بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 343

تأثير عبادات در پالايش روح، در روايات اسلامى‌

اين مسأله در روايات اسلامى بازتاب بسيار وسيع و گسترده‌اى دارد كه به گوشه‌اى از آن، در ذيل اشاره مى‌شود، و شرح تمام آن در خور كتاب مستقلّى است:

1- در تمام رواياتى كه سخن از فلسفه احكام به ميان آمده، اشاره به تأثير عبادت در تهذيب نفوس و پالايش روح و صفاى دل شده است؛ از جمله، در كلمات قصار اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است:

«فَرَضَ اللَّهُ الْايِمانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّركِ، وَالصَّلوةَ تَنْزيهاً عَنِ الْكِبْرِ وَ الزَّكاةَ تَسْبيباً لِلرِّزْقِ، وَ الصِّيامَ ابتِلاءً لِاخْلاصِ الْخَلْقِ؛

خداوند ايمان را براى تطهير دل از شرك واجب فرموده، و نماز را براى پاك شدن از تكبّر، و زكات را سبب روزى قرار داده، و روزه را وسيله‌اى براى پرورش اخلاص بندگان ...»[1]

شبيه همين معنى با مختصر تفاوتى در خطبه معروف بانوى اسلام فاطمه زهرا عليها السلام ديده مى‌شود آنجا كه مى‌فرمايد:

«فَجَعَلَ اللَّهُ الْايمانَ تَطْهيراً لَكُمْ مِنَ الشِّركِ، وَ الصَّلوةَ تَنْزِيهاً لَكُمْ عَنِ الْكِبْرِ، وَ الزَّكاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ وَ نِماءً فِى الرِّزْقِ، وَ الصِّيامَ تَثْبِيتاً لِلْاخْلاصِ ...؛

خداوند ايمان را سبب پاكسازى شما از شرك قرار داده است و نماز را وسيله‌اى براى تطهير قلوب از كبر، و زكات را موجب تزكيه نفس (از بخل و حرص و دنيا پرستى) و نموّ روزى، و روزه را عامل تثبيت خلوص نيّت.»[2]

2- در حديث معروفى كه درباره نماز از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده، نماز را تشبيه به نهر آب زلال جارى مى‌كند كه بر در خانه انسان باشد و همه روز انسان خود را پنج بار در آن شست و شو كند؛ بديهى است كه بر اثر آن، چيزى از آلودگيها در وى باقى نمى‌ماند؛ اين حديث نيز دليل روشنى بر اين مدّعاست.[3]

و به همين ترتيب، درباره هر يك از عبادات آثارى ذكر شده كه شاهد گوياى تأثير عبادت در تهذيب نفوس انسانى است.

3- در حديث ديگرى از امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام درباره آثار عبادت بطور كلّى‌

[1]. نهج البلاغه، كلمات قصار، جمله 252

[2]. به كتاب زندگى حضرت فاطمه زهرا (س) مراجعه شود

[3]. محجّة البيضاء، جلد 1، صفحه 339 (كتاب اسرار الصلاة)


صفحه 344

چنين مى‌خوانيم:

«فَانْ قالَ فَلِمَ تَعَبَّدَهُمْ؟ قِيلَ لِئَلَّا يَكُونُوا ناسينَ لَذِكْرِهِ وَ لا تارِكِينَ لِادَبِهِ، وَ لا لاهِينَ عَنْ امْرِهِ وَ نهْيِهِ، اذا كانَ فيهِ صَلاحُهُمْ وَ قِوامُهُمْ، فَلَوْ تُرِكُوا بغَيْرِ تَعَبُّدٍ، لَطَالَ عَلَيهِمُ الامَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ؛

اگر كسى بگويد: چرا خداوند به بندگانش دستور عبادات داده (مگر نياز به عبادت آنها دارد؟) در پاسخ گفته مى‌شود، اين به خاطر آن است كه ياد خدا را به فراموشى نسپارند، و ادب را در پيشگاه او ترك نكنند، و از امر و نهى او غافل نشوند، چرا كه در آن صلاح و قوام آنها است، و اگر مردم بدون پرستش و عبادت رها شوند، مدّت زيادى بر آنها مى‌گذرد (و از ياد خدا غافل مى‌شوند) لذا دلهاى آنها قساوت پيدا مى‌كند.»[1]

به اين ترتيب، روشن مى‌شود كه عبادت پروردگار قلب را بيدار، و روح را هشيار مى‌كند، و مايه ياد خداست كه آن نيز خمير مايه اصلاح درون و برون است.

4- در حديث ديگرى از امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام مى‌خوانيم كه در ضمن بر شمردن آثار سازنده نماز مى‌فرمايد:

«مَعَ ما فِيهَ مِنَ الْايجابِ وَ الْمُداوَمَةِ عَلى‌ ذِكْرِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ لِئَلّا يَنْسِى الْعَبْدُ سَيِّدَهُ وَ مُدَبِّرَهُ وَ خالِقَهُ، فَيَبْطُرَ وَ يَطْغى‌ وَ يَكُونُ فِى ذِكْرِهِ لِرَبِّهِ وَ قِيامِهِ بَيْنَ يَدَيْهِ زاجِراً لَهُ عَنِ الْمَعاصِىَ وَ مانِعاً لَهُ عَنْ انْواعِ الْفَسادِ؛

علاوه بر اين كه عبادت، سبب تداوم ذكر خداوند متعال در شب و روز مى‌شود، تا بنده مولى و مدبّر و خالقش را فراموش نكند، و نعمتهاى الهى مايه مستى و غرور او نشود، و به طغيان بر نخيزد، و ياد پروردگار و قيام در برابر او، وى را از معاصى باز مى‌دارد و مانع انواع فساد مى‌شود.»[2]

5- در حديث ديگرى، از امام صادق عليه السلام در مورد آثار نماز و ميزان قبولى آن چنين آمده است:

«مَنْ احَبَّ انْ يَعْلَمَ انْ قُبِلَتْ صَلاتُهُ امْ لَمْ تُقْبَلْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ مَنَعَتْ صَلاتُهُ عِنَ الفَحشْاءِ وَ الْمُنْكَرِ، فَبِقَدْرِ ما مَنَعَتْهُ قُبِلَتْ؛

هر كس مى‌خواهد بداند آيا نماز او قبول شده يا نه ببيند آيا نمازش او را از زشتيها و بديها باز داشته است يا نه؟ به همان اندازه كه او را باز داشته نمازش قبول شده است!»[3]

[1]. عيون اخبار الرّضا، مطابق نقل نور الثّقلين، جلد 1، صفحه 39، حديث 39

[2]. وسائل الشّيعه، جلد 3، صفحه 4

[3]. مجمع البيان، جلد 8، صفحه 285، ذيل آيه 45 سوره عنكبوت‌


صفحه 345

اين عبارت با صراحت و وضوح، روشن مى‌كند كه نماز صحيح و كامل رابطه مستقيم و تنگاتنگى با مسايل اخلاقى و دعوت به خوبيها و نهى از بديها دارد؛ و آنها كه نمازشان اين اثر را ندارد، تنها به جسم نماز پرداخته‌اند؛ و به تعبير، ديگر نمازى است اسقاط كننده تكليف نه مورد قبول پروردگار.

6- در حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله در مورد فلسفه روزه چنين مى‌خوانيم:

«انَّ الصَّوْمَ يُميتُ مُرادَ النَّفْسِ وَ شَهْوَةَ الطَّبْعِ الحَيْوانِىِّ، وَ فيهِ صَفاءُ الْقَلْبِ وَ طَهارَةُ الجَوارِحِ، وَ عَمارَةُ الظَّاهِرِ وَ الْباطِنِ، وَ الُشّكْرُ عَلَى النِّعَمِ، وَ الْاحْسانُ الَى الْفُقَراءِ، وَ زِيادَةُ التَّضَرُّعِ وَ الْخُشُوعِ، وَ الْبُكاءِ وَ جَعْلِ الْالْتِجاءِ الَى اللَّهِ، وَ سَبَبُ انْكِسارِ الْهِمَّةِ، وَ تَخْفِيفِ الْسَّيِئاتِ، وَ تَضْعِيفِ الْحَسَناتِ، وَ فيهِ مِنَ الْفَوائِدِ ما لا يُحْصى‌؛

روزه هواى نفس و شهوت طبيعت حيوانى را مى‌ميراند (و طغيان آن را فرو مى‌نشاند)، و در آن صفاى قلب و پاكى اعضاء، و آبادى بيرون و درون انسان، و شكر بر نعمتها، و احسان به فقرا، و فزونى تضرّع و خشوع و گريه است؛ و وسيله‌اى است براى التجاء به پروردگار، و سبب شكستن دلبستگيها و كم شدن سيّئات، و فزونى حسنات است؛ و در آن فوائد بيشمارى است.»[1]

در اين حديث چهارده اثر مثبت براى روزه ذكر شده كه مجموعه‌اى از صفات فضيلت و افعال اخلاقى است.

7- اين بحث دامنه دار را با حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام پايان مى‌دهيم (و كسانى كه مايل باشند مطالب بيشترى را در اين زمينه بخوانند به «وسائل الشّيعه»، ابواب نخستين هر يك از عبادات، و همچنين به «بحارالانوار» مراجعه كنند.)، فرمود:

«دَوامُ الْعِبادَةِ بُرْهانُ الظَّفَرِ بِالسَّعادَةِ؛

استمرار و پى‌گيرى عبادت، دليلى بر وصول به سعادت است.»[2]

آرى! آنها كه مى‌خواهند سعادتمند شوند بايد به سراغ نيايش پروردگار بروند!

[1]. بحارالانوار، جلد 93، صفحه 254

[2]. غرر الحكم، شماره 5147


صفحه 346

نتيجه:

از روايات بالا و روايات ديگرى كه در اين زمينه در لابه لاى كتب معروف روايى وارد شده و به خاطر عدم اطاله سخن از نقل همه آنها چشم پوشيديم، رابطه بسيار نزديك عبادت و پاكسازى روح و صفاى دل و تهذيب نفوس را روشن مى‌سازد.

مخصوصاً هر قدر عبادت خالصتر و بى‌رياتر و آميخته با حضور قلب و آداب باشد، اين تأثير قوى‌تر خواهد بود.

اين مسأله كاملًا محسوس است كه انسان وقتى عبادتى را خالصانه و مخلصانه و با حضور قلب انجام مى‌دهد، بعد از آن نورانيّت و صفاى ديگرى در قلب و جان خود احساس مى‌كند، ميل او به خوبيها بيشتر مى‌شود و تنّفر او از بديها افزون مى‌گردد؛ خود را به خدا نزديكتر مى‌بيند و روح خضوع و تواضع و عبوديّت و تسليم در برابر حق را در خود زنده مى‌بيند.

اين نكته قابل توجّه است كه همه عبادات يك اثر مشترك دارند و هر كدام يك تأثير ويژه، اثر مشترك همه آنها پرورش روح خضوع و اخلاص و تسليم در مقابل حق، و بيدارى و هوشيارى و ترك غفلت است.

و اثر ويژه هر كدام متناسب آن عبادت است؛ نماز نهى از فحشاء و منكر مى‌كند، و روزه اراده را قوى و هواى نفس را تحت كنترل نيروى عقل در مى‌آورد؛ حج، انسان را از تمام رزق و برق‌هاى زندگى و تعلّقات حيات دور مى‌سازد، و زكات، بخل و حرص و دنيا پرستى را كم مى‌كند.

ذكر خدا مايه آرامش دل است؛ و هر يك از اذكار، انسان را متوجّه يكى از صفات جلال و جمال خدا مى‌كند، و او را به هماهنگى با حق تشويق مى‌نمايد.

به اين ترتيب، كسى كه همه اين عبادات را به جا مى‌آورد، هم از اثرات عامّ آن بهره مى‌گيرد و هم از تأثيرات ويژه آنها استفاده مى‌كند؛ و مى‌تواند فضايل اخلاقى را در پرتو آنها در وجود خود پرورش دهد؛ بنابراين، عبادت و نيايش ما در برابر پروردگار، يكى از گامهاى مؤثّر خود سازى ماست، مشروط بر اين كه با روح و فلسفه عبادت آشنا باشيم و تنها به جسم آن قناعت نكنيم! البتّه، درباره ذكر خدا به خاطر اهمّيّت فوق‌العاده آن بحث‌


صفحه 347

جداگانه‌اى خواهيم داشت.

ياد خدا و پرورش روح‌

علماى اخلاق به پيروى از قرآن مجيد و روايات اسلامى اهمّيّت فوق‌العاده‌اى براى ذكر به عنوان يكى از شاخه‌هاى مهمّ عبادت در پاكسازى روح و جان و بيدارى و آگاهى و تهذيب نفس قائل هستند؛ و براى هر مرحله از مراحل سير و سلوك، اذكارى ذكر كرده‌اند؛ مثلًا، در مرحله توبه، توجّه به ذكر «يا غَفَّارُ» و در مرحله محاسبه نفس «يا حَسيبُ» و در مرحله جلب رحمتهاى اليه «يا رَحْمانُ) و «يا رَحْيمُ» امثال آن.

اين اذكار به تناسب حالاتى است كه انسان دارد و مسيرهائى كه مى‌پيمايد؛ ولى به عنوان ذكر مطلق كه در هر حالى خوب است، نه به عنوان قصد ورود.

آرى! ذكر خدا از بزرگترين عبادات و بهترين حسنات است و در برابر تهاجم وسوسه‌هاى نفس و نفوذ شيطان به انسان مصونيّت مى‌بخشد.

پرده‌هاى خودخواهى و غرور راكه بزرگترين دشمن‌سعادت انسان‌است مى‌درد، او را از خواب‌غفلت بيدار مى‌كند و از خطراتى كه سعادت وى را تهديد مى‌كند آگاه مى‌سازد.

ذكر خدا مانند دانه‌هاى حياتبخش باران است كه بر سرزمين روح و قلب انسان مى‌بارد و انواع بذرهاى فضيلت و تقوا را شكوفا و بارور مى‌سازد، و هر اندازه درباره اهمّيّت اين عبادت سخن گفته شود باز كم است.

با اين اشاره به قرآن مجيد باز مى‌گرديم و اهمّيّت ذكر اللَّه را در آن جستجو مى‌كنيم:

1- الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِاللَّهِ الا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ‌(سوره رعد، آيه 28)

2- اقِمِ الصَّلوةَ انَّ الصَّلَوةَ تَنْهى عَنِ الْفَحشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ اكْبَرُ(سوره عنكبوت، آيه 45)

3- انَّنِى انَا اللَّهُ لا الهَ الَّا انَا فَاعْبُدْنى وَ اقِمِ الصَّلَوةَ لِذِكْرِى‌(سوره طه، آيه 14)

4- اذْهَبْ انْتَ وَاخُوكَ بِآياتى وَ لا تَنِيا فى ذِكْرِى‌(سوره طه، آيه 42)

5- وَ مَنْ اعْرَضَ عَنْ ذِكْرى فَانَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكا(سوره طه، آيه 124)


صفحه 348

6- وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدوةِ وَ الْعَشِىِّ يُريْدُونَ وَجْهَهُ وَ لاتَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُريدُ زينَةَ الْحَيَوةِ الدُّنيا وَ لا تُطِعْ مَن اغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَكانَ امْرُهُ فُرُطاً(سوره كهف، آيه 28)

7- فَاعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى‌ عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ الَّا الْحَيَوةَ الدُّنيا(سوره نجم، آيه 29)

8- يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثيراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ اصيلًا- هُوَ الَّذى يُصَلِّى عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الَى النُّورِ وَ كانَ بِالْمُؤمِنينَ رَحيماً(سوره احزاب، آيات 41 تا 43)

9- انَّما يُريدُ الشَّيْطانُ انْ يُوْقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِى الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلَوةِ(سوره مائده، آيه 91)

10- رِجالٌ لاتُلْهيِهمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ‌(سوره نور، آيه 37)

ترجمه:

1- (هدايت يافتگان) كسانى هستند كه ايمان آورده‌اند و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مى‌يابد!

2- نماز را بر پا دار كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مى‌دارد و ياد خدا مهمتر است!

3- (اى موسى!) من «اللّه» هستم، معبودى جز من نيست! مرا بپرست و نماز را براى ياد من بپا دار

4- (اكنون) تو و برادرت با آيات من برويد و در ياد من كوتاهى نكنيد!

5- و هركس از ياد من روى گردان شود زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت!

6- با كسانى باش كه پروردگار خود را صبح و عصر مى‌خوانند و تنها رضاى او را مى‌طلبند و هرگز به‌خاطر زيورهاى‌دنيا چشمان‌خود را از آنها برمگير! و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن، همانها كه از هواى نفس پيروى كردند و كارهايشان افراطى است!

7- از كسى كه از ياد ما روى مى‌گرداند و جز زندگى مادّى دنيا را نمى‌طلبد اعراض كن!

8- اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! خدا را بسيار ياد كنيد- و صبح و شام او را تسبيح گوييد!-


صفحه 349

او كسى است كه بر شما درود و رحمت مى‌فرستد، و فرشتگان او (نيز براى شما تقاضاى رحمت مى‌كنند)، تا شما را از ظلمات (جهل و شرك و گناه) به سوى نور (ايمان و علم تقوا) رهنمون گردد، او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است.

9- شيطان مى‌خواهد به وسيله شراب و قمار در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد!

10- مردانى (آنها كسانى هستند) كه هيچ تجارت و معامله‌اى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و اداى زكات غافل نمى كند!

تفسير و جمع بندى‌

در نخستين آيه، سخن از تأثير ياد خدا در آرامش دلها است؛ آرامشى كه مى‌تواند انسان را از لغزشها برهاند و به فضائل اخلاقى بيارايد؛ مى‌فرمايد: آنها (هدايت يافتگان) كسانى هستند كه ايمان آورده‌اند و دلهايشان به ذكر خدا مطمئن و آرام است.»

(الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ)

سپس همين معنى را به صورت يك قاعده كلّى بيان كرده، مى‌افزايد: «آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مى‌يابد!»

(الا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)

اين آرامش فوق العاده به خاطر آن است كه نگرانيها گاه به خاطر آينده تاريك و مبهمى است كه در پيش دارد؛ مثلًا، از احتمال زوال نعمتها يا گرفتارى در چنگال بيمارى و درماندگى و ناتوانى و مانند آن ناشى مى‌شود، و گاه گذشته تاريك زندگى، فكر او را به خود مشغول مى‌دارد، و نيز دنياپرستى و دلباختگى نسبت به دنيا، سوء ظن‌ها و توهّمها و ترس و وحشت از مرگ، هر يك از اينها مى‌تواند عاملى براى نگرانى و سلب آرامش انسان شود.

بخل و حسد و حرص و طمع و مانند آنها نيز از عوامل نگرانى انسان است.

ياد خدا، همان خداوندى كه جواد و كريم و رحمان و رحيم و خالق و رازق و بخشنده و بنده نواز است- خداوندى كه حلّ هر مشكلى در بربر قدرتش آسان، و هر امر پيچيده‌اى در برابر اراده‌اش ساده است.


صفحه 350

آرى! ياد چنين پروردگار مايه آرامش دلها و سبب پرورش فضائل اخلاقى است. اين نكته قابل توجّه است كه نفس مطمئنَّه همان نفسى است كه مخاطب به خطاب‌

«يَا ايَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعى الى‌ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِى فِى عِبادِى وَادْخُلِى جَنَّتِى؛

اى نفس مطمئنه! به سوى پروردگارت باز گرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است، پس در سلك بندگانم درآى و در بهشتم وارد شو!»[1]

در دومين آيه، بعد از بيان اين نكته كه نماز انسان را از زشتيها و منكرات باز مى‌دارد

(انَّ الصَّلَوةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ)

مى‌فرمايد: «ذكر خدا از نماز هم بالاتر است!»

(وَ لَذِكْرُ اللَّهِ اكْبَرُ)

آرى! ياد خدا روح نماز است، و روح شريفترين بخش وجود مى‌باشد؛ اگر نماز سبب ترك فحشاء و منكر مى‌شود نيز به خاطر همين ذكر اللَّه است؛ زيرا ياد خدا انسان را به ياد نعتمهاى او مى‌اندازد كه تمام وجود انسان در آن غرق است، و ياد آورى اين نعمتها انسان را از نافرمانى بخشنده نعمت، باز مى‌دارد و از گناه شرمنده مى‌كند.

از سوى ديگر، او را به ياد روز قيامت و دادگاه عدل الهى مى‌اندازد؛ خود را در برابر دادگاه بزرگ حق مى‌بيند و پرونده اعمال خويش را در آنجا حاضر، و مأموران مجازات را آماده مجازات بدكاران، و فرشتگان رحمت را آماده پذيرائى از بندگان خوب خدا در بهشت برين مشاهده مى‌كند؛ و اين عامل ديگرى براى ترك عصيان و ترك كارهاى ضدّ اخلاق است.

بعضى از مفسّران گفته‌اند: جمله

«وَ لَذِكْرُ اللَّهِ اكْبَرُ»

اشاره به اين است كه ذكر خدا برترين اعمال و عبادات بندگان است.

اين احتمال نيز داده شده است كه منظور از«ذكر اللّه»در اينجا يادى است كه خدا از بنده‌اش مى‌كند (در برابر يادى كه بنده از خدا دارد.)[2]و اين ياد خدا او را به درجات عاليه عبوديّت و بندگى سوق مى‌دهد و از هر چيز برتر و والاتر است؛ ولى احتمال اوّل با معنى‌

[1]. سوره فجر، آيات 27 تا 30

[2]. المحجّة البيضا، جلد 2، صفحه 266