مخلصين بيان شده كه به بخشى از آن اشاره مىكنيم:
1- در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه فرمود:
«انَّ لِكُّلِ حَقٍّ حَقيقَةً وَ مابَلَغَ عَبْدٌ حَقِيقَةَ الْاخْلاصِ حَتَّى لا يُحِبَّ انْ يُحْمَدَ عَلى شَىءٍ مِنْ عَمَلٍ لِلَّهِ؛
هر حقيقتى نشانهاى دارد، هيچ بندهاى به حقيقت اخلاص نمىرسد مگر زمانى كه دوست نداشته باشد كه او را به خاطر اعمال الهىاش بستانيد.»[1]
2- در حديث ديگرى از همان حضرت نقل شده كه فرمود:
«امَّا عَلامَةُ الْمُخْلِصِ فَارْبَعَةٌ؛ يَسْلِمُ قَلْبهُ، وَ تَسْلِمُ جوارِحهُ، وَ بَذَلَ خَيْرَهُ وَ كَفَّ شَرَّهُ؛
امّا علائم مخلص چهار چيز است: قلبش تسليم خداست، همچنين اعضايش تسليم فرمان اوست، خير خود را در اختيار مردم مىگذارد و شرّ خود را باز مىدارد.»[2]
3- در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم:
«لايَكُونُ الْعَبْدُ عابِداً لِلَّهِ حَقَّ عِبادَتِهِ حَتى يَنْقَطِعَ عَنِ الخَلْقِ كُلِّهِ الَيْهِ، فَحِيْنَئِذٍ يَقُولُ هذا خالِصٌ لى فَيَتَقَبَّلَهُ بِكَرَمِهِ؛
هيچ عبادت كنندهاى حقّ عبادت خدا را به جا نمىآورد، مگر اين كه از تمام مخلوقات چشم بردارد و متوجّه او شود؛ در اين هنگام، خداوند مىفرمايد: اين براى من خالص شده است؛ پس به كرمش او را مىپذيرد.»[3]
4- و بالاخره امام صادق عليه السلام جان سخن را در يك جمله كوتاه خلاصه كرده، و درباره اخلاص مىفرمايد:
«ما انْعَمَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلى عَبْدٍ اجَلَّ مِنْ انْ لايَكُونَ فى قَلْبِهِ مَعَ اللَّهِ غَيْرُهُ؛
خداوند متعال نعمتى بزرگتر از اين به بندهاى نداده است كه در قلبش با خدا، ديگرى نباشد.»[4]
اكنون با توجّه به اهمّيّت فوقالعاده اخلاص، و تأثير عميق آن در پيمودن راه حق، و وصول به مقامات عاليه قرب الى اللّه، اين سؤال پيش مىآيد كه اخلاص را چگونه مىتوان به دست آورد؟
بى شك اخلاص نيّت هميشه برخاسته از ايمان و يقين و عمق معارف الهيّه است؛ هر قدر يقين انسان به توحيد افعالى خدا بيشتر باشد و هيچ مؤثّرى را در عالم هستى، جز ذات
[1]. بحار، جلد 69، صفحه 304
[2]. تحف العقول، صفحه 16
[3]. مستدرك الوسائل، جلد 1، صفحه 101
[4]. همان مدرك
پاك او نشناسد، و همه چيز را از او و از ناحيه او و به فرمان او بداند، و اگر اسباب و عواملى در عالم امكان وجود دارد، آن را نيز سر بر فرمان او ببيند چنين كسى اعمالش توأم با خلوص است؛ زيرا جز خدا مبدأ تأثيرى نمىبيند كه براى او كار كند.
اين حقيقت در روايات اسلامى در عبارات كوتاه و پر معنايى منعكس است: امام علىّ بن ابيطالب عليه السلام در حديثى مىفرمايد:
«الْاخْلاصُ ثَمَرَةُ الْيَقينِ؛
اخلاص ميوه درخت يقين است.»[1]
و از آنجا كه عبادت به مقتضاى
وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأتِيَكَ الْيَقينُ
يكى از اسباب يقين مىباشد، در حديث ديگرى از همان حضرت آمده است كه
«الْاخْلاصُ ثَمَرَةُ الِعبادَةِ؛
اخلاص ميوه درخت عبادت است.»[2]
و نيز از آنجا كه علم و معرفت يكى از سر چشمههاى يقين است، و يقين چنان كه گفتيم سرچشمه اخلاص است، در حديثى از همان حضرت آمده است كه فرمود:
«ثَمَرَةُ الْعِلْمِ اخْلاصُ الْعَمَلِ؛
ميوه علم، اخلاص عمل است.»[3]
و بالاخره در گفتار جامعى از مولى على عليه السلام به سرچشمههاى اخلاص چنين اشاره شده است:
«اوَّلُ الدِّيْنِ مَعْرفَتُهُ، وَ كَمالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْديقُ بِهِ، وَ كَمالُ التَّصْديقِ بِهِ تَوحِيدُهُ، وَ كَمالَ تَوْحِيِدهِ الْاخْلاصُ لَهُ؛
سرآغاز دين معرفت خداست، و كمال معرفتش تصديق ذات اوست، و كمال تصديق ذاتش، توحيد و شهادت بر يگانگى او مىباشد؛ و كمال توحيد او اخلاص است.»[4]
موانع اخلاص
بزرگان علم اخلاق در اين زمينه اشارات روشن و دقيقى دارند، بعضى معتقدند اخلاص موانع و آفات آشكار و نهان دارد؛ بعضى بسيار قوى و خطرناك و بعضى
[1]. غرر الحكم جلد 1، صفحه 30 (شماره 903)
[2]. غرر الحكم، جلد 1، صفحه 17 (شماره 444)
[3]. غرر الحكم، جلد 1، صفحه 361 (شماره 55)
[4]. نهج البلاغه، خطبه 1
ضعيفتر است، و شيطان و هواى نفس براى مشوب ساختن ذهن انسان و گرفتن صفا و اخلاص و آلوده كردن اعمال به ريا نهايت تلاش و كوشش را مىكنند.
بعضى از مراحل ريا كارى و آلودگى نيّت به قدرى روشن است كه هر كسى آن را در مىيابد؛ مثل اين كه شيطان در نمازگزار نفوذ مىكند و مىگويد نماز را آرام و آهسته و با آداب و خشوع انجام ده، تا حاضران تو را انسانى مؤمن و صالح بدانند و هرگز به غيبت تو آلوده نشوند، اين يك فريب آشكار از ناحيه شيطان است!
گاه اين وسوسههاى شيطانى به شكل مخفىترى صورت مىگيرد، و در لباس اطاعت ظاهر مىشود؛ مثلًا، مىگويد: تو انسان برجستهاى و مردم به تو نگاه مىكنند، اگر نماز و اعمالت را زيبا سازى ديگران به تو اقتدا كرده و در ثواب آنها شريك خواهى شد، و انسان بى خبر گاه تسليم چنين وسوسهاى مىشود، و در درّه هولناك ريا سقوط مىكند.
گاه وسوسههاى شيطان از اين هم پيچيدهتر و پنهان تر است؛ مثل اين كه به نماز گزار مىگويد انسان مخلص كسى است كه در خلوت و جلوت يكسان باشد، كسى كه عبادتش در خلوات كمتر از جلوات باشد، ريا كار است، و به اين ترتيب او را وادار مىكند كه در خلوت نماز خود را جالب و جاذب كند تا بتواند در بيرون و در مقابل مردم نيز چنين كند و به اهداف خود برسد اين نيز يك نوع ريا كارى خفى است كه ممكن است بسيارى از آن غافل شوند و از درك آن عاجز گردند. و همچنين مراحل مخفىتر و پنهانتر.[1]
براستى موانع و آفات اخلاص به قدرى زياد و متنوّع و پنهان است كه هيچ انسانى جز از طريق پناه بردن به لطف الهى از آن رهايى نمىيابد.
در روايات اسلامى نيز هشدارهاى مهمّى درباره آفات اخلاص آمده است:
از جمله در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم:
«كَيْفَ يَسْتَطيعُ الْاخْلاصَ مَنْ يَغْلِبُهُ الْهَوى؛
چگونه توانايى بر اخلاص دارد كسى كه هواى نفس بر او غالب است؟»[2]
در حقيقت، عمدهترين آفت اخلاص و مهمترين مانع آن در اين حديث شريف بيان شده است. آرى! هواى نفس است كه سرچشمه اخلاص را تيره و تاريك مىسازد.
[1]. محجّة البيضاء، جلد 8، صفحه 133
[2]. غرر الحكم، جلد 2، صفحه 553، شماره 4
در حديث ديگرى از همان امام بزرگوار مىخوانيم:
«قَلِّلِ الْآمالَ تَخْلُصُ لَكَ اْلَاعْمالُ؛
آرزوها را كم كن (و دامنه آرزوهاى دور و دراز را جمع نما) تا اعمال تو خالص شود!»[1]
اين نكته حائز اهمّيّت است كه گاه انسان در اين مورد، گرفتار وسواس مىشود كه آن خود يكى ديگر از نيرنگهاى شيطان است، به او مىگويد به نماز جماعت مرو، چرا كه در آنجا ممكن است نيّتت آلوده شود، فقط در خانه نماز بخوان، يا هنگامى كه در ميان جمعيّت به نماز بر مىخيزى مستحبّات را ترك كن و نماز را بسيار سريع و دست و پا شكسته بخوان مبادا آلوده ريا گردى. و بسيار ديدهايم افرادى را كه به خاطر همين گرفتارى از مستحبّات مؤكدّى كه شرع، به آن دعوت كرده است باز ماندهاند.
و شايد به همين دليل است كه قرآن مجيد مردم را دعوت به انفاق پنهان و آشكار هر دوكرده است. مىفرمايد:
«الَّذِينَ يُنْفِقُونَامْوالَهُم بِالَّليْلِ وَالنَّهارِ سِرّاً وَ عَلانِيَةً فَلَهُمْ اجْرُهُمْ عِنْدَرَبِّهِمْ وَلاخَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاهُمْ يَحْزَنُونَ؛
آنها كه اموال خود را شب و روز، پنهان و آشكار انفاق مىكنند مزدشان نزد پروردگارشان است، نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مىشوند.»[2]
اين بحث را با ذكر نكته ديگرى پايان مىدهيم و آن اين كه داشتن اخلاص در خلوت و تنهايى. چندان افتخار نيست، مهم آن است كه انسان در جلوت و در ميان مردم و در مرئى و منظر همگان بتواند اعمال خالصانه انجام دهد.
آثار اخلاص
از آنجا كه اخلاص گرانبهاترين گوهرى است كه در خزانه قلب و روح انسان پيدا مىشود، آثار فوقالعاده مهمّى نيز دارد كه در روايات اسلامى با تعبيرات كوتاه و بسيار پر معنى به آن اشاره شده است.
در حديث معروفى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«ما اخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ ارْبَعِينَ صَباحاً الَّا جَرَتْ يَنابيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ؛
هيچ بندهاى از بندگان خدا چهل روز اخلاص را پيشه خود نمىسازد مگر اين كه چشمههاى حكمت و دانش از قلبش بر زبانش
[1]. غرر الحكم، حديث 2906
[2]. سوره بقره، آيه 274
جارى مىشود.»[1]
در حديث ديگرى از امام علىّ بن ابيطالب عليه السلام مىخوانيم:
«عِنْدَ تَحَقُّقِ الْاخْلاصِ تَسْتَنيرُ البَصائِرُ؛
به هنگام تحقّق اخلاص، چشم بصيرت انسان نورانى مىشود.»[2]
در حديث ديگرى از همان حضرت مىخوانيم:
«فى اخْلاصِ النِّيَّاتِ نَجاحُ الامُورُ؛
در اخلاص نيّت پيروزى در كارها است.»[3]
اين نكته روشن است كه هر قدر نيّت خالصتر باشد به باطن كارها اهمّيّت بيشترى داده مىشود تا به ظاهر كار، و به تعبير ديگر، محكم كارى در حدّ اعلى خواهد بود؛ به همين دليل پيروزى در كار تضمين خواهد شد. و بعكس اگر نيّت آلوده به ريا باشد به ظاهر بيش از باطن اهمّيّت داده مىشود و كارها و برنامهها توخالى مىگردد و همين امر سبب شكست است.
و نيز به همين دليل، در حديث ديگرى از همان امام عليه السلام مىخوانيم:
«لَو خَلَصَتِ النِّيَّاتُ لَزَكَّتِ الاعْمالُ؛
اگر نيّات خالص شود اعمال پاكيزه خواهد شد.»[4]
ريا كارى
نقطه مقابل اخلاص «ريا» است، كه در آيات و روايات اسلامى از آن مذمّت شده است و آن را عاملى براى بطلان اعمال و نشانهاى از نشانههاى منافقان و نوعى شرك به خدا معرفى كردهاند.
رياكارى تخريب كننده فضائل اخلاقى و عاملى براى پاشيدن بذر رذائل در روح و جان انسانهاست. رياكارى اعمال را تو خالى و انسان را از پرداختن به محتوا و حقيقت عمل باز مىدارد.
رياكارى يكى از ابزارهاى مهّم شيطان براى گمراه ساختن انسانهاست.
[1]. عيون اخبار الرّضا، جلد 2، صفحه 69؛ بحارالانوار، جلد 67، صفحه 242
[2]. غرر الحكم، جلد 2، صفحه 490، شماره 12
[3]. غرر الحكم، جلد 2، صفحه 14، شماره 68
[4]. غرر الحكم، جلد 2، صفحه 603، شماره 11
با اين اشاره به آيات قرآن باز مىگرديم و چهره رياكاران و نتيجه اعمال آنها را بررسى مىكنيم.
1- يا ايُّهَا الَّذِينَ آْمَنُوا لاتُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْاذى كَالَّذى يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لايُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَومِ الْاخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَاصابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لايَقْدِرُونَ عَلى شَىءٍ مِّمَّا كَسَبُوا وَ اللَّه لْايَهْدِى الْقَومَ الكافِرينَ(سوره بقره، آيه 264)
2- فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لَايُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدَاً(سوره كهف، آيه 110)
3- انَّ الْمُنافِقينَ يُخادِعُوْنَ اللَّهَ وَ هُوَ خَادِعُهُمْ وَ اذَا قَامُوا الَى الصَّلوةِ قَامُوا كُسَالى يُرَآؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ الَّا قَلِيلًا(سوره نساء، آيه 142)
4- وَ الَّذينَ يُنْفِقُونَ امْوالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَابِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِيناً فَسَآءَ قَرِيناً(سوره نساء، آيه 38)
5- وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحيطٌ(سوره انفال، آيه 47)
6- فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ، الَّذينَ هُمْ يُرآؤُنَ وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ(سوره ماعون، آيات 4 تا 7)
ترجمه:
1- اى كسانى كه ايمان آوردهايد بخششهاى خود را با منّت و آزار باطل نسازيد همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مىكند و به خدا و روز رستاخيز ايمان نمىآورد (كار او) همچون قطعه سنگى است كه بر آن (قشر نازكى از) خاك باشد (و بذرهائى در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد (و همه خاكها و بذرها را بشويد) و آن را صاف (و خالى از خاك و بذر) رها كند، آنها از كارى كه انجام دادهاند چيزى به دست نمىآورند و خداوند جمعيّت كافران را هدايت نمىكند!
2- پس هر كه به لقاى پروردگارش اميد دارد بايد كارى شايسته انجام دهد و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نكند.
3- منافقان مىخواهند خدا را فريب دهند در حالى كه او آنها را فريب مىدهد و هنگامى كه به نماز بر مىخيزند با كسالت بر مىخيزند و در برابر مردم ريا مىكنند و خدا را جز اندكى ياد نمىنمايند.
4- و آنها كسانى هستند كه اموال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مىكنند و ايمان به خدا و روز باز پسين ندارند (چرا كه شيطان رفيق و همنشين آنها است) و كسى كه شيطان قرين او باشد بد همنشين و قرينى دارد.
5- و مانند كسانى نباشيد كه از روى هوا پرستى و غرور و خود نمائى در برابر مردم از سرزمين خود (به سوى ميدان بدر) بيرون آمدند و (مردم را) از راه خدا باز مىداشتند (و سرانجام شكست خوردند) و خداوند به آنچه عمل مىكنند احاطه (و آگاهى) دارد.
6- پس واى بر نماز گزارانى كه، در نماز خود سهل انگارى مىكنند، همان كسانى كه ريا مىكنند، و ديگران را از وسائل ضرورى زندگى منع مىنمايند!
شرح و تفسير
در نخستين آيه، منّت گذاردن و آزار دادن و ريا كردن در يك رديف شمرده شده و همه آنها را موجب بطلان و نابودى صدقات (و اعمال نيك) معرفى مىكند بلكه تعبيراتى از اين آيه نشان مىدهد كه شخص ريا كار ايمان به خدا و روز آخرت ندارد؛ مىفرمايد:
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد انفاقهاى خود را با منّت و آزار باطل نكنيد!»
(يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْاذى)
سپس اين گونه افراد را به كسى تشبيه مىكنند كه مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مىنمايد و به خدا روز رستاخيز ايمان ندارد!
(كَالَّذى يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لايُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْيَومِ الْاخِرِ)
در ذيل آيه، مثال بسيار گويا و پر معنائى براى اين گونه اشخاص زده و مىفرمايد:
«مثل (كار) او همچون قطعه سنگى است كه بر آن قشر نازكى از خاك باشد (و بذرهائى در آن افشانده شود) و رگبار باران بر آن فرود آيد (و همه خاكها و بذرها را با خود بشويد و با خود ببرد) و آن را صاف (و خالى از همه چيز رها سازد)!»
(فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَاصابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً)
اين گونه اشخاص (به يقين) «از كارى كه انجام دادهاند بهرهاى نمىگيرند و خداوند كافران را هدايت نمىكند!»
(لايَقْدِرُونَ عَلى شَىءٍ مِّمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لْايَهْدِى الْقَوْمَ الكافِرينَ)
در اين آيه تلويحاً يك بار رياكاران را فاقد ايمان به خدا و روز قيامت معرفى كرده و يك بار به عنوان قوم كافر، و اعمال آنها را هيچ و پوچ و فاقد هرگونه ارزش مىشمرد چرا كه بذر اعمالشان در سرزمين ريا كارى پاشيده شده كه هيچ گونه آمادگى براى رشد و نمو ندارد. اين احتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد كه رياكاران خودشان همانند قطعه سنگى هستند كه قشر نازكى از خاك بر آن است و هيچ گونه بذر مفيدى را پرورش نمىدهد؛ آرى! قلب آنها همچون سنگ و روحشان نفوذ ناپذير و اعمالشان بىريشه و نيّاتشان آلوده است.
جالب اين كه در آيهاى كه پشت سر اين آيه در همان سوره بقره آمده است اعمال خالصان و مخلصان را به باغى پر بركت تشبيه مىكند كه بذر و نهال صالح در آن كاشته شده و باران كافى بر آن مىبارد و نور آفتاب از هر سو به آن مىتابد و نسيم باد از هر طرف به آن مىوزد و ميوه و ثمره آن را مضاعف مىسازد.
در دومين آيه، پيامبر صلى الله عليه و آله را مخاطب قرار داده و دستور مىدهد مسأله توحيد خالص را به عنوان اصل اساسى اسلام به مردم برساند؛ مىفرمايد: «بگو من بشرى همچون شما هستم (تنها امتياز من اين است كه) به من وحى مىشود كه معبود شما تنها يكى است»
(قُلْ انَّما انَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى الَىَّ انَّما الهُكُمْ الهٌ واحِدٌ)
سپس نتيجه گيرى مىكند كه بر اين اساس، اعمال بايد از هر نظر خالص و خالى از شرك باشد و مىفرمايد: «پس هر كس اميد به لقاى پروردگارش را دارد بايد عمل صالح انجام دهد و كسى را در عبادت پروردگارش شريك نسازد!»
(فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لَايُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدَاً)
به اين ترتيب، شرك در عبادت، هم اساس توحيد را ويران مىسازد و هم اعتقاد به معاد را؛ و به تعبير ديگر، گذرنامه ورود در بهشت جاويدان عمل خالص است.