بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 317

و (در راه بندگى خدا) تلاش و كوشش فراوان دارند؛ به ثواب او اميدوارند و از عقاب او بيمناك. (به همين دليل، پيوسته، در راه حق حركت مى‌كنند. هرگاه كسى را با اين صفات ببينى) آنها پيروان و شيعيان جعفر بن محمد عليه السلام مى‌باشند».[1]

6- امير مؤمنان على عليه السلام مى‌فرمايند:«قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى‌ قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ صِدْقُهُ عَلى قَدْرِ مُرُوَّتِهِ، وَ شُجَاعَتُهُ عَلَى‌ قَدْرِ انْفَتِهِ وَ عِفَّتُهُ عَلَى‌ قَدْرِ غَيْرَتِهِ؛ارزش هر كس به اندازه همّت او و صداقت هر كس به اندازه شخصيت او و شجاعت هر كس به اندازه زهد و بى اعتنايى او به ارزشهاى مادى و عفّت هر كس به اندازه غيرت اوست».[2]

بديهى است، افراد غيرتمند راضى نمى‌شوند كه كسى نگاه آلوده به نواميس آنها كند؛ به همين دليل، نسبت به نواميس ديگران نيز حسّاسند و متعرض آنها نمى‌شوند.

7- اين بحث را با حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پايان مى‌دهيم؛ آن حضرت صلى الله عليه و آله در اين روايت ضمن بيان اين كه: «سه چيز است كه بر امّتم از آن سه بيمناكم» سوّمين آنها را«شَهْوَةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ؛شكم‌پرستى و شهوت‌پرستى جنسى»[3]مى‌دانند.

نتيجه‌

آنچه از آيات و روايات فوق حاصل مى‌شود، اين است كه: اسلام اهتمام فوق العاده به مسئله پرهيزكارى در برابر شهوت شكم و بى بند و بارى جنسى دارد تا جايى كه آن را نشانه شخصيت، غيرت، ايمان و پيروى از مكتب اهلبيت عليهم السلام معرفى مى‌كند. تاريخ نيز سرچشمه بسيارى از گرفتارى‌هاى انسان را از همين دو امر (شهوت شكم و شهوت جنسى) مى‌داند؛ زيرا شهوتِ شكم، به انسان اجازه تفكر مشروع را نمى‌دهد تا به وسيله آن، حقوق انسان‌ها را رعايت كند و در مسير عدالت گام بردارد. به همين علت، انسان را به ارتكاب انواع گناهان وامى دارد.

علاوه بر اينها، شهوت شكم، سرچشمه بسيارى از بيمارى‌هاى جسمانى و اخلاقى است تا آنجا كه گاهى، شكم به بت خطرناكى مبدّل شده و انسان را به پرستش و اطاعت خويش در همه زمينه‌ها وادار مى‌سازد.

[1]-/ وسايل الشيعه، جلد 11، صفحه 199

[2]-/ نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه 47

[3]-/ اصول كافى، جلد 2، صفحه 79


صفحه 318

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز، در اين رابطه، درباره مردم آخر الزمان فرموده است:«يَأْتِى عَلَى النّاسِ زَمانٌ بُطُونُهُمْ آلِهَتُهُمْ وَ نِسَائُهُم قِبْلَتُهُمْ وَ دَنَانِيرُهُمْ دِينُهُمْ، وَ شَرَفُهُمْ مَتَاعُهُمْ، لايَبْغى‌ مِنَ الايمَانِ الّا اسْمَهُ وَ لا مِنَ الْاسلامِ الّا رَسْمَهُ وَ لا مِنَ القُرآنِ الّا دَرْسَهُ، مَسَاجِدُهُمْ مَعْمُورُةٌ مِنَ الْبَنَاءِ وَ قُلُوبُهُمْ خَرَابٌ عَلَى الْهُدى؛زمانى بر مردم فرا مى‌رسد كه شكم‌هاى آنها بت‌هاى آنهاست و زن‌هاى آنها قبله آنهاست و دينارهايشان دينشان و شرفشان متاعشان است، در آن زمان از ايمان جز نامى و از اسلام جز رسمى و از قرآن، جز درسى باقى نمى‌ماند، مساجدشان از نظر ساختمان آباد و دل‌هايشان از نظر هدايت خراب است».

در ذيل اين حديث آمده است: «خداوند در چنان شرايطى، آنان را به چهار بلا مبتلا مى‌كند، جور سلطان و قحطى زمان و ظلم واليان و حاكمان».[1]

فرق ميان ظلم و جور (كه در بسيارى از روايات در برابر هم قرار گرفته‌اند) ممكن است از اين جهت باشد كه واژه جور، در اصل به معنى انحراف از مسير حق است؛ بنابر اين جور سلطان به انحرافات صاحبان سلطه و فرمانروايان اطلاق مى‌شود، در حالى كه ظلم به معنى بى عدالتى است.

در حديث ديگرى از آن حضرت آمده است:«ايّاكَ وَ ادْمَانَ الشَّبَع فَانَّهُ يُهَيّجُ الاسْقَامَ وَ يُثيرُ العِلَلَ؛از پرخورى بپرهيز كه انواع بيمارى‌ها را تحريك كرده، و سرچشمه مرض‌هاست».[2]

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز فرموده است: «هركس از شرّ شكم و زبان و آلت جنسى خود در امان بماند، از همه بدى‌ها محفوظ مانده است».[3]

راه‌هاى پيشگيرى از بى عفتى‌

براى كنترل شهوات- مخصوصاً شهوت جنسى و شهوت شكم- راه‌هاى بسيارى وجود دارد كه بخشى جنبه كلّى و عمومى دارد؛ يعنى، در تمام مفاسد اخلاقى سارى و

[1]-/ بحار الانوار، جلد 22، صفحه 453

[2]-/ شرح غررالحكم، صفحه 300، حديث 2681، جمله 1

[3]-/ معراج السّعاده، صفحه 310


صفحه 319

جارى است، مانند: پاك بودن محيط، نقش معاشران و دوستان، تربيت خانوادگى، علم و آگاهى به پيامدهاى رذايل اخلاقى، مسايل فرهنگى و مانند آن.

اين بحث را به صورت گسترده و كامل در جلد اوّل تحت عنوان آمادگى‌هاى لازم براى پرورش فضايل اخلاقى مطرح كرديم.

بخش ديگر، جنبه خصوصى دارد؛ يعنى، مربوط به‌«عفّت»در مسايل جنسى و ساير خواست‌هاى نفسانى است كه امور زير را مى‌توان به عنوان عمده‌ترين راه كنترل در اين خصوص ذكر كرد:

1- حجاب و ترك خودآرايى در انظار عموم‌

بى شك، يكى از امورى كه به شهوت جنسى دامن مى‌زند، «برهنگى و خودآرايى زنان و مردان» براى يكديگر است كه تأثير آن، به خصوص در ميان جوانان مجرّد، قابل انكار نيست، به گونه‌اى كه مى‌توان گفت: آلودگى به بى عفّتى رابطه مستقيمى با بى‌حجابى، برهنگى و خودآرايى در انظار عموم دارد؛ حتى طبق بعضى از آمارهاى مستند، هر قدر اين مسئله تشديد شود، به همان نسبت آلودگى به بى‌عفتى بيشتر مى‌شود؛ مثلًا، در تابستان كه به خاطر گرمى هوا، برهنگى زنان بيشتر مى‌شود، به همان نسبت مزاحمت‌هاى جنسى افزايش مى‌يابد و به عكس، در زمستان كه زنان، پوشش بيشتر دارند؛ اين گونه مزاحمت‌ها كمتر مى‌شود.

به همين دليل، دستور حجاب يكى از مؤكدترين دستورهاى اسلام است. قرآن مجيد در آيات متعددى از جمله: آيات 31 و 60 سوره نور و آيات 33 و 53 و 59 احزاب، بر مسئله حجاب تأكيد كرده است كه گاهى زنان با ايمان را مخاطب قرار مى‌دهد و گاهى همسران پيامبر صلى الله عليه و آله را و گاهى نيز با استثناكردن زنان پير و از كارافتاده، تكليف بقيه را روشن مى‌سازد؛ به اين ترتيب با عبارات مختلف، اهمّيّت اين وظيفه اسلامى را بازگو مى‌كند.

بديهى است كه برداشتن حجاب، مقدّمه برهنگى، آزادى جنسى و بى بند و بارى است كه مشكلات و مفاسد ناشى از آن، در عصر و زمان ما بر كسى پوشيده نيست.

بى‌حجابى سبب مى‌شود كه گروهى از زنان، در يك مسابقه بى پايان، در نشان دادن اندام خود و تحريك مردان هوسباز شركت كنند. اين امر در عصر و زمان ما كه به خاطر


صفحه 320

گرفتارى‌هاى تحصيلى و اقتصادى سن ازدواج بالا رفته و قشر عظيمى از جامعه را جوانان مجرّد تشكيل مى‌دهد، آثار بسيار زيانبارى دارد.

بى حجابى، علاوه بر اين كه از نظر اخلاقى سبب ناامنى خانواده‌ها و بروز جنايات مى‌شود، ضمناً سبب ايجاد هيجان‌هاى مستمر عصبى و حتّى بيمارى‌هاى روانى نيز مى‌گردد كه ثمره آن سستى پيوند خانواده‌ها و كاهش ارزش شخصيت زن در جامعه است.

2- عدم اختلاط زن و مرد

بى شك در جامعه مخصوصاً در جامعه فعلى نمى‌توان زندگى زن و مرد نامحرم را به طور كامل از هم جدا كرد، ولى در مواردى كه ضرورتى نداشته باشد، چنان كه از اختلاط پرهيز شود، به يقين، اصول عفت و پارسايى، بهتر حفظ خواهد شد؛ دليل آن هم مفاسد بسيار وحشتناك و شرم‌آورى است كه از اختلاط پسران و دختران در كشورهاى غربى ديده مى‌شود.

3- ديدن مطبوعات و رسانه‌هاى تصويرى‌

مطبوعات و رسانه‌هاى تصويرى نقش بسيار مؤثرى در تحريك مسايل جنسى، مخصوصاً در ميان قشر جوان دارد. افراد سودجو و گروه‌هايى كه از اين راه به درآمدهاى هنگفت نامشروعى مى‌رسند، دست به انتشار مفتضح‌ترين فيلم‌ها، عكس‌ها، رمان‌ها و داستان‌هاى عشقى كثيف مى‌زنند و در شرايطى كه امواج رسانه‌ها به آسانى از يك گوشه جهان به گوشه ديگر منتقل مى‌شود، كنترل آنها كار آسانى نيست؛ ولى به هر حال اگر اين امر به طور كامل، امكان‌پذير نباشد، به طور ناقص امكان‌پذير است كه غفلت از آن، موجب گرفتارى‌هاى فراوان اخلاقى و اجتماعى است.

با نهايت تأسف، گروهى از نويسندگان و ارباب علم و دانش نيز در اين مسئله به موضع انفعالى روى آورده‌اند و به خاطر اين كه شرايط زمان، اجازه مخالفت با اين امور را نمى‌دهد و يا مخالفت با آنها، ما را از نسل جوان جدا مى‌سازد، يا در اذهان مردم متمدّن، به عقب افتادگى متّهم مى‌شويم؛ به همين دليل، دست روى دست گذاشته و مأيوسانه به امواج خطرناكى كه جوامع اسلامى را در برگرفته، نگاه مى‌كنند.


صفحه 321

16

غفلت و بى خبرى‌

اشاره‌

«غفلت»داراى مفهوم وسيع و گسترده‌اى است كه هرگونه بى خبرى از شرايط زمان و مكانى (كه انسان در آن زندگى مى‌كند) و از واقعيت‌هاى فعلى و آينده و گذشته خويش و از صفات و اعمال خود و از پيامها و آيات حق و همچنين هشدارهايى كه حوادث تلخ و شيرين زندگى، به انسان‌ها مى‌دهد را شامل مى‌شود.

بى خبرى از اين واقعيت‌ها و نداشتن موضع‌گيرى صحيح در برابر آنها، خطر بزرگى براى سعادت انسان‌ها است؛ خطرى كه هر لحظه ممكن است، دامان انسان را بگيرد و او را به كام نيستى فرو برد، خطرى كه مى‌تواند زحمات ساليان دراز عمر انسان را در يك لحظه برباد دهد.

شايد بارها، شنيده باشيم كه فلان شخص با زحمت بسيار، اموال و سرمايه‌هاى عظيمى به دست آورده بود؛ اما بر اثر يك لحظه‌«غفلت»آتش سوزى عظيمى به وجود آمد كه تمام آنها را در كام خود فرو برد؛ انسان نيز در مسير سعادت چنين است. ممكن است، افتادن در دام‌«غفلت»در يك لحظه كوتاه، سرمايه‌هاى معنوى او را مبدل به خاكستر حسرت كند.

به همين دليل علماى اخلاق، بحث‌هاى وسيعى درباره‌«غفلت»و ذُكْر و بيدارى (كه نقطه مقابل آن است) در كتاب‌هاى خود آورده‌اند و از عواملى كه مى‌تواند پرده‌هاى‌


صفحه 322

«غفلت»را كنار زند و انسان را از خواب‌«غفلت»بيدار كند، بحث نموده‌اند.

با اين مقدمه، به قرآن مجيد مراجعه مى‌كنيم و اهمّيّتى را كه اين كتاب بزرگ آسمانى بر اين امر قائل شده، در آيات زير مورد بررسى قرار مى‌دهيم:

1- وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الجِنِّ وَ الانْسِ لَهُمُ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُمْ اعْيُنٌ لايُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُم آذانٌ لايَسْمَعُونَ بِهَا اولئكَ كَالانْعَامِ بَلْ هُمْ اضَلُّ اولئكَ هُم الغَافِلُونَ‌(سوره اعراف، آيه 179)

2- وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَاذا هِىَ شَاخِصَةٌ ابْصَارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يَا وَيْلَنَا قَدْ كُنَّا في غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا بَلْ كُنَّا ظَالِمينَ‌(سوره انبياء، آيه 97)

3- وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَداةِ وَالْعَشِىِّ يُريدونَ وَجْهَهُ وَ لاتَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الحَيَاةِ الدُّنيَا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكرِنَا وَ اتَّبَعَ هَوَاهُ وَ كَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً(سوره‌كهف، آيه 28)

4- انَّ الَّذِينَ لايَرجُونَ لِقَائَنَا وَ رَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنيَا وَ اطمَأَنُّوا بِهَا وَ الَّذينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ* اولئكَ مَأواهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ‌(سوره‌يونس، آيه 7 و 8)

5- يَعْلَمُونَ ظَاهِراً مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنيَا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ‌(سوره‌روم، آيه 7)

6- سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِىَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِى الارضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ ان يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لايُؤْمِنُوا بِهَا وَ انْ يَرَوْا سَبيلَ الرُّشدِ لايَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَ انْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَىِّ يَتَّخِذُوهُ سَبيلًا ذَلِكَ بَأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلينَ‌(سوره‌اعراف، آيه 146)

7- فَانْتَقَمْنَا مِنْهُم فَأَغرَقْنَاهُم في اليَمِّ بِانَّهُم كَذَّبُوا بِآيَاتِنا وَ كَانُوا عَنْهَا غَافِلينَ‌(سوره‌اعراف، آيه 136)

8- فَاذَا رَكِبُوا فِى الْفُلْكِ دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلّمَا نَجَّاهُمْ الَى الْبَرِّ اذاهُمْ يُشْرِكُونَ‌(سوره‌عنكبوت، آيه 65)

9- وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَانِ نُقَيِّضُ لَهُ شَيْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرينٌ‌(سوره‌زخرف، آيه 36)

10- انّ الَّذينَ اتَّقَوْا اذَا مَسَّهُم طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَاذَا هُمْ مُبْصِرُونَ‌(سوره‌اعراف، آيه 201)

11- لَقَدْ كُنْتَ فِى غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطآئَكَ فَبَصَرُكَ الْيْومَ حَديدٌ(سوره‌ق، آيه 22)


صفحه 323

12- وَ انْذِرهُم يَوْمَ الْحَسْرَةِ اذ قُضىَ الامْرُ وَ هُمْ فِى غَفْلَةٍ وَ هُمْ لايُؤمِنُونَ‌(سوره‌مريم، آيه 39)

ترجمه‌

1- به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم، آنها دل‌ها (عقل‌ها) يى دارند كه كه با آن (انديشه نمى‌كنند و) نمى‌فهمند و چشمانى كه با آن نمى‌بينند و گوشهايى كه با آن نمى‌شنوند؛ آنها همچون چهارپايانند، بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند. (زيرا با داشتن همه گونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند!)

2- و وعده حق (قيامت) نزديك مى‌شود، در آن هنگام چشم‌هاى كافران از وحشت، از حركت باز مى‌ماند، (مى‌گويند) اى واى! بر ما كه از اين (جريان) در غفلت بوديم؛ بلكه ما ستمكار بوديم!

3- با كسانى باش كه پروردگار خود را صبح و عصر مى‌خوانند، و تنها رضاى او را مى‌طلبند! و هرگز به خاطر زيورهاى دنيا، چشمان خود را از آنها برمگير! و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم، اطاعت مكن! همان‌ها كه از هواى نفس پيروى كردند و كارهايشان افراطى است.

4- آنها كه ايمان به ملاقات ما (و روز رستاخيز) ندارند و به زندگى دنيا خشنود شدند و بر آن تكيه كردند و آنها كه از آيات ما غافلند- (همه) آنها جايگاهشان آتش است، به خاطر كارهايى كه انجام مى‌دادند!

5- آنها فقط ظاهرى از زندگى دنيا را مى‌دانند و از آخرت (و پايان كار) غافلند!

6- به زودى كسانى را كه در روى زمين به ناحق تكبّر مى‌ورزند، از (ايمان به) آيات خود منصرف مى‌سازم! آنها چنانند كه اگر هر آيه و نشانه‌اى را ببينند، به آن ايمان نمى‌آورند. اگر راه هدايت را ببينند آن را، راه خود انتخاب نمى‌كنند و اگر راه گمراهى را ببينند آن را، راه خود انتخاب مى‌كنند! (همه اينها) به خاطر آن است كه آيات ما را تكذيب كردند و از آن غافل بودند!

7- سر انجام از آنها انتقام گرفتيم و آنان را در دريا غرق كرديم، زيرا آيات ما را تكذيب كردند و از آن غافل بودند.


صفحه 324

8- هنگامى كه سوار بر كشتى شوند، خدا را با اخلاص مى‌خوانند (و غير او را فراموش مى‌كنند)؛ اما هنگامى كه خدا آنان را به خشكى رساند و نجات داد، باز مشرك مى‌شوند!

9- و هر كس از ياد خدا روى گردان شود، شيطان را به سراغ او مى‌فرستيم؛ پس همواره قرين اوست!

10- هنگامى كه پرهيزگاران، گرفتار وسوسه‌هاى شيطان شوند، به ياد (خدا و پاداش و كيفر او) مى‌افتند و (در پرتو ياد او، راه حق را مى‌بينند و) ناگهان بينا مى‌گردند!

11- (به او خطاب مى‌شود) تو از اين صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودى و ما پرده را از چشم تو كنار زديم و امروز چشمت كاملًا تيزبين است!

12- آنان را از روز حسرت (روز رستاخيز كه براى همه مايه تأسف است) بترسان، در آن هنگام كه همه چيز پايان مى‌يابد و آنها در غفلتند و ايمان نمى‌آورند!

تفسير و جمع بندى‌

«غفلت» سرچشمه اصلى بدبختى‌ها

درنخستين‌آيه، به معرفى گروهى از بدترين افراد انسان پرداخته شده؛ گروهى كه شايد بدتر از آنان در ميان انسان‌ها يافت نشود كه درباره اوصاف آنها مى‌فرمايد: «ما بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم، آنها دل‌ها (و عقل‌هايى) دارند كه با آن چيزى درك نمى‌كنند و چشمانى دارند كه با آنها نمى‌بيند و گوش‌هايى دارند كه با آن نمى‌شوند. آنها همچون چهارپايانند، بلكه بدترند. آنها همان غافلانند؛وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِن الْجِنِّ وَ الانْسِ لَهُم قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُم اعْيُنٌ لايُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُم آذانٌ لايَسْمَعُونَ بِهَا اولئكَ كَالانْعَامِ بَلْ هُمْ اضَلُّ اولئكَ هُم الغَافِلونَ»[1]

در اين آيه عامل نهايى بدبختى اين گروه دوزخى را«غفلت»شمرده است. غفلتى كه از ترك انديشه و نداشتن چشم باز و گوش شنوا حاصل شده و انسان را به مرحله‌اى حتّى فروتر از چهارپايان سقوط مى‌دهد. زيرا اگر چهارپايان غافلند، استعداد غفلت زدايى را ندارند؛ ولى اگر انسان با داشتن منبع آگاهى در غفلت غوطه ور شود، به طور قطع از

[1]-/ اعراف، 179