند. همان حضرت فرمود:
[1]- همان، ج 3، 143
[2]- همان، ج 4، ص 288
«بِلينِ الْجانِبِ تَأْنِسُ النُفُوسُ»[1]
بر اثر نرمخويى، ديگران با انسان مأنوس مىشوند.
كسى كه همواره با همسرش بداخلاقى و بدرفتارى مىكند و با زبانى تند و خشن با او سخن مىگويد، نبايد انتظار داشته باشد كه همسرش با او مأنوس شده، نسبت به او عواطف و احساسات دوستانهاى ابراز كند. بداخلاقى و خشونت، ارمغانى جز دورى همسران از يكديگر و سركوبى عواطف محبتآميز آنها ندارد. تنها در پرتو خوشاخلاقى با همسر است كه مىتوان انس و محبت را در محيط خانواده به وجود آورده و رشته دوستى را محكم نمود.
* از بين رفتن زمينه اختلافات
خوش اخلاقى يكى از بهترين روشهاى حلّ مشكلات و درگيريهاى خانوادگى است و با آب نيكخويى مىتوان آتش خشونت و كدورت را خاموش ساخت و محيطى آكنده از صفا و دوستى به وجود آورد و زندگى را شيرين نمود؛ بدين جهت امير مؤمنان على7فرمود:
«بِحُسْنِ الْخُلْقِ يَطيبُ الْعَيْشُ»[2]
با خوشاخلاقى زندگى شيرين و نيكو مىشود.
همچنين فرمود:
«مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ»[3]
هر كس اخلاقش نيكو شود، زندگىاش پاكيزه و نيك مىگردد.
3- رفق و مدارا
رفق و مدارا در زندگى خانوادگى، يكى ديگر از وظايف اخلاقى همسران نسبت به يكديگر است، بدين معنا كه همسران در برابر عيوب و كاستيهاى اخلاقى و ناملايمات
[1]- همان، ج 3، ص 217
[2]- همان، ص 218
[3]- همان، ج 5، ص 238