بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 248

و نيز سفارش مراقبت از اعضاى خود را به نفس بنما، كه اين نعمتهاى بزرگ الهى را در طريق معصيت او به كار نگيرد و اين مواهب عظيم را تنها وسيله طاعت او قرار دهد.

از بعضى از دعاهاى امام سجّاد عليه السلام در صحيفه سجّاديّه بر مى‌آيد كه آن بزرگوار نيز عنايت خاصّى به مسأله «مشارطه» داشته‌اند.

در دعاى سى و يكم، دعاى معروف توبه، در پيشگاه خداوند عرض مى‌كند

: «وَلَكَ يا رَبِّ شَرْطى‌ الَّا اعُودَ فى‌ مَكْرُوهِكَ، وَ ضَمانى انْ لا ارْجِعَ فى‌ مَذْمُومِكَ وَ عَهْدى‌ انْ اهْجُرَ جَميْعَ معاصِيْكَ؛

پروردگارا! شرطى در پيشگاه تو كرده‌ام كه به آنچه دوست ندارى، باز نگردم، و تضمين مى‌كنم به سراغ آنچه را تو مذمّت كرده‌اى نروم و عهد مى‌كنم كه از جميع گناهانت دورى گزينم.»

از آيات قرآن نيز استفاده مى‌شود كه ياران پيامبر صلى الله عليه و آله درباره مسائل مهم با خدا عهد و پيمان داشتند كه آن نيز نوعى مشارطه است، در آيه 23 سوره احزاب مى‌خوانيم:

«مِنَ الْمُؤمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوااللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‌ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَّنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا؛

در ميان مؤمنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بسته‌اند صادقانه ايستاده‌اند، بعضى پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشيدند) و بعضى ديگر در انتظارند و هرگز تبديل و تغييرى در عهد و پيمان خود ندادند![1]»

اين در حالى بود كه بعضى ديگر با خدا عهد مى‌بستند و شرط مى‌كردند و آن را مى‌شكستند. در همان سوره احزاب، در آيه 15، چنين مى‌خوانيم:

«وَلَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لايُوَلُّونَ الْادْبارَ وَ كانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا؛

(گروهى كه در جنگ احزاب مردم را به بازگشت از ميدان تشويق مى‌كردند) پيش از آن با خدا عهد كرده بودند كه پشت به دشمن نكنند، و عهد الهى مورد سؤال قرار خواهد گرفت (و همگى در برابر آن مسؤولند)!»

در حديثى از امام اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌خوانيم:

«مَنْ لَمْ يَتَعاهَدْ النَّقْصُ مِنْ نَفْسِهِ غَلَبَ عَلَيْهِ الْهَوى‌، وَ مَنْ كانَ فى‌ نَقْصٍ فَالْمَوْتُ خَيرٌ لَهُ؛

كسى كه بررسى نقصان نفس خويش نكند، هواى نفس بر او چيره مى‌شود؛ و كسى كه پيوسته در حال سقوط و نقصان‌

[1]. بحارالانوار، جلد 67، صفحه 64


صفحه 249

است، مرگ براى او بهتر است!»[1]

كوتاه سخن اين كه: «مشارطه» از گامهاى مهمّى است كه براى تهذيب اخلاق برداشته مى‌شود؛ و بدون آن، ابرهاى تيره و تار غفلت و غرور، سايه تاريك و شوم خود را بر دل و جان آدمى مى‌افكند، و نجات او بسيار مشكل است.

گام سوم: مراقبه‌

«مراقبه» از ماده «رَقَبَه» به معنى «گردن»، گرفته شده و از آنجا كه انسان به هنگام نظارت و مواظبت از چيزى گردن مى‌كشد، و اوضاع را زير نظر مى‌گيرد، اين واژه بر معنى نظارت و مواظبت و تحقيق و زير نظر گرفتن چيزى، اطلاق شده است.

اين واژه در تعبيرات علماى اخلاق در مورد «مراقبت از خويشتن» به كار مى‌رود، و مرحله‌اى است بعد از «مشارطه» يعنى انسان بعد از عهد و پيمان با خويش براى طاعت فرمان الهى و پرهيز از گناه بايد مراقب پاكى خويش باشد، چرا كه اگر غفلت كند، ممكن است تمام شرط و پيمانها به هم بريزد.

البتّه پيش از آن كه انسان مراقب خويش باشد، فرشتگان الهى مراقب اعمال او هستند؛ قرآن مجيد مى‌فرمايد::«وَ انَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظينَ؛بى‌شك حافظان و مراقبانى بر شما گمارده شده است (كه اعمال شما را به دقّت زير نظر دارند)!»(سوره انفطار، آيه 10)

در اينجا منظور از «حافظين» همان حافظان و مراقبان اعمال است به قرينه آيات بعد كه مى‌فرمايد:

«يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ؛

آنها مى‌دانند شما چه مى‌كنيد.»[2]

و در آيه 18 سوره ق مى‌فرمايد:

«مايَلْفِظُ مِنْ‌قَوْلٍ الَّالَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ؛

انسان هيچ سخنى‌را تلفّظ نمى‌كندمگر اين‌كه نزد آن‌فرشته‌اى مراقب و آماده براى‌انجام مأموريت است.»

و از آن بالاتر، خداوند عالم و قادر، هميشه و در همه جا مراقب اعمال ما است.

در آيه 1 سوره نساء مى‌خوانيم:

«انَ‌اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقيباً؛

به‌يقين خداوند مراقب شماست!»

همين معنى در آيه 52 سوره احزاب نيز آمده است؛ مى‌فرمايد:

«وَ كانَ اللَّهُ عَلى‌ كُلِ‌

[1]. بحار الانوار، جلد 67، صفحه 64

[2]. سوره انفطار، آيه 12


صفحه 250

شَى‌ءٍ رَقيباً؛

و خداوند ناظر و مراقب هر چيزى است!»

و در آيه 14 سوره عَلَقْ مى‌خوانيم:

«الَمْ يَعْلَمْ بِانَّ اللَّهَ يَرى‌؛

آيا انسان نمى‌داند كه خداوند (همه اعمالش را) مى‌بيند؟!»

و در آيه 21 سوره سبا آمده است:

«وَ رَبُّكَ عَلى‌ كُلِّ شَى‌ءٍ حَفيظٌ؛

پروردگار تو نگهبان و مراقب هر چيز است.»

ولى سالكان راه خدا، و رهروان راه دوست كه پيوسته در طريق تقوا و تهذيب نفوس گام بر مى‌دارند، پيش از آن كه فرشتگان خداوند مراقب اعمال آنها باشند خودشان مراقب اعمالشان هستند.

و به تعبير ديگر، اين مراقبت از درون مى‌جوشد، نه از برون؛ و به همين دليل، تأثير آن، بسيار زياد، و نقش آن فوق العاده مهم است. البتّه توجّه به «مراقبت از برون» سبب مى‌شود كه پايه‌هاى «مراقبت از درون» محكم گردد.

در حقيقت انسان در اين دنيا به كسى مى‌ماند كه داراى گوهرهاى گرانبهايى است و از يك بازار آشفته مى‌گذرد، و مى‌خواهد با آن بهترين متاعها را برى خود تهيّه كند در حالى كه اطرافش را دزدان و شيّادان گرفته‌اند، چنين كسى اگر لحظه‌اى از سرمايه نفيس خويش غافل گردد، آن را به غارت مى‌برند، و او مى‌ماند و يك عالم اندوه و افسوس.

دقيقاً همين گونه است، شياطين جنّ و انس در اين جهان انسان را احاطه كرده‌اند و هوا و هوسهاى درون او را به سوى خود مى‌خوانند، اگر خويش را به خدا نسپارد و مراقب اعمال خويش نباشد سرمايه ايمان و تقواى او به غارت مى‌رود و دست خالى از اين جهان به سراى ديگر منتقل خواهد شد.

در آيات قرآن و روايات اسلامى اشارات فراوانى نسبت به اين مرحله آمده است؛ از جمله:

1- در آيه 14 سوره علق مى‌خوانيم:

«المْ يَعْلَمْ بِانَّ اللَّهَ يَرى‌؛

آيا انسان نمى‌داند كه خدا او و اعمالش را مى‌بيند» كه هم اشاره به مراقبت پروردگار نسبت به اعمال انسان است، و هم اين كه او بايد مراقب خويش باشد.

و در جاى ديگر خطاب به مؤمنان مى‌فرمايد:

«يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ


صفحه 251

نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ انَّ اللَّهَ خَبيرٌ بَما تَعْمَلُونَ؛اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از (مخالفت) خدا بپرهيزيد و هر كس بايد بنگرد تا براى فردايش چه چيز از پيش فرستاده و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند از آنچه انجام مى‌دهيد آگاه است.»(سوره حشر، آيه 18)

جمله‌

وَ لْتَنْظُر نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ

در واقع همان مفهوم مراقبه را مى‌رساند.

همين معنى در جاى ديگر قرآن، در شكل محدودترى بيان گرديده، مى‌فرمايد:

«فَلْيَنْظُرِ الْانْسانُ الى‌ طَعامِهِ؛انسان بايد به طعام خويش بنگرد (و مراقب باشد كه آيا از طريق حلال آنها را فراهم ساخته يا از طريق حرام)!»(سوره عبس، آيه 24)[1]

2- در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم كه در تفسير احسان (در آيه شريفه‌

انَّ اللّهَ يَأمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاحْسان)

فرمود:

«الِاحْسانُ انْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَانَّكَ تَراهُ فَانْ لَمْ تَكُنْ تَراهُ فَانَّهُ يَراكَ؛

نيكوكارى به اين است كه آن چنان خدا را پرستش كنى كه گويى او را مى‌بينى، و اگر تو او را نمى‌بينى او تو را مى‌بيند.»[2]

بديهى است كه توجّه به اين حقيقت كه خداوند در همه جا و در هر حال و در هر زمان، ناظر و شاهد و مراقب اعمال ما است، روح مراقبت را در ما زنده مى‌كند، تا پيوسته مراقب اعمال خويش باشيم.

3- در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است كه فرمود:

«يَنْبَغى‌ انْ يَكُونَ الرَّجُلُ مُهَيْمِناً عَلى‌ نَفْسِهِ، مُراقِباً قَلْبَهُ، حافِظاً لِسانَهُ؛

سزاوار است انسان بر خويشتن مسلّط و هميشه مراقب قلب خود و نگاهدار زبان خويش باشد!»[3]

4- در حديثى از امام صادق عليه السلام چنين نقل شده است:

«مَنْ رَعْى‌ قَلْبَهُ عَنِ الْغَفْلَةِ وَ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهْوَةِ وَ عَقْلَهُ عَنِ الْجَهْلِ، فَقَدْ دَخَلَ فى‌ ديوانِ الْمُتَنَبِّهينَ، ثُمَّ مَنْ رَعى‌ عَمَلَهُ عَنِ الْهَوى‌، وَ دينَهُ عَنِ البِدْعَةِ، وَ مالَهُ عَنِ الْحَرامِ فَهُوَ مِنْ جُمْلَةِ الصَّالِحينَ؛

كسى كه‌

[1]. آنچه در بالا آمد يكى از تفاسير آيه است، تفسير ديگرى كه در آيات سوره عبس نيز شواهدى بر آن وجود دارد اين است كه معنى آيه نظر كردن به طعام براى كشف نكات توحيدى و آيات عظمت خلقت است، در عين حال دو تفسير با هم منافاتى ندارد

[2]. كنز العمّال، حديث 5254، جلد 3، صفحه 22، بحارالانوار، جلد 25، صفحه 204

[3]. غرر الحكم‌


صفحه 252

مراقب قلبش در برابر غفلت، و نفسش در برابر شهوت، و عقلش در مقابل جهل باشد، نام او در دفتر بيداران و آگاهان ثبت مى‌شود، و آن كسى كه مراقب عملش از نفوذ هوا پرستى و دينش از نفوذ بدعت، و مالش از آلودگى به حرام بوده باشد در زمره صالحان است.»[1]

5- در حديث قدسى مى‌خوانيم خداوند مى‌فرمايد:

«يا بُؤْساً لِلْقانِطِينَ مِنْ رَحْمَتى‌، وَ يا بُؤْساً لِمَنْ عَصانى وَ لَمْ يُراقِبْنى؛

بدا به حال كسانى كه از رحمت من مأيوس شوند، و بدا با حال كسى كه نافرمانى من كند، و مراقب (حضور) من نباشد.»[2]

6- دريكى از خطب اميرمؤمنان على عليه السلام آمده‌است:

«فَرَحِمَ‌اللَّهُ امْرَءً راقَبَ‌رَبَّهُ وَ تَنَكَّبَ ذَنْبَهُ، وَكابَرَ هَواهُ، وَكَذَّبَ مُناهُ؛

خدارحمت كند كسى‌راكه (دراعمال خويش) مراقب پروردگارش باشد، واز گناه بپرهيزد و با هواى نفس خويش مبارزه كند و آرزوهاى واهى را تكذيب نمايد.»[3]

7- در نهج‌البلاغه نيز آمده است:

«فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبادَ اللَّهِ تَقِيِّةَ ذى لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلْبَهُ ... وَ راقَبَ فى يَوْمِهِ غَدَهُ؛

پس تقواى الهى پيشه كنيد اى بندگان خدا، تقواى انديشمندى كه تفكر قلب او را به خود مشغول داشته ... و امروز مراقب فردا (ى قيامت) خويش است.»[4]

آرى! «مراقبت» از خويشتن يا پروردگار يا قيامت كه در اين روايات آمده همه به يك معنى است؛ يعنى، مراقب اعمال و اخلاق خويش بودن، و نظارت دقيق بر آن داشتن، و همه روز و در همه حال و در هر جا به كارهايى كه از وى سر مى‌زند، توجّه كند.

كوتاه سخن اين كه: رهروان راه حق و سالكان طريق الى اللَّه بايد بعد از «مشارطه»، يعنى عهد و پيمان بستن با خود و خداى خويش جهت اطاعت و بندگى حقّ و تهذيب نفس، بطور مداوم مراقب خود باشند كه اين پيمان الهى شكسته نشود، و درست همانند طلبكارى كه از همپيمانانش مطالبه پرداخت ديون مى‌كند، از نفس خويش مطالبه وفاى به اين عهد الهى را بنمايد؛ بديهى است هرگونه غفلت سبب عقب ماندگى و ضرر و زيان فاحش است، همان گونه كه اگر انسان در مطالبات مادّى‌اش كوتاهى كند، به آسانى سرمايه‌هاى خود را از دست مى‌دهد، بخصوص اين كه در برابر افرادى فريبكار و فرصت طلب قرار گيرد.

[1]. بحارالانوار، جلد 67، صفحه 68

[2]. اصول كافى، جلد 2، صفحه 67

[3]. بحارالانوار، جلد 74، صفحه 349

[4]. نهج البلاغه، خطبه 83 (خطبه غرّاء)


صفحه 253

گام چهارم: محاسبه‌

چهارمين گامى كه علماى اخلاق براى رهروان اين راه ذكر كرده‌اند، محاسبه است؛ و منظور اين است كه هر كس در پايان هر سال يا ماه و هفته و يا در پايان هر روز به محاسبه كارهاى خويشتن بپردازد، و عملكرد خود را در زمينه خوبيها و بديها، اطاعت و عصيان، خدا پرستى و هوا پرستى دقيقاً مورد محاسبه قرار دهد، و درست مانند تاجر موشكاف و دقيقى كه همه روز يا هر هفته و هر ماه و هر سال به حسابرسى تجارتخانه خود مى‌پردازد و سود و زيان خويش را از دفاتر تجارى بيرون مى‌كشد و ترازنامه و بيلان تنظيم مى‌كند، به يك محاسبه الهى و معنوى دست زند و همين كار را در مورد اعمال و اخلاق خويش انجام دهد.

روشن است محاسبه چه در امر دين باشد يا دنيا يكى از دو فايده مهم را دارد: اگر صورتحساب، سود كلانى را نشان دهد، دليل بر صحّت عمل و درستى راه و لزوم تعقيب آن است؛ و هر گاه زيان مهمّى را نشان دهد دليل بر وجود بحران و خطر و احتمالًا افراد مغرض و دزد و خائن و يا خطا كار و ناآگاه در تجارتخانه اوست كه بايد هر چه زودتر براى اصلاح آن وضع كوشيد.

در اين زمينه نيز در منابع اسلامى اعم از آيات و روايات اشارات پر معنايى ديده مى‌شود.

آيات زيادى از قرآن خبر از وجود نظم و حساب در مجموعه جهان آفرينش مى‌دهد، و انسانها را به دقّت و انديشه در اين نظم و حساب دعوت مى‌كند؛ از جمله، مى‌فرمايد:

«وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْميزانَ- انْ لاتَطْغَوا فى الْميزانِ؛آسمان را برافراشت و ميزان و قانون در آن گذاشت، تا در ميزان طغيان نكنيد (و از مسير عدالت و حساب منحرف نشويد)!»(الرّحمن، آيات 7 و 8).

در جاى ديگر مى‌خوانيم:«وَ كُلُّ شَىْ‌ءٍ عَنُدَهُ بِمِقْدارٍ؛و هر چيز نزد او (خدا) مقدار معينى (حساب روشنى) دارد ..»(سوره رعد، آيه 8).


صفحه 254

و نيز مى‌فرمايد:«وَ انْ مِنْ شَىْ‌ءٍ الَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ الَّا بِقَدَرٍ مَعْلُوْمٍ؛و خزائن همه چيز فقط نزد ما است و ما جز به اندازه معيّن آن را نازل نمى‌كنيم.»(سوره حجر، آيه 21)

از سوى ديگر قرآن مجيد در آيات متعدّدى از حساب دقيق روز قيامت خبر داده است؛ از جمله، از زبان لقمان حكيم خطاب به فرزندش چنين نقل مى‌كند:«يا بُنَىَّ انَّها انْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فى‌ صَخْرَةٍ او فِى السَّمواتِ او فِى الْارْضِ يَأتِ بِهَا اللَّهُ انَّ اللَّهَ لَطيفٌ خَبيرٌ؛پسرم! اگر به اندازه سنگينى دانه خردلى (كار نيك يا بد) باشد و در دل سنگى يا در (گوشه‌اى) از آسمانها و زمين قرار گيرد، خداوند آن را (در قيامت براى حساب) مى‌آورد؛ خداوند دقيق و آگاه است!»(سوره لقمان، آيه 16).

و نيز مى‌فرمايد:«وَ انْ تُبْدُوا ما فى انْفُسِكُمْ او تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ؛اگر آنچه را در دل داريد آشكار كنيد يا پنهان نماييد، خداوند شما را بر طبق آن محاسبه مى‌كند.»(سوره بقره، آيه 284).

اين مسأله بقدرى مهم است كه يكى از نامهاى روز قيامت، «يوم الحساب» است:«انَّ الَّذينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ؛كسانى كه از راه خدا منحرف مى‌شوند، به خاطر فراموش كردن روز حساب عذاب شديدى دارند!»(سوره ص، آيه 26)

مسأله حساب در قيامت بقدرى روشن و آشكار است كه انسان را در آنجا حسابرس خودش مى‌سازند، و به او گفته مى‌شود:«اقْرَءْ كِتابَكَ كَفى‌ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسيباً؛(در آن روز به انسان گفته مى‌شود) نامه اعمالت را بخوان، كافى است كه امروز خود حسابگر خود باشى!»(سوره اسراء، آيه 14).

با اين حال و با توجّه به اين شرايط كه همه چيز در دنيا و آخرت داراى حساب است، چگونه انسان مى‌تواند از حساب خويش در اين جهان غافل بماند؛ او كه بايد فردا به حساب خود برسد چه بهتر كه در اين دنيا ناظر بر حساب خويش باشد؛ او كه مى‌داند همه چيز در اين جهان حساب و كتابى دارد چرا خود را از حساب و كتاب دور دارد؟!

بنابراين، مجموعه آيات فوق و مانند آن اين پيام مهم را براى همه انسانها دارد كه هرگز محاسبه را فراموش نكنيد، و اگر مى‌خواهيد بار شما فردا سبك باشد، در اين جهان‌


صفحه 255

به حساب خويش برسيد، پيش از آن كه در آن جهان به حساب شما برسند.

در روايات اسلامى، مسأله از اين هم گسترده‌تر است؛ از جمله:

1- درحديث معروف رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم:

«حاسِبُوا انْفُسَكُمْ قَبْلَ انْ‌تُحاسَبُوا وَ زِنُوها قَبْلَ انْ تُوزَنُوا وَ تَجَهّزُوا لِلْعَرْضِ الْاكْبَرِ؛

خويشتن‌را محاسبه‌كنيد پيش‌از آن‌كه به حساب شما برسند و خويش را وزن كنيد قبل از آن كه شما را وزن كنند! (و ارزش خود را تعيين كنيد پيش‌از آن‌كه ارزش شما را تعيين نمايند) و آماده شويد براى عرضه بزرگ (روز قيامت)!»[1]

2- در حديث ديگر از همان حضرت خطاب به ابوذر مى‌خوانيم:

«يا اباذَرْ حاسِبْ نَفْسَكَ قَبْلَ انْ تُحاسَبَ فانَّهُ اهْوَنُ لِحِسابِكَ غَدَاً وَزِنْ نَفْسَكَ قَبْلَ انْ تُوزَنَ ...؛

اى ابوذر! به حساب خويش برس، پيش از آن كه به حساب تو برسند، چرا كه اين كار براى حساب فرداى قيامت تو آسانتر است، و خود را وزن كن پيش از آن كه تو را وزن كنند!»[2]

3- در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌خوانيم كه فرمود:

«ما احَقَّ لِلْانسانِ انْ تَكُونَ لَهُ ساعَةٌ لايَشْغَلُهُ شاغِلٌ يُحاسِبُ فِيْها نَفْسَهُ، فَيَنْظُرَ فيمَا اكْتَسَبَ لَها وَ عَلَيْها فى لَيْلِها وَ نَهارِها؛

چقدر شايسته است كه انسان ساعتى براى خود داشته باشد، كه هيچ چيز او را به خود مشغول نسازد و در اين ساعت، محاسبه خويش كند و بنگرد چه كارى به سود خود انجام داده و چه كارى به زيان خود، در آن شب و در آن روز.»[3]

در اين حديث بوضوح مسأله محاسبه در هر روز، آن هم در ساعتى كه فراغت بطور كامل‌حاصل باشد، آمده‌است؛ و اين‌امر از شايسته‌ترين اموربراى انسان شمرده شده است.

4- همين‌معنى درحديث امام‌صادق عليه السلام به شكل ديگرى آمده است، مى‌فرمايد:

«حَقٌّ عَلى‌ كُلِّ مُسْلِمٍ يَعْرِفُنا، انْ يُعْرِضَ عَمَلَهُ فى كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ عَلى‌ نَفْسِهِ، فَيَكوُنُ مُحاسِبَ نَفْسِهِ، فَان رَأى‌ حَسَنَةً اسْتَزادَ مِنْها وَ انْ رأى‌ سَيِّئَةً استَغْفَرَ مِنْها لِئَلّا يُخْزى‌ يَوْمَ الْقِيامَةِ؛

بر هر مسلمانى كه معرفت ما را دارد لازم است كه اعمال خود را در هر روز و شب، بر خويشتن عرضه بدارد، و حسابگر نفس خود باشد؛ اگر حسنه‌اى مشاهده كرد براى افزودن آن كوشش‌

[1]. بحارالانوار، جلد 67، صفحه 73

[2]. امالى طوسى، (طبق نقل ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 619)

[3]. مستدرك الوسائل، جلد 12، صفحه 154