بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 92

بين اخلاق انسان و گفتار او ارتباط كامل وجود دارد و هرگونه تغيير در اخلاق، تأثير عميقى در شيوه بيان و نوع گفتار او مى‌گذارد. به عنوان مثال، در گفتار شخص بداخلاق، تندى و خشونت موج مى‌زند و قسمت زيادى از بدخلقى او از مجراى گفتارش بروز پيدا مى‌كند. بر عكس، اخلاق نيكو در گفتار نيز تأثير نيكويى خواهد گذاشت و سخن را از لطافت خاصى برخوردار مى‌سازد. امير مؤمنان7فرمود:

«إِذا حَسُنَ الْخُلْقُ لَطُفَ النُّطْقُ»[1]

هنگامى كه اخلاق نيكو شود، سخن لطيف گردد.

ج- آثار خوش‌اخلاقى‌

نقش گشاده‌رويى، در تأمين سعادت زندگى بسيار عميق و فراگير است و در تمام شؤون خانواده، مثل روابط اخلاقى زن و شوهر و نيز شيوه تربيت فرزندان، اثر مى‌گذارد.

در اينجا به بيان دو اثر ارزنده آن بسنده مى‌كنيم.

* ايجاد انس و محبّت‌

انس و محبّت از نيازهاى ابتدايى و ضرورى كانون خانواده است و زندگى بدون آن دچار نابسامانيهاى فراوان مى‌شود. انس زن و شوهر نسبت به يكديگر، جز در پرتو خوش‌اخلاقى و نيك رفتارى حاصل نمى‌شود. هر كس كه دوستدار محبت و خواهان نفوذ در دل ديگران است، هيچ راهى بهتر از خوش اخلاقى، نخواهد داشت. امير مؤمنان7فرمود:

«عَلَيْكَ بِحُسْنِ الْخُلْقِ فَانَّهُ يُكْسِبُكَ الَمحَبَّةَ»[2]

خوش خلق باش كه برايت محبّت جلب مى‌كند.

انسان خوش‌اخلاق همواره با زبانى نرم با ديگران سخن مى‌گويد، بدين جهت آنان را تحت تأثير قرار داده، محبتشان را به خود جلب مى‌كند. همان حضرت فرمود:

[1]- همان، ج 3، 143

[2]- همان، ج 4، ص 288


صفحه 93

«بِلينِ الْجانِبِ تَأْنِسُ النُفُوسُ»[1]

بر اثر نرمخويى، ديگران با انسان مأنوس مى‌شوند.

كسى كه همواره با همسرش بداخلاقى و بدرفتارى مى‌كند و با زبانى تند و خشن با او سخن مى‌گويد، نبايد انتظار داشته باشد كه همسرش با او مأنوس شده، نسبت به او عواطف و احساسات دوستانه‌اى ابراز كند. بداخلاقى و خشونت، ارمغانى جز دورى همسران از يكديگر و سركوبى عواطف محبت‌آميز آنها ندارد. تنها در پرتو خوش‌اخلاقى با همسر است كه مى‌توان انس و محبت را در محيط خانواده به وجود آورده و رشته دوستى را محكم نمود.

* از بين رفتن زمينه اختلافات‌

خوش اخلاقى يكى از بهترين روشهاى حلّ مشكلات و درگيريهاى خانوادگى است و با آب نيكخويى مى‌توان آتش خشونت و كدورت را خاموش ساخت و محيطى آكنده از صفا و دوستى به وجود آورد و زندگى را شيرين نمود؛ بدين جهت امير مؤمنان على7فرمود:

«بِحُسْنِ الْخُلْقِ يَطيبُ الْعَيْشُ»[2]

با خوش‌اخلاقى زندگى شيرين و نيكو مى‌شود.

همچنين فرمود:

«مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ»[3]

هر كس اخلاقش نيكو شود، زندگى‌اش پاكيزه و نيك مى‌گردد.

3- رفق و مدارا

رفق و مدارا در زندگى خانوادگى، يكى ديگر از وظايف اخلاقى همسران نسبت به يكديگر است، بدين معنا كه همسران در برابر عيوب و كاستيهاى اخلاقى و ناملايمات‌

[1]- همان، ج 3، ص 217

[2]- همان، ص 218

[3]- همان، ج 5، ص 238


صفحه 94

رفتارى و گفتارى يكديگر، تندخو و خشن نباشند و بزرگوارانه از رفتار ناپسند يكديگر چشم‌پوشى كرده، با صميميت و دوستى رفتار كنند.

البته معناى مداراى با همسر اين نيست كه نسبت به عيوب و رفتار ناپسند او بى‌اعتنا باشيم، بلكه بدين معناست كه در مورد اصلاح همسر، ظرفيت او را در نظر گرفته، بيش از توانش از او انتظار نداشته باشيم و بطور كلى در مورد ويژگيهاى نامطلوب او رفتارى بزرگوارانه پيشه كنيم. بديهى است كه برخوردهاى صميمى و دوستانه، منشأ خير و بركت و مايه عزّت و آبروى خانواده‌هاست. پيامبر اكرم6فرمود:

«اذا أَرادَ اللَّهُ بِأَهْلِ بَيْتٍ خَيْراً ادْخَلَ عَلَيْهِمُ الرِّفْقَ»[1]

هرگاه خداوند به خانواده‌اى از راه لطف و عنايت بنگرد، رفق و مدارا را به آنان عطا مى‌كند.

حضرت على7در مورد رعايت حال زنان و سخت نگرفتن بر آنان فرمود:

«انَّ النِّساءَ عِنْدَ الرِّجالِ لا يَمْلِكْنَ لِأَنْفُسِهِنَّ ضَرّاً وَ لا نَفْعاً وَ انَّهُنَّ أَمانَةٌ عِنْدَكُمْ فَلا تُضارُّوهُنَّ وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ»[2]

همانا كه زنان در خانه شوهران اختيار سود و زيان خود را ندارند، آنان در دست شما امانتند، پس برايشان سخت نگيريد و (بلاتكليف) رهايشان نسازيد.

اينك با توجّه به اهمّيت مسأله رفق و مدارا در زندگى خانوادگى، نكاتى را در اين باره بيان مى‌كنيم:

الف- مداراى زن نسبت به شوهر

زنى كه جوياى محبّت شوهر است و مى‌خواهد از خرمن پربار زندگى زناشويى، آرامش و سكون، عشق و صميميت، دوستى و آشتى درو كند بايد كمك كار شوهر و مشوّق او در زندگى و كارهاى اجتماعى باشد، در گرفتاريها، رنجها و اضطرابها همراه شوهر و تسلّى دهنده و آرام بخش وى باشد؛ در تنگدستى‌ها مددكارش بوده و حتّى از

[1]- كنز العمّال، ج 3، ص 52

[2]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 251


صفحه 95

مال و دارايى شخصى خود براى ايجاد دلگرمى و برطرف كردن كمبودهاى مالى او استفاده كند و چنانچه مال و ثروت خويش را صرف زندگى كرد، با زبان طعنه و كنايه او را نيازارد و بر وى منّت نگذارد. پيامبر اكرم6فرمود:

«ايُّمَا امْرَأَةٍ مَنَّتْ عَلى‌ زَوْجِها بِمالِها، فَتَقُولُ: انَّما تَأْكُلُ انْتَ مِنْ مالى‌، لَوْ أَنَّها تَصَدَّقَتْ بِذلِكَ الْمالِ فى‌ سَبيلِ اللَّهِ لا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْها الَّا أَنْ يَرْضى‌ عَنْها زَوْجُها»[1]

زنى كه با مال و ثروتش بر شوهر خويش منّت گذارد و بگويد: تو از ثروت من مى‌خورى، اگر تمام دارايى خود را در راه خدا صدقه دهد، خدا از او نمى‌پذيرد، مگر آنكه شوهرش از وى راضى شود.

زنى كه شوهرش را به عنوان تنها مرد محبوب پذيرفته است، هيچ چيزى را به اندازه او دوست نمى‌دارد، از هيچ نوع گذشت و فداكارى دريغ نخواهد كرد و سعى دارد كه احترامش را از بين نبرد و عيب پوش او باشد، با شغل و درآمد او بسازد و در هزينه زندگى، معتدل و وظيفه‌شناس باشد و با سرزنش، شوهرش را به رقابت و انجام كار طاقت فرسا وادار نكند. رسول گرامى اسلام6فرمود:

«ايُّمَا امْرَأَةٍ لَمْ تَرْفَقْ بِزَوْجِها وَ حَمَلَتْهُ عَلى‌ ما لا يَقْدِرُ عَلَيْهِ وَ ما لا يُطيقُ، لَمْ تُقْبَلْ مِنْها حَسَنَةٌ وَ تَلْقَى اللَّهَ وَ هُوْ عَلَيْها غَضْبانُ»[2]

هر زنى كه با شوهرش رفيق نباشد و مدارا نكند و او را به انجام كارى كه توان و تحمّل آن را ندارد وادار كند، هيچ عمل نيكى از او پذيرفته نمى‌شود و خداوند روز قيامت با نگاهى غضب‌آلود به او مى‌نگرد.

و در سخن ديگر فرمود:

«لا تَحِلُّ لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُكَلِّفَ زَوْجَها فَوْقَ طاقَتِهِ»[3]

[1]- مكارم الأخلاق، حسن بن فضل طبرسى، ص 202، مؤسّسه اعلمى، بيروت

[2]- همان، ص 214

[3]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 242


صفحه 96

جايز نيست زن بيش از قدرت و توانايى شوهرش چيزى بر او تحميل كند.

زن بايد با فكر و سليقه، تيزهوشى و ابتكار، تردستى و زيركى، خوش زبانى و خوش رفتارى نظر شوهر را به خود جلب كند و در سختيها، صبور و بردبار باشد و در برابر رنج و زحمت زندگى، جزع و بيتابى نكند و با كژيهاى اخلاقى شوهر، بزرگوارانه برخورد كند. همان حضرت فرمود:

«مَنْ صَبَرَتْ عَلى‌ سُوءِ خُلْقِ زَوْجِها أَعْطاهَا اللَّهُ مِثْلَ ثَوابِ آسِيَةَ بِنْتِ مُزاحِمَ»[1]

هر زنى كه بداخلاقى شوهرش را تحمّل كند، خداوند پاداشى همچون پاداش آسيه‌[2]دختر

مزاحم به او عطا مى‌كند.

ب- مداراى شوهر نسبت به زن‌

زن در اداره زندگى و سر و سامان دادن آن سهم بسزايى دارد. مسائلى از قبيل پخت و پز، نظافت و آراستگى و نگهدارى خانه، تنظيم امور خانوادگى و تربيت فرزندان كارى بس دشوار است و معمولًا زنان اين بار را به دوش مى‌كشند؛ بدون شك انجام امور ياد شده برخوردارى از حمايت بى‌دريغ شوهران را مى‌طلبد.

از طرف ديگر، زن در مواردى از زندگى دچار اضطرابها، نوميديها و بحرانهايى مى‌شود و از نظر روحى و جسمى ضربه مى‌بيند. در اين صورت نياز به حمايت جدّى و دلگرمى و مداراى شوهر با وى دارد. شوهر بايد وضعيت او را درك كند و با او خوشرفتارى كند. امير مؤمنان7فرمود:

«انَّ الْمَرْأَةَ رَيْحانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمانَةٍ، فَدارِها عَلى‌ كُلِّ حالٍ وَ احْسِنِ الصُّحْبَةَ لَها فَيَصْفُو عَيْشُكَ»[3]

زن، دسته گل است نه قهرمان، پس در هر صورت با او مدارا كن و با وى معاشرت نيكو داشته‌

[1]- مكارم الأخلاق، ص 214

[2]- آسيه همسر فرعون بود كه بر خلاف او به حضرت موسى7ايمان آورد و در راه هدف مقدس خود به شهادت رسيد. ر. ك. تحريم( 66)، آيه 11

[3]- مكارم الأخلاق، ص 218


صفحه 97

باش كه زندگى‌ات صفا و صميميت پيدا مى‌كند.

مرد از توان جسمى و روحى بيشتر و تحمّل و سعه صدر افزونترى برخوردار است، از اين رو، مداراى با همسر از طرف وى بيشتر مورد انتظار است. ظرافت روح و لطافت طبع زن اقتضا مى‌كند كه شوهرش با وى مدارا كند و شخصيت او را زير بار فشار روحى و آزردگيهاى روانى خُرد نكند.

رعايت ظرفيت همسر در زندگى مشترك بسيار مهم است و بايد بطور كامل مورد توجه قرار گيرد. تحكّم و اجحاف بر زن، نه تنها مايه پيشرفت و بهبود زندگى نمى‌شود، بلكه در روحيه او و ديگر اعضاى خانواده اثر معكوس مى‌گذارد.

از حقوق اوليه زن اين است كه همسرش با او محترمانه رفتار كند و رفاقت و مداراى با او را در زندگى پيشه خود سازد و به او مهر و محبّت ورزد. در اين صورت زندگى خانوادگى معنا پيدا كرده، سر و سامان مى‌گيرد. امام صادق7فرمود:

«وَ أَمَّا حَقُّ الزَّوْجَةِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- جَعَلَها لَكَ سَكَناً وَ انْ تَعْلَمَ أَنَّ ذلِكَ نِعْمَةٌ مِنَ اللَّهِ عَلَيْكَ فَتُكْرِمْها وَ تَرْفَقْ بِها وَ انْ كانَ حَقُّكَ عَلَيْها اوْجَبَ، فَانَّ لَها عَلَيْكَ انْ تَرْحَمَها»[1]

حق زن اين است كه بدانى خداوند بزرگ او را مايه آرامش و انس تو قرار داده و اين نعمتى است از جانب خدا پس بايد او را بزرگ دارى و با وى به نرمى و مدارا رفتار كنى، گرچه حق تو بر او واجبتر است، ولى بر توست كه با او مهربان باشى.

رسول خدا6خود نمونه بارز و الگوى نيكوى مداراى با همسر بود. آن حضرت به همسران خود حق اظهار نظر مى‌داد و از خشونت و تندى به آنها پرهيز مى‌كرد، بحدّى كه بعضى از همسران ايشان، در زندگى خانوادگى به خود جرأت مى‌دادند با پيامبر6مخالفت كنند. روزى بين آن حضرت و يكى از همسرانش بر سر موضوعى اختلاف نظر به وجود آمد، پيامبر6پدر او را به عنوان داور بين خودشان برگزيد و به همسرش فرمود: تو سخن مى‌گويى يا من بگويم؟ او گفت: تو بگو، امّا چيزى جز حق مگو. پدر از

[1]- بحارالأنوار، ج 71، ص 5


صفحه 98

سخن دخترش چنان برآشفت كه بر صورت او سيلى نواخت و دهانش را خونين كرد و گفت: اى دشمن خويش! آيا رسول خدا6غير از حق سخن مى‌گويد؟! آن زن از خشونت پدر به پيامبر6پناه برد و پشت سر آن حضرت نشست. رسول خدا6به پدر آن بانو فرمود:

ما تو را براى چنين كارى دعوت نكرده و اين (واكنش) را از تو نخواسته بوديم.[1]

ج- آثار مدارا

نقش سازنده رفق و مدارا در خانواده را مى‌توان تحت دو عنوان زير مطرح كرد:

* سلامت خانواده‌

زندگى پر از ناگواريهايى است كه انسان با آن رو به رو مى‌شود. اگر انسان بنا را بر مدارا كردن با مردم نگذارد و در مشكلات و ناهمواريها، با ديگران به تندى و خشونت رفتار كند، هم به اعتبار اجتماعى و هم به سلامت دينى و اخلاقى خود لطمه خواهد زد.

امير مؤمنان7فرمود:

«سَلامَةُ الدّينِ وَالدُّنْيا فى‌ مُداراةِ النَّاسِ»[2]

سلامت دين و دنيا در مداراى با مردم است.

در زندگى خانوادگى اگر رفق و مدارا نباشد، تندى و خشونت سراسر زندگى را فراخواهد گرفت، چرا كه در طول زندگى مشترك، موارد فراوانى يافت مى‌شود كه رفتار و گفتار همسر، مطابق ميل انسان نيست و در صورت عدم مداراى با همسر، هر يك از اين موارد مى‌تواند زمينه‌اى براى بروز خشونت و درگيرى ميان زن و شوهر باشد، در حالى كه با رفق و مدارا مى‌توان بسيارى از اختلافات را حل كرده، آرامش و صميميت را در محيط خانه حاكم ساخت. امير مؤمنان7فرمود:

«سَلامَةُ الْعَيْشِ فى‌ مُداراةِ النَّاسِ»[3]

[1]- محجّة البيضاء، فيض كاشانى، ج 3، ص 97

[2]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 140

[3]- همان، ص 139


صفحه 99

سلامت زندگى در مداراى با مردم است.

* صميميّت و دوستى‌

شخصيّت اخلاقى انسان در طول زمان شكل مى‌گيرد، بنا بر اين، تغيير اخلاق منفى او نيز محتاج فرصت است و نمى‌توان انتظار داشت كه با يك نصيحت و موعظه، تحوّلى عميق در اخلاق همسر ايجاد شود؛ گذشته از اينكه بعضى از حالات و صفات اخلاقى، به علل وراثتى و ويژگيهاى جسمى و روحى، گاه غير قابل تغيير مى‌نمايد. بدين خاطر، بهترين راه براى بهره‌مندى از زندگى مشترك، مدارا كردن با خلق و خوى ناپسند همسر است. پافشارى نابجا براى تغيير اخلاق همسر، چه بسا وضعيت روحى و اخلاقى او را وخيمتر گرداند. اين نكته در مورد زنان، بيشتر صدق مى‌كند و ظرافت روحى آنان، لطافت خاصى را در برخورد با آنها مى‌طلبد و در صورت عدم رعايت اين نكته و وارد ساختن فشار روحى بيش از حد بر زن، ممكن است او را چون فنر به واكنش تخريبى شديدى وادار سازد كه اولين قربانى آن، سلامت روانى زن و در پى آن سعادت خانواده خواهد بود.

امام صادق7فرمود: حضرت ابراهيم7از بداخلاقى همسرش «ساره» به پيشگاه خدا شكوه كرد. خداوند به او وحى كرد:

«انَّما مَثَلُ الْمَرْأَةِ مَثَلُ الضِّلْعِ الْمُعْوَجِ انْ اقَمْتَهُ كَسَرْتَهُ وَ انْ تَرَكْتَهُ اسْتَمْتَعْتَ بِهِ، اصْبِرْ عَلَيْها»[1]

بدرستى كه مثل زن مانند استخوان كجى است اگر بخواهى راستش كنى، آن را خواهى شكست و اگر آن را به حال خود بگذارى از آن بهره‌مند خواهى شد، (پس) با اخلاق همسرت صبر و مدارا كن.

امير مؤمنان7صميميت و دوستى را از آثار رفق دانسته، فرمود:

[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 124