بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 169

صحيحى از خود و ديگران را داشته باشد و در محاسبات خود در حركت فردى و اجتماعى گرفتار اشتباه مى‌شود و همين امر او را به ندامت و پشيمانى مى‌كشاند، در همين زمينه در حديث اميرمؤمنان عليه السلام مى‌خوانيم: «دنيا خواب و خيالى بيش نيست و مغرور شدن به آن موجب پشيمانى است».[1]

7- در يك جمله مى‌توان گفت: افراد مغرور در دنيا و آخرت تهيدست و بيچاره‌اند، چنانكه در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است:«الْمَغْرُورُ فِى الدُّنْيَا مِسْكِينٌ و فِى الْآخِرَةِ، مَغْبُونٌ لِانَّهُ بَاعَ الْافْضلَ بِالْادْنَى؛انسان مغرور در دنيا مسكين و بيچاره است و در آخرت مغبون؛ چرا كه متاع برتر را به متاع پست‌تر فروخته است».[2]

5- طرق درمان غرور

از آنجا كه غرور غالباً ناشى از جهل و عدم شناخت خويشتن و قدر و منزلت انسان در پيشگاه خداست نخستين گام درمان اين بيمارى اخلاقى شناخت خويشتن و معرفت پروردگار و نيز شناخت لياقت‌ها و شايستگى‌ها در انسانهاى ديگر است.

اگر انسان به گذشته خويش برگردد كه طفلى بود از هر نظر عاجز و ناتوان و به آينده خويش بنگرد كه پير و ناتوان و از كار افتاده مى‌شود و اگر چند روزى قدرت، مال، ثروت، جوانى و زيبايى دارد، همه آنها در معرض انواع آفات است و طبق ضرب‌المثل معروف «به مالت نناز كه به شبى از بين مى‌رود و به جمالت نناز كه به تبى از بين مى‌رود!» همه اينها آسيب‌پذير است.

و نيز اگر به تاريخ پيشينيان بنگرد و سرعت زوال قدرت‌ها و از ميان رفتن اموال و نابودى امكانات با خبر شود هرگز مست غرور نخواهد شد.

چگونه انسان به علمش مغرور شود و حال آنكه ممكن است با ضربه‌اى كه به مغز او تصادفاً وارد شود نه تنها همه علومش را فراموش كند حتّى نام خود را نيز فراموش كند؟!

چگونه به اموالش مغرور گردد در حالى كه با يك نوسان بازار و پيش آمدن يك‌

[1]-/ غررالحكم، حديث 1384

[2]-/ ميزان الحكمه، جلد 3، صفحه 2237 (مادّه غرور)


صفحه 170

حادثه مهم اجتماعى، سياسى و يا نظامى نه تنها همه ثروت خود را از دست دهد بلكه بدهى زيادى به بار آورد؟!

چگونه به قدرتش بنازد در حالى كه ممكن است فردا آن را از دست دهد و پشت ميله‌هاى زندان باشد!

به هر حال آنچه انسان را از مركب غرور پايين مى‌كشد و به مستى غرور پايان مى‌دهد شناخت خويشتن و اوضاع جهان و بى اعتبارى و شدّت دگرگونى احوال آن است.

قرآن مجيد به مغروران خطاب مى‌كند و با اين سخن بيدارگر به آنها هشدار مى‌دهد، مى‌فرمايد:«اوَلَمْ يَسِيرُوا فِى الْارْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا اشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ ا ثَارُوا الْارْضَ وَ عَمَرُوهَا اكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَ جَائَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لَكِنْ كَانُوا انْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ؛آيا در زمين گردش نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه قبل از آنها بودند چگونه بود؟ آنها نيرومندتر از اينان بودند و زمين را (براى زراعت و آبادى) بيش از اينان دگرگون ساختند و آباد كردند و عمران نمودند و پيامبرانشان با دلايل روشن به سراغشان آمدند (امّا آنها انكار كردند و كيفر خود را ديدند) خداوند هرگز به آنها ستم نكرد، آنها به خودشان ستم مى‌كردند».[1]

شبيه همين معنى در سوره غافر آيه 21 و 82 نيز آمده است.

اگر انسان درست به جسم و روح و امكانات خود توجّه كند كه چقدر آسيب‌پذيرند و چگونه حوادث كوچك مى‌توانند زندگى او را بر هم زنند، هرگز مست و مغرور نمى‌شود، اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌فرمايد:«مِسْكِينُ بْنُ آدَمَ مَكْتُومُ الْاجَلِ، مَكْنُونُ الْعِلَلِ، مَحْفُوظُ الْعَمَلِ، تُؤْلِمُهُ الْبَقَّةُ وَ تَقْتُلُهُ الشَّرْقَةُ وَ تُنْتِنُهُ الْعَرْقَةُ؛بيچاره آدميزاد! سرآمد زندگيش نامعلوم، علل بيماريش ناپيدا و اعمالش ثبت و ضبط مى‌شود، پشه‌اى او را مى‌آزارد و گلوگير شدن آب يا غذايى او را مى‌كشد و عرق مختصرى او را متعفّن و بدبو مى‌سازد»![2]

در حالات‌«اياز»وزير معروف و مقتدر سلطان محمود غزنوى نقل كرده‌اند كه همه روز در اطاق مخصوصى مى‌رفت و در را مى‌بست و بعد از لحظاتى بيرون مى‌آمد،

[1]-/ روم، 9

[2]-/ نهج‌البلاغه، كلمات قصار، حكمت 419


صفحه 171

بينندگان تعجّب كردند كه در اين اطاق چه سرّى نهفته است كه همه روز «اياز» به آن سركشى مى‌كند، بعد از تحقيق معلوم شد لباس دوران چوپانيش را در آنجا گذارده و همه روز به آنجا مى‌رود و به آن نگاه مى‌كند و مى‌گويد: «اياز تو چوپان بودى! اكنون كه خداوند تو را به مقام وزارت رسانده مغرور مباش، از اين بترس كه فردا مقامت را از دست بدهى و از گذشته نيز ناتوان‌تر شوى»!

اگر همه قدرتمندان چنين اسباب عبرتى در اختيار داشته باشند هرگز مغرور نخواهند شد، ولى متأسّفانه هر كس‌«اياز»نمى‌شود.


صفحه 172

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 173

8

آرزوهاى دراز! (طول امل)

اشاره‌

«طول امل»و به تعبير ديگر«آرزوهاى دور و دراز»از مهمترين رذايل اخلاقى است كه انسان را به انواع گناهان آلوده مى‌كند، از خدا دور مى‌سازد، به شيطان نزديك مى‌كند و گرفتار عواقب خطرناكى مى‌سازد.

البتّه اصل‌«آرزو»و«اميد»نه تنها مذموم و نكوهيده نيست، بلكه نقش بسيار مهمّى در حركت چرخهاى زندگى و پيشرفت در جنبه‌هاى مادّى و معنوى بشر دارد.

اگر اميد و آرزو در دل‌«مادر»نباشد هرگز فرزندش را شير نمى‌دهد و انواع زحمت‌ها و ناراحتى‌ها را براى پرورش او تحمّل نمى‌نمايد، همان گونه كه در حديث معروف نبوى صلى الله عليه و آله آمده است:«الْامَلُ رَحْمَةٌ لِامَّتِى وَ لَوْلَا الْامَلُ مَا رَضِعَتْ وَالِدَةٌ وَلَدَهَا وَ لَاغَرَسَ غَارِسٌ شَجَرَهَا!؛اميد و آرزو، رحمت براى امّت من است و اگر اميد و آرزو نبود هيچ مادرى فرزندش را شير نمى‌داد و هيچ باغبانى نهالى نمى‌كاشت».[1]

كسى كه يقين كند مثلًا امروز روز آخر زندگى اوست يا در آينده بسيار نزديكى از دنيا مى‌رود، دست از همه كار مى‌شويد و در واقع موتور زندگى او خاموش مى‌شود و

[1]-/ بحارالانوار، جلد 74، صفحه 173


صفحه 174

چرخهاى آن از كار مى‌افتد و شايد يكى از دلايل مخفى بودن پايان عمر هر كس همين باشد كه چراغ پر فروغ اميد و آرزو در دلش خاموش نشود و به تلاشهاى زندگى ادامه دهد.

همان گونه كه در حديثى از حضرت مسيح عليه السلام مى‌خوانيم: «در جايى نشسته بود و پيرمردى را مشاهده كرد كه با كمك بيل به شكافتن زمين مشغول است (و تلاش گرم و مستمرّى براى كار كشاوزى دارد) حضرت مسيح عليه السلام به پيشگاه خدا عرضه داشت:

«خداوندا اميد و آرزو را از او برگير!» ناگهان پيرمرد بيل را به كنارى انداخت و روى زمين دراز كشيد و خوابيد، كمى بعد حضرت مسيح عليه السلام عرضه داشت: «بارالها! اميد و آرزو را به او بازگردان!» ناگهان مشاهده كرد كه پيرمرد برخاست و دوباره مشغول فعّاليّت و كار شد! حضرت مسيح عليه السلام از او سؤال كرد كه من دو حال مختلف از تو ديدم، يك بار بيل را به كنار افكندى و روى زمين خوابيدى، امّا در مرحله دوم ناگهان برخاستى و مشغول كار شدى؟!

پيرمرد در جواب گفت: «در مرتبه اوّل فكر كردم من پير و ناتوانم و آفتاب لب بامم، امروز بميرم يا فردا خدا مى‌داند، چرا اين همه به خود زحمت دهم و اين همه تلاش كنم؟ بيل را به كنار انداختم و بر زمين خوابيدم!

ولى چيزى نگذشت كه اين فكر به خاطرم خطور كرد از كجا معلوم كه من سالهاى زيادى زنده نمانم؟ افرادى مثل من بودند و سالها عمر كردند، انسان تا زنده است زندگى آبرومند مى‌خواهد و بايد براى خود و خانواده‌اش تلاش كند، برخاستم و بيل را گرفتم و مشغول كار شدم».[1]

به همين دليل براى ايجاد تحرّك بيشتر در گروه‌هاى مختلف اجتماعى بايد اميد به آينده را در دل آنها زنده نگه داشت.

ولى همين اميد و آرزو كه رمز حركت و تلاش انسانهاست و مانند قطرات حياتبخش باران، كه سرزمين‌هاى مرده را زنده مى‌كند، سرزمين دل انسان را زنده نگه مى‌دارد، اگر از حدّ بگذرد به صورت سيلابى ويرانگر در مى‌آيد و همه چيز را با خود مى‌برد و سرانجام انسان را غرق دنياپرستى و

[1]-/ بحارالانوار، جلد 14، صفحه 329 (با كمى توضيح)


صفحه 175

ظلم و جنايت و گناه مى‌كند.

به همين دليل پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله‌«طول امل»را يكى از دو دشمن بسيار خطرناك براى انسانها شمرده و فرموده است:

«خِصْلَتَانٌ اتِّبَاعُ الْهَوى‌ وَ طُولُ الْامَلِ، فَامَّا اتِّبَاعُ الْهَوى‌ فَانَّهُ يَعْدِلُ عَنِ الْحَقِّ، امَّا طُولُ الْامَلِ فَانَّهُ يُحبب الدُّنْيَا؛شديدترين چيزى كه از آن بر شما مى‌ترسم دو خصلت است: پيروى از هوا و آرزوى طول و دراز؛ زيرا هواپرستى شما را از حق بازمى‌دارد و امّا آرزوى دور و دراز شما را حريص بر دنيا مى‌كند».[1]

شبيه همين معنى با كمى تفاوت در نهج البلاغه از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است.[2]

با اين اشاره به آيات قرآن بازمى‌گرديم و نتيجه طول امل را در سرنوشت اقوام پيشين و انسانها به طور كلّى مورد بررسى قرار مى‌دهيم:

1- وَاذْكُرُوا اذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ عَادٍ وَ بَوَّأَكُمْ فِى الْارْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهَا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتاً فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ وَ لَاتَعْثَوْا فِى الْارْضِ مُفْسِدِينَ‌(سوره‌اعراف، آيه 74)

2- اتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ* وَ تَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ‌(سوره‌شعراء، آيات 129 و 128)

3- يُنَادُونَهُمْ الَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَ لَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ انْفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْكُمُ الْامَانِىُّ حَتَّى جَاءَ امْرُ اللَّهِ وَ غَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ(سوره‌حديد، آيه 14)

4- الَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لَايَكُونُوا كَالَّذِينَ اوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْامَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ‌(سوره‌حديد، آيه 16)

5- ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْامَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ‌(سوره‌حجر، آيه 3)

6- امْ لِلْانْسَانِ مَا تَمَنَّى* فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَ الْاولَى‌(سوره‌نجم، آيات 24 و 25)

7- وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ* الَّذِى جَمَعَ مَالًا وَ عَدَّدَهُ* يَحْسَبُ انَّ مَالَهُ اخْلَدَهُ‌(سوره‌همزه، آيات 1 تا 3)

[1]-/ المحجّة البيضاء، جلد 8، صفحه 245

[2]-/ نهج البلاغه، خطبه 42


صفحه 176

8- انَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى ادْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ امْلَى‌ لَهُمْ‌(سوره‌محمّد، آيه 25)

ترجمه‌

1- و به خاطر بياوريد كه خداوند شما را جانشينان قوم «عاد» قرار داد و در زمين مستقرّ ساخت كه در دشتهايش، قصرها براى خود بنا مى‌كنيد و در كوهها براى خود خانه‌ها مى‌تراشيد! بنابراين نعمت‌هاى خدا را متذكّر شويد و در زمين به فساد نكوشيد.

2- آيا شما بر هر مكان مرتفعى نشانه‌اى از روى هوا و هوس مى‌سازيد؟!- و قصرها و قلعه‌هاى زيبا و محكم بنا مى‌كنيد، شايد در دنيا جاودانه بمانيد؟!

3- (منافقان) آنها را صدا مى‌زنند «مگر ما با شما نبوديم؟!» مى‌گويند «آرى ولى شما خود را به هلاكت افكنديد و انتظار (مرگ پيامبر را) كشيديد و (در همه چيز) شك و ترديد داشتيد و آرزوهاى دور و دراز شما را فريب داد تا فرمان خدا فرارسيد و شيطان فريبكار (نيز) شما را در برابر (فرمان) خداوند فريب داد!».

4- آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل كرده است خاشع گردد؟! و مانند كسانى نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد، سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت و قلب‌هايشان قساوت پيدا كرد و بسيارى از آنها گنهكارند!

5- بگذار آنها بخورند و بهره گيرند و آرزوها آنان را غافل سازد ولى به زودى خواهند فهميد!

6- آيا آنچه انسان تمنّا دارد به آن مى‌رسد؟!- در حالى كه آخرت و دنيا از آن خداست!

7- واى بر هر عيبجوى مسخره كننده‌اى!- همان كس كه مال فراوانى جمع آورى و شماره كرده (بى آنكه مشروع و نامشروع آن را حساب كند)!- او گمان مى‌كند كه اموالش او را جاودانه مى‌سازد!

8- كسانى كه بعد از روشن شدن هدايت براى آنها، پشت به حق كردند، شيطان اعمال زشتشان را در نظرشان زينت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فريفته است!