جارى مىشود.»[1]
در حديث ديگرى از امام علىّ بن ابيطالب عليه السلام مىخوانيم:
«عِنْدَ تَحَقُّقِ الْاخْلاصِ تَسْتَنيرُ البَصائِرُ؛
به هنگام تحقّق اخلاص، چشم بصيرت انسان نورانى مىشود.»[2]
در حديث ديگرى از همان حضرت مىخوانيم:
«فى اخْلاصِ النِّيَّاتِ نَجاحُ الامُورُ؛
در اخلاص نيّت پيروزى در كارها است.»[3]
اين نكته روشن است كه هر قدر نيّت خالصتر باشد به باطن كارها اهمّيّت بيشترى داده مىشود تا به ظاهر كار، و به تعبير ديگر، محكم كارى در حدّ اعلى خواهد بود؛ به همين دليل پيروزى در كار تضمين خواهد شد. و بعكس اگر نيّت آلوده به ريا باشد به ظاهر بيش از باطن اهمّيّت داده مىشود و كارها و برنامهها توخالى مىگردد و همين امر سبب شكست است.
و نيز به همين دليل، در حديث ديگرى از همان امام عليه السلام مىخوانيم:
«لَو خَلَصَتِ النِّيَّاتُ لَزَكَّتِ الاعْمالُ؛
اگر نيّات خالص شود اعمال پاكيزه خواهد شد.»[4]
ريا كارى
نقطه مقابل اخلاص «ريا» است، كه در آيات و روايات اسلامى از آن مذمّت شده است و آن را عاملى براى بطلان اعمال و نشانهاى از نشانههاى منافقان و نوعى شرك به خدا معرفى كردهاند.
رياكارى تخريب كننده فضائل اخلاقى و عاملى براى پاشيدن بذر رذائل در روح و جان انسانهاست. رياكارى اعمال را تو خالى و انسان را از پرداختن به محتوا و حقيقت عمل باز مىدارد.
رياكارى يكى از ابزارهاى مهّم شيطان براى گمراه ساختن انسانهاست.
[1]. عيون اخبار الرّضا، جلد 2، صفحه 69؛ بحارالانوار، جلد 67، صفحه 242
[2]. غرر الحكم، جلد 2، صفحه 490، شماره 12
[3]. غرر الحكم، جلد 2، صفحه 14، شماره 68
[4]. غرر الحكم، جلد 2، صفحه 603، شماره 11
با اين اشاره به آيات قرآن باز مىگرديم و چهره رياكاران و نتيجه اعمال آنها را بررسى مىكنيم.
1- يا ايُّهَا الَّذِينَ آْمَنُوا لاتُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْاذى كَالَّذى يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لايُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَومِ الْاخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَاصابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لايَقْدِرُونَ عَلى شَىءٍ مِّمَّا كَسَبُوا وَ اللَّه لْايَهْدِى الْقَومَ الكافِرينَ(سوره بقره، آيه 264)
2- فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لَايُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدَاً(سوره كهف، آيه 110)
3- انَّ الْمُنافِقينَ يُخادِعُوْنَ اللَّهَ وَ هُوَ خَادِعُهُمْ وَ اذَا قَامُوا الَى الصَّلوةِ قَامُوا كُسَالى يُرَآؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ الَّا قَلِيلًا(سوره نساء، آيه 142)
4- وَ الَّذينَ يُنْفِقُونَ امْوالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَابِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِيناً فَسَآءَ قَرِيناً(سوره نساء، آيه 38)
5- وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحيطٌ(سوره انفال، آيه 47)
6- فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ، الَّذينَ هُمْ يُرآؤُنَ وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ(سوره ماعون، آيات 4 تا 7)
ترجمه:
1- اى كسانى كه ايمان آوردهايد بخششهاى خود را با منّت و آزار باطل نسازيد همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مىكند و به خدا و روز رستاخيز ايمان نمىآورد (كار او) همچون قطعه سنگى است كه بر آن (قشر نازكى از) خاك باشد (و بذرهائى در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد (و همه خاكها و بذرها را بشويد) و آن را صاف (و خالى از خاك و بذر) رها كند، آنها از كارى كه انجام دادهاند چيزى به دست نمىآورند و خداوند جمعيّت كافران را هدايت نمىكند!
2- پس هر كه به لقاى پروردگارش اميد دارد بايد كارى شايسته انجام دهد و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نكند.
3- منافقان مىخواهند خدا را فريب دهند در حالى كه او آنها را فريب مىدهد و هنگامى كه به نماز بر مىخيزند با كسالت بر مىخيزند و در برابر مردم ريا مىكنند و خدا را جز اندكى ياد نمىنمايند.
4- و آنها كسانى هستند كه اموال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مىكنند و ايمان به خدا و روز باز پسين ندارند (چرا كه شيطان رفيق و همنشين آنها است) و كسى كه شيطان قرين او باشد بد همنشين و قرينى دارد.
5- و مانند كسانى نباشيد كه از روى هوا پرستى و غرور و خود نمائى در برابر مردم از سرزمين خود (به سوى ميدان بدر) بيرون آمدند و (مردم را) از راه خدا باز مىداشتند (و سرانجام شكست خوردند) و خداوند به آنچه عمل مىكنند احاطه (و آگاهى) دارد.
6- پس واى بر نماز گزارانى كه، در نماز خود سهل انگارى مىكنند، همان كسانى كه ريا مىكنند، و ديگران را از وسائل ضرورى زندگى منع مىنمايند!
شرح و تفسير
در نخستين آيه، منّت گذاردن و آزار دادن و ريا كردن در يك رديف شمرده شده و همه آنها را موجب بطلان و نابودى صدقات (و اعمال نيك) معرفى مىكند بلكه تعبيراتى از اين آيه نشان مىدهد كه شخص ريا كار ايمان به خدا و روز آخرت ندارد؛ مىفرمايد:
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد انفاقهاى خود را با منّت و آزار باطل نكنيد!»
(يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْاذى)
سپس اين گونه افراد را به كسى تشبيه مىكنند كه مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مىنمايد و به خدا روز رستاخيز ايمان ندارد!
(كَالَّذى يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لايُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْيَومِ الْاخِرِ)
در ذيل آيه، مثال بسيار گويا و پر معنائى براى اين گونه اشخاص زده و مىفرمايد:
«مثل (كار) او همچون قطعه سنگى است كه بر آن قشر نازكى از خاك باشد (و بذرهائى در آن افشانده شود) و رگبار باران بر آن فرود آيد (و همه خاكها و بذرها را با خود بشويد و با خود ببرد) و آن را صاف (و خالى از همه چيز رها سازد)!»
(فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَاصابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً)
اين گونه اشخاص (به يقين) «از كارى كه انجام دادهاند بهرهاى نمىگيرند و خداوند كافران را هدايت نمىكند!»
(لايَقْدِرُونَ عَلى شَىءٍ مِّمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لْايَهْدِى الْقَوْمَ الكافِرينَ)
در اين آيه تلويحاً يك بار رياكاران را فاقد ايمان به خدا و روز قيامت معرفى كرده و يك بار به عنوان قوم كافر، و اعمال آنها را هيچ و پوچ و فاقد هرگونه ارزش مىشمرد چرا كه بذر اعمالشان در سرزمين ريا كارى پاشيده شده كه هيچ گونه آمادگى براى رشد و نمو ندارد. اين احتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد كه رياكاران خودشان همانند قطعه سنگى هستند كه قشر نازكى از خاك بر آن است و هيچ گونه بذر مفيدى را پرورش نمىدهد؛ آرى! قلب آنها همچون سنگ و روحشان نفوذ ناپذير و اعمالشان بىريشه و نيّاتشان آلوده است.
جالب اين كه در آيهاى كه پشت سر اين آيه در همان سوره بقره آمده است اعمال خالصان و مخلصان را به باغى پر بركت تشبيه مىكند كه بذر و نهال صالح در آن كاشته شده و باران كافى بر آن مىبارد و نور آفتاب از هر سو به آن مىتابد و نسيم باد از هر طرف به آن مىوزد و ميوه و ثمره آن را مضاعف مىسازد.
در دومين آيه، پيامبر صلى الله عليه و آله را مخاطب قرار داده و دستور مىدهد مسأله توحيد خالص را به عنوان اصل اساسى اسلام به مردم برساند؛ مىفرمايد: «بگو من بشرى همچون شما هستم (تنها امتياز من اين است كه) به من وحى مىشود كه معبود شما تنها يكى است»
(قُلْ انَّما انَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى الَىَّ انَّما الهُكُمْ الهٌ واحِدٌ)
سپس نتيجه گيرى مىكند كه بر اين اساس، اعمال بايد از هر نظر خالص و خالى از شرك باشد و مىفرمايد: «پس هر كس اميد به لقاى پروردگارش را دارد بايد عمل صالح انجام دهد و كسى را در عبادت پروردگارش شريك نسازد!»
(فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لَايُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدَاً)
به اين ترتيب، شرك در عبادت، هم اساس توحيد را ويران مىسازد و هم اعتقاد به معاد را؛ و به تعبير ديگر، گذرنامه ورود در بهشت جاويدان عمل خالص است.
قابل توجّه اين كه در شأن نزول اين آيه آمده است كه مردى به نام «جُنْدَب بن زُهِيْر خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد من كارهايم را براى خدا به جا مىآورم و هدفم رضاى اوست امّا هنگامى كه مردم از آن آگاه مىشوند مسرور و شاد مىشوم؛ پيامبر فرمود:
«انَّ اللَّهَ طَيِّبٌ وَ لايَقْبَلُ الَّاالَطَيِّبَ وَ لايَقْبَلُ ما شُورِكَ فيهِ؛
خداوند پاك است و جز عمل پاك را نمىپذيرد و عملى كه غير او در آن شركت داده شود مقبول او نخواهد بود!» سپس آيه فوق نازل شد.[1]
در شأن نزول ديگرى آمده است كه مردى خدمتش عرض كرد: «من جهاد فى سبيل اللَّه را دوست دارم و در عين حال دوست دارم مردم موقعيّت مرا در جهاد بدانند.» در اين هنگام آيه فوق نازل شد.[2]
شبيه همين معنى در مورد انفاق در راه خدا و صله رحم نيز نقل شده است[3]و نشان مىدهد كه آيه بالا بعد از سؤالات گوناگون در مورد اعمال آلوده به اهداف غير خدائى نازل شده است و ريا كار به عنوان مشرك و كسى كه ايمان محكمى به آخرت ندارد، معرفى گرديده است.
در حديث ديگرى نيز از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه فرمود:
«مَنْ صَلّى يُرائِى فَقَدْ اشْرَكَ وَ مَنْ صامَ يُرائى فَقَدْ اشْرَكَ وَ مَنْ تَصَّدقَ يُرائى فَقَدْ اشْرَكَ ثُمَّ قَرَءَ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ ...؛
كسى كه نماز را به خاطر ريا بخواند مشرك شده و كسى كه روزه را براى ريا به جا آورد مشرك شده و كسى كه صدقه و انفاق را براى ريا انجام دهد مشرك شده سپس آيه: فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ ... را تلاوت فرمود.»[4]
در سومين آيه، ريا را يكى از اعمال منافقان شمرده مىفرمايد: «منافقين مىخواهند خدا را فريب دهند در حالى كه او آنها را فريب مىدهد و هنگامى كه به نماز مىايستند از روى كسالت است و در برابر مردم ريا مىكنند و خدا را جز اندكى ياد نمىكنند!»
(انَّ الْمُنافِقينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خَادِعُهُمْ وَ اذَا قامُوا الَى الصَّلوةِ قَامُوا كُسَالى يُرآؤُنَ النَّاسَ
[1]. تفسير قرطبى، جلد 6، صفحه 4108، و 4109
[2]. تفسير قرطبى، جلد 6، صفحه 4108، و 4109
[3]. تفسير قرطبى، جلد 6، صفحه 4108، و 4109
[4]. الدّر المنشور (طبق تفسير الميزان، جلد 13، صفحه 407)
وَ لَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ الَّا قَلِيلًا)
اين نكته قابل توجّه است كه نفاق نوعى دوگانگى ظاهر و باطن است و رياكارى نيز شكل ديگرى از دوگانگى ظاهر و باطن مىباشد چرا كه ظاهر عمل الهى و باطن آن شيطانى و ريائى است و به خاطر جلب توجّه مردم! بنابراين، طبيعى است كه ريا جزء برنامه منافقان باشد.
در چهارمين آيه، اعمال ريائى را همرديف عدم ايمان به خدا و روز قيامت و همنشينى با شيطان شمرده مىفرمايد: «آنها كسانى هستند كه اموال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مىكنند و ايمان به خداوند و روز باز پسين ندارند (چرا كه شيطان رفيق و همنشين آنها است) و كسى كه شيطان قرين اوست بد قرينى انتخاب كرده است»
(وَ الَّذينَ يُنفِقُونَ امْوالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لَايُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِيْناً فَسَآءَ قَرِيناً)
. به اين ترتيب، رياكاران دوست شيطان و فاقد ايمان قاطع به مبدأ و معاد هستند.
در پنجمين آيه، خداوند مسلمانان را از همسوئى با كفّار كه اعمالشان رياكارانه و از روى هوا پرستى و خود نمائى بوده است نهى مىكند، مىفرمايد: «مانند كسانى نباشيد كه از سرزمين خود به خاطر هواپرستى و غرور و خودنمائى در برابر مردم بيرون آمدند! و مردم را از راه خدا باز مىداشتند و خداوند به آنچه عمل مىكنند احاطه (كامل) دارد.»
(وَ لاتَكُونُوا كالَّذينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ وَ يَصُدّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيْطٌ)
طبق قرائنى كه در آيه موجود است بتصديق مفسّران، آيه اشاره به حركت سپاهيان قريش به سوى ميدان بدر است كه به هنگام خارج شدن از مكّه آلات لهو و لعب و بعضى از خوانندگان و شراب همراه خود آوردند حتّى اگر دم از بت پرستى مىزدند آنهم رياكارانه و عملًا براى جلب نظر بت پرستان بود.
بعضى ازمفسّران نيزگفتهاند ازآنجا كهبدر يكىاز مراكز تجمّع و از بازارهاى عرب بود
و درعرض سالگاهى در آنجا اجتماع مىكردند، ابوجهل مخصوصاً وسائل عيش و نوش را با خود برد و هدفش اين بود كه از همه كسانى كه با آنجا آشنا بودند زهر چشم بگيرد.
به هر حال قرآن مؤمنان را از اين گونه كارها نهى مىكند و به آنها دستور مىدهد كه با رعايت تقوا و اخلاص بر همه مشكلات غلبه كنند و سرنوشت رياكاران هوسباز و بىتقوا را در ميدان بدر فراموش ننمايند.
در آخرين آيه مورد بحث، باز هم از رياكارى به بيان ديگرى نكوهش مىكند و مىفرمايد: «واى بر نماز گزارانى كه نماز را به دست فراموشى مىسپارند و از آن غفلت مىكنند، آنها كه ريا مىكنند و مردم را از ضروريّات زندگى باز مىدارند»
(فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ، الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ، الَّذينَ هُمْ يُرآؤُنَ وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ)
. تعبير به «ويل» در قرآن مجيد در 27 مورد آمده است و غالباً در مورد گناهان بسيار سنگين و خطرناك است. به كار بردن، اين تعبير در مورد رياكاران نيز حكايت از شدّت زشتى عمل آنها مىكند.
از آنچه در آيات بالا آمد زشتى اين گناه و خطرات آن براى سعادت انسان آشكار مىشود و بخوبى روشن مىگردد كه يكى از موانع مهمّ تهذيب نفس و پاكى قلب و روح همين ريا كارى است كه نقطه مقابل آن خلوص نيّت و پاكى دل است.
ريا در روايات اسلامى
در احاديث اسلامى فوقالعاده به اين مسأله اهمّيّت داده شده و رياكارى به عنوان يكى از خطرناكترين گناهان معرفى شده است كه به گوشهاى از آن در ذيل اشاره مىشود:
1- در حديثى از پيغمبر اكرم مىخوانيم:
«اخْوَفُ ما اخافُ عَلَيكُمْ الرِّيا وَالشَّهْوَةُ الْخَفِيَّةُ
؛ خطرناكترين چيزى كه از آن بر شما مىترسم رياكارى و شهوت پنهانى است!»[1]
[1]. محجّة البيضاء، جلد 6، صفحه 141
ظاهراً منظور از شهوت پنهانى همان انگيزههاى مخفى رياكارى است.
2- در حديث ديگرى از همان حضرت آمده است:
«ادْنَى الرِّياءِ شِرْكٌ؛
كمترين ريا شرك به خداست.»[1]
3- باز از همان حضرت آمده است كه فرمود:
«لايَقْبَلُ اللَّهُ عَمَلًا فيهِ مِقْدارُ ذَرَّةٍ مِنْ رِياءٍ؛
خداوند عملى را كه ذرّهاى از ريا در آن باشد قبول نمىكند!»[2]
4- در حديث ديگرى از همان بزرگوار آمده است
«انَّ المُرائِى يُنادى عَلَيْهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ يا فاجِرُ يا غادِرُ يامُرائى ضَلَّ عَمَلُكَ وَ حَبَطَ اجْرُكَ اذْهَبْ فَخُذْ اجْرَكَ مِمَّنْ كُنْتَ تَعْمَلُ لَهُ؛
روز قيامت شخص ريا كار را صدا مىكنند و مىگويند اى فاجر! اى حيلهگر پيمان شكن! و اى رياكار! اعمال تو گم شد و اجر تو نابود گشت برو و پاداش خود را از كسى كه براى او عمل كردى بگير!»[3]
5- يكى از اصحاب مىگويد: پيامبر صلى الله عليه و آله را گريان ديدم، عرض كردم: چرا گريه مىكنيد؟ فرمود:
«انى تَخَوَّفْتُ عَلى امَّتى الشِّرْكَ، امَّا انَّهُمْ لايَعَبُدُونَ صَنَماً وَ لا شَمْساً وَ لا قَمَراً وَ لا حَجَراً، وَ لكِنَّهُمْ يُرائُونَ بِاعْمالِهِمْ؛
من بر امتّم از شرك و چند گانه پرستى بيمناكم! بدانيد آنها بت نخواهند پرستيد و نه خورشيد و ماه و قطعات سنگ را، ولى در اعمالشان ريا مىكنند (و از اين طريق وارد وادى شرك مىشوند).»[4]
6- در حديث ديگرى از همان حضرت صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود:
انَّ الْمَلَكَ لَيَصْعَدُ بِعَمَلِ الْعَبْدِ مُبْتَهِجاً بِهِ فَاذا صَعَدَ بِحَسَناتِهِ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ اجْعَلُوها فى سِجينٍ انَّهُ لَيْسَ ايَّاىَ ارادَ بِها؛
فرشته عمل بندهاى را با شادى به آسمان مىبرد هنگامى كه حسنات او را به بالا مىبرد خداوند عزّوجل مىفرمايد آن را در جهنّم قرار دهيد، او عمل خود را به نيّت من انجام نداده است!»[5]
7- باز در حديث ديگرى از همان حضرت صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«يَقُولُ اللَّهُ سُبْحانَهُ انى اغْنَىَ الشُّرَكاءِ فَمَنْ عَمِلَ عَمَلًا ثُمَّ اشْرَكَ فيْهِ غَيْرى فَانَا مِنْهُ بَرِىءٌ وَ هُوَ لِلَّذى اشْرَكَ بِهِ دُونى؛
خداوند سبحان مىفرمايد: من بىنيازترين شريكانم، هركس عملى بجا آورد و غير مرا
[1]. محجّة البيضاء، جلد 6، صفحه 141
[2]. محجّة البيضاء، جلد 6، صفحه 141
[3]. محجّة البيضاء، جلد 6، صفحه 141
[4]. محجّة البيضاء، جلد 6، صفحه 141
[5]. كافى، جلد 2، صفحه 295