بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 320

گرفتارى‌هاى تحصيلى و اقتصادى سن ازدواج بالا رفته و قشر عظيمى از جامعه را جوانان مجرّد تشكيل مى‌دهد، آثار بسيار زيانبارى دارد.

بى حجابى، علاوه بر اين كه از نظر اخلاقى سبب ناامنى خانواده‌ها و بروز جنايات مى‌شود، ضمناً سبب ايجاد هيجان‌هاى مستمر عصبى و حتّى بيمارى‌هاى روانى نيز مى‌گردد كه ثمره آن سستى پيوند خانواده‌ها و كاهش ارزش شخصيت زن در جامعه است.

2- عدم اختلاط زن و مرد

بى شك در جامعه مخصوصاً در جامعه فعلى نمى‌توان زندگى زن و مرد نامحرم را به طور كامل از هم جدا كرد، ولى در مواردى كه ضرورتى نداشته باشد، چنان كه از اختلاط پرهيز شود، به يقين، اصول عفت و پارسايى، بهتر حفظ خواهد شد؛ دليل آن هم مفاسد بسيار وحشتناك و شرم‌آورى است كه از اختلاط پسران و دختران در كشورهاى غربى ديده مى‌شود.

3- ديدن مطبوعات و رسانه‌هاى تصويرى‌

مطبوعات و رسانه‌هاى تصويرى نقش بسيار مؤثرى در تحريك مسايل جنسى، مخصوصاً در ميان قشر جوان دارد. افراد سودجو و گروه‌هايى كه از اين راه به درآمدهاى هنگفت نامشروعى مى‌رسند، دست به انتشار مفتضح‌ترين فيلم‌ها، عكس‌ها، رمان‌ها و داستان‌هاى عشقى كثيف مى‌زنند و در شرايطى كه امواج رسانه‌ها به آسانى از يك گوشه جهان به گوشه ديگر منتقل مى‌شود، كنترل آنها كار آسانى نيست؛ ولى به هر حال اگر اين امر به طور كامل، امكان‌پذير نباشد، به طور ناقص امكان‌پذير است كه غفلت از آن، موجب گرفتارى‌هاى فراوان اخلاقى و اجتماعى است.

با نهايت تأسف، گروهى از نويسندگان و ارباب علم و دانش نيز در اين مسئله به موضع انفعالى روى آورده‌اند و به خاطر اين كه شرايط زمان، اجازه مخالفت با اين امور را نمى‌دهد و يا مخالفت با آنها، ما را از نسل جوان جدا مى‌سازد، يا در اذهان مردم متمدّن، به عقب افتادگى متّهم مى‌شويم؛ به همين دليل، دست روى دست گذاشته و مأيوسانه به امواج خطرناكى كه جوامع اسلامى را در برگرفته، نگاه مى‌كنند.


صفحه 321

16

غفلت و بى خبرى‌

اشاره‌

«غفلت»داراى مفهوم وسيع و گسترده‌اى است كه هرگونه بى خبرى از شرايط زمان و مكانى (كه انسان در آن زندگى مى‌كند) و از واقعيت‌هاى فعلى و آينده و گذشته خويش و از صفات و اعمال خود و از پيامها و آيات حق و همچنين هشدارهايى كه حوادث تلخ و شيرين زندگى، به انسان‌ها مى‌دهد را شامل مى‌شود.

بى خبرى از اين واقعيت‌ها و نداشتن موضع‌گيرى صحيح در برابر آنها، خطر بزرگى براى سعادت انسان‌ها است؛ خطرى كه هر لحظه ممكن است، دامان انسان را بگيرد و او را به كام نيستى فرو برد، خطرى كه مى‌تواند زحمات ساليان دراز عمر انسان را در يك لحظه برباد دهد.

شايد بارها، شنيده باشيم كه فلان شخص با زحمت بسيار، اموال و سرمايه‌هاى عظيمى به دست آورده بود؛ اما بر اثر يك لحظه‌«غفلت»آتش سوزى عظيمى به وجود آمد كه تمام آنها را در كام خود فرو برد؛ انسان نيز در مسير سعادت چنين است. ممكن است، افتادن در دام‌«غفلت»در يك لحظه كوتاه، سرمايه‌هاى معنوى او را مبدل به خاكستر حسرت كند.

به همين دليل علماى اخلاق، بحث‌هاى وسيعى درباره‌«غفلت»و ذُكْر و بيدارى (كه نقطه مقابل آن است) در كتاب‌هاى خود آورده‌اند و از عواملى كه مى‌تواند پرده‌هاى‌


صفحه 322

«غفلت»را كنار زند و انسان را از خواب‌«غفلت»بيدار كند، بحث نموده‌اند.

با اين مقدمه، به قرآن مجيد مراجعه مى‌كنيم و اهمّيّتى را كه اين كتاب بزرگ آسمانى بر اين امر قائل شده، در آيات زير مورد بررسى قرار مى‌دهيم:

1- وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الجِنِّ وَ الانْسِ لَهُمُ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُمْ اعْيُنٌ لايُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُم آذانٌ لايَسْمَعُونَ بِهَا اولئكَ كَالانْعَامِ بَلْ هُمْ اضَلُّ اولئكَ هُم الغَافِلُونَ‌(سوره اعراف، آيه 179)

2- وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَاذا هِىَ شَاخِصَةٌ ابْصَارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يَا وَيْلَنَا قَدْ كُنَّا في غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا بَلْ كُنَّا ظَالِمينَ‌(سوره انبياء، آيه 97)

3- وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَداةِ وَالْعَشِىِّ يُريدونَ وَجْهَهُ وَ لاتَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الحَيَاةِ الدُّنيَا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكرِنَا وَ اتَّبَعَ هَوَاهُ وَ كَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً(سوره‌كهف، آيه 28)

4- انَّ الَّذِينَ لايَرجُونَ لِقَائَنَا وَ رَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنيَا وَ اطمَأَنُّوا بِهَا وَ الَّذينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ* اولئكَ مَأواهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ‌(سوره‌يونس، آيه 7 و 8)

5- يَعْلَمُونَ ظَاهِراً مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنيَا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ‌(سوره‌روم، آيه 7)

6- سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِىَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِى الارضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ ان يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لايُؤْمِنُوا بِهَا وَ انْ يَرَوْا سَبيلَ الرُّشدِ لايَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَ انْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَىِّ يَتَّخِذُوهُ سَبيلًا ذَلِكَ بَأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلينَ‌(سوره‌اعراف، آيه 146)

7- فَانْتَقَمْنَا مِنْهُم فَأَغرَقْنَاهُم في اليَمِّ بِانَّهُم كَذَّبُوا بِآيَاتِنا وَ كَانُوا عَنْهَا غَافِلينَ‌(سوره‌اعراف، آيه 136)

8- فَاذَا رَكِبُوا فِى الْفُلْكِ دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلّمَا نَجَّاهُمْ الَى الْبَرِّ اذاهُمْ يُشْرِكُونَ‌(سوره‌عنكبوت، آيه 65)

9- وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَانِ نُقَيِّضُ لَهُ شَيْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرينٌ‌(سوره‌زخرف، آيه 36)

10- انّ الَّذينَ اتَّقَوْا اذَا مَسَّهُم طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَاذَا هُمْ مُبْصِرُونَ‌(سوره‌اعراف، آيه 201)

11- لَقَدْ كُنْتَ فِى غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطآئَكَ فَبَصَرُكَ الْيْومَ حَديدٌ(سوره‌ق، آيه 22)


صفحه 323

12- وَ انْذِرهُم يَوْمَ الْحَسْرَةِ اذ قُضىَ الامْرُ وَ هُمْ فِى غَفْلَةٍ وَ هُمْ لايُؤمِنُونَ‌(سوره‌مريم، آيه 39)

ترجمه‌

1- به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم، آنها دل‌ها (عقل‌ها) يى دارند كه كه با آن (انديشه نمى‌كنند و) نمى‌فهمند و چشمانى كه با آن نمى‌بينند و گوشهايى كه با آن نمى‌شنوند؛ آنها همچون چهارپايانند، بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند. (زيرا با داشتن همه گونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند!)

2- و وعده حق (قيامت) نزديك مى‌شود، در آن هنگام چشم‌هاى كافران از وحشت، از حركت باز مى‌ماند، (مى‌گويند) اى واى! بر ما كه از اين (جريان) در غفلت بوديم؛ بلكه ما ستمكار بوديم!

3- با كسانى باش كه پروردگار خود را صبح و عصر مى‌خوانند، و تنها رضاى او را مى‌طلبند! و هرگز به خاطر زيورهاى دنيا، چشمان خود را از آنها برمگير! و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم، اطاعت مكن! همان‌ها كه از هواى نفس پيروى كردند و كارهايشان افراطى است.

4- آنها كه ايمان به ملاقات ما (و روز رستاخيز) ندارند و به زندگى دنيا خشنود شدند و بر آن تكيه كردند و آنها كه از آيات ما غافلند- (همه) آنها جايگاهشان آتش است، به خاطر كارهايى كه انجام مى‌دادند!

5- آنها فقط ظاهرى از زندگى دنيا را مى‌دانند و از آخرت (و پايان كار) غافلند!

6- به زودى كسانى را كه در روى زمين به ناحق تكبّر مى‌ورزند، از (ايمان به) آيات خود منصرف مى‌سازم! آنها چنانند كه اگر هر آيه و نشانه‌اى را ببينند، به آن ايمان نمى‌آورند. اگر راه هدايت را ببينند آن را، راه خود انتخاب نمى‌كنند و اگر راه گمراهى را ببينند آن را، راه خود انتخاب مى‌كنند! (همه اينها) به خاطر آن است كه آيات ما را تكذيب كردند و از آن غافل بودند!

7- سر انجام از آنها انتقام گرفتيم و آنان را در دريا غرق كرديم، زيرا آيات ما را تكذيب كردند و از آن غافل بودند.


صفحه 324

8- هنگامى كه سوار بر كشتى شوند، خدا را با اخلاص مى‌خوانند (و غير او را فراموش مى‌كنند)؛ اما هنگامى كه خدا آنان را به خشكى رساند و نجات داد، باز مشرك مى‌شوند!

9- و هر كس از ياد خدا روى گردان شود، شيطان را به سراغ او مى‌فرستيم؛ پس همواره قرين اوست!

10- هنگامى كه پرهيزگاران، گرفتار وسوسه‌هاى شيطان شوند، به ياد (خدا و پاداش و كيفر او) مى‌افتند و (در پرتو ياد او، راه حق را مى‌بينند و) ناگهان بينا مى‌گردند!

11- (به او خطاب مى‌شود) تو از اين صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودى و ما پرده را از چشم تو كنار زديم و امروز چشمت كاملًا تيزبين است!

12- آنان را از روز حسرت (روز رستاخيز كه براى همه مايه تأسف است) بترسان، در آن هنگام كه همه چيز پايان مى‌يابد و آنها در غفلتند و ايمان نمى‌آورند!

تفسير و جمع بندى‌

«غفلت» سرچشمه اصلى بدبختى‌ها

درنخستين‌آيه، به معرفى گروهى از بدترين افراد انسان پرداخته شده؛ گروهى كه شايد بدتر از آنان در ميان انسان‌ها يافت نشود كه درباره اوصاف آنها مى‌فرمايد: «ما بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم، آنها دل‌ها (و عقل‌هايى) دارند كه با آن چيزى درك نمى‌كنند و چشمانى دارند كه با آنها نمى‌بيند و گوش‌هايى دارند كه با آن نمى‌شوند. آنها همچون چهارپايانند، بلكه بدترند. آنها همان غافلانند؛وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِن الْجِنِّ وَ الانْسِ لَهُم قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُم اعْيُنٌ لايُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُم آذانٌ لايَسْمَعُونَ بِهَا اولئكَ كَالانْعَامِ بَلْ هُمْ اضَلُّ اولئكَ هُم الغَافِلونَ»[1]

در اين آيه عامل نهايى بدبختى اين گروه دوزخى را«غفلت»شمرده است. غفلتى كه از ترك انديشه و نداشتن چشم باز و گوش شنوا حاصل شده و انسان را به مرحله‌اى حتّى فروتر از چهارپايان سقوط مى‌دهد. زيرا اگر چهارپايان غافلند، استعداد غفلت زدايى را ندارند؛ ولى اگر انسان با داشتن منبع آگاهى در غفلت غوطه ور شود، به طور قطع از

[1]-/ اعراف، 179


صفحه 325

چهارپايان هم كمترند.

مفهوم آيه بالا اين نيست كه خدا گروهى را به اجبار به دوزخ مى‌فرستد؛ بلكه همان گونه كه در آيه با صراحت آمده، دوزخى شدن آنان از ناحيه خودشان است، چون به آنها عقل داده شده ولى به كار نمى‌بندند، چشم و گوش دارند، اما با آن حقايق را نمى‌بينند و نمى‌شنوند.

پس هر چه هست از ناحيه خود آنها است، منتهى خداوند حكم مشروطى دارد و آن اين كه: كسانى كه استعدادهاى خدادادى را به كار نگيرند، سرنوشتشان آتش دوزخ است! و حصول اين شرط بستگى به اراده خود انسان دارد.

دردوّمين‌آيه سخن از كافران در آستانه رستاخيز است. در آن هنگام كه وعده خدا نزديك مى‌شود، چنان وحشتى سراسر وجودشان را فرا مى‌گيرد كه چشمانشان از حركت باز مى‌ايستد و در اين‌جاست كه فرياد آنها بلند مى‌شود كه: «اى واى! بر ما، ما از اين صحنه در غفلت بوديم، بلكه ظالم و ستمگر بوديم؛وَ اقتَرَبَ الْوَعْدُ الحَقُّ فَاذَا هِىَ شَاخِصَةٌ ابْصَارُ الَّذينَ كَفَرُوا يَا وَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِى غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا بَلْ كُنَّا ظَالِمينَ».[1]

به اين ترتيب، اين گروه از كافران، عامل اصلى انحراف خويش را«غفلت»معرفى مى‌كنند؛ غفلتى كه آنها را به ظلم كردن به خويشتن و ديگران دعوت نموده و حتى به انبيا الهى و كتب آسمانى ظلم و ستم روا داشتند.

آنان اين سخن را زمانى مى‌گويند كه لرزشى، سراسر جهان را فرا مى‌گيرد و نشانه‌هاى رستاخيز ظاهر مى‌شود و پرده‌هاى‌«غفلت»در آن شرايط هولناك كنار مى‌رود، در حالى كه تمام درهاى توبه و بازگشت بسته شده است.[2]

«شاخصه»از ماده‌«شخوص»بر وزن‌«خلوص»در اصل به معنى خروج از منزل يا از شهرى به شهر ديگر است و از آن جا كه انسان به هنگام وحشت شديد، چشم او از حركت باز مى‌ايستد و به جايى خيره مى‌شود، به گونه‌اى كه گويى از حدقه بيرون‌

[1]-/ انبياء، 97

[2]-/ در اين كه مرجع ضمير «هى» چيست؟ در ميان مفسران نظرهاى زيادى است؛ ولى بهتر است كه آن را به ابصار بازگردانيم، گويى كه در عبارت تقديم و تأخيرى رخ داده است‌


صفحه 326

مى‌آيد؛ به اين حالت‌«شخوص»گفته شده است.

درسوّمين‌آيه، خطاب به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله دستور مى‌دهد كه با چه كسانى معاشر و همراه باشد و چه افرادى را از اطراف خويش براند: «با كسانى باش كه پروردگار خود را صبح و عصر مى‌خوانند و تنها ذات او را مى‌طلبند، هرگز چشم‌هاى خود را به خاطر زينت‌هاى دنيا از آنها برمگير و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم، اطاعت مكن؛ همانها كه پيروى هواى نفس كردند و كارهايشان افراطى است؛وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَوَةِ وَ الْعَشِّى يُريدُونَ وَجْهَهُ وَ لاتَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُريدُ زِينَةَ الحَيَاةِ الدُّنيَا وَ لاتُطِعْ مَنْ اغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَ اتَّبَعَ هَوَاهُ وَ كَانَ امْرُهُ فُرُطاً».[1]

در اين آيه، اوصاف كسانى كه شايسته همنشينى پيامبر را در ايمان و عبادت و ذكر پروردگار در هر صبح و شام دارند، برشمرده و از اطاعت (و همنشينى با) كسانى كه دل‌هايشان از ذكر خدا غافل بوده و از هواى نفس پيروى نموده و كارشان به افراط گراييده است، نهى مى‌نمايد.

از تعبيرات اين آيه، رابطه هواپرستى و افراط در آن، با«غفلت»استفاده مى‌شود.

آرى! غافلان از ياد خدا، هواپرستند و در راه افراط گام برمى دارند و اگر در مذّمت‌«غفلت»چيزى جز اين نباشد، كافى است.

طبق بيان آيه فوق كه: «خداوند دل‌هاى آنها را غافل كرده»، به يقين به خاطر اعمالشان است كه نتيجه آن مجازات الهى؛ يعنى،«غفلت»از ياد خداست.

معروف است كه آيه فوق درباره جمعى از ثروتمندان متكبّر و خودخواه عصر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده كه به حضور حضرت رسيدند و گفتند: اى محمد! اگر تو در صدر مجلس بنشينى و اين گونه افرادى را كه بوى بدشان مشام ما را آزار مى‌دهد و لباس‌هاى خشن و پشمينه بر تن دارند[2]از خود دور سازى، مجلس تو، مجلسى در خور اشراف و شخصيت‌هايى همچون ما بشود، آن گاه ما نزد تو خواهيم آمد و از سخنانت بهره‌

[1]-/ كهف، 28

[2]-/ اشاره به افراد با ايمانى همچون سلمان فارسى، ابوذر غفارى، صهيب و خبّاب بوده است‌


صفحه 327

خواهيم گرفت، ولى با وجود اين دو گروه، ديگر جاى ما نيست![1]

ولى خداوند از درون اين گروه غافل و بى خبر آگاه بود و مى‌دانست كه اين گونه افراد پر ادّعا و بى‌محتوا، نه يار روز صلح‌اند و نه سرباز روز جنگ. بر آنها نمى‌توان اعتماد كرد و از فكر آنها نيز نمى‌توان استفاده كرد، به همين دليل خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله هشدار داد كه مراقب وسوسه‌هاى آنها باشد.

درچهارمين‌آيه، دوزخيان را با ذكر چند ويژگى، معرّفى مى‌كند: «كسانى كه اميد لقاى ما را ندارند (به معاد و رستاخيز معتقد نيستند) و تنها به زندگى دنيا خوشنودند و به آن اطمينان دارند و نيز كسانى كه از آيات ما غافلند، جايگاهشان آتش است، به خاطر اعمالى كه انجام مى‌دادند».

در اين آيات، آخرين چيزى كه روى آن تكيه شده‌«غفلت»از آيات الهى است كه در واقع، ريشه اصلى انكار معاد و اعتماد بر دنيا و فراموشى آخرت است. خلاصه اين كه‌«غفلت»ريشه اصلى همه بدبختى‌هاى انسان است؛ در حالى كه ريشه خوشبختى بهشتيان، آگاهى و بيدارى و ذكر خدا است كه در آيات بعد همين سوره، به آن اشاره شده است.

در تفسير روح البيان در ذيل اين آيه، در يك حديث قدسى، چنين مى‌خوانيم كه خداوند مى‌فرمايد: «از سه گروه در شگفتم: از كسانى كه ايمان به آتش دوزخ دارند و مى‌دانند در پيش روى آنهاست، چگونه مى‌خندند و از كسانى كه به دنيا دل بسته‌اند، در حالى كه مى‌دانند به زودى از آن جدا مى‌شوند و از كسانى كه غافلند و مى‌دانند (فرشتگان پروردگار) از آنها غافل نيستند، چگونه مشغول لهو و لعب هستند».

تفسير مذكور در ذيل همين حديث، داستانى از«نعمان بن منذر»- يكى از پادشاهان حيره در عصر جاهليت- نقل مى‌كند: روزى (پادشاه) در زير درختى براى گستردن بساط

[1]-/ اين شأن نزول را مرحوم طبرسى در «مجمع البيان» و قرطبى در تفسير «الجامع لاحكام القرآن» و برسويى در «روح البيان» و جمعى ديگر با تفاوت‌هايى نقل كرده‌اند (توجه داشته باشيد، گرچه سوره كهف مكى است ولى مفسران تصريح كرده‌اند كه آيه مورد بحث؛ يعنى آيه 28 اين سوره، در مدينه نازل شده است)