بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 186

تُعْمَى عُيُونَ الْبَصَائِرِ؛آرزوهاى دراز چشم بصيرت انسان را كور مى‌كند»![1]

10- در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است كه روزى به اصحاب فرمود:«اكُلُّكُمْ يُحِبُّ انْ يَدْخُلَ الجَنّةَ؟؛آيا همه شما دوست داريد وارد بهشت شويد»؟!

«قَالُوا نَعَمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ؛همگى عرض كردند آرى اى رسول خدا»!

فرمود:«قَصِّرُوا مِنَ الْامَلِ وَ اجْعَلُوا آجَالَكُمْ بَيْنَ ابْصَارِكُمْ وَ اسْتَحْيُوا مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَيَاءِ؛دامنه آرزوها را كوتاه كنيد و مرگ را در مقابل چشم خود قرار دهيد و از خداوند (و مخالفت فرمان او) آن گونه كه شايسته است شرم كنيد».[2]

11- باز در حديث پرمحتواى ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است:«انَّ الْامَلَ يُذْهِبُ الْعَقْلَ، وَ يُكَذِّبُ الْوَعْدَ، وَ يَحِثُّ عَلَى الْغَفْلَةِ وَ يُورِثُ الْحَسْرَةَ؛آرزوهاى دراز عقل انسان را مى‌برد و وعده آخرت را دروغ مى‌شمرد و انسان را به غفلت وامى‌دارد و سرانجام آن، حسرت و ندامت است»![3]

12- اين بحث را با روايت ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله- به عنوان‌«خِتَامُهُ مِسْكٌ»پايان مى‌دهيم، در اين حديث آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سه عدد چوب را گرفت، يكى را پيش روى خود در زمين فرو كرد، ديگرى را در كنار آن و سوّمى را در فاصله دورتر، سپس فرمود: آيا مى‌دانيد اين چيست؟ عرض كردند: خدا و رسولش آگاه‌ترند، فرمود:

«هَذَا الْانْسَانُ! وَ هَذَا الْاجَلُ! وَ هَذَا الْامَلُ يَتَعَاطَاهُ ابْنُ آدَمَ وَ يَخْتَلِجَهُ الْاجَلُ دُونَ الْامَلُ!؛اين (چوب اول) انسان است و اين (چوب دوم) سرآمد عمر است و اين (چوب سوم كه در نقطه دورى در زمين فرو شده بود) آرزوهاى دراز انسان است، (آرى) پيش از آنكه انسان به آرزوهايش برسد دست اجل گريبان او را خواهد گرفت»![4]

در احاديث بالا كه گلچينى بود از احاديث فراوانى كه در منابع معروف اسلامى درباره طول امل آمده است به خوبى گستردگى خطرات و عواقب شوم اين رذيله اخلاقى را نشان مى‌دهد و ثابت مى‌كند كه آرزوهاى دراز از بزرگترين دشمنان سعادت انسان و مانع قرب او در پيشگاه خداست.

[1]-/ غررالحكم، حديث 1375

[2]-/ المحجّة البيضاء، جلد 8، صفحه 246

[3]-/ ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 103 (مادّه امل)

[4]-/ ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 104؛ المحجّة البيضاء، جلد 8، صفحه 245


صفحه 187

آثار و پيامدهاى طول امل‌

آرزوهاى دراز و گاه بى پايان، آثار مخرّب فراوانى در زندگى معنوى و مادّى انسان دارد كه گوشه‌هايى از آن در احاديث بالا و همچنين در آياتى كه در قرآن مجيد در آغاز اين بحث ذكر شد آمده است و به طور كلّى مى‌توان گفت: طول امل پيامدهاى خطرناك و مخرّب و سوء زير را دارد.

1- طول امل سرچشمه بسيارى از گناهان‌

يكى از بدترين آثار منفى طول امل و آرزوهاى دراز اين است كه انسان را به انواع گناهان دعوت مى‌كند، زيرا رسيدن به اين آرزوها معمولًا از طريق مشروع غير ممكن است، بنابراين گرفتاران اين رذيله اخلاقى خود را ناگزير مى‌بينند كه در كسب درآمدها چشم بر هم نهند و حلال و حرام را شناسايى نكنند و از غصب حقوق ديگران، خوردن اموال يتيمان، كم فروشى، رباخوارى، رشوه و مانند اين امور، ابا نداشته باشند.

به همين دليل در حديث معروف غررالحكم آمده است:«مَنْ طَالَ امَلُهُ سَاءَ عَمَلُهُ؛كسى كه آرزويش دراز باشد عملش بد مى‌شود»![1]

و نيز آمده:«اطْوَلُ النَّاسِ امَلًا اسْوَئُهُمْ عَمَلًا؛آن كس كه آرزوهايش طولانى‌تر است عملش زشت‌تر خواهد بود».[2]

و در نقطه مقابل آن آمده است:«مَنْ قَصَّرَ امَلُهُ حَسُنَ عَمَلُهُ؛كسى كه آرزويش كوتاه باشد عملش نيك خواهد بود»![3]

هر سه حديث بالا از مولا اميرمؤمنان على عليه السلام است كه جان به فداى سخنان نورانى و انسان سازش باد.

[1]-/ بحارالانوار، جلد 1، صفحه 156

[2]-/ غررالحكم، حديث 3054

[3]-/ همان مدرك، جلد 5، صفحه 295 (چاپ دانشگاه تهران)


صفحه 188

2- طول امل يكى از اسباب مهمّ قساوت قلب‌

همان گونه كه در آيات آغاز اين بحث خوانديم قرآن مجيد درباره يكى از اقوام پيشين مى‌گويد: آنها كسانى بودند كه مى‌پنداشتند عمر طولانى دارند (و گرفتار آرزوهاى دراز شده‌اند) و از اين رو قلب‌هاى آنها قساوت يافت.

دليل اين مسئله روشن است؛ زيرا طول امل انسان را از خدا غافل مى‌كند و به دنيا حريص مى‌سازد و آخرت او را به دست فراموشى مى‌سپارد و اينها همه اسباب سنگدلى و قساوت است.

به همين دليل در حديثى آمده است كه خداوند به موسى عليه السلام فرمود:«يَا مُوسَى لَاتُطَوِّلْ فِى الدُّنْيَا امَلَكَ فَيَقْسُوا قَلْبَكَ، وَ الْقَاسِى الْقَلْبِ مِنِّى بَعِيدٌ؛اى موسى! آرزوى خود را در دنيا طولانى نكن كه قسىّ القلب خواهى شد و قسىّ القلب از من دور است».[1]

همين معنى در حديث ديگرى از امام اميرمؤمنان عليه السلام آمده است كه فرمود:«مَنْ يَأْمُلُ انْ يَعِيشَ ابَداً يَقْسُوا قَلْبُهُ وَ يَرْغَبُ فِى الدُّنْيَا؛كسى كه آرزو دارد جاودانه در اين دنيا بماند قسىّ القلب مى‌شود و راغب در دنيا مى‌گردد».[2]

3- طول امَل سبب نسيان اجل‌

اين اثر نياز به شرح و بسط ندارد و به خوبى در زندگى آنها كه گرفتار اين رذيله اخلاقى هستند نمايان است كه هرگز نه سخنى از مرگ بر زبان مى‌رانند و نه در فكر آخرتند، بلكه دائماً در گرداب غفلت غوطه‌ورند.

حديث معروفى كه هم از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و هم از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل شده كه مى‌فرمايد:«طُولُ الْامَلِ يُنْسِى الْآخِرَةِ؛درازى آرزوها سبب فراموشى آخرت است» گواه صدق اين مدّعاست.[3]

در حديث ديگرى از مولا على عليه السلام مى‌خوانيم:«اكْثَرُ النَّاسِ امَلًا اقَلُّهُمْ لِلْمَوْتِ ذِكْراً؛كسى كه آرزويش از همه طولانى‌تر است از همه كمتر به ياد مرگ است».[4]

[1]-/ ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 104 (مادّه امل)

[2]-/ همان مدرك‌

[3]-/ قبلًا در بخش احاديث گذشت‌

[4]-/ تصنيف الغرر، صفحه 312، حديث 7215


صفحه 189

4- زندگى پررنج محصول ديگرى از طول امل‌

بديهى است هر قدر آرزوها طولانى‌تر باشد تهيّه مقدّمات بيشترى را مى‌طلبد، همچنين صرفه‌جويى بيشترى براى حفظ اموال و ثروت‌ها جهت رسيدن به آن آرزوهاى دور و دراز لازم است و نتيجه اين دو، يك زندگى توأم با درد و رنج و سخت‌گيرى بر خود و خانواده خود توأم با تلاش شبانه روزى بى رويّه خواهد بود.

به همين جهت در احاديثى كه از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل شده است مى‌خوانيم:«مَنْ كَثُرَ مُنَاهُ كَثُرَ عَنَائُهُ؛كسى كه آرزوهايش زياد باشد، تعب و رنج او فزونى خواهد يافت».

و نيز مى‌فرمايد:«مَنِ اسْتَعَانَ بِالْامَانِىِّ افْلَسَ؛كسى كه از آرزوهاى دراز كمك بگيرد فقير و مفلس مى‌شود (و زندگى فقيرانه‌اى خواهد داشت هر چند ثروتمند باشد)».

و نيز مى‌فرمايد:«الرَّغْبَةُ مِفْتَاحُ النَّصَبِ؛تمايل به دنيا (و آرزوهاى دراز) كليد درد و رنج است»![1]

5- طول امل و زندگى ذلّت‌بار

صاحبان آرزوهاى دراز نه تنها در رنج و تعب دائم به سر مى‌برند، بلكه ناچارند شخصيّت انسانى خود را نيز در هم بشكنند و براى رسيدن به مقصود خيالى در برابر هر كس و ناكس خضوع كنند و دست التماس به سوى اين و آن دراز نمايند و به زندگى ذلّت‌بار تن در دهند. در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌خوانيم:«ذُلُّ الرِّجَالِ فِى خَيْبَةِ الْآمَالِ؛خوارى مردان در ناكامى آرزوهاست».[2]

6- محروميّت از نعمتها

همان گونه كه در بالا اشاره شد، كسانى كه گرفتار آرزوهاى دور و درازند و در درياى امانى غوطه‌ورند، غالباً به سراغ صرفه‌جويى و سخت‌گيرى هر چه بيشتر در استفاده از مواهب حيات و زندگى مى‌روند تا به آرزوهاى دور و دراز خود برسند. به همين دليل نسبت به همه كس حتّى خويشتن و زن و فرزند بخيل خواهند بود، همان‌

[1]-/ تصنيف الغرر، صفحه 314

[2]-/ غررالحكم، جلد 2، صفحه 405


صفحه 190

بخلى كه آنها را از بهره‌گيرى از نعمت‌هاى الهى محروم مى‌سازد و در عين برخوردارى از امكانات فراوان، زندگى فقيرانه‌اى دارند.

در زمان خود افرادى را مى‌بينيم كه تحت عنوان‌«تأمين آينده»! براى خود و فرزندان، گرفتار طول امل هستند و همين امر آنان را از مواهبى كه در اختيار دارند محروم مى‌سازد.

7- طول امل و محروم بودن از درك حقايق‌

آرزوهاى دراز همچون سرابى است كه تشنگان را در بيابان زندگى به دنبال خود مى‌كشاند و تشنه‌تر مى‌سازد، بى آنكه به جايى برسند، اين آرزوها چهره واقعيّت‌ها را به گونه‌اى دروغين نشان مى‌دهد و انسان به خاطر آنها درك نمى‌كند كجاست و به كجا مى‌رود؟ و وظيفه‌اش در برابر اين سرنوشت چيست؟

از همين رو در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام كه سابقاً به آن اشاره كرديم آمده است:«الْامَانِىُّ تُعْمِى عُيُونَ الْبَصَائِرِ؛آرزوهاى دراز ديدگان بصيرت را نابينا مى‌كند»![1]

كوتاه سخن اينكه: كسى مى‌تواند چهره زيباى حقيقت را آن گونه كه هست ببيند و به سرچشمه زلال معرفت برسد كه ديده عقل خود را با حجاب آرزوها نپوشاند و در ميان ابرهاى تيره و تار طول امل قرار نگيرد.

8- طول امل سبب كفران نعمت است‌

بديهى است آرزوهاى دراز، انسان را به آن چه ندارد و شايد هرگز به آن نمى‌رسد دلبند مى‌سازد، به همين دليل آنچه را از نعمت‌هاى الهى در دست دارد كوچك مى‌شمرد و نسبت به آن بى اعتناست و اين كفران نعمت، پيامدهاى شومى در دنيا و آخرت براى او دارد.

در حديثى از مولاى متّقيان اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌خوانيم:«تَجَنَّبُوا الْمُنَى فَانَّهَا تُذَهِّبُ بِبَهْجَةِ نِعَمِ اللَّهِ عِنْدَكُمْ، و تُلْزِمُ اسْتِصْغَارَهَا لَدَيْكُمْ، وَ عَلَى قِلَّةِ الشُّكْرِ مِنْكُمْ؛از

[1]-/ غررالحكم، حديث 1375


صفحه 191

آرزوهاى دراز بپرهيزيد كه زيبايى نعمت‌هاى الهى را از نظر شما مى‌برد و آنها را نزد شما كوچك مى‌كند و به كمى شكر (و كفران نعمت) از سوى شما منتهى مى‌شود»![1]

اسباب و انگيزه‌هاى طول امل‌

عمده‌ترين چيزى كه سبب آرزوهاى دراز مى‌شود جهل و بى‌خبرى است، جهل نسبت به خويشتن و نسبت به دنيا و جهل نسبت به قدرت و لطف خدا و ثواب آخرت و عقبى‌، مجموعه اين جهل‌ها انسان را به وادى آرزوهاى دراز مى‌كشاند.

توضيح اينكه:انسان به سبب بى‌خبرى از وضع خويش و عدم توجّه به اين حقيقت كه هر لحظه ممكن است پايان عمر او فرارسد، يك لخته خون كوچك مى‌تواند مجراى رگهاى قلب يا مغز او را بگيرد و در يك لحظه، سكته قلبى يا مغزى بر او عارض شود يا حادثه‌اى همچون زلزله و آتش سوزى، تصادف در رانندگى، لغزيدن و بر زمين خوردن و ضربه مغزى شدن يا مانند اينها به زندگى او پايان دهد. آرى بر اثر جهل به اين امور گرفتار اين پندار مى‌شود كه عمرى طولانى دارد و سپس يك مشت آرزوهاى دراز اطراف فكر او را احاطه مى‌كند و به او اجازه نمى‌دهد به غير آن بينديشد.

همچنين جهل نسبت به ناپايدارى و بى وفايى دنيا، دنيايى كه نه بر صغير رحم مى‌كند و نه بر كبير، نه بر جوان رحم مى‌كند نه بر پير، گاه پيش از آنكه پيرى بميرد صدها كودك و جوان از دنيا مى‌روند و گاه پيش از آنكه مريض سخت جان دهد ده‌ها سالم در آغوش مرگ قرار مى‌گيرند.

گاه سلاطين مقتدر در يك روز به ضعيف‌ترين افراد مبدّل مى‌شوند و در زندان انفرادى جاى مى‌گيرند و گاه ثروتمندان غرق ناز و نعمت در يك شب فقير و تهيدست مى‌شوند و بر خاك سياه مى‌نشينند، آرى جهل به اين امور است كه انسان را در گرداب طول امل مى‌اندازد.

اينجاست كه سلمان فارسى، شاگرد بزرگ مكتب وحى، مى‌گويد:«ثَلَاثٌ اعْجَبَتْنِى‌

[1]-/ تصنيف الغرر، صفحه 314


صفحه 192

حَتَّى اضْحَكَتْنِى: مُؤَمِّلُ الدُّنْيَا وَ الْمَوْتُ يَطْلِبُهُ، وَ غَافِلٌ لَيْسَ بَمَغْفُولٍ عَنْهُ، وَ ضَاحِكٌ مُلِئَ فِيهِ لَايَدْرِى اسَاخِطٌ رَبُّ الْعَالَمِينَ عَلَيْهِ امْ رَاضٍ عَنْهُ؛سه كس مرا در شگفتى فرو برده تا آنجا كه به خنده واداشته است: كسى كه دنيا را آرزو مى‌كند در حالى كه مرگ در پى اوست و كسى كه از اجل خويش غافل است در حالى كه اجل از او غافل نيست و كسى كه با تمام وجودش مى‌خندد در حالى كه نمى‌داند پروردگار جهانيان از او راضى است يا نه»؟[1]

در روايات اسلامى نيز اشاره‌هاى روشنى به اين معنى شده است، مولاى متّقيان على عليه السلام مى‌فرمايد:«مَنْ ايْقَنَ انَّهُ يُفَارِقُ الْاحْبَابَ وَ يَسْكُنُ التُّرَابَ وَ يُوَاجِهُ الْحِسَابَ وَ يَسْتَغْنِى عَمَّا خَلَّفَ، وَ يَفْتَقِرُ الَى مَا قَدَّمَ كَانَ حَرِيّاً بِقَصْرِ الْامَلِ وَ طُولِ الْعَمَلِ؛كسى كه يقين دارد (به زودى) از دوستان جدا مى‌شود و در زير خاك مسكن مى‌گزيند و با حساب الهى روبه‌روست و از آنچه بر جاى گذاشته بى نياز مى‌گردد و به آنچه از پيش فرستاده محتاج مى‌شود، سزاوار است كه آرزو را كوتاه و اعمال صالح را طولانى كند»![2]

در حديث ديگرى از همان حضرت مى‌خوانيم:«اتَّقُوا خِدَاعَ الْامَالِ، فَكَمْ مِنْ مُؤَمِّلِ يَوْمٍ لَمْ يُدْرِكْهُ، وَ بَانِى بَنَاءٍ لَمْ يَسْكُنْهُ، وَ جَامِعِ مَالٍ لَمْ يَأْكُلْهُ؛از فريب آرزوها بپرهيزيد، چه بسيار كسانى كه آرزو داشتند روزى را (در آغوش ناز و نعمت) بگذرانند و هرگز به آن نرسيدند، چه بسيار كسانى كه خانه و قصرى ساختند ولى هرگز در آن ساكن نشدند و چه بسيار كسانى كه اموال زيادى اندوختند ولى هرگز از آن نخوردند»![3]

گاه جهل به آخرت و نعمت‌هاى بى پايان آن سراى جاويدان كه يك لحظه نگاه كردن به آنها به تمام دنيا مى‌ارزد، سبب مى‌شود كه انسان به آرزوهاى دراز در اين جهان كشيده شود، حتّى گاه مى‌شود بى خبرى از لذّت زهد در دنيا و آزادگى از چنگال اسارت زرق و برق آن، انسان را به وادى طول امل مى‌كشاند!

در حديثى از امام باقر عليه السلام مى‌خوانيم:«اسْتَجْلِبْ حَلَاوَةَ الزِّهَادَةِ بِقَصْرِ الْامَلِ؛شيرينى زهد را با كوتاهى آرزوها به دست آر»![4]

و گاه مى‌شود انسان قدرت خدا را فراموش مى‌كند و يا نسبت به آن جاهل و بى خبر است و نمى‌داند خدايى كه از لحظه انعقاد نطفه در رحم مادر پيوسته به او روزى داده‌

[1]-/ المحجّة البيضاء، جلد 8، صفحه 246

[2]-/ بحارالانوار، جلد 70، صفحه 167

[3]-/ تصنيف غررالحكم، صفحه 313

[4]-/ تحف العقول، صفحه 207


صفحه 193

است، در حالى كه هيچ كس دسترسى به او نداشته مى‌تواند تا پايان عمر زندگى او را اداره كند و فرزندانش اگر دوست خدا باشند، خدا آنها را تنها نمى‌گذارد و اگر دشمن خدا باشند خدمت به آنها بى دليل است.

آرى جهل به اين امور سبب مى‌شود كه زير پوشش (تأمين آينده خود و فرزندان)، گرفتار آرزوهاى دراز و طول امل گردد.

مجموعه اين جهل‌ها و بى‌خبرى‌ها (جهل به خويشتن، جهل به دنيا، جهل نسبت به خدا و قدرت بى مانند او و جهل نسبت به آخرت و مواهب بى پايانش) آدمى را در بيابان بيكران و برهوت خشك و سوزان آرزوها سرگردان مى‌سازد.

درمان طول امل‌

هميشه براى علاج قطعى بيماريها به ريشه‌كن كردن اسباب آن بايد پرداخت و تا اسباب بيمارى ريشه‌كن نشود درمان‌ها سطحى و ناپايدار است و به تعبير ديگر جنبه مسكّن را دارد.

با توجّه به اين اصل اساسى و با توجّه به ريشه‌هاى درازى آرزوها به خوبى مى‌توان نتيجه گرفت كه براى زدودن آثار طول امل و از ميان بردن آن بايد به تفكّر و انديشه پرداخت.

از يك سو بايد انسان خود را به خوبى بشناسد و بداند موجودى است آسيب‌پذير كه فاصله ميان مرگ و زندگى او بسيار كم است، امروز سالم است و پر نشاط، فردا ممكن است گرفتار سخت‌ترين بيماريها يا اندوه‌بارترين مصايب گردد، امروز قوى و غنى و قدرتمند است، فردا ممكن است از ضعيف‌ترين و فقيرترين افراد باشد و نمونه‌هاى آن صفحات تاريخ بشريّت را پر كرده است.

از سوى ديگربايد درباره بى اعتبارى دنيا بيانديشيد كه‌«از نسيمى دفتر ايّام بر هم مى‌خورد»و فراموش نكند نادر شاه قدرتمند«شبانگه به دل قصد تاراج داشت** سحرگه نه تن سر، نه سر تاج داشت»!

آرى با «يك گردش چرخ نيلوفرى، نه نادرها به جا مى‌مانند و نه نادرى»!