بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 235

عدم پذيرش او را بعد از عذر خواهى مجرم، زشت و ناپسند مى‌دانند، و اين كار مسلّماً بر خداوند روا نيست.

ممكن است در اين جا نظر سومى را پذيرفت، و آن اين كه لزوم قبول توبه، امر عقلايى است، يعنى اگر چه عقل، پذيرش توبه و عذر خواهى را واجب و لازم نمى‌شمرد ولى بناى عقلاى جهان بر اين است كه اگر كسى كار خلافى انجام داد، و بعد در مقام عذر خواهى برآمد، و تمام آثار سوء عمل خود را جبران نمود، به گونه‌اى كه گويى هيچ چيز از ميان نرفته است، اگر حيثيت كسى از دست رفته بود، اعاده حيثيت نمود، و اگر حقوقى پايمال شده بود، حق را بطور كامل جبران كرد، و اگر طرف قلباً ناراحت شده بود، ناراحتى او را از طرق مختلفى از ميان برد؛ در چنين شرايطى، بناى تمام عقلاى جهان بر اين است كه عذر و توبه را مى‌پذيرند، و اگر كسى نپذيرد، او را كينه‌توز و خارج از موازين انسانيّت و اخلاق مى‌شمرند.

بى شك خداوند قادر متعال و بى نياز از هر كس و هر چيز، سزاوارتر است كه در اين گونه موارد، توبه و عذر خواهى توبه كاران را بپذيرد و از مجازات آنها صرف نظر كند.

بلكه ممكن است پا را از اين فراتر گذاشت، و وجوب قبول توبه را عقلى شمرد و آن را متّكى بر «قاعده قبح نقض غرض» دانست.

توضيح اين كه: مى‌دانيم خداوند از عبادات و اطاعت بندگان بى‌نياز است و تكاليف الهى الطاف او براى تكامل و تربيت بندگان است؛ نماز و روزه و ساير عبادات، روح و جان ما را پرورش مى‌دهد و روز به روز به خدا نزديكتر مى‌سازد؛ ساير واجبات و محرّمات هر كدام به نحوى در تكامل ما تأثير دارد.

در باره حج مى‌خوانيم:

«لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ»؛

مردم مأمور به زيارت خانه خدا هستند تا از منافع مادّى و معنوى آن بهره‌مند شوند»[1]

در آيات ديگر قرآن، نماز، سبب نهى از فحشاء و منكر[2]و روزه سبب تقوا[3]و زكات مايه پاكى فرد و جامعه از رذائل اخلاقى و انحرافات شمرده شده است.[4]

[1]. سوره حجّ، آيه 28

[2]. سوره عنكبوت، آيه 45

[3]. سوره بقره، آيه 183

[4]. سوره توبه، آيه 103


صفحه 236

در روايات اسلامى نيز ايمان مايه پاكى از شرك، و نماز سبب پيراستن انسان از كبر ...

و حج مايه وحدت مسلمين، و جهاد سبب عزّت اسلام، و .... شمرده شده است.[1]

به اين ترتيب، همه تكاليف الهى اسباب سعادت انسان و حلقه‌هاى تكامل او محسوب مى‌شوند، همان سعادت و تكاملى كه هدف اصلى آفرينش انسان و رسيدن به مقام عبوديّت و قرب به خداست‌

(وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ الَّا لِيَعْبُدُونَ)[2]

بى شك وجوب توبه و قبول آن يكى از اين حلقه‌هاى تكامل است چرا كه انسان به هرحال معصوم‌نيست و خطاهايى از اوسر مى‌زند، اگر راه بازگشت را به روى او نگشايند، به‌يقين ازتكامل بازمى‌ماند ولى‌اگر به‌او اعلام شود كه اگر خطايى از تو سرزد به‌سوى خدا باز گرد، و تمام آنچه را درگذشته ضايع كردى جبران نما، خداوند توبه تو را مى‌پذيرد؛ چنين كسى به سعادت و تكامل نزديكتر، و از انحراف و خطا دورتر خواهد بود.

نتيجه اين كه: عدم پذيرش توبه، سبب نقض غرض مى‌شود، چون هدف از تكاليف و طاعات، تربيت و تكامل انسان بوده، و عدم پذيرش توبه به اين كار ضربه مى‌زند، و خداوند حكيم هرگز نقض غرض نمى‌نمايد. كوتاه سخن اين كه: توبه داراى فلسفه‌اى است كه با تكامل انسان ارتباط نزديك دارد؛ اگر درهاى توبه بسته شود، انگيزه تكامل از بين مى‌رود؛ بلكه انسان به عقب بر مى‌گردد، چرا كه تصوّر مى‌كند راه نجاتى براى او نيست و در اين صورت چه دليلى دارد كه گناهان ديگر را ترك كند؛ و درست به همين دليل، تمام مربيان بشرى خواه آنها كه پايبند به اديان الهى هستند و آنها كه پايبند نيستند، راه توبه و بازگشت را به روى افراد مورد تربيت باز مى‌گذارند تا شعله انگيزه اصلاح و جبران و حركت به سوى كمال در آنها خاموش نگردد.

و به اين ترتيب، قبول توبه توأم با شرايط نه تنها به حكم آيات و روايات، ثابت و مسلّم است بلكه به حكم عقلا و عقل، نيز امرى ثابت و غير قابل انكار مى‌باشد.

[1]. نهج البلاغه، كلمات قصار، اقتباس از جمله 252

[2]. سوره ذاريات، آيه 56


صفحه 237

6- تبعيض در توبه‌

آيا ممكن است انسان از بعضى از گناهان توبه كند در حالى كه مرتكب گناهان ديگرى مى‌شود؛ مثلًا، شخصى است كه هم مرتكب نوشيدن شراب و هم غيبت مردم مى‌شود، تصميم گرفته است، نوشيدن شراب را براى هميشه ترك كند در حالى كه در مورد غيبت چنين تصميمى را نگرفته است.

گاه گفته مى‌شود كه توبه بايد جنبه عمومى و همگانى داشته باشد و از تمام گناهان توبه كند، زيرا همه آنها بازگشت به مخالفت با پروردگار مى‌كند، و شكستن حريم مولاى حقيقى؛ كسى كه از اين كار پشيمان باشد، بايد هر گناهى را ترك كند نه اين كه از گناهى توبه كند و گناهى ديگر را مرتكب شود و بر آن اصرار ورزد.

ولى حق آن است كه تبعيض در توبه مانعى ندارد (بعضى از بزرگان علم اخلاق مانند مرحوم «نراقى» در «معراج السّعاده» نيز به اين معنى تصريح كرده است و از قول پدرش نيز آن را نقل نموده).

زيرا ممكن است انسان از گناهى بيشتر بترسد و از عواقب شوم آن آگاهتر باشد، يا در پيشگاه خداوند قبيحتر و مجازاتش شديدتر باشد؛ و به همين جهت، از آن گناه توبه كند در حالى كه مرتكب گناهان ديگرى كه قبحش كمتر يا مجازاتش خفيفتر يا آگاهى او نسبت به مفاسد و زيانهايش كمتر است مى‌شود.

توبه اكثر توبه كنندگان نيز همين گونه است، غالباً از گناهان خاصّى توبه مى‌كنند، در حالى كه ممكن است گناه ديگرى را انجام دهند و هرگز شنيده نشده كه پيامبر صلى الله عليه و آله يا امامى از امامان عليهم السلام يا عالمى از علماى اسلام اين گونه توبه‌ها را بى‌اعتبار بشمرد، و تأكيد كند كه بايد توبه از همه گناهان باشد.

در آيات متعدّدى از قرآن مجيد نيز اشارات روشنى به اين معنى يعنى تبعيض در توبه ديده مى‌شود.

مثلًا، در مورد ربا خواران مى‌خوانيم كه مى‌فرمايد:«وَ انْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُئُوسُ امْوالِكُمْ؛اگر توبه كنيد (توبه شما پذيرفته مى‌شود و) سرمايه‌هاى شما از آن شماست.(سوره بقره، آيه 279)

و در مورد افرادى كه بعد از ايمان مرتد شوند، مى‌فرمايد:

«اولئِكَ جَزائُهُمْ انَّ عَلَيْهِمْ‌


صفحه 238

لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلائِكةِ وَ النَّاسِ اجْمَعيْنَ ... الَّا الَّذينَ تابُوْا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ اصْلَحُوْا فَانَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ؛كيفر آنها اين است كه لعن خداوند و فرشتگان و مردم، همگى بر آنها است ...

مگر كسانى كه پس از آن توبه كنند، و اصلاح نمايند، خداوند آمرزنده و بخشنده است.»(سوره آل عمران، آيات 87 و 89).

و در مورد محاربين و كسانى كه باعث تباهى جامعه مى‌شوند بعد از ذكر مجازات شديد آنها مى‌فرمايد:«الَّا الَّذينَ تابُوْا مِنْ قَبْلِ انْ تَقْدِرُوْا عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُوْا انَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ؛مگر كسانى كه پيش از دست يافتن شما به آنان توبه كنند، پس بدانيد (خدا توبه آنها را مى‌پذيرد) خداوند آمرزنده و مهربان است.»(سوره مائده، آيه 34).

و در مورد كسانى كه مرتكب عمل شنيع منافى عفت مى‌شوند، بعد از ذكر مجازات آنها، مى‌فرمايد:«فَانْ تابا وَ اصْلَحا فَاعْرِضُوْا عَنْهُما انَّ اللَّهَ كانَ تَوَّاباً رَحيماً؛و اگر توبه كنند و اصلاح نمايند، از آنها در گذريد، زيرا خداوند توبه پذير و مهربان است.»(سوره نساء، آيه 16).

و در جاى ديگر بعد از اشاره به گناهانى همچون شرك، قتل نفس و زنا، و بيان مجازات سنگين آنها، مى‌فرمايد:«الَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَاولئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ؛مگر كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند كه خداوند گناهان آنان را مبدّل به حسنات مى‌كند.»(سوره فرقان، آيه 70)

گرچه قسمتى از اين آيات درباره مجازاتهاى دنيوى و بخشودگى آنها به وسيله توبه است، ولى پيداست كه از اين نظر تفاوتى وجود ندارد؛ اگر توبه در مجازاتهاى دنيوى قبول شود، به يقين در مورد مجازاتهاى اخروى نيز پذيرفته خواهد شد.

كوتاه سخن اين كه: جدا سازى گناهان در توبه به خاطر جهات مختلف (تفاوت ميزان آگاهيها، تفاوت انگيزه‌ها و تفاوت قبح و زشتى گناهان) مانعى ندارد، ولى بى شك توبه كامل توبه‌اى است كه از همه گناهان صورت گيرد و تبعيضى در آن وجود نداشته باشد.

7- دوام توبه‌

توبه بايد پابرجا و دائم بوده باشد؛ از يك سو، هرزمان خطايى از انسان بر اثر وسوسه‌هاى «نفس اماره» سربزند، بايد بلافاصله به سراغ توبه رود، و در مرحله‌


صفحه 239

«نفس لوامه» در آيد تا زمانى كه به مرحله «نفس مطمئنه» رسد و ريشه‌هاى وسوسه‌ها از بيخ كنده شود.

واز سوى ديگر، از هر گناهى توبه مى‌كند بايد كمال مراقبت را به خرج دهد كه آن توبه را نشكند و بر تعهّد خود در پيشگاه خدا نسبت به ترك آينده باقى بماند. و به تعبير ديگر، اگر بعد از توبه از گناه هنوز انگيزه‌هاى آن در اعماق دل و جان او باقى مانده بايد با آن به مبارزه برخيزد و جهاد با نفس را جزء برنامه خويش قرار دهد و به اين ترتيب هم در صفّ تائبان باشد و هم در صفّ مجاهدان.

بعضى از علماى اخلاق بحث بى‌نتيجه يا كم نتيجه‌اى را در اينجا دنبال كرده‌اند كه آيا مقام توبه كارِ جهاد كننده در برابر ريشه‌هاى گناه افضل است يا توبه كارى كه ريشه‌هاى گناه را از سرزمين قلب خويش بر انداخته است.[1]

اين مهم‌نيست كه‌كداميك ازآن دوافضلند، مهم آن است كه توبه كننده چه دستوراتى را بايد به‌كار بندد كه به گناه گذشته بازگشت نكند؛ براى اين امر رعايت امورى لازم است:

1- جدا شدن از محيط گناه و عدم شركت در مجالس معصيت، چرا كه توبه كار در آغاز امر آسيب پذير است و مانند بيمارى است كه تازه از بستر برخاسته، و اگر با پاى خود به مناطق آلوده به ميكربهاى بيمارى زا رود، احتمال آلودگى مجدّد او به بيمارى فراوان است؛ همچون معتادى است كه ترك اعتياد به مواد مخدّر نموده ولى هرگاه به مناطق آلوده برگردد، بسرعت آلوده مى‌شود.

2- بايد در دوستان و معاشران خود تجديد نظر كند؛ هرگاه در گذشته كسانى بوده‌اند كه او را تشويق به گناه مى‌كردند، از آنها شديداً فاصله گيرد.

3- هر زمان وسوسه‌ها و انگيزه‌هاى آن گناه در او پيدا مى‌شود، به ذكر خدا روى آورد، چرا كه: «ذكر خدا مايه آرامش دلها است؛الا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»(سوره رعد، آيه 28).

4- همواره درباره آثار زيانبار گناهى كه آن را ترك گفته بينديشد و آن آثار را

[1]. محجّة البيضاء، جلد 7، صفحه 75


صفحه 240

نصب العين خود قرار دهد، مبادا بر اثر غفلت از آن و فراموش كردن اثرات مرگبار آن گناه، بار ديگر انگيزه‌ها در او رشد كند، و وسوسه‌ها از هر سو به قلب او هجوم آورد.

5- در داستانهاى پيشينيان و كسانى كه بر اثر گناهان مختلف گرفتار مصائب دردناكى شدند، بينديشد، و سرگذشت آنها را از نظر بگذراند، حتّى در حالات انبياء و پيامبران معصومى كه گاه گرفتار لغزش ترك اولى‌ شدند، مطالعه كند؛ مثلًا، ببيند كه چه امرى سبب شد آدم با آن مقام والايش از بهشت رانده شود، يا حضرت يونس مورد خشم قرار گيرد، و به زندان شكم ماهى فرستاده شود يا بر اثر چه عواملى يعقوب، پيامبر بزرگ خدا، به درد جا نفرساى فراق فرزند سالها گرفتار آيد.

مطالعه‌اين‌امور بى‌شك وسوسه‌هاى گناه‌را كم‌مى‌كند، و به‌توبه دوام‌وثبات مى‌بخشد.

6- به عقوبتها و مجازاتهايى كه بر يكايك از گناهان وعده داده شده بينديشد، و اين احتمال را از نظر دور ندارد كه تكرار گناه بعد از توبه ممكن است مجازات شديدترى داشته باشد.

و نيز به الطاف و عنايات الهيّه كه در انتظار توبه كاران است و شامل حال او شده است توجّه كند و دائماً به خود تلقين نمايد بكوش، اين عنايات و الطاف را حفظ كن، و اين مقام والايى كه خداوند نصيب تو كرده است به آسانى از دست مده!

7- بايد وقت شبانه روزى خود را با برنامه‌هاى صحيح پركند، برنامه تلاش براى زندگى آبرومند، برنامه عبادت و بندگى خدا و برنامه سرگرمى‌هاى سالم؛ زيرا بى‌كارى و خالى ماندن اوقات از برنامه، بلاى عظيمى است كه زمينه را براى وسوسه‌هاى بازگشت به گناه فراهم مى‌سازد.

از دانشمندى پرسيدند كه تفسير حديث‌

الْتَّائِبُ حَبيبُ اللَّهِ‌

(توبه كننده دوست خداست) چيست؟[1]گفت: منظور كسى است كه مصداق اين آيه شريفه باشد:

«التَّائِبُونَ‌

الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُوْنَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ؛

(مؤمنان) توبه كنندگان، عبادتكاران، حمد

[1]. محجّة البيضاء، جلد 7، صحفه 187


صفحه 241

خدا گويان، سياحت كنندگان (كه پيوسته در ميان كانونهاى اطاعت خدا رفت و آمد دارند) ركوع كنندگان، ساجدان، آمران به معروف، نهى كنندگان از منكر و حافظان حدود الهى (هستند) و بشارت ده (اين چنين) مؤمنان را!»[1]

8- مراتب توبه‌

علماى اخلاق براى توبه و توبه كاران درجات و مراتب مختلفى ذكر كرده‌اند.

از يك نظر توبه كاران را مى‌توان به چهار گروه تقسيم كرد:

گروه اوّل كسانى هستند كه از گناهان خويش توبه مى‌كنند ولى بعد از مدّتى توبه را مى‌شكنند و به گناه باز مى‌گردند بى آن كه تأسّف و ندامتى از كار خويش داشته باشند، اينها در واقع در مرحله نفس امّاره قرار دارند و عاقبت و سرانجام آنها كاملًا مبهم و پر مخاطره است، چرا كه ممكن است يكى از مراحل توبه و بازگشت به سوى خدا مقارن با پايان عمر آنها باشد و به اصطلاح عاقبت آنها به خير شود، ولى اى بسا پايان عمر آنها با يكى از زمانهاى توبه شكنى همراه گردد، و پايانى اسف انگيز و عاقبتى دردناك داشته باشند، و به اصطلاح «عاقبت به شرّ» از دنيا بروند.

گروه دوم كسانى هستند كه از گناهان خود توبه مى‌كنند، و راه طاعت و بندگى حق را ادامه مى‌دهند، ولى گاه شهوات در مورد بعضى از گناهان بر آنها غالب مى‌شود و توبه را مى‌شكنند چون هنوز توان كافى در برابر شهوات پيدا نكرده‌اند؛ ولى با اين حال، از توبه شكنى نادم و پشيمانند و پيوسته به خود مى‌گويند اى كاش چنين گناهى را نكرده بوديم، و انشاء اللَّه بزودى توبه خواهيم كرد.

اين گونه افراد هم در واقع در مرحله نفس امّاره‌اند ولى اميد نجاتشان زيادتر است.

گروه‌سوم توبه كارانى هستند كه بعد از توبه از گناهان بزرگ پرهيز مى‌كنند، و نسبت به اصول‌طاعات پايبندند، ولى‌گاه گرفتار بعضى‌از گناهان مى‌شوند، بى‌آن كه‌بطور عمد قصد توبه‌شكنى داشته باشند، امّا بلافاصله پشيمان شده و به سرزنش نفس خويشتن مى‌پردازند

[1]. سوره توبه، آيه 112


صفحه 242

و عزم خويش را بر توبه جزم مى‌كنند، وسعى دارند از اسباب گناه فاصله بگيرند.

اين گروه در مرحله عالى از نفس لوّامه قرار دارند و به سوى نفس مطمئنّه نزديك مى‌شوند و اميد نجات براى آنها بسيار زياد است.

گروه چهارم توبه كارانى هستند كه بعد از توبه با اراده‌اى محكم و آهنين راه اطاعت و بندگى خدا را پيش مى‌گيرند و پا برجا مى‌مانند.

درست است كه معصوم نيستند و گاه فكر گناه و لغزشها ممكن است در آنها پيدا شود ولى از آلودگى به گناه در عمل پرهيز دارند، چرا كه نيروى عقل و ايمان در آنها به قدرى زياد است كه بر هواى نفس چيره شده و آن را مهار زده است.

اين گروه صاحبان نفس مطمئنّه‌اند كه در سوره فجر، آيه 27 تا 30، مخاطب به خطاب والا و پر افتخارى هستند كه:

«يا ايَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعى الى‌ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً؛

تو اى روح آرام يافته! به سوى پروردگارت باز گرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است.»

سپس لباس افتخار:

«فَادْخُلى فى عِبادى وَ ادْخُلى جَنَّتى؛

سپس در سلك بندگانم درآى و در بهشتم داخل شو.» در بر مى‌كنند.

از سوى ديگر، توبه نيز مراتب و مراحل دارد.

مرحله اوّل: توبه از كفر به ايمان.

مرحله دوم: توبه از ايمان تقليدى يا ايمان سست به ايمان تحقيقى و محكم.

مرحله سوم: توبه از گناهان كبيره و خطرناك.

مرحله چهارم: توبه از گناهان صغيره.

مرحله پنجم: توبه از فكر گناه هر چند آلوده به گناه نشود.

هر گروهى از بندگان خدا توبه‌اى دارند، توبه انبياء از اضطرابات درونى (و لحظه‌اى عدم توجّه در درون به خدا) است.

و توبه برگزيدگان از نفسى است كه به غير ياد او مى‌كشند.[1]

[1]. مرحوم علّامه مجلسى تنفّس را در اينجا به همين معنى كه ذكر شد تفسير كرده ولى در بعضى از منابع لغت آمده است كه تنفّس گاه به معنى سخنهاى طولانى گفتن مى‌آيد