آداب متناسب با زندگى خانوادگى توجّه داشته باشند و با تمرين براى ايجاد و كسب ارزشهاى اخلاقى بكوشند تا آن ارزشها به صورت ملكه درآيند، بگونهاى كه بدون هيچ زحمت و تكلّفى با همسر و فرزندان خويش، رفتار نيك داشته باشند. همان امام همام فرمود:
«كَفى بِفِعْلِ الْخَيْرِ حُسْنَ عادَةٍ»[1]
عادت نيكو براى انجام عمل نيك، كفايت مىكند.
ب- مظاهر خوشاخلاقى
در محيط خانه و خانواده، به صورتهاى گوناگون مىتوان خوشاخلاقى را نشان داد و محبّت و صميميت را به زن و فرزند هديه كرد. اينك دو جلوه زيباى خوش اخلاقى را كه تأثير شگرفى در ايجاد انس و مودّت ميان همسران دارد، توضيح مىدهيم.
* نرمخويى
از ويژگيهاى افراد مؤمن، نرمخويى و رفتار توأم با ملاطفت و فروتنى است. امير مؤمنان7فرمود:
«انَّ الْمُؤْمِنِينَ هَيِّنُونَ لَيِّنُونَ»[2]
همانا مؤمنان، فروتن و نرمخويند.
رفتار زن و شوهر براساس نرمخويى، بذر دوستى و صفا را در دل مىكارد و كينه و اختلاف را از بين مىبرد. حضرت على7فرمود:
«وَ مَنْ تَلِنْ حاشِيَتُهُ يَسْتَدِمْ مِنْ قَوْمِهِ الْمَوَدَّةُ»[3]
هر كس خوى نرم دارد، از محبّت دايمى دودمانش برخوردار خواهد بود.
با نرمخويى، توفيق انسان در زندگى توأم با صلح و آرامش بيشتر مىشود؛ زيرا
[1]- همان، ج 4، ص 577
[2]- همان، ج 2، ص 540
[3]- بحارالأنوار، ج 40، ص 163
بازتاب منفى نداشته، موجب همكارى ديگران با انسان نرمخو خواهد بود. گاهى نيز نرمخويى با افراد خشمناك و درشتخو، مايه تحول آنها و در نتيجه خوش رفتارى آنان مىگردد. اين مسأله در محيط خانواده به شكل بارزترى خودنمايى مىكند. بدين جهت نرمخويى در خانواده بهترين روش براى موفّقيت و پرهيز از اختلافات و درگيرى است.
امير مؤمنان على7فرمود:
«لِنْ لِمَنْ غالَظَكَ فَانَّهُ يُوشَكُ أَنْ يَلينَ لَكَ»[1]
در برابر كسى كه با تو درشتى مىكند، نرمخو باش، زيرا زود باشد كه نسبت به تو نرمخويى كند.
البتّه مقصود از نرمخويى، سستى و بىتفاوتى نيست، چرا كه مؤمنان در عين حال كه نرمخو هستند، از سستى و كسالت بدورند و در حالى كه قاطع و جدّى هستند، از خشونت و تندخويى بركنارند. امير مؤمنان7فرمود:
«كُنْ لَيِّناً مِنْ غَيْرِ ضَعْفٍ، شَديداً مِنْ غَيْرِ عُنْفٍ»[2]
نرم باش بدون ضعف، سخت باش بدون خشونت.
* نرمزبانى
مقصود از نرمزبانى اين است كه انسان براى بيان مقاصد خود از سخنان ملايم و گفتار محترمانه استفاده كند و از خشونت و تندى در گفتار بپرهيزد.
نرم زبانى در محيط خانواده، اغلب زمينه درگيرى و ناراحتى را از بين برده، مسائل اختلافى را حل مىنمايد و محبّت و سازگارى را در كانون خانواده حكمفرما مىكند.
امير مؤمنان7فرمود:
«عَوِّدْ لِسانَكَ لينَ الْكَلامِ وَ بَذْلَ السَّلامِ يَكْثُرْ مُحِبُّوكَ وَ يَقِلَّ مَبْغِضُوكَ»[3]
زبانت را به گفتار نرم و سلام دادن عادت بده، تا دوستانت زياد و دشمنانت كم شوند.
[1]- نهجالبلاغه، نامه 31، ص 932
[2]- شرح غرالحكم، ج 4، ص 65
[3]- همان، ص 329
بين اخلاق انسان و گفتار او ارتباط كامل وجود دارد و هرگونه تغيير در اخلاق، تأثير عميقى در شيوه بيان و نوع گفتار او مىگذارد. به عنوان مثال، در گفتار شخص بداخلاق، تندى و خشونت موج مىزند و قسمت زيادى از بدخلقى او از مجراى گفتارش بروز پيدا مىكند. بر عكس، اخلاق نيكو در گفتار نيز تأثير نيكويى خواهد گذاشت و سخن را از لطافت خاصى برخوردار مىسازد. امير مؤمنان7فرمود:
«إِذا حَسُنَ الْخُلْقُ لَطُفَ النُّطْقُ»[1]
هنگامى كه اخلاق نيكو شود، سخن لطيف گردد.
ج- آثار خوشاخلاقى
نقش گشادهرويى، در تأمين سعادت زندگى بسيار عميق و فراگير است و در تمام شؤون خانواده، مثل روابط اخلاقى زن و شوهر و نيز شيوه تربيت فرزندان، اثر مىگذارد.
در اينجا به بيان دو اثر ارزنده آن بسنده مىكنيم.
* ايجاد انس و محبّت
انس و محبّت از نيازهاى ابتدايى و ضرورى كانون خانواده است و زندگى بدون آن دچار نابسامانيهاى فراوان مىشود. انس زن و شوهر نسبت به يكديگر، جز در پرتو خوشاخلاقى و نيك رفتارى حاصل نمىشود. هر كس كه دوستدار محبت و خواهان نفوذ در دل ديگران است، هيچ راهى بهتر از خوش اخلاقى، نخواهد داشت. امير مؤمنان7فرمود:
«عَلَيْكَ بِحُسْنِ الْخُلْقِ فَانَّهُ يُكْسِبُكَ الَمحَبَّةَ»[2]
خوش خلق باش كه برايت محبّت جلب مىكند.
انسان خوشاخلاق همواره با زبانى نرم با ديگران سخن مىگويد، بدين جهت آنان را تحت تأثير قرار داده، محبتشان را به خود جلب مىكند. همان حضرت فرمود:
[1]- همان، ج 3، 143
[2]- همان، ج 4، ص 288
«بِلينِ الْجانِبِ تَأْنِسُ النُفُوسُ»[1]
بر اثر نرمخويى، ديگران با انسان مأنوس مىشوند.
كسى كه همواره با همسرش بداخلاقى و بدرفتارى مىكند و با زبانى تند و خشن با او سخن مىگويد، نبايد انتظار داشته باشد كه همسرش با او مأنوس شده، نسبت به او عواطف و احساسات دوستانهاى ابراز كند. بداخلاقى و خشونت، ارمغانى جز دورى همسران از يكديگر و سركوبى عواطف محبتآميز آنها ندارد. تنها در پرتو خوشاخلاقى با همسر است كه مىتوان انس و محبت را در محيط خانواده به وجود آورده و رشته دوستى را محكم نمود.
* از بين رفتن زمينه اختلافات
خوش اخلاقى يكى از بهترين روشهاى حلّ مشكلات و درگيريهاى خانوادگى است و با آب نيكخويى مىتوان آتش خشونت و كدورت را خاموش ساخت و محيطى آكنده از صفا و دوستى به وجود آورد و زندگى را شيرين نمود؛ بدين جهت امير مؤمنان على7فرمود:
«بِحُسْنِ الْخُلْقِ يَطيبُ الْعَيْشُ»[2]
با خوشاخلاقى زندگى شيرين و نيكو مىشود.
همچنين فرمود:
«مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ»[3]
هر كس اخلاقش نيكو شود، زندگىاش پاكيزه و نيك مىگردد.
3- رفق و مدارا
رفق و مدارا در زندگى خانوادگى، يكى ديگر از وظايف اخلاقى همسران نسبت به يكديگر است، بدين معنا كه همسران در برابر عيوب و كاستيهاى اخلاقى و ناملايمات
[1]- همان، ج 3، ص 217
[2]- همان، ص 218
[3]- همان، ج 5، ص 238
رفتارى و گفتارى يكديگر، تندخو و خشن نباشند و بزرگوارانه از رفتار ناپسند يكديگر چشمپوشى كرده، با صميميت و دوستى رفتار كنند.
البته معناى مداراى با همسر اين نيست كه نسبت به عيوب و رفتار ناپسند او بىاعتنا باشيم، بلكه بدين معناست كه در مورد اصلاح همسر، ظرفيت او را در نظر گرفته، بيش از توانش از او انتظار نداشته باشيم و بطور كلى در مورد ويژگيهاى نامطلوب او رفتارى بزرگوارانه پيشه كنيم. بديهى است كه برخوردهاى صميمى و دوستانه، منشأ خير و بركت و مايه عزّت و آبروى خانوادههاست. پيامبر اكرم6فرمود:
«اذا أَرادَ اللَّهُ بِأَهْلِ بَيْتٍ خَيْراً ادْخَلَ عَلَيْهِمُ الرِّفْقَ»[1]
هرگاه خداوند به خانوادهاى از راه لطف و عنايت بنگرد، رفق و مدارا را به آنان عطا مىكند.
حضرت على7در مورد رعايت حال زنان و سخت نگرفتن بر آنان فرمود:
«انَّ النِّساءَ عِنْدَ الرِّجالِ لا يَمْلِكْنَ لِأَنْفُسِهِنَّ ضَرّاً وَ لا نَفْعاً وَ انَّهُنَّ أَمانَةٌ عِنْدَكُمْ فَلا تُضارُّوهُنَّ وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ»[2]
همانا كه زنان در خانه شوهران اختيار سود و زيان خود را ندارند، آنان در دست شما امانتند، پس برايشان سخت نگيريد و (بلاتكليف) رهايشان نسازيد.
اينك با توجّه به اهمّيت مسأله رفق و مدارا در زندگى خانوادگى، نكاتى را در اين باره بيان مىكنيم:
الف- مداراى زن نسبت به شوهر
زنى كه جوياى محبّت شوهر است و مىخواهد از خرمن پربار زندگى زناشويى، آرامش و سكون، عشق و صميميت، دوستى و آشتى درو كند بايد كمك كار شوهر و مشوّق او در زندگى و كارهاى اجتماعى باشد، در گرفتاريها، رنجها و اضطرابها همراه شوهر و تسلّى دهنده و آرام بخش وى باشد؛ در تنگدستىها مددكارش بوده و حتّى از
[1]- كنز العمّال، ج 3، ص 52
[2]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 251
مال و دارايى شخصى خود براى ايجاد دلگرمى و برطرف كردن كمبودهاى مالى او استفاده كند و چنانچه مال و ثروت خويش را صرف زندگى كرد، با زبان طعنه و كنايه او را نيازارد و بر وى منّت نگذارد. پيامبر اكرم6فرمود:
«ايُّمَا امْرَأَةٍ مَنَّتْ عَلى زَوْجِها بِمالِها، فَتَقُولُ: انَّما تَأْكُلُ انْتَ مِنْ مالى، لَوْ أَنَّها تَصَدَّقَتْ بِذلِكَ الْمالِ فى سَبيلِ اللَّهِ لا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْها الَّا أَنْ يَرْضى عَنْها زَوْجُها»[1]
زنى كه با مال و ثروتش بر شوهر خويش منّت گذارد و بگويد: تو از ثروت من مىخورى، اگر تمام دارايى خود را در راه خدا صدقه دهد، خدا از او نمىپذيرد، مگر آنكه شوهرش از وى راضى شود.
زنى كه شوهرش را به عنوان تنها مرد محبوب پذيرفته است، هيچ چيزى را به اندازه او دوست نمىدارد، از هيچ نوع گذشت و فداكارى دريغ نخواهد كرد و سعى دارد كه احترامش را از بين نبرد و عيب پوش او باشد، با شغل و درآمد او بسازد و در هزينه زندگى، معتدل و وظيفهشناس باشد و با سرزنش، شوهرش را به رقابت و انجام كار طاقت فرسا وادار نكند. رسول گرامى اسلام6فرمود:
«ايُّمَا امْرَأَةٍ لَمْ تَرْفَقْ بِزَوْجِها وَ حَمَلَتْهُ عَلى ما لا يَقْدِرُ عَلَيْهِ وَ ما لا يُطيقُ، لَمْ تُقْبَلْ مِنْها حَسَنَةٌ وَ تَلْقَى اللَّهَ وَ هُوْ عَلَيْها غَضْبانُ»[2]
هر زنى كه با شوهرش رفيق نباشد و مدارا نكند و او را به انجام كارى كه توان و تحمّل آن را ندارد وادار كند، هيچ عمل نيكى از او پذيرفته نمىشود و خداوند روز قيامت با نگاهى غضبآلود به او مىنگرد.
و در سخن ديگر فرمود:
«لا تَحِلُّ لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُكَلِّفَ زَوْجَها فَوْقَ طاقَتِهِ»[3]
[1]- مكارم الأخلاق، حسن بن فضل طبرسى، ص 202، مؤسّسه اعلمى، بيروت
[2]- همان، ص 214
[3]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 242
جايز نيست زن بيش از قدرت و توانايى شوهرش چيزى بر او تحميل كند.
زن بايد با فكر و سليقه، تيزهوشى و ابتكار، تردستى و زيركى، خوش زبانى و خوش رفتارى نظر شوهر را به خود جلب كند و در سختيها، صبور و بردبار باشد و در برابر رنج و زحمت زندگى، جزع و بيتابى نكند و با كژيهاى اخلاقى شوهر، بزرگوارانه برخورد كند. همان حضرت فرمود:
«مَنْ صَبَرَتْ عَلى سُوءِ خُلْقِ زَوْجِها أَعْطاهَا اللَّهُ مِثْلَ ثَوابِ آسِيَةَ بِنْتِ مُزاحِمَ»[1]
هر زنى كه بداخلاقى شوهرش را تحمّل كند، خداوند پاداشى همچون پاداش آسيه[2]دختر
مزاحم به او عطا مىكند.
ب- مداراى شوهر نسبت به زن
زن در اداره زندگى و سر و سامان دادن آن سهم بسزايى دارد. مسائلى از قبيل پخت و پز، نظافت و آراستگى و نگهدارى خانه، تنظيم امور خانوادگى و تربيت فرزندان كارى بس دشوار است و معمولًا زنان اين بار را به دوش مىكشند؛ بدون شك انجام امور ياد شده برخوردارى از حمايت بىدريغ شوهران را مىطلبد.
از طرف ديگر، زن در مواردى از زندگى دچار اضطرابها، نوميديها و بحرانهايى مىشود و از نظر روحى و جسمى ضربه مىبيند. در اين صورت نياز به حمايت جدّى و دلگرمى و مداراى شوهر با وى دارد. شوهر بايد وضعيت او را درك كند و با او خوشرفتارى كند. امير مؤمنان7فرمود:
«انَّ الْمَرْأَةَ رَيْحانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمانَةٍ، فَدارِها عَلى كُلِّ حالٍ وَ احْسِنِ الصُّحْبَةَ لَها فَيَصْفُو عَيْشُكَ»[3]
زن، دسته گل است نه قهرمان، پس در هر صورت با او مدارا كن و با وى معاشرت نيكو داشته
[1]- مكارم الأخلاق، ص 214
[2]- آسيه همسر فرعون بود كه بر خلاف او به حضرت موسى7ايمان آورد و در راه هدف مقدس خود به شهادت رسيد. ر. ك. تحريم( 66)، آيه 11
[3]- مكارم الأخلاق، ص 218
باش كه زندگىات صفا و صميميت پيدا مىكند.
مرد از توان جسمى و روحى بيشتر و تحمّل و سعه صدر افزونترى برخوردار است، از اين رو، مداراى با همسر از طرف وى بيشتر مورد انتظار است. ظرافت روح و لطافت طبع زن اقتضا مىكند كه شوهرش با وى مدارا كند و شخصيت او را زير بار فشار روحى و آزردگيهاى روانى خُرد نكند.
رعايت ظرفيت همسر در زندگى مشترك بسيار مهم است و بايد بطور كامل مورد توجه قرار گيرد. تحكّم و اجحاف بر زن، نه تنها مايه پيشرفت و بهبود زندگى نمىشود، بلكه در روحيه او و ديگر اعضاى خانواده اثر معكوس مىگذارد.
از حقوق اوليه زن اين است كه همسرش با او محترمانه رفتار كند و رفاقت و مداراى با او را در زندگى پيشه خود سازد و به او مهر و محبّت ورزد. در اين صورت زندگى خانوادگى معنا پيدا كرده، سر و سامان مىگيرد. امام صادق7فرمود:
«وَ أَمَّا حَقُّ الزَّوْجَةِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- جَعَلَها لَكَ سَكَناً وَ انْ تَعْلَمَ أَنَّ ذلِكَ نِعْمَةٌ مِنَ اللَّهِ عَلَيْكَ فَتُكْرِمْها وَ تَرْفَقْ بِها وَ انْ كانَ حَقُّكَ عَلَيْها اوْجَبَ، فَانَّ لَها عَلَيْكَ انْ تَرْحَمَها»[1]
حق زن اين است كه بدانى خداوند بزرگ او را مايه آرامش و انس تو قرار داده و اين نعمتى است از جانب خدا پس بايد او را بزرگ دارى و با وى به نرمى و مدارا رفتار كنى، گرچه حق تو بر او واجبتر است، ولى بر توست كه با او مهربان باشى.
رسول خدا6خود نمونه بارز و الگوى نيكوى مداراى با همسر بود. آن حضرت به همسران خود حق اظهار نظر مىداد و از خشونت و تندى به آنها پرهيز مىكرد، بحدّى كه بعضى از همسران ايشان، در زندگى خانوادگى به خود جرأت مىدادند با پيامبر6مخالفت كنند. روزى بين آن حضرت و يكى از همسرانش بر سر موضوعى اختلاف نظر به وجود آمد، پيامبر6پدر او را به عنوان داور بين خودشان برگزيد و به همسرش فرمود: تو سخن مىگويى يا من بگويم؟ او گفت: تو بگو، امّا چيزى جز حق مگو. پدر از
[1]- بحارالأنوار، ج 71، ص 5