در واقع آيه ناظر به اين حقيقت است كه چگونه ممكن است يك انسان حق را بشناسد و باور كند سپس آن را ناديده بگيرد و به آن پشت كند و راه نجات خود را ببيند با اين حال از بيراهه برود!
آيا مىتوان باور كرد انسان عاقلى چنين كند؟! آرى! هنگامى كه تسويلات شيطان انسان را احاطه كند و زشتىها را در نظرش به صورت زيبايىها نشان دهد و او را گرفتار آرزوهاى دور و دراز سازد، بعيد نيست حق را به دست فراموشى بسپارد و به آن پشت كند.
از اينجا مىتوان دريافت كه آرزوهاى طولانى چه بلايى بر سر انسان مىآورد و چگونه انسان عاقل را به كلّى از عقل و خرد بيگانه مىكند؟!
از مجموع آيات فوق كه قسمتى درباره اقوام پيشين بود و بخشى در باره معاصران پيامبر صلى الله عليه و آله و قسمتى نيز به صورت يك قانون كلّى مطرح شده بود مىتوان چنين نتيجه گرفت كه طول امل و آرزوهاى دراز از خطرناكترين دشمنان سعادت بشر است كه نه تنها افراد، بلكه اقوام و ملّتها را در كام مرگ و بدبختى فرومىبرد.
طول امل در روايات اسلامى
از آنجا كه آرزوهاى دراز تأثير بسيار مخرّبى بر زندگى معنوى و اخلاقى و حتّى مادّى انسانها دارد، در روايات اسلامى با تعبيرات گوناگون از آن نكوهش شده و با عبارات پرمعنايى به علل منطقى آن نيز اشاره شده است، به عنوان نمونه به روايات زير مىتوان اشاره كرد:
1- در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم:«ارْبَعَةٌ مِنَ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَيْنِ وَ قَسَاوَةُ الْقَلْبِ وَ طُولُ الْامَلِ وَ الْحِرْصِ عَلَى الدُّنْيَا؛چهار چيز است كه نشانه شقاوت و بدبختى انسان است: خشك بودن چشمها (به گونهاى كه هرگز از خوف خدا اشكى نريزد) و سنگدلى و
آرزوهاى دراز و حرص بر دنيا».[1]
2- در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم:«مَنْ اطَالَ امَلَهُ سَاءَ عَمَلُهُ؛كسى كه آرزوى طولانى داشته باشد، عملش بد خواهد شد»![2]
همين معنى به صورت گوياترى در حديث ديگرى از آن حضرت آمده است كه فرمود:«اطْوَلُ النَّاسِ امَلًا اسْوَئُهُمْ عَمَلًا!؛آن كسى كه آرزوهايش از همه طولانىتر باشد، عملش از همه زشتتر و بدتر است»![3]
3- در نهج البلاغه خطبه 147 نيز تعبير گويايى در اين زمينه ديده مىشود، فرمود:
«انَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ بِطُولِ آمَالِهِمْ وَ تَغَيُّبِ آجَالِهِمْ حَتَّى نَزَلَ بِهِمُ الْمَوْعُودُ الَّذِى تُرَدُّ عَنْهُ الْمَعْذِرَةُ وَ تَرْفَعُ عَنْهُ التَّوْبَةُ؛اقوامى كه پيش از شما بودند و گرفتار عذاب شدند، فقط به خاطر آرزوهاى طولانى و فراموش كردن اجل و سرآمد زندگيشان بود تا آنكه عذاب موعود فرارسيد، همان عذابى كه با فرارسيدنش معذرتخواهى رد مىشود و درهاى توبه بسته خواهد شد»!
4- در حديث ديگرى از فاطمه بنت الحسين از پدرش امام حسين عليه السلام از جدّش رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين آمده است:«انَّ صَلَاحَ اوَّلِ هَذِهِ الْامَّةِ بِالزُّهْدِ وَ الْيَقِينِ وَ هَلَاكَ آخِرِهَا بِالشُّحِّ (بِالشَّكِّ) وَ الْامَلِ!؛دو عامل سبب اصلاح (و پيروزى) آغاز اين امّت شد كه يكى زهد (و ترك وابستگى به دنيا) بود و ديگرى ايمان و يقين محكم و آنچه باعث هلاكت (و شكست) آخر اين امّت مىشود بخل (شكّ) و آرزوهاى دراز است».[4]
بديهى است ايمان و يقين محكم، به اضافه بى اعتنايى به زرق و برق دنيا، سبب شد كه مسلمانان نخستين به هنگام ورود در ميدان جهاد از هيچ چيز پروا نكنند، جز خدا را در نظر نگيرند و جز براى خدا شمشير نزنند و هرگز پشت به دشمن ننمايند و اين عامل مهمّ پيروزى آنان بود.
ولى هنگامى كه آرزوهاى دراز و دلبستگىها و دلدادگىها نسبت به ظواهر دنيا جاى «زهد» را گرفت و شك و ترديد به جاى يقين نشست، عقبگردها و شكها شروع شد و
[1]-/ تفسير قرطبى، جلد 5، صفحه 3618؛ شبيه به همين معنى با كمى تفاوت در بحارالانوار، جلد 70، صفحه 164 نيز آمده است
[2]-/ بحارالانوار، جلد 70 صفحه 163، حديث 19
[3]-/ تصنيف غررالحكم، صفحه 312
[4]-/ بحارالانوار، جلد 70، صفحه 164
امروز هم براى تجديد عظمت نخستين، راهى جز احياى دو اصل نخست نيست.
5- در حديث ديگرى از امام اميرمؤمنان مىخوانيم:«الْامَلُ سُلْطَانُ الشَّيَاطِينِ عَلَى قُلُوبِ الْغَافِلِينَ؛آرزوى دراز سبب سلطه شيطانها بر قلوب غافلان مىشود»![1]
6- در حديث ديگرى از همان امام عليه السلام چنين افرادى به عنوان بدترين مردم معرّفى شدهاند، مىفرمايد:«شَرُّ النَّاسِ الطَّوِيلُ الْامَلِ، السَّيّئُ الْعَمَلِ؛بدترين مردم كسى است كه آرزوهايش از همه طولانىتر باشد و عملش از همه بدتر»![2]
و نيز از آن حضرت در حديث ديگرى مىخوانيم:«انَّ الْمَرْءَ يُشْرِفُ عَلَى امَلِهِ فَيَقْطَعُهُ حُضُورُ اجَلِهِ، فَسُبْحَانَ اللَّهِ لَاامَلٌ يُدْرَكُ وَ لَامُؤَمَّلٌ يُتْرَكُ!؛انسان پيوسته دنبال آرزوهاى خويش است (و از مبدأ و معاد غافل است) ناگهان حضور اجل، آرزوهايش را قطع مىكند، سبحان اللَّه! نه به آرزو رسيده و نه صاحب آرزو رها شده است»![3]
7- در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم:«اشْرَفُ الْغِنَى تَرْكُ الْمُنَى؛برترين بىنيازى ترك آرزوهاست»![4]
چرا كه آرزوهاى دور و دراز سبب مىشود كه انسان دائماً خود را نيازمند ببيند و دست حاجت به سوى هر كس و هر جا دراز كند و شخصيّت انسانى خود را به خاطر امورى كه هرگز به آن نمىرسد بشكند!
8- در حديث ديگرى از همان امام بزرگوار آمده است:«كَذَّبَ مَنِ ادَّعَى الْايمَانَ وَ هُوَ مَشْغُوفٌ مِنَ الدُّنْيَا بِخِدَعِ الْامَانِىِّ وَ زُورِ الْمَلَاهِىِّ؛دروغ مىگويد كسى كه ادّعاى ايمان مىكند در حالى كه به خاطر خدعههاى آرزوها و سرگرمىهاى باطل، دلباخته دنيا شده است»![5]
روشن است كه دلباختگان آرزوها ناگزيرند براى وصول به آنها همه چيز را به دست فراموشى بسپارند و از همين جا رخنه در ايمان آنها پيدا مىشود.
9- و نيز از همان بزرگوار در سخن كوتاه و پر معناى ديگرى مىخوانيم:«الْامَانِىُ
[1]-/ تصنيف غررالحكم، صفحه 312
[2]-/ همان مدرك
[3]-/ همان مدرك، صفحه 313
[4]-/ نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه 211 و 34
[5]-/ تصنيف غررالحكم، صفحه 312، حديث 7223
تُعْمَى عُيُونَ الْبَصَائِرِ؛آرزوهاى دراز چشم بصيرت انسان را كور مىكند»![1]
10- در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است كه روزى به اصحاب فرمود:«اكُلُّكُمْ يُحِبُّ انْ يَدْخُلَ الجَنّةَ؟؛آيا همه شما دوست داريد وارد بهشت شويد»؟!
«قَالُوا نَعَمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ؛همگى عرض كردند آرى اى رسول خدا»!
فرمود:«قَصِّرُوا مِنَ الْامَلِ وَ اجْعَلُوا آجَالَكُمْ بَيْنَ ابْصَارِكُمْ وَ اسْتَحْيُوا مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَيَاءِ؛دامنه آرزوها را كوتاه كنيد و مرگ را در مقابل چشم خود قرار دهيد و از خداوند (و مخالفت فرمان او) آن گونه كه شايسته است شرم كنيد».[2]
11- باز در حديث پرمحتواى ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است:«انَّ الْامَلَ يُذْهِبُ الْعَقْلَ، وَ يُكَذِّبُ الْوَعْدَ، وَ يَحِثُّ عَلَى الْغَفْلَةِ وَ يُورِثُ الْحَسْرَةَ؛آرزوهاى دراز عقل انسان را مىبرد و وعده آخرت را دروغ مىشمرد و انسان را به غفلت وامىدارد و سرانجام آن، حسرت و ندامت است»![3]
12- اين بحث را با روايت ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله- به عنوان«خِتَامُهُ مِسْكٌ»پايان مىدهيم، در اين حديث آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سه عدد چوب را گرفت، يكى را پيش روى خود در زمين فرو كرد، ديگرى را در كنار آن و سوّمى را در فاصله دورتر، سپس فرمود: آيا مىدانيد اين چيست؟ عرض كردند: خدا و رسولش آگاهترند، فرمود:
«هَذَا الْانْسَانُ! وَ هَذَا الْاجَلُ! وَ هَذَا الْامَلُ يَتَعَاطَاهُ ابْنُ آدَمَ وَ يَخْتَلِجَهُ الْاجَلُ دُونَ الْامَلُ!؛اين (چوب اول) انسان است و اين (چوب دوم) سرآمد عمر است و اين (چوب سوم كه در نقطه دورى در زمين فرو شده بود) آرزوهاى دراز انسان است، (آرى) پيش از آنكه انسان به آرزوهايش برسد دست اجل گريبان او را خواهد گرفت»![4]
در احاديث بالا كه گلچينى بود از احاديث فراوانى كه در منابع معروف اسلامى درباره طول امل آمده است به خوبى گستردگى خطرات و عواقب شوم اين رذيله اخلاقى را نشان مىدهد و ثابت مىكند كه آرزوهاى دراز از بزرگترين دشمنان سعادت انسان و مانع قرب او در پيشگاه خداست.
[1]-/ غررالحكم، حديث 1375
[2]-/ المحجّة البيضاء، جلد 8، صفحه 246
[3]-/ ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 103 (مادّه امل)
[4]-/ ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 104؛ المحجّة البيضاء، جلد 8، صفحه 245
آثار و پيامدهاى طول امل
آرزوهاى دراز و گاه بى پايان، آثار مخرّب فراوانى در زندگى معنوى و مادّى انسان دارد كه گوشههايى از آن در احاديث بالا و همچنين در آياتى كه در قرآن مجيد در آغاز اين بحث ذكر شد آمده است و به طور كلّى مىتوان گفت: طول امل پيامدهاى خطرناك و مخرّب و سوء زير را دارد.
1- طول امل سرچشمه بسيارى از گناهان
يكى از بدترين آثار منفى طول امل و آرزوهاى دراز اين است كه انسان را به انواع گناهان دعوت مىكند، زيرا رسيدن به اين آرزوها معمولًا از طريق مشروع غير ممكن است، بنابراين گرفتاران اين رذيله اخلاقى خود را ناگزير مىبينند كه در كسب درآمدها چشم بر هم نهند و حلال و حرام را شناسايى نكنند و از غصب حقوق ديگران، خوردن اموال يتيمان، كم فروشى، رباخوارى، رشوه و مانند اين امور، ابا نداشته باشند.
به همين دليل در حديث معروف غررالحكم آمده است:«مَنْ طَالَ امَلُهُ سَاءَ عَمَلُهُ؛كسى كه آرزويش دراز باشد عملش بد مىشود»![1]
و نيز آمده:«اطْوَلُ النَّاسِ امَلًا اسْوَئُهُمْ عَمَلًا؛آن كس كه آرزوهايش طولانىتر است عملش زشتتر خواهد بود».[2]
و در نقطه مقابل آن آمده است:«مَنْ قَصَّرَ امَلُهُ حَسُنَ عَمَلُهُ؛كسى كه آرزويش كوتاه باشد عملش نيك خواهد بود»![3]
هر سه حديث بالا از مولا اميرمؤمنان على عليه السلام است كه جان به فداى سخنان نورانى و انسان سازش باد.
[1]-/ بحارالانوار، جلد 1، صفحه 156
[2]-/ غررالحكم، حديث 3054
[3]-/ همان مدرك، جلد 5، صفحه 295 (چاپ دانشگاه تهران)
2- طول امل يكى از اسباب مهمّ قساوت قلب
همان گونه كه در آيات آغاز اين بحث خوانديم قرآن مجيد درباره يكى از اقوام پيشين مىگويد: آنها كسانى بودند كه مىپنداشتند عمر طولانى دارند (و گرفتار آرزوهاى دراز شدهاند) و از اين رو قلبهاى آنها قساوت يافت.
دليل اين مسئله روشن است؛ زيرا طول امل انسان را از خدا غافل مىكند و به دنيا حريص مىسازد و آخرت او را به دست فراموشى مىسپارد و اينها همه اسباب سنگدلى و قساوت است.
به همين دليل در حديثى آمده است كه خداوند به موسى عليه السلام فرمود:«يَا مُوسَى لَاتُطَوِّلْ فِى الدُّنْيَا امَلَكَ فَيَقْسُوا قَلْبَكَ، وَ الْقَاسِى الْقَلْبِ مِنِّى بَعِيدٌ؛اى موسى! آرزوى خود را در دنيا طولانى نكن كه قسىّ القلب خواهى شد و قسىّ القلب از من دور است».[1]
همين معنى در حديث ديگرى از امام اميرمؤمنان عليه السلام آمده است كه فرمود:«مَنْ يَأْمُلُ انْ يَعِيشَ ابَداً يَقْسُوا قَلْبُهُ وَ يَرْغَبُ فِى الدُّنْيَا؛كسى كه آرزو دارد جاودانه در اين دنيا بماند قسىّ القلب مىشود و راغب در دنيا مىگردد».[2]
3- طول امَل سبب نسيان اجل
اين اثر نياز به شرح و بسط ندارد و به خوبى در زندگى آنها كه گرفتار اين رذيله اخلاقى هستند نمايان است كه هرگز نه سخنى از مرگ بر زبان مىرانند و نه در فكر آخرتند، بلكه دائماً در گرداب غفلت غوطهورند.
حديث معروفى كه هم از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و هم از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل شده كه مىفرمايد:«طُولُ الْامَلِ يُنْسِى الْآخِرَةِ؛درازى آرزوها سبب فراموشى آخرت است» گواه صدق اين مدّعاست.[3]
در حديث ديگرى از مولا على عليه السلام مىخوانيم:«اكْثَرُ النَّاسِ امَلًا اقَلُّهُمْ لِلْمَوْتِ ذِكْراً؛كسى كه آرزويش از همه طولانىتر است از همه كمتر به ياد مرگ است».[4]
[1]-/ ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 104 (مادّه امل)
[2]-/ همان مدرك
[3]-/ قبلًا در بخش احاديث گذشت
[4]-/ تصنيف الغرر، صفحه 312، حديث 7215
4- زندگى پررنج محصول ديگرى از طول امل
بديهى است هر قدر آرزوها طولانىتر باشد تهيّه مقدّمات بيشترى را مىطلبد، همچنين صرفهجويى بيشترى براى حفظ اموال و ثروتها جهت رسيدن به آن آرزوهاى دور و دراز لازم است و نتيجه اين دو، يك زندگى توأم با درد و رنج و سختگيرى بر خود و خانواده خود توأم با تلاش شبانه روزى بى رويّه خواهد بود.
به همين جهت در احاديثى كه از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل شده است مىخوانيم:«مَنْ كَثُرَ مُنَاهُ كَثُرَ عَنَائُهُ؛كسى كه آرزوهايش زياد باشد، تعب و رنج او فزونى خواهد يافت».
و نيز مىفرمايد:«مَنِ اسْتَعَانَ بِالْامَانِىِّ افْلَسَ؛كسى كه از آرزوهاى دراز كمك بگيرد فقير و مفلس مىشود (و زندگى فقيرانهاى خواهد داشت هر چند ثروتمند باشد)».
و نيز مىفرمايد:«الرَّغْبَةُ مِفْتَاحُ النَّصَبِ؛تمايل به دنيا (و آرزوهاى دراز) كليد درد و رنج است»![1]
5- طول امل و زندگى ذلّتبار
صاحبان آرزوهاى دراز نه تنها در رنج و تعب دائم به سر مىبرند، بلكه ناچارند شخصيّت انسانى خود را نيز در هم بشكنند و براى رسيدن به مقصود خيالى در برابر هر كس و ناكس خضوع كنند و دست التماس به سوى اين و آن دراز نمايند و به زندگى ذلّتبار تن در دهند. در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم:«ذُلُّ الرِّجَالِ فِى خَيْبَةِ الْآمَالِ؛خوارى مردان در ناكامى آرزوهاست».[2]
6- محروميّت از نعمتها
همان گونه كه در بالا اشاره شد، كسانى كه گرفتار آرزوهاى دور و درازند و در درياى امانى غوطهورند، غالباً به سراغ صرفهجويى و سختگيرى هر چه بيشتر در استفاده از مواهب حيات و زندگى مىروند تا به آرزوهاى دور و دراز خود برسند. به همين دليل نسبت به همه كس حتّى خويشتن و زن و فرزند بخيل خواهند بود، همان
[1]-/ تصنيف الغرر، صفحه 314
[2]-/ غررالحكم، جلد 2، صفحه 405
بخلى كه آنها را از بهرهگيرى از نعمتهاى الهى محروم مىسازد و در عين برخوردارى از امكانات فراوان، زندگى فقيرانهاى دارند.
در زمان خود افرادى را مىبينيم كه تحت عنوان«تأمين آينده»! براى خود و فرزندان، گرفتار طول امل هستند و همين امر آنان را از مواهبى كه در اختيار دارند محروم مىسازد.
7- طول امل و محروم بودن از درك حقايق
آرزوهاى دراز همچون سرابى است كه تشنگان را در بيابان زندگى به دنبال خود مىكشاند و تشنهتر مىسازد، بى آنكه به جايى برسند، اين آرزوها چهره واقعيّتها را به گونهاى دروغين نشان مىدهد و انسان به خاطر آنها درك نمىكند كجاست و به كجا مىرود؟ و وظيفهاش در برابر اين سرنوشت چيست؟
از همين رو در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام كه سابقاً به آن اشاره كرديم آمده است:«الْامَانِىُّ تُعْمِى عُيُونَ الْبَصَائِرِ؛آرزوهاى دراز ديدگان بصيرت را نابينا مىكند»![1]
كوتاه سخن اينكه: كسى مىتواند چهره زيباى حقيقت را آن گونه كه هست ببيند و به سرچشمه زلال معرفت برسد كه ديده عقل خود را با حجاب آرزوها نپوشاند و در ميان ابرهاى تيره و تار طول امل قرار نگيرد.
8- طول امل سبب كفران نعمت است
بديهى است آرزوهاى دراز، انسان را به آن چه ندارد و شايد هرگز به آن نمىرسد دلبند مىسازد، به همين دليل آنچه را از نعمتهاى الهى در دست دارد كوچك مىشمرد و نسبت به آن بى اعتناست و اين كفران نعمت، پيامدهاى شومى در دنيا و آخرت براى او دارد.
در حديثى از مولاى متّقيان اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم:«تَجَنَّبُوا الْمُنَى فَانَّهَا تُذَهِّبُ بِبَهْجَةِ نِعَمِ اللَّهِ عِنْدَكُمْ، و تُلْزِمُ اسْتِصْغَارَهَا لَدَيْكُمْ، وَ عَلَى قِلَّةِ الشُّكْرِ مِنْكُمْ؛از
[1]-/ غررالحكم، حديث 1375