بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 289

انسان خراب و بيمار و ظاهرش زيبا باشد»![1]

و در اين زمينه روايات از رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمّه هدى‌ بسيار فراوان است.

فلسفه تحريم ريا

شايد افراد ظاهر بين هنگامى كه به اين روايات تكاندهنده نگاه مى‌كنند از عظمت گناه ريا و آثار وحشتناك آن در شگفتى فرو روند و تصوّرشان اين باشد كه اگر عمل انسان خوب باشد چه فرق مى‌كند نيّت او هر چه مى‌خواهد باشد، فرض كنيد انسانى بيمارستان، مسجد، جادّه و پل يا مانند اينها براى رفاه مردم بسازد، نيّتش هرچه باشد بالاخره عمل او نيكو است، به فرض كه قصدش رياكارى باشد خدمت او به مردم در جاى خود ثابت است. بگذاريم مردم كار خير و خدمت كنند نيّتشان هر چه مى‌خواهد باشد.

ولى اين اشتباه بسيار بزرگى است؛ زيرا اوّلًا، هر عملى داراى دو نوع تأثير است:

تأثيرى در خود انسان مى‌گذارد، و تأثيرى در بيرون. رياكار با عمل خود درون خود را ويران مى‌سازد و از مقام والاى توحيد دور مى‌شود و در قعر درّه شرك پرتاب مى‌گردد؛ مردم را وسيله عزّت و احترام خود مى‌بيند و قدرت خدا را به دست فراموشى مى‌سپارد و اين رياكارى كه نوعى بت پرستى است سر از مفاسد بيشمار اخلاقى در مى‌آورد.

ثانياً، از نظر عمل بيرونى و خدماتى كه به ظاهر انجام داده و قصد او تظاهر و رياكارى بوده نيز جامعه دچار خسارت مى‌شود چرا كه سعى او اين است كه ظاهر عملش را درست كند و اهمّيّتى به باطن عمل نمى‌دهد و چه بسا اين امر سبب مى‌شود كه آن اسباب رفاه تبديل به اسباب عذاب براى مردم گردد و لطمه‌هاى جبران ناپذيرى از آن ببينند.

به عبارت ديگر، هنگامى كه جامعه‌اى عادت به رياكارى و تظاهر كند همه چيز او از محتوا تهى مى‌شود، فرهنگ و اقتصاد و سياست و بهداشت و نظم و نيروهاى دفاعى همه تو خالى و تهى مى‌گردد و همه جا به ظاهر سازى قناعت مى‌كنند، دنبال خير و سعادت‌

[1]. غرر الحكم، جلد 2، صفحه 749، شماره 209


صفحه 290

جامعه نيستند بلكه به سراغ چيزى مى‌روند كه ظاهر جالبى داشته باشد، و اين طرز كار، ضربات هولناكى بر جامعه وارد مى‌كند كه بر هوشمندان مخفى و پنهان نيست.

نشانه‌هاى رياكاران‌

بسيارى از افراد بعد از مطالعه و بررسى احاديث بالا و مانند آن كه شديدترين تعبيرات را درباره رياكاران دارد در تشخيص موضوع ريا گرفتار وسوسه مى‌شوند، البتّه جا دارد كه انسان در مورد ريا سختگير باشد، چرا كه نفوذ ريا در عمل بسيار مرموز و مخفى است، چه بسا انسان سالها عملى را انجام مى‌دهد بعداً مى‌فهمد كه عمل او ريائى بوده است، مثل داستان معروفى كه درباره يكى از مؤمنين پيشين نقل مى‌كنند كه نماز جماعت ساليان دراز را قضا كرد، و دليلش اين بود كه همه روز در صفّ اوّل مى‌ايستاد، يك‌روز دير به‌جماعت آمد و در صفوف آخر ايستاد احساس كرد از اين جريان ناراحت است، چرا كه مردم او را در صفوف آخر مى‌بينند، بايد هميشه در صف اوّل باشد!

ولى افراط و تفريط در اين مسأله مانند همه مسائل، اشتباه و خطاست، بايد از علامات ريا پى به وجود آن برد و از آن پرهيز كرد، ولى وسواس غلط است.

علماى اخلاق در اين زمينه بحثهاى جالبى دارند؛ از جمله، مرحوم فيض كاشانى در «محجّة البيضاء» سؤالى به اين صورت طرح مى‌كند: «اگر عالم و واعظ بخواهد بداند در وعظ خود صادق و مخلص است و رياكار نيست از كجا بداند؟»

سپس به پاسخ اين سؤال پرداخته مى‌گويد: «اين امر نشانه‌هائى دارد، از جمله اين كه اگر واعظى بهتر از او و آگاه‌تر و مقبول‌تر در ميان مردم پيدا شود خوشحال گردد و حسد او را به دل نگيرد، آرى! مانعى ندارد كه در مقام غبطه بر آيد و آرزو كند كه او مانند آن عالم و واعظ گردد (يا از او بهتر).

«نشانه ديگر اين كه اگر بزرگان و شخصيّتها در مجلس او حضور يابند سخنانش تغيير نكند، و همه مردم را به يك چشم نگاه كند (و به خاطر جلب توجّه آن عالم و اظهار فضل و كمال در پيشگاه او در سخنانش تغييرى حاصل نشود).

«نشانه ديگر اين كه اگر گروهى از مستمعين پشت سر او در كوچه و بازار به راه بيفتند


صفحه 291

خوشحال نباشد.»[1]

بهترين محك براى شناخت اعمال ريائى از غير ريائى همان معيارهائى است كه در روايات اسلامى آمده است؛ از جمله:

1- در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم كه فرمود:

«امَّا عَلامَةُ الْمُرائِى فَارْبَعَةٌ:

يَحْرُصُ فَى الْعَمَلِ لِلَّهِ اذا كانَ عِنْدَهُ احَدٌ وَ يَكْسِلُ اذا كانَ وَحْدَهُ وَ يَحْرُصُ فى كُلِّ امْرِهِ عَلَى الْمَحْمِدَةِ وَ يُحْسِنُ سَمْتهُ بِجُهْدِهِ؛

امّا علامت رياكار چهار چيز است: هنگامى كه كسى نزد اوست تلاش مى‌كند اعمال الهى انجام دهد و هنگامى كه تنها شد در انجام عمل كسل است! و در تمام كارهايش اصرار دارد مردم از او مدح و ستايش كنند، وسعى مى‌كند ظاهرش را در نظر مردم خوب جلوه دهد.»[2]

2- در حديث ديگرى همين معنى با تعبيرات جالب ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل شده است فرمود:

«لِلْمُرائِى‌ ارْبَعُ عَلاماتٍ:

يَكْسِلُ اذا كانَ وَحْدَهُ‌

وَيَنْشُطُ اذا كانَ فى النَّاسِ‌

وَ يَزيدُ فى الْعَمَلِ اذا اثْنِىَ عَلَيْهِ‌

وَيَنْقُصُ مِنْهُ اذا لَمُ يُثْنى عَلَيْهِ؛

ريا كار چهار علامت دارد:

اگر تنها باشد اعمال خود را با كسالت انجام مى‌دهد،

و اگر در ميان مردم باشد بانشاط انجام مى‌دهد،

هرگاه او را مدح و ثنا گويند بر عملش مى‌افزايد،

و هرگاه ثنا نگويند از آن مى‌كاهد!»[3]

شبيه همين معنى از لقمان حكيم نيز نقل شده است.[4]

[1]. محجّة البيضاء، جلد 6، صفحه 200

[2]. تحف العقول، صفحه 17

[3]. شرح نهج‌البلاغه ابن ابى الحديد، جلد 2، صفحه 180

[4]. خصال (مطابق نقل ميزان الحكمة، جلد 2، صفحه 1020 چاپ جديد.)


صفحه 292

خلاصه، هركارى كه با انگيزه بهتر نشان دادن عمل در انظار مردم صورت گيرد، سبب نفوذ ريا در عمل است و اين انگيزه را هر چند مرموز باشد از دوگانگى برخورد انسان به اعمالى كه در خلوت و جلوت انجام مى‌دهد مى‌توان دريافت.

اين مطلب به اندازه‌اى ظريف و مرموز است كه گاه انسان براى فريب وجدان خود اعمال خود را در خلوت بسيار جالب انجام مى‌دهد تا خود را قانع كند كه در اجتماع نيز همان گونه انجام دهد و دوگانگى در آن نباشد در حالى كه هم عملى را كه در اجتماع انجام مى‌دهد ريا است و هم آن را كه در خلوت انجام داده آلوده به نوعى ريا است.

امّا همان گونه كه در بالا نيز اشاره شد، افراط در اين مسأله جايز نيست چرا كه ديده شده افرادى از نماز جماعت و وعظ و ارشاد بر سر منبر و تدريس و تصنيف كتاب محروم مى‌شوند به اين عنوان كه مى‌ترسيم عمل ما ريائى باشد.

در روايات اسلامى نيز به اين مطلب اشاره شده است كه اگر انسان عملى انجام دهد و مردم از آن با خبر شوند و از آن مسرور گردد در حالى كه انگيزه او از آغاز ارائه به مردم نبوده ضررى به قصد قربت و عمل الهى او نمى‌زند.[1]

از اينجا روشن مى‌شود كه تشويق نيكوكاران نسبت به اعمال صالحى كه انجام داده‌اند در يك مجلس عمومى يا در وسائل ارتباط جمعى به اين قصد كه ديگران نيز به اين كار تشويق شوند منع شرعى ندارد، بلكه از كارهائى است كه بزرگان هميشه انجام مى‌داده‌اند و اجر و پاداش انجام دهنده كار نيز ضايع نمى‌شود، مشروط به اين كه انگيزه‌اش از آغاز چنين مطلبى نبوده باشد.

در آيات قرآنى و روايات اسلامى نيز بارها تشويق به صدقات و خيرات پنهانى و آشكار شده است، و اين نشان مى‌دهد كه انسان مى‌تواند با انجام اعمال صالحه بطور آشكار انگيزه‌هاى الهى خود را نيز حفظ كند، و از ريا بركنار بماند.

در پنج آيه از قرآن مجيد تشويق به انفاق‌

«سِرّاً وَعَلانِيَةً»

يعنى بخشش در پنهان و آشكار يا

«سِرّاً وَ جَهْراً»

كه همان معنا را مى‌دهد شده است.[2]

[1]. وسائل الشيّعه، جلد 1، ابواب مقدّمة العبادات، باب 15، صفحه 55

[2]. بقره- 274؛ رعد- 22؛ ابراهيم- 31؛ نحل- 75؛ فاطر- 29


صفحه 293

اصولًا قسمتى از عبادات اسلامى بطور آشكار انجام مى‌شود همانند نماز جمعه و جماعت و مراسم با شكوه حجّ خانه خدا و تشييع جنازه مؤمن و جهاد و امثال آن؛ درست است كه بايد انگيزه در تمام اينها الهى باشد ولى اگر گرفتار وسوسه شود همه اين اعمال را ترك مى‌كند و اين نيز ضايعه بزرگى است.

طريق درمان ريا

راه مبارزه با ريا كارى، مانند همه اخلاق و اعمال مذموم و ناپسند، دو چيز است:

نخست توجّه به علل و ريشه‌هاى آن براى خشكانيدن و نابود كردن آنها، و سپس مطالعه در پيامدهاى آن براى آگاه شدن از عواقب دردناكى كه در انتظار آلودگان به اين اخلاق مذموم است.

گفتيم ريشه ريا همان «شرك افعالى» و عدم توجّه به حقيقت توحيد است.

اگر پايه‌هاى توحيد افعالى در درون جان ما محكم شود و بدانيم عزّت و ذلّت و روزى و نعمت به دست خداست و دلهاى مردم نيز در اراده و اختيار اوست هرگز به خاطر جلب رضاى اين و آن اعمال خود را آلوده به ريا نمى‌كنيم!

اگر به يقين بدانيم كسى كه با خداست همه چيز دارد، و كسى كه از او جداست فاقد همه چيز است، و به مصداق‌

«انْ يَنْصُرُكُمْ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ وَ انْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَاالَّذى يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ؛

اگر خداوند شما را يارى كند هيچ كس بر شما غلبه نخواهد كرد و اگر دست از يارى شما بر دارد هيچ كس نمى‌تواند شما را يارى كند!»[1]

و اگر به اين حقيقت قرآنى توجّه كنيم كه تمام عزّت نزد خدا و به دست خداست:

«ايَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَانَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميْعاً؛

آيا كسانى كه با دشمنان خدا طرح دوستى مى‌ريزند مى‌خواهند عزّت و آبرو نزد آنها كسب كنند، با اين كه همه عزّتها از آن خداست!»[2]

آرى! اگر ايمان به اين امور در اعماق جان مستقر شود دليلى ندارد كه انسان براى‌

[1]. سوره آل عمران، آيه 160

[2]. سوره نساء، آيه 139


صفحه 294

جلب توجّه مردم و كسب وجاهت و آبرو يا جلب اعتماد آنها خود را آلوده به اعمال نفاق آلود كند!

بعضى از علماى اخلاق گفته‌اند ريشه اصلى رياكارى حبّ جاه و مقام است كه اگر آن را تشريح كنيم به سه اصل باز مى‌گردد: علاقه به ستايش مردم، فرار از مذّمت و نكوهش آنها، و طمع ورزيدن به آنچه در دست مردم است.

سپس مثالى براى آن در مورد جهاد فى سبيل اللَّه مى‌زنند كه انسان گاه به جهاد مى‌رود براى اين كه مردم از شجاعت و قهرمانى او سخن بگويند، و گاه به جهاد مى‌رود تا او را به ترس و جبُن متّهم نسازند، و گاه به خاطر به چنگ آوردن غنائم جنگى قدم در ميدان مى‌گذارد! تنها كسى مى‌تواند از جهادش بهره بگيرد كه براى عظمت آئين حق و دفاع از دين خدا پيكار كند.

اين‌از يك‌سو، و از سوى ديگر، هنگامى كه انسان به آثار مرگبار رياكارى بينديشد كه:

ريا همچون آتش سوزانى است كه در خرمن اعمال انسان مى‌افتد و همه را خاكستر مى‌كند؛ نه تنها عبادات و طاعات انسان را بر باد مى‌دهد بلكه گناه عظيمى است كه مايه روسياهى صاحب آن در دنيا و آخرت است.

ريا همچون موريانه‌اى است كه ستونهاى كاخ سعادت انسان را از درون تهى مى‌كند و بر سر صاحبش ويران مى‌سازد.

ريا كارى نوعى كفر و نفاق و شرك است.

رياكارى شخصيّت انسان را در هم مى‌كوبد و آزادگى و حريّت و كرامت انسانى را از او مى‌گيرد و بدبخترين مردم در قيامت رياكارانند!

توجّه به اين حقايق، اثر باز دارنده مهمّى بر رياكاران دارد.

اين نكته نيز قابل توجّه است كه پنهان كردن نيّتهاى آلوده به ريا، براى مدّت طولانى ممكن نيست، و رياكاران غالباً در همين دنيا شناخته و رسوا مى‌شوند و از لا به لاى سخنان و رفتار آنها آلودگى نيّت آنها فاش مى‌شود، و ارزش خود را نزد خاصّ و عام از دست مى‌دهند؛ توجّه به اين معنى نيز اثر باز دارنده مهمّى دارد.

لذّتى كه از عمل خالص و نيّت پاك به انسان دست مى‌دهد با هيچ چيز قابل مقايسه‌


صفحه 295

نيست، و همين امر براى خلوص نيّت كافى است.

بعضى از علماى اخلاق گفته‌اند: يكى از طرق درمان عمل ريا اين است كه انسان تلاش براى پنهان نگاه داشتن عبادات و حسنات خود كند و به هنگام عبادت در را بر روى خود ببندد، و هنگام انفاق و كارهاى خير ديگر سعى بر كتمان آن نمايد تا تدريجاً به اين كار عادت كند.

ولى اين به آن معنا نيست كه از شركت در جمعه و جماعت و مراسم حج و اعمال دسته جمعى ديگر خوددارى نمايد كه آن نيز ضايعه‌اى است بزرگ!

آيا نشاط در عبادت منافات با اخلاص دارد؟

اين سؤالى است كه بسيارى از خود مى‌كنند كه بعد از انجام يك عبادت خوب احساس نشاط مى‌كنيم آيا اين نشانه ريا نيست؟ و پاسخ آن اين است كه اگر سرچشمه نشاط توفيقى باشد كه خدا به او داده و نورانيّت و روحانيّتى باشد كه از ناحيه عبادات در وجود انسان حاصل مى‌شود هيچ منافاتى با خلوص نيّت ندارد؛ آرى! اگر اين نشاط از مشاهده مردم از اعمال او حاصل گردد منافات با خلوص دارد هر چند موجب بطلان عمل نمى‌شود مشروط به اين كه مقدار يا كيفيّت اعمال خود را بر اثر مشاهده مردم به هيچ وجه تغيير ندهد.

اين معنى در روايات اسلامى نيز آمده است:

در حديثى از امام باقر عليه السلام مى‌خوانيم: كه در پاسخ سؤالى كه يكى از يارانش در اين زمينه عنوان كرد و عرضه داشت كسى عمل خيرى انجام داده و ديگرى آن را مى‌بيند و صاحب عمل خوشحال مى‌شود، آيا اين معنى با خلوص نيّت منافات دارد؟

فرمود:

لا بَأْسَ، ما مِنْ احَدٍ الّا وَ هُوَ يُحِبُّ انْ يَظْهَرَ لَهُ فى الْناسِ الْخَيْرُ اذا لَمْ يَكُنْ صَنَعَ ذلِكَ لِذلِكَ!

؛ اشكالى ندارد، هر كسى دوست دارد كه در ميان مردم كار خير او آشكار گردد (و مردم او را به نيكوكارى بشناسند) مشروط بر اين كه عمل خير را براى اين‌


صفحه 296

هدف انجام نداده باشد.[1]

در حديث ديگر مى‌خوانيم كه «ابوذر» شبيه اين سؤال را از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نمود و عرض كرد انسان عملى براى خويش (به قصد قربت) انجام مى‌دهد و مردم او را دوست مى‌دارند؛ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:

«تِلْكَ عاجِلُ بُشْرى‌ الْمُؤْمِنِ؛

اين بشارت سريعى است كه نصيب مؤمن (در دنيا) مى‌شود.»[2]

تفاوت ريا و سمعه؟

در اينجا سؤال ديگرى مطرح است و آن اين كه در ميان ريا و سمعه چه تفاوتى وجود دارد؟ و آيا هر دو با خلوص نيّت منافات دارد، و موجب بطلان عمل است؟!

درجواب عرض‌مى‌كنيم: «ريا» آن‌است كه عمل را طورى انجام دهد كه ديگران ببينند و از اين طريق كسب وجاهت و موقعيت براى عمل كننده حاصل شود، ولى «سمعه» آن است كه عمل نيكى دور از چشم مردم انجام دهد به اين هدف كه بعداً به گوش مردم برسد و موقعيتى در جامعه براى او فراهم شود، بنابراين هر دو عمل، انگيزه غير الهى دارد منتها يكى از طريق مشاهده به اطّلاع مردم مى‌رسد، و ديگرى از طريق شنيدن و اشتهار و در واقع هيچ تفاوتى از نظر فساد و بطلان عمل و فقدان قصد قربت و آلودگى نيّت در ميان اين دو نيست.

ولى اگر سمعه را اين چنين تفسير كنيم كه فاعل در حين انجام عمل قصد قربت داشته بعداً كه مردم از آن آگاه مى‌شوند و او را مى‌ستايند شاد و خوشحال مى‌شود، اين حالت به يقين موجب بطلان عمل نخواهد شد.

و هرگاه عملى را با قصد قربت انجام دهد و بعد به اين فكر بيفتد كه انجام آن را اينجا و آنجا بازگو كند تا كسب موقعيّت كند (و اين كار را رياى بعد از عمل مى‌نامند) موجب‌

[1]. وسائل الشّيعه، جلد 1، صفحه 55

[2]. وسائل الشّيعه، جلد 1، صفحه 55